رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانتئوری موسیقیگزارش تشریحی· 6 دقیقه مطالعه· در فرهنگ

چرخه ۱۲ مرحله‌ای: دایره پنجم‌ها چگونه تمام روابط صوتی را در موسیقی غربی سامان می‌دهد؟

دایره پنجم‌ها که ریشه در یک رساله مسکویی مربوط به سال ۱۶۷۹ دارد، با تکیه بر یک مصالحه ریاضی، ساختار هندسی هارمونی غربی را نقشه‌برداری می‌کند.

به قلم تارا نوری

نظریه‌پردازان تاریخی 40%تحلیلگران محاسباتی 30%خلوص‌گرایان آکوستیک 30%
نظریه‌پردازان تاریخی
تمرکز بر تکامل دایره به عنوان یک ابزار عملی که گذار از مدهای رنسانس به گام‌های ماژور و مینور مدرن را مستند کرده است.
تحلیلگران محاسباتی
نگاه به دایره به عنوان یک فضای هندسی واقعی که می‌تواند برای پیش‌بینی الگوریتمی و نقشه‌برداری مراکز صوتی در داده‌های صوتی استفاده شود.
خلوص‌گرایان آکوستیک
تاکید بر مصالحه ریاضیِ اعتدال مساوی که برای عملکرد دایره ضروری است، با اشاره به از دست رفتن فواصل آکوستیک خالص.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • نظریه‌پردازان موسیقی میکروتونال غیرغربی
  • بداهه‌نوازان جاز که از هارمونی غیرکاربردی استفاده می‌کنند

نکات کلیدی

  1. دایره پنجم‌ها روابط هندسی میان تمام ۱۲ نت گام کروماتیک غربی را نقشه‌برداری می‌کند.
  2. این سیستم بر پایه اعتدال مساوی بنا شده است؛ یک مصالحه ریاضی که کسر کوچکی از پنجم‌های آکوستیک خالص را می‌تراشد تا دایره کاملاً بسته شود.
  3. قدیمی‌ترین نمودار شناخته‌شده از این دایره در رساله «گراماتیکا» اثر نیکلای دیلتسکی در سال ۱۶۷۹ در مسکووی ظاهر شد.
  4. حرکت یک پله در جهت عقربه‌های ساعت روی این دایره، یک دیز به سرکلید اضافه می‌کند؛ حرکت در خلاف جهت عقربه‌های ساعت، یک بمل می‌افزاید.
  5. نرم‌افزارهای صوتی مدرن از مختصات هندسی این دایره برای تشخیص الگوریتمی گام موسیقی ضبط‌شده استفاده می‌کنند.

برای اینکه هرکدام از این‌ها کار کند، ریاضیات باید کمی اشتباه باشد. اگر دوازده فاصله پنجم درست و از نظر آکوستیکی خالص را روی هم بچینید، به فرکانس صدای اولیه‌تان برنمی‌گردید. شما با یک اختلاف آکوستیک میکروسکوپی از اکتاو فراتر می‌روید؛ دقیقاً ۲۳٫۴۶ سنت، یا حدود یک‌چهارم یک نیم‌پرده، اختلافی که به عنوان «کمای فیثاغورثی» شناخته می‌شود. برای خم کردن این مارپیچ و تبدیل آن به یک حلقه بسته، موسیقی غربی مجبور شد «اعتدال مساوی» را بپذیرد و کسر کوچکی از یک درصدِ هر فاصله پنجم را بتراشد تا دو سر طیف به‌طور بی‌نقصی به هم برسند. این مصالحه ریاضی، همان قید الزام‌آوری است که کل این سیستم را ممکن می‌سازد.[3][8]

دایره پنجم‌ها که روی همین شالوده معتدل بنا شده، در واقع رابط کاربری بنیادین هارمونی غربی است. همان‌طور که دایره‌المعارف بریتانیکا تعریف می‌کند، این نمودار «نمایشی بصری از روابط میان ۱۲ نت گام کروماتیک» است. این سیستم، دوازده نت موسیقی را مثل اعداد روی صفحه یک ساعت می‌چیند، جایی که هر قدم در جهت عقربه‌های ساعت نشان‌دهنده فاصله‌ای برابر با هفت نیم‌پرده است؛ یعنی یک پنجم درست. با حرکت از «دو» به «سل»، سپس به «ر» و در نهایت بازگشت به «دو»، این نمودار کشش گرانشی نامرئی میان آکوردها را نقشه‌برداری می‌کند.[3]

جالب اینجاست که قدیمی‌ترین تصویر شناخته‌شده از این نقشه هندسی، نه از پایتخت‌های موسیقی مثل وین یا لایپزیگ، بلکه از مسکوویِ اواخر قرن هفدهم بیرون آمد. در سال ۱۶۷۹، نظریه‌پرداز اوکراینی‌الاصل، نیکلای دیلتسکی، رساله «گراماتیکا» را منتشر کرد؛ یک رساله بنیادین که برای آموزش آهنگسازی چندصدایی به رهبران گروه کر روسی طراحی شده بود. متن دیلتسکی شامل یک نمودار دایره‌ای بود که صراحتاً گام‌های موسیقی را از طریق فاصله‌های پنجم به هم متصل می‌کرد و یک راهنمای عملی برای آهنگسازانی فراهم می‌آورد که در حال کاوش در یک جهان هارمونیکِ در حال گسترش بودند.[1]

نوآوری دیلتسکی پیش‌درآمدی بر یک تغییر ساختاری عظیم در نحوه درک انسان از صدا بود. قرن‌ها بود که موسیقی اروپایی تحت سلطه مدهای کلیسایی قرار داشت؛ گام‌های خطی با رفتارهای ملودیک خاص. اما همان‌طور که نظریه‌پردازان آلمانی بین سال‌های ۱۵۹۲ تا ۱۸۰۲ شروع به مستندسازی کردند، آن مدها در حال فروپاشی و تبدیل شدن به سیستم دوتایی گام‌های ماژور و مینور بودند. دایره پنجم‌ها نقشه‌نگاریِ این چشم‌انداز صوتی جدید را فراهم کرد و به آهنگسازان اجازه داد تا تجسم کنند چقدر می‌توانند از یک گام پایه دور شوند، پیش از آنکه شنونده حس گرانش هارمونیک خود را از دست بدهد.[7]

حرکت در جهت عقربه‌های ساعت روی این دایره، دیزها را به سرکلید اضافه می‌کند؛ حرکت در خلاف جهت عقربه‌های ساعت، بمل‌ها را می‌افزاید.

خود این مکانیزم با دقتی مکانیکی کار می‌کند. در بالای صفحه ساعت، «دو ماژور» نشسته است؛ گامی با صفر دیز یا بمل. حرکت یک پله در جهت عقربه‌های ساعت به سمت «سل ماژور»، یک دیز (فا دیز) به سرکلید اضافه می‌کند. یک پله حرکت دیگر به سمت «ر ماژور»، دیز دوم (دو دیز) را می‌افزاید. این فرآیند افزایشی در سمت راست دایره ادامه می‌یابد تا در پایین به «فا دیز ماژور» برسد که شامل شش دیز است. تقارن در اینجا مطلق است: هر قدم در جهت عقربه‌های ساعت، تنش هارمونیک را دقیقاً با یک علامت تغییردهنده افزایش می‌دهد.[5]

در بالای صفحه ساعت، «دو ماژور» نشسته است؛ گامی با صفر دیز یا بمل.

حرکت در خلاف جهت عقربه‌های ساعت از «دو ماژور»، بمل‌ها را دقیقاً با همان توالی معرفی می‌کند. یک قدم به چپ روی «فا ماژور» (یک بمل) فرود می‌آید، سپس «سی بمل ماژور» (دو بمل)، و همین‌طور در سمت چپ پایین می‌رود تا در انتهای دایره با «فا دیز ماژور» ملاقات کند؛ گامی که می‌تواند از نظر آنارمونیک به عنوان «سل بمل ماژور» با شش بمل بازنویسی شود. این معماری دوجهته به این معناست که هر دو گام مجاور روی دایره، در شش نت از هفت نت دیاتونیک خود مشترک هستند، که آن‌ها را «بسیار نزدیک» به هم می‌کند و به آهنگسازان اجازه می‌دهد تا به نرمی بین آن‌ها جابه‌جا شوند.[5]

ریچارد فرانکو گلدمن در کتاب خود با عنوان «هارمونی در موسیقی غربی» در سال ۱۹۶۵، تاکید کرد که این منطق ساختاری به موتور محرک و تعریف‌کننده دوران کلاسیک تبدیل شد. رابطه بین یک آکورد و آکوردی که یک پله در خلاف جهت عقربه‌های ساعت با آن فاصله دارد (یعنی حل شدن نمایان به تونیک)، قدرتمندترین نیروی پیش‌برنده در موسیقی تونال است. وقتی یک قطعه موسیقی مدولاسیون می‌کند، در واقع در حال قدم زدن در امتداد محیط دایره دیلتسکی است؛ با دور شدن از نقطه شروع تنش ایجاد می‌کند و با بازگشت به آن، این تنش را رها می‌سازد.[6]

تا سال ۱۹۹۸، ریاضیدانان و نظریه‌پردازان موسیقی شروع به فرمول‌بندی این روابط در قالب مدل‌های فضایی صریح کردند. تحقیقی که در انتشارات تیلور اند فرانسیس با عنوان «مقدمه‌ای بر هندسه موسیقی» منتشر شد، نشان داد که دایره پنجم‌ها صرفاً یک استعاره مفید نیست، بلکه یک فضای هندسی واقعی است. وقتی زیروبمی‌ها و آکوردها روی یک چنبره (یک سطح ریاضی دونات‌شکل) نگاشت می‌شوند، فواصل بین آن‌ها به‌طور بی‌نقصی واقعیت‌های آکوستیکِ مطبوعیت و نامطبوعیت را که گوش انسان درک می‌کند، بازتاب می‌دهند.[2]

بدون تنظیمات جزئیِ اعتدال مساوی، روی هم چیدن دوازده فاصله پنجم درست، از فرکانس صدای اولیه به اندازه ۲۳٫۴۶ سنت فراتر می‌رود.

این واقعیت هندسی پیامدهای عمیقی برای فناوری مدرن دارد. در سال ۲۰۱۶، محققان روشی را برای تخمین الگوریتمی گام منتشر کردند که کاملاً بر دایره پنجم‌ها متکی است. با تحلیل طیف فرکانس یک فایل صوتی و نگاشت زیروبمی‌های برجسته روی مختصات دایره، نرم‌افزار می‌تواند مرکز صوتی یک آهنگ ضبط‌شده را با دقت پیش‌بینی کند. این الگوریتم «مرکز جرم» داده‌های صوتی را روی صفحه دایره‌ای محاسبه می‌کند و ثابت می‌کند که این نمودار ۳۰۰ ساله همچنان از نظر محاسباتی قدرتمند و استوار است.[4]

با این حال، نباید فراموش کنیم که این دایره، نقشه یک دستاورد فرهنگی خاص است، نه یک قانون آکوستیک جهانی. این سیستم هارمونی کاربردیِ باخ، موتسارت و بیتلز را به‌خوبی توصیف می‌کند، اما وقتی در سنت‌های موسیقایی خارج از این تبارنامه به کار می‌رود، در هم می‌شکند. راگاهای میکروتونال در موسیقی کلاسیک هند، گروه‌های گاملان در اندونزی، و حتی نت‌های بلو در جاز آمریکایی، بر روابطی از زیروبمی‌ها تکیه دارند که در شکاف‌های بین دوازده گامِ دارای اعتدال مساوی وجود دارند. برای آن سیستم‌ها، این دایره یک تصویرسازی ناکارآمد است.[5][8]

نرم‌افزارهای مدرن تحلیل صدا از هندسه این دایره برای محاسبه مرکز صوتی موسیقی ضبط‌شده استفاده می‌کنند.

حتی در درون خود موسیقی غربی نیز، اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شاهد آهنگسازانی بودیم که عمداً اقتدار این دایره را در هم می‌شکستند. موسیقی آتونال و سریالیسم دوازده‌نغمه‌ای به دنبال این بودند که با هر دوازده زیروبمی به‌طور مساوی رفتار کنند و فعالانه از گرانش نمایان-تونیک که دایره به تصویر می‌کشد، اجتناب می‌کردند. با این وجود، علی‌رغم این انحرافات آوانگارد، اکثریت قریب‌به‌اتفاق موسیقی تجاری که امروزه در سطح جهانی مصرف می‌شود، هنوز هم دقیقاً در چارچوب مرزهای هندسی‌ای عمل می‌کند که قرن‌ها پیش بنا شده‌اند.[5]

ماندگاری دایره پنجم‌ها در تلفیق ظریف و زیبای آن از هنر و ریاضیات نهفته است. این سیستم یک نقص آکوستیک (کمای فیثاغورثی) را گرفت و آن را به یک حلقه بی‌نقص و قابل‌پیمایش تبدیل کرد. از یک کتابچه راهنمای گروه کر در مسکووی قرن هفدهم گرفته تا کدهایی که در نرم‌افزارهای مدرن دی‌جی اجرا می‌شوند، این حلقه همچنان معماری قطعی و نهایی صدای غربی باقی مانده است؛ و ثابت می‌کند که موسیقی در نهایت هندسه‌ای است که ما آن را در بستر زمان تجربه می‌کنیم.[1][4][8]

چرا مهم است

درک دایره پنجم‌ها به ما نشان می‌دهد که موسیقی غربی مجموعه‌ای تصادفی از صداها نیست، بلکه یک سیستم فضایی به‌شدت ساختاریافته است. این چارچوب هندسی، همه‌چیز را از فوگ‌های باخ گرفته تا نرم‌افزارهای الگوریتمی مدرن تشخیص گام، هدایت می‌کند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

دیدگاه نظریه‌پرداز تاریخی

دایره را به عنوان یک نقشه‌نگاری عملی می‌بیند که آهنگسازان را در یک تغییر پارادایم عظیم راهنمایی کرد.

برای موسیقی‌شناسانی که تکامل هارمونی غربی را دنبال می‌کنند، دایره پنجم‌ها کمتر یک کشف ریاضی و بیشتر یک ابزار ناوبری ضروری است. بین اواخر دوره رنسانس و دوران کلاسیک، موسیقی اروپایی مدهای خطی کلیسایی را به نفع سیستم گام‌های ماژور-مینور کنار گذاشت. نظریه‌پردازانی مانند نیکلای دیلتسکی و یوهان داوید هاینیچن از این دایره برای نقشه‌برداری از این قلمرو جدید استفاده کردند و به آهنگسازان یک راهنمای بصری دادند تا بدانند چگونه بدون از دست دادن شنونده، از یک گام پایه مدولاسیون کنند. در این دیدگاه، دایره یک سند تاریخی از تغییر ترجیحات زیبایی‌شناختی انسان به سمت هارمونی کاربردی است.

دیدگاه خلوص‌گرای آکوستیک

مصالحه ریاضی مورد نیاز برای عملکرد دایره به عنوان یک حلقه بسته را برجسته می‌کند.

از منظر آکوستیک و فیزیک، دایره پنجم‌ها از نظر فنی یک مارپیچ است که به زور بسته شده است. از آنجا که روی هم چیدن دوازده فاصله پنجم آکوستیک خالص، به اندازه کمای فیثاغورثی (۲۳٫۴۶ سنت) از اکتاو فراتر می‌رود، این دایره تنها در صورتی کار می‌کند که هر فاصله اندکی از کوک خارج شود؛ سیستمی که به عنوان اعتدال مساوی شناخته می‌شود. خلوص‌گرایان آکوستیک خاطرنشان می‌کنند که اگرچه این مصالحه امکان مدولاسیون بی‌نهایت در تمام دوازده گام را فراهم کرد، اما طنین بکر و بدون ضربانِ کوک خالص را قربانی کرد. بنابراین، این دایره نشان‌دهنده پیروزی کاربرد ساختاری بر کمال آکوستیک است.

دیدگاه تحلیلگر محاسباتی

با دایره به عنوان یک فضای هندسی واقعی برای پردازش الگوریتمی داده‌ها برخورد می‌کند.

موسیقی‌شناسی محاسباتی مدرن، دایره را از رمانتیسم تاریخی‌اش عاری کرده و با آن به عنوان یک سیستم مختصات هندسی دقیق برخورد می‌کند. وقتی فرکانس‌های صوتی روی یک چنبره یا صفحه دایره‌ای نگاشت می‌شوند، فواصل بین زیروبمی‌ها از نظر ریاضی ادراک انسان از مطبوعیت و نامطبوعیت را بازتاب می‌دهند. این امر به مهندسان نرم‌افزار اجازه می‌دهد الگوریتم‌هایی بسازند که «مرکز جرم» طیف فرکانس یک فایل صوتی را محاسبه کنند. با رسم این جرم روی دایره پنجم‌ها، رایانه‌ها می‌توانند مرکز صوتی یک آهنگ را با دقت پیش‌بینی کنند و ثابت کنند که این نمودار یک مدل ریاضی قدرتمند برای صدا است.

منابع

پوشش منابع

8 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

نظریه‌پردازان تاریخی 40%تحلیلگران محاسباتی 30%خلوص‌گرایان آکوستیک 30%
  1. [1]UC Press Journalsنظریه‌پردازان تاریخی

    A Theoretical Work of Late Seventeenth-Century Muscovy: Nikolai Diletskii's Grammatika and the Earliest Circle of Fifths

    مطالعه در UC Press Journals
  2. [2]Taylor & Francisتحلیلگران محاسباتی

    Prelude to Musical Geometry

    مطالعه در Taylor & Francis
  3. [3]Britannicaخلوص‌گرایان آکوستیک

    Circle of fifths

    مطالعه در Britannica
  4. [4]ResearchGateتحلیلگران محاسباتی

    Key Estimation Using Circle of Fifths

    مطالعه در ResearchGate
  5. [5]Internet Archiveخلوص‌گرایان آکوستیک

    Tonal Harmony with an Introduction to Twentieth-Century Music

    مطالعه در Internet Archive
  6. [6]W. W. Norton & Companyنظریه‌پردازان تاریخی

    Harmony in Western Music

    مطالعه در W. W. Norton & Company
  7. [7]Pendragon Pressنظریه‌پردازان تاریخی

    Between modes and keys: German theory, 1592-1802

    مطالعه در Pendragon Press
  8. [8]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.