بسته شواهد: خروج ۷۴۱ میلیارد دلاری منابع مالی از کشورهای در حال توسعه بابت بازپرداخت بدهی
بین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴، کشورهای با درآمد کم و متوسط، بزرگترین خروج خالص منابع بدهی در ۵۰ سال اخیر را تجربه کردند که ناشی از افزایش شدید نرخ بهره جهانی و عقبنشینی طلبکاران خصوصی بود.
به قلم ساناز امامی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- نهادهای چندجانبه
- استدلال میکنند که بازسازی جامع بدهی و افزایش تأمین مالی ترجیحی برای جلوگیری از یک دهه از دست رفته در توسعه ضروری است.
- اقتصاددانان توسعه
- بر نقصهای ساختاری در معماری مالی جهانی تأکید میکنند که منابع را از کشورهای جنوب جهانی استخراج میکند.
- جمعبندی تحریریه
- بر واقعیت مبتنی بر داده تمرکز دارد که مسیر کنونی بدهی بدون اصلاحات سیستمی، از نظر ریاضی غیرقابل تحمل است.
آنچه نمیدانیم
- چه میزان از بدهی داخلی تازه منتشر شده در کشورهای در حال توسعه، خطرات پنهان تأمین مالی مجدد را به همراه دارد، زیرا شرایط استقراض محلی اغلب مبهم است.
- آیا بازگشایی اخیر بازارهای اوراق قرضه بینالمللی در صورت بازگشت تورم جهانی، پایدار خواهد بود یا خیر.
- دامنه کامل وامهای پشتوانه منابع از سوی طلبکاران دوجانبه که خارج از سیستمهای گزارشدهی استاندارد باقی ماندهاند.
بین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴، کشورهای در حال توسعه ۷۴۱ میلیارد دلار بیشتر از آنچه در قالب تأمین مالی جدید دریافت کردند، بابت اصل و فرع بدهی خارجی خود پرداخت کردند. این رقم حیرتانگیز که در گزارش بدهی بینالمللی ۲۰۲۵ بانک جهانی آمده است، بزرگترین خروج خالص منابع مرتبط با بدهی از کشورهای جنوب جهانی در دستکم ۵۰ سال اخیر را نشان میدهد. این دادهها حاکی از یک تغییر عمیق در جریانهای مالی جهانی است، جایی که سازوکار استقراض بینالمللی موقتاً از یک موتور توسعه به ابزاری برای استخراج خالص منابع تبدیل شده است.[1][2]
سازوکار پشت این وارونگی ریشه در شوکهای اقتصاد کلان اوایل دهه ۲۰۲۰ دارد. پس از افزایش شدید استقراض در دوران همهگیری، بانکهای مرکزی جهانی برای مبارزه با تورم، نرخ بهره را به شدت بالا بردند. با سررسید شدن وامهای قدیمیتر و ارزانتر، کشورهای در حال توسعه مجبور شدند تعهدات خود را در محیط اعتباری بسیار سختتری تأمین مالی مجدد کنند. در نتیجه، هزینه خدماتدهی به بدهیهای موجود به شدت افزایش یافت، درست در زمانی که دسترسی به سرمایه جدید و مقرونبهصرفه شروع به از بین رفتن کرد.[1][4]
شواهد کمی این فشار بسیار واضح است. تا پایان سال ۲۰۲۴، بدهی خارجی ترکیبی کشورهای با درآمد کم و متوسط به بالاترین حد خود یعنی ۸.۹ تریلیون دلار رسید. در این مجموع، تنها پرداختهای بهره در سال گذشته به رکورد ۴۱۵ میلیارد دلار افزایش یافت. میانگین نرخ بهرهای که اقتصادهای در حال توسعه به طلبکاران رسمی پرداخت کردند، به بالاترین حد در ۲۴ سال و نرخهای پرداختی به طلبکاران خصوصی به اوج ۱۷ ساله رسید.[1][2]
پیامدهای انسانی این واقعیت مالی قابل اندازهگیری و شدید است. در ۲۲ کشور با بالاترین بدهی (کشورهایی که موجودی بدهی خارجی آنها بیش از ۲۰۰ درصد درآمد صادراتی است)، به طور متوسط ۵۶ درصد از جمعیت اکنون قادر به تأمین حداقل رژیم غذایی روزانه لازم برای سلامت طولانیمدت نیستند. سرمایهای که به طور سنتی باید به آموزش، مراقبتهای بهداشتی اولیه و زیرساختهای ضروری اختصاص یابد، در عوض برای انجام تعهدات بدهی دولتی منحرف میشود.[1][3]
با سختتر شدن اعتبارات خصوصی و دوجانبه، نهادهای توسعه چندجانبه به عنوان شریان حیاتی اصلی برای آسیبپذیرترین اقتصادها ظاهر شدند. بانک جهانی به بزرگترین تأمینکننده خالص مالی جدید برای ۷۸ کشور واجد شرایط دریافت کمکهای انجمن توسعه بینالمللی (IDA) تبدیل شد. در سال ۲۰۲۴، این نهاد ۱۸.۳ میلیارد دلار بیشتر از آنچه در قالب بازپرداخت دریافت کرد، تأمین مالی جدید به این کشورها ارائه داد، به علاوه ۷.۵ میلیارد دلار کمکهای بلاعوض.[1][2]
با سختتر شدن اعتبارات خصوصی و دوجانبه، نهادهای توسعه چندجانبه به عنوان شریان حیاتی اصلی برای آسیبپذیرترین اقتصادها ظاهر شدند.
در مقابل، طلبکاران رسمی دوجانبه (عمدتاً دولتهای خارجی و نهادهای مرتبط با دولت) تا حد زیادی از صحنه عقبنشینی کردند. پس از مشارکت در موجی از بازسازی بدهیها که تعهدات خارجی بلندمدت برخی کشورها را تا ۷۰ درصد کاهش داد، وامدهندگان دوجانبه در سال ۲۰۲۴ مبلغ ۸.۸ میلیارد دلار بیشتر از آنچه پرداخت کردند، در قالب بازپرداخت جمعآوری نمودند. دارندگان اوراق قرضه خصوصی ۸۰ میلیارد دلار تأمین مالی خالص جدید تزریق کردند، اما این سرمایه با هزینه بسیار بالایی همراه بود، به طوری که نرخ بهره در حدود ۱۰ درصد، تقریباً دو برابر میانگین قبل از سال ۲۰۲۰، در نوسان بود.[1][2]
در مواجهه با کاهش گزینهها برای تأمین مالی خارجی مقرونبهصرفه، بسیاری از دولتهای در حال توسعه استراتژیهای استقراض خود را به سمت داخل کشور تغییر دادهاند. در میان ۸۶ کشوری که دادههای آنها در دسترس است، بیش از نیمی شاهد افزایش سریعتر بدهی عمومی داخلی خود نسبت به بدهی خارجی بودند. این چرخش به سمت بازارهای سرمایه محلی، نشاندهنده یک تغییر ساختاری مهم در نحوه تأمین کسری بودجه توسط اقتصادهای نوظهور است.[1][2]
در حالی که استفاده از بازارهای داخلی، آسیبپذیری یک کشور در برابر نوسانات ارزی را کاهش میدهد، دادهها نشان میدهند که آسیبپذیریهای داخلی جدیدی را نیز ایجاد میکند. استقراض سنگین دولتی اغلب بخش خصوصی را تحت فشار قرار میدهد؛ بانکهای تجاری محلی به جای اعطای اعتبار به کسبوکارها و کارآفرینان، اوراق قرضه دولتی را انباشته میکنند. علاوه بر این، بدهی داخلی معمولاً سررسیدهای کوتاهتری دارد و فشارهای مداوم و فوری برای تأمین مالی مجدد را برای وزارتخانههای دارایی ایجاد میکند.[1][5]
با وجود فشارهای شدید، دادهها نشان میدهند که تا حد زیادی از وقوع موجی آبشاری از نکولهای دولتی جلوگیری شده است. این ثبات تا حدی از طریق سازماندهی مجدد تهاجمی بدهیها تضمین شد، به طوری که کشورهای در حال توسعه در سال ۲۰۲۴، ۹۰ میلیارد دلار از بدهی خارجی خود را بازسازی کردند—بالاترین حجم از سال ۲۰۱۰. این بازسازی، همراه با بازگشایی آزمایشی بازارهای اوراق قرضه بینالمللی، فضای تنفس مالی موقتی را برای کشورهای با بدهی بالا فراهم کرده است.[1][2]
با این حال، شواهد اساسی نشان میدهد که بحران ساختاری همچنان حل نشده باقی مانده است. اقتصادهای در حال توسعه در محیطی پرمخاطره حرکت میکنند که در آن انباشت بدهی همچنان از رشد اقتصادی پیشی میگیرد. تحلیلگران مالی و نهادهای چندجانبه هشدار میدهند که سیاستگذاران باید از ثبات فعلی برای تحکیم امور مالی عمومی و اجرای اصلاحات سیستمی استفاده کنند، نه اینکه دوباره به بازارهای بدهی خارجی گرانقیمتی بازگردند که عامل اصلی فشار کنونی بودند.[1][4][6]
چرا مهم است
درک جریانهای بدهی جهانی برای فهمیدن این موضوع حیاتی است که چرا بسیاری از اقتصادهای نوظهور برای تأمین مالی زیرساختهای اساسی و مراقبتهای بهداشتی با مشکل مواجه هستند و چگونه سیاستهای مالی بینالمللی مستقیماً بر توسعه جهانی تأثیر میگذارند.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه وامدهندگان چندجانبه
بر نیاز به تأمین مالی ترجیحی و انضباط مالی تمرکز دارد.
نهادهایی مانند بانک جهانی تأکید میکنند که اگرچه بحران فوری از طریق بازسازیها به تعویق افتاده است، اما انباشت ساختاری بدهی ادامه دارد. آنها از افزایش کمکهای بلاعوض، وامهای کمهزینه و استفاده کشورهای در حال توسعه از شرایط فعلی بازار برای تثبیت وضعیت مالی خود به جای انباشت بدهیهای خصوصی گرانتر حمایت میکنند.
دیدگاه اقتصاددانان توسعه
استخراج سیستمی منابع از کشورهای جنوب جهانی را برجسته میکند.
محققان استدلال میکنند که معماری مالی جهانی کنونی ذاتاً کشورهای در حال توسعه را در مضیقه قرار میدهد. هنگامی که نرخ بهره جهانی افزایش مییابد، این کشورها با هزینههای استقراض نامتناسبی روبرو میشوند و بدهی خارجی عملاً به ابزاری برای استخراج خالص منابع تبدیل میشود که اقتصادهای محلی را از سرمایهگذاریهای حیاتی در بهداشت و زیرساخت محروم میکند.
منابع
[1]World Bankنهادهای چندجانبهDeveloping Countries' Debt Outflows Hit 50-Year High During 2022-2024
مطالعه در World Bank →
[2]World Bankنهادهای چندجانبهInternational Debt Report 2025
مطالعه در World Bank →
[3]UNCTADنهادهای چندجانبهA World of Debt Dashboard
مطالعه در UNCTAD →
[4]CEPRاقتصاددانان توسعهSpecial Drawing Rights: The Right Tool to Use
مطالعه در CEPR →
[5]IDOSاقتصاددانان توسعهGlobal development policy and the New World Disorder
مطالعه در IDOS →
[6]تیم سردبیری کوهستانجمعبندی تحریریهتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت تحلیل داده اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.



