ارتش آمریکا ذخیره موشکهای دوربرد نقطهزن خود را در جنگ ایران به پایان رساند
پس از پنج ماه عملیات رزمی مداوم، ایالات متحده تقریباً تمام موشکهای سطح به سطح بسیار دقیق خود را مصرف کرده است، که نشاندهنده یک گلوگاه حیاتی در زیرساختهای صنعتی دفاعی این کشور است. کاهش سریع ذخایر مهمات تهاجمی و دفاعی، نگرانیهای فوری را در مورد توانایی آمریکا برای پاسخگویی به درگیریهای آینده در منطقه هند و اقیانوسیه ایجاد میکند.
به قلم پریسا مرادی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- تحلیلگران زیرساخت صنعتی دفاعی
- تمرکز بر ناتوانی ساختاری تولیدات آمریکا در جایگزینی سریع مهمات دقیق مصرف شده.
- حامیان آمادگی استراتژیک
- هشدار میدهند که کاهش مهمات پیشرفته در خاورمیانه، آمریکا را در منطقه هند و اقیانوسیه آسیبپذیر میکند.
- مقامات دولتی
- معتقدند که آمریکا برتری نظامی قاطع خود را حفظ کرده و تولید فعالانه در حال افزایش است.
- منتقدان ضد مداخله
- کاهش ذخایر را دلیلی میدانند که جنگ به طور غیرضروری اعتبار و منابع آمریکا را تحلیل میبرد.
چرا مهم است
اتمام سریع پیشرفتهترین مهمات آمریکا، یک آسیبپذیری حیاتی را در زیرساختهای صنعتی دفاعی ایالات متحده آشکار میکند و ثابت میکند که ارتش این کشور نمیتواند جنگهای متعارف با شدت بالا را به طور نامحدود حفظ کند. این کمبود چندساله، توانایی واشنگتن برای اعمال قدرت در خاورمیانه را محدود کرده و بازدارندگی متعارف آن در برابر رقبای اصلی مانند چین را به شدت تضعیف میکند.
فرض غالب در مورد جنگ پنج ماهه آمریکا با ایران این است که محدودیت اصلی واشنگتن، اراده سیاسی داخلی است. با این حال، شواهد نشاندهنده یک سقف سخت در ظرفیت صنعتی است. پس از تقریباً ۱۵۰ روز عملیات رزمی مداوم، ارتش ایالات متحده عملاً تمام ذخایر جهانی موشکهای دوربرد نقطهزن بسیار دقیق خود را مصرف کرده است. این کاهش ذخایر، محاسبات استراتژیک را نه تنها برای درگیری جاری در خاورمیانه، بلکه برای وضعیت کلی نیروهای آمریکا در سطح جهان، به طور اساسی تغییر میدهد. ارتش آمریکا به جای یک زرادخانه نامحدود، در حال حاضر با محدودیتهای شدید عرضه مواجه است که نحوه و محل اعمال قدرت آن را تعیین میکند.[1][7]
شدیدترین کمبودها مربوط به تسلیحات سطح به سطح اصلی ارتش است. منابع متعددی که با دادههای داخلی پنتاگون آشنا هستند، تأیید میکنند که ارتش «تقریباً تمام» سامانههای موشکی تاکتیکی ارتش (ATACMS) و موشکهای جدیدتر ضربتی دقیق (PrSM) خود را استفاده کرده است. این مهمات که هر کدام بیش از ۱ میلیون دلار قیمت دارند، گرههای حیاتی در ساختار ضربتی آمریکا هستند و به نیروها اجازه میدهند تا اهداف به شدت دفاع شده را از فاصله ایمن و بدون قرار دادن هواپیماهای سرنشیندار در معرض پدافند هوایی دشمن، با دقت منهدم کنند. اتمام کامل این داراییهای خاص، یک ابزار اصلی را از دستور کار عملیاتی فرماندهی مرکزی (سنتکام) حذف میکند.[1][2][7]
مصرف سریع شامل قابلیتهای ضربتی دریایی و رهگیرهای دفاعی نیز میشود. گزارش شده است که آمریکا تقریباً نیمی از ذخیره جهانی موشکهای کروز تاماهاک خود را که جزء اصلی قابلیت ضربتی عمیق نیروی دریایی است و از ناوشکنها و زیردریاییها پرتاب میشود، مصرف کرده است. همزمان، سپر دفاعی نیز به شدت تضعیف شده است. تحلیل مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) نشان میدهد که آمریکا تقریباً دو سوم از موجودی رهگیرهای موشکی پاتریوت خود را که قبل از جنگ در اختیار داشت، مصرف کرده و این تعداد از حدود ۲,۳۳۰ موشک به کمتر از ۸۳۰ موشک کاهش یافته است. ذخایر رهگیرهای دفاع منطقهای ارتفاع بالا (THAAD) نیز به همین ترتیب تقریباً نصف شده است.[4][7]
مسئله اصلی، انعطافناپذیری زیرساختهای صنعتی دفاعی است. این مهمات پیشرفته را نمیتوان در مدت زمان کوتاه به سرعت افزایش داد. تولید آنها متکی بر زنجیرههای تأمین بسیار تخصصی شامل ریزالکترونیکهای پیچیده، موتورهای موشکی سوخت جامد و ماشینکاری دقیق است. برای مثال، نرخ تولید فعلی رهگیرهای پاتریوت حدود ۶۰۰ فروند در سال است. طبق پیشبینیهای CSIS، حتی با فعالیت پیمانکاران دفاعی در حداکثر ظرفیت، حداقل تا اواسط سال ۲۰۲۹ طول میکشد تا موجودی پاتریوت و تاد به سطوح قبل از جنگ بازگردد. خط تولید سامانه جدیدتر PrSM نیز به طور مشابه محدود است و تحویل در مقیاس بزرگ تا سال ۲۰۲۷ انتظار نمیرود.[1][4]
این مهمات پیشرفته را نمیتوان در مدت زمان کوتاه به سرعت افزایش داد.
در صحنه عملیاتی ایران، این گلوگاه صنعتی یک تغییر تاکتیکی فوری را تحمیل میکند. بدون ذخیره کافی از تسلیحات دوربرد نقطهزن، هرگونه از سرگیری عملیات تهاجمی در مقیاس بزرگ، مستلزم آن است که آمریکا بیشتر به مأموریتهای بمباران با هواپیماهای سرنشیندار تکیه کند. این امر ذاتاً خطر عملیاتی را افزایش میدهد و هواپیماها را مجبور میکند وارد محدوده درگیری سامانههای موشکی سطح به هوای باقیمانده ایران شوند. کمبود رهگیرهای دفاعی همچنین توانایی ارتش آمریکا برای محافظت از متحدان منطقهای و نیروهای مستقر در خط مقدم در برابر حملات تلافیجویانه موشکهای بالستیک را محدود میکند و به طور بالقوه فرماندهان را مجبور میسازد تا تنها اهداف با بالاترین ارزش را برای دفاع در اولویت قرار دهند.[3][7]
پیامدهای این وضعیت فراتر از خاورمیانه رفته و مستقیماً بر آمادگی آمریکا در منطقه هند و اقیانوسیه تأثیر میگذارد. موشکهای ATACMS، PrSM و تاماهاک که در حال حاضر علیه اهداف ایرانی مصرف میشوند، دقیقاً همان مهماتی هستند که پنتاگون یک دهه صرف ذخیرهسازی آنها برای درگیری احتمالی با شدت بالا با چین کرده است. از آنجایی که این تسلیحات برای نفوذ به شبکههای پیشرفته ضد دسترسی/منع منطقه (A2/AD) طراحی شدهاند، نبود آنها یک پنجره چندساله آسیبپذیری استراتژیک ایجاد میکند. تحلیلگران دفاعی هشدار میدهند که این کاهش ذخایر، آمریکا را مجبور میکند تا ریسک عملیاتی بیشتری را در سطح جهانی بپذیرد، در حالی که زیرساختهای صنعتی تلاش میکنند عقبماندگی را جبران کنند.[4][7]
دولت آمریکا علناً در برابر روایت تضعیف ارتش مقاومت کرده است. شان پارنل، سخنگوی ارشد پنتاگون، اظهار داشت که ارتش ایالات متحده «زرادخانهای عمیق از قابلیتها» را حفظ کرده و هر آنچه برای اجرای عملیات به انتخاب رئیسجمهور لازم است، در اختیار دارد. پرزیدنت دونالد ترامپ نیز به طور مشابه گزارشهای مربوط به کمبودهای حیاتی را رد کرده و تأکید کرده است که تولیدکنندگان دفاعی فعالانه در حال پر کردن مجدد ذخایر هستند. با وجود این، فشار داخلی مشهود است، زیرا طبق گزارشها، رهبران نظامی هفتههاست که در مورد کاهش ذخایر تسلیحات تهاجمی و دفاعی به کاخ سفید هشدار دادهاند.[1][7]
در نهایت، اتمام سریع مهمات دقیق در طول جنگ ایران به عنوان یک آزمون استرس برای روش مدرن جنگیدن آمریکا عمل میکند. دکترین نظامی ایالات متحده برای به حداقل رساندن تلفات نیروهای خودی، به شدت بر غلبه بر دشمنان با آتش دوربرد و بسیار دقیق متکی است. با این حال، این دکترین فرض میکند که یک زیرساخت صنعتی قادر به حفظ چنین نرخ مصرفی است. درگیری کنونی نشان میدهد که در حالی که آمریکا میتواند در مراحل اولیه جنگ به موفقیت تاکتیکی ویرانگری دست یابد، بازدارندگی متعارف پایدار آن در حال حاضر توسط سرعت خطوط مونتاژش محدود شده است.[4][6]
روند رویداد
فوریه ۲۰۲۶
ایالات متحده و اسرائیل عملیات نظامی مشترکی را علیه ایران آغاز میکنند و یک درگیری با شدت بالا شروع میشود.
مه ۲۰۲۶
تحلیلگران دفاعی هشدار میدهند که آمریکا بخش قابل توجهی از مهمات هدایتشونده دقیق خود را در مراحل اولیه جنگ مصرف کرده است.
جولای ۲۰۲۶
CSIS گزارش میدهد که موجودی رهگیرهای پاتریوت و تاد آمریکا به ترتیب تقریباً دو سوم و نصف کاهش یافته است.
آگوست ۲۰۲۶
دادههای داخلی پنتاگون نشان میدهد که ارتش عملاً تمام موشکهای ATACMS و موشکهای ضربتی دقیق خود را استفاده کرده است.
بررسی عمیق دیدگاهها
تحلیلگران زیرساخت صنعتی دفاعی
تمرکز بر ناتوانی ساختاری تولیدات آمریکا در جایگزینی سریع مهمات دقیق مصرف شده.
تحلیلگرانی که زنجیره تأمین دفاعی را رصد میکنند، استدلال میکنند که بحران کنونی نتیجه قابل پیشبینی دههها بهینهسازی برای کارایی در زمان صلح است. تولید سامانههای پیشرفتهای مانند پاتریوت PAC-3 MSE یا موشک ضربتی دقیق نیازمند قطعات بسیار تخصصی است—مانند موتورهای موشکی سوخت جامد و ریزالکترونیکهای نظامی—که نمیتوان آنها را یک شبه افزایش داد. از این منظر، گلوگاه نه کمبود بودجه، بلکه کمبود خطوط مونتاژ فیزیکی و تکنسینهای آموزشدیده هوافضا است، به این معنی که آمریکا صرف نظر از تخصیص بودجه فوری، با کسری چندساله مواجه خواهد شد.
حامیان آمادگی استراتژیک
هشدار میدهند که کاهش مهمات پیشرفته در خاورمیانه، آمریکا را در منطقه هند و اقیانوسیه آسیبپذیر میکند.
برای استراتژیستهایی که بر رقابت قدرتهای بزرگ تمرکز دارند، درگیری ایران یک انحراف خطرناک منابع حیاتی محسوب میشود. تسلیحاتی مانند ATACMS و موشکهای کروز تاماهاک صراحتاً برای مقابله با شبکههای پیشرفته ضد دسترسی/منع منطقه (A2/AD)، مانند شبکههای مستقر شده توسط چین، ذخیره شده بودند. حامیان استدلال میکنند که با مصرف این ذخایر علیه اهداف ایرانی، آمریکا بازدارندگی متعارف کوتاهمدت خود در آسیا را به شدت به خطر انداخته و برنامهریزان نظامی را مجبور میکند تا سطوح بیسابقهای از ریسک عملیاتی را در صحنه اقیانوس آرام بپذیرند تا زمانی که موجودیها در اواخر دهه بازیابی شوند.
مقامات دولتی
معتقدند که آمریکا برتری نظامی قاطع خود را حفظ کرده و تولید فعالانه در حال افزایش است.
رهبری کاخ سفید و پنتاگون به شدت روایت تضعیف نیروها را رد میکنند. از دیدگاه آنها، ارتش آمریکا همچنان توانمندترین نیروی جنگی در جهان است و زرادخانهای عمیق و متنوع در اختیار دارد که بسیار فراتر از سامانههای موشکی خاصی است که در گزارشهای اخیر برجسته شدهاند. مقامات دولتی تأکید میکنند که پیمانکاران دفاعی قبلاً در وضعیت جنگی قرار گرفتهاند و ذخایر گستردهای در حال حاضر از خط تولید عبور میکنند تا اطمینان حاصل شود که آمریکا میتواند هر تهدید جهانی نوظوری را برآورده کند.
منابع
[1]CBS Newsمقامات دولتی
U.S. has used nearly all its stockpile of long-range missiles in Iran war, sources say
مطالعه در CBS News →[2]Times of Israelمقامات دولتی
US has used 'virtually all' of its long-range precision missiles during Iran war — sources
مطالعه در Times of Israel →[3]Middle East Eyeمنتقدان ضد مداخله
US depleted 'virtually all' long-range precision missiles during Iran war: Report
مطالعه در Middle East Eye →[4]Military Timesتحلیلگران زیرساخت صنعتی دفاعی
Iran war depleted US Patriot missile stockpiles, creating readiness challenges, experts say
مطالعه در Military Times →[5]The Printحامیان آمادگی استراتژیک
Exclusive-US has used 'virtually all' of its long-range precision missiles during Iran war, sources say
مطالعه در The Print →[6]Atlantic Councilتحلیلگران زیرساخت صنعتی دفاعی
The Middle East: An immediate test of endurance
مطالعه در Atlantic Council →[7]Reutersحامیان آمادگی استراتژیک
US has used 'virtually all' its long-range precision missiles in Iran war
مطالعه در Reuters →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دفاع و امنیت اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.







