چگونه ۶۰ درصد از بارشهای جهانی به رودخانهها و سفرههای آب زیرزمینی نمیرسد: شکاف آب سبز
در حالی که مدیریت سنتی آب بر مایع جاری در رودخانهها و سفرههای زیرزمینی تمرکز دارد، بخش عمده بارشهای جهانی توسط خاک جذب شده و از طریق گیاهان تبخیر و تعرق میشود. درک این بخش از منابع که «آب سبز» نامیده میشود، در حال تغییر نحوه محاسبه تنش آبی جهانی در مدلهای کشاورزی و اقلیمی است.
به قلم پریسا مرادی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- هیدرولوژیستهای سنتی
- تمرکز بر مدیریت آب آبی قابل رویت و قابل استخراج از طریق زیرساختهایی مانند سدها، کانالها و پمپهای آب زیرزمینی.
- اقتصاددانان کشاورزی
- تأکید بر نقش غالب آب سبز در امنیت غذایی جهانی و ارزش اقتصادی محصولات دیم.
- مدلسازان سیستم زمین
- ردیابی چرخه بازخورد تبخیر و تعرق برای درک اینکه چگونه تغییرات کاربری اراضی بر بارش در مناطق پاییندست باد و الگوهای اقلیمی تأثیر میگذارد.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- مدیران بومی اراضی
- اپراتورهای تاسیسات آب شهری
در سال ۲۰۲۰، پژوهشگرانی که نتایج کار خود را در نشریه Nature Geoscience منتشر کردند، انحراف عظیمی را در چرخه جهانی آب کمّیسازی کردند: از حدود ۱۱۰ هزار کیلومتر مکعب بارشی که سالانه بر روی خشکیهای زمین میبارد، نزدیک به ۶۰ درصد آن هرگز به رودخانهها، دریاچهها یا سفرههای آب زیرزمینی نمیرسد. در عوض، این حجم عظیم توسط پوشش گیاهی و خاک رهگیری شده، به طور موقت نگهداری میشود و مستقیماً به جو بازمیگردد.[4]
این تفکیک، چرخه آب خشکیها را به دو مخزن متمایز منابع تقسیم میکند. «آب آبی» همان مایع قابل رویتی است که دریاچهها را پر میکند، در رودخانهها جاری میشود و آبهای زیرزمینی را تغذیه میکند؛ آبی که مهندسان برای آن سد میسازند، لولهکشی میکنند و آن را تخصیص میدهند. «آب سبز»، اصطلاحی که در سال ۱۹۹۵ توسط مالین فالکنمارک (Malin Falkenmark)، هیدرولوژیست سوئدی معرفی شد، رطوبتی است که در منطقه اشباعنشده خاک نگهداری شده و توسط گیاهان تعرق میشود.[1][6]
همانطور که نشریه The Economist در تحلیل سال ۲۰۱۰ خود از محدودیتهای منابع کشاورزی اشاره کرد: «آب سبز آبی است که روی خاک میبارد و توسط گیاهان جذب میشود... آب آبی همان آب موجود در رودخانهها، دریاچهها و سفرههای زیرزمینی است.» از منظر تاریخی، وزارتخانههای ملی آب و بانکهای توسعه بینالمللی تقریباً به طور انحصاری بر بخش آبی تمرکز کردهاند و بخش بزرگتر سبز را به جای یک دارایی قابل اندازهگیری، به عنوان یک شرایط پسزمینه غیرقابل مدیریت در نظر گرفتهاند.[3]
مکانیسمی که این شکاف را هدایت میکند، تبخیر و تعرق است. بر اساس گزارش سازمان زمینشناسی ایالات متحده (USGS)، تبخیر و تعرق ترکیبی از تبخیر فیزیکی آب از سطح خاک و تعرق بیولوژیکی آب از طریق روزنههای گیاهان است. سازمان USGS برآورد میکند که در مناطق دارای پوشش گیاهی متراکم، تعرق به تنهایی میتواند عامل ۱۰ درصد از کل رطوبت موجود در جو باشد و به عنوان یک پمپ بیولوژیکی عمل کند که آب را در خلاف جهت جاذبه به سمت بالا میراند.[5]
این تمایز، تعیینکننده امنیت غذایی جهانی است. یک بررسی جامع در نشریه Water Resources and Rural Development نشان داد که کشاورزی دیم — که کاملاً به آب سبز وابسته است — ۸۰ درصد از اراضی کشاورزی جهان را تشکیل میدهد و حدود ۶۰ درصد از غذای جهان را تولید میکند. با این حال، حسابداریهای ملی آب اغلب این مشارکت را صفر ثبت میکنند، زیرا هیچ آب آبی از طریق کانال یا لوله برای دستیابی به آن منحرف نشده است.[2]
با این حال، حسابداریهای ملی آب اغلب این مشارکت را صفر ثبت میکنند، زیرا هیچ آب آبی از طریق کانال یا لوله برای دستیابی به آن منحرف نشده است.
چارچوب کتابخانه دیجیتال یونسکو در مورد «منبع آب فراموششده»، نقطه کور سیاستی را که این نوع حسابداری ایجاد میکند، برجسته میسازد. هنگامی که یک جنگل برای کشاورزی پاکسازی میشود، جریان محلی آب سبز به طور بنیادین تغییر میکند. درختان با ریشههای عمیق که در تمام طول سال رطوبت را تعرق میکنند، با محصولات فصلی با ریشههای کمعمق جایگزین میشوند؛ این امر میزان نفوذ آب به سیستم آب آبی و همچنین میزان بازگشت آب به جو برای تولید بارش در مناطق پاییندست باد را تغییر میدهد.[6]
یک مطالعه بنیادین در نشریه Water Resources Research این تفکیک را در زیستبومهای مختلف مدلسازی کرد. پژوهشگران نشان دادند که در مناطق خشک و نیمهخشک، سهم آب سبز میتواند از ۹۰ درصد کل بارش فراتر رود. در این چشماندازها، تلاش برای مدیریت آب از طریق ساخت مخازن — یعنی زیرساختهای آب آبی — از نظر ریاضی با جایی که منبع واقعاً در آن قرار دارد، نامتناسب است.[1]
تلاش مدلسازی Nature Geoscience در سال ۲۰۲۰، نقشهای با بالاترین وضوح تا به امروز از این شکاف ارائه داد. تیم پژوهشی با ردیابی نشانههای ایزوتوپی در بخار آب دریافتند که تعرق زمینی — جزء بیولوژیکی آب سبز — بر جریان بازگشتی به جو تسلط دارد و بسیار بیشتر از تبخیر فیزیکی از خاک لخت یا پهنههای آبی باز است.[4]
این تسلط بیولوژیکی به این معناست که سیاست کاربری اراضی در عمل همان سیاست آب است. هنگامی که گسترش بیرویه شهری خاک نفوذپذیر را آسفالت میکند، ظرفیت ذخیرهسازی آب سبز را از بین میبرد و بارش را مجبور میکند تا فوراً به شکل سیلابهای آب آبی روان شود. در مقابل، شیوههای کشاورزی احیاکننده که مواد آلی خاک را افزایش میدهند، مستقیماً مخزن آب سبز را گسترش داده و از محصولات در برابر خشکسالی محافظت میکنند، بدون آنکه نیازی به پمپهای آبیاری باشد.[1][7]
تغییرات اقلیمی به طور فعال در حال جابجایی مرز بین این دو مخزن است. با افزایش دمای جهانی، ظرفیت جو برای نگهداری رطوبت افزایش مییابد و نرخ تبخیر و تعرق را تسریع میکند. تحلیل Water Resources Research نشان میدهد که دماهای بالاتر احتمالاً سهم آب سبز را به قیمت کاهش رواناب آب آبی افزایش میدهد؛ این یعنی رودخانهها ممکن است کوچک شوند، حتی اگر مجموع بارش ثابت بماند.[1][4]
به رسمیت شناختن این تغییر نیازمند یک سیستم حسابداری جدید است. چارچوب یونسکو استدلال میکند که آب سبز باید در ردپای ملی آب ادغام شود تا به سیاستگذاران اجازه دهد هزینه واقعی هیدرولوژیکی محصولات مختلف را ارزیابی کنند. یک محصول دیم ممکن است مقادیر عظیمی از آب سبز را مصرف کند، اما از آنجا که رودخانهها یا سفرههای زیرزمینی را تخلیه نمیکند، تأثیر آن بر مصرفکنندگان پاییندست اساساً با یک محصول آبی که آب آبی مصرف میکند، متفاوت است.[6]
ادغام آب سبز در مدلهای اقلیمی جهانی اکنون یک هدف اولیه برای پژوهشهای هیدرولوژیکی است. نقطه عطف قابل راستیآزمایی بعدی، بازنگریهای آتی در استانداردهای حسابداری آب سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) خواهد بود که انتظار میرود معیارهای رطوبت خاک را به طور رسمی در خود جای دهد. تا زمانی که این چارچوبها به تصویب نرسند، بخش عمده آبی که بر روی قارهها میبارد، برای نهادهایی که وظیفه مدیریت آن را بر عهده دارند، نامرئی باقی میماند.[7]
چرا مهم است
بیشتر تولیدات کشاورزی جهان به جای آبیاری، کاملاً به رطوبت خاک وابسته است؛ این یعنی امنیت غذایی مستقیماً به منبع آبی گره خورده که زیرساختهای سنتی قادر به مهار یا لولهکشی آن نیستند. به رسمیت شناختن آب سبز به سیاستگذاران اجازه میدهد تا کاربری اراضی را به عنوان شکلی از مدیریت آب در نظر بگیرند، به جای آنکه صرفاً بر سدها و مخازن تمرکز کنند.
آنچه نمیدانیم
- دقیقاً چگونه تغییر شدت بارش، نسبت نفوذ (آب سبز) به رواناب (آب آبی) را در سطح محلی تغییر خواهد داد.
- چارچوبهای تجارت بینالمللی تا چه حد به طور موثر ردپای آب سبز را در قیمتگذاری صادرات کشاورزی لحاظ خواهند کرد.
منابع
[1]Water Resources Researchمدلسازان سیستم زمینThe 60 Percent of Precipitation That Never Reaches a River: Distinguishing Blue Water from Green Water
مطالعه در Water Resources Research →
[2]Water Resources and Rural Developmentاقتصاددانان کشاورزیGreen water: The forgotten water resource in water resources management
مطالعه در Water Resources and Rural Development →
[3]The Economistهیدرولوژیستهای سنتیThe colour of water
مطالعه در The Economist →
[4]Nature Geoscienceمدلسازان سیستم زمینGlobal partitioning of precipitation into blue and green water
مطالعه در Nature Geoscience →
[5]U.S. Geological Surveyمدلسازان سیستم زمینEvapotranspiration and the Water Cycle
مطالعه در U.S. Geological Survey →
[6]UNESCO Digital Libraryاقتصاددانان کشاورزیGreen water: the forgotten water resource
مطالعه در UNESCO Digital Library →
[7]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت محیط زیست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

