رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانمیراث فرهنگیتحلیل و گزارش۶ شهریور ۱۴۰۵، ۲۲:۲۳· 10 دقیقه مطالعه· در فرهنگ

«افتتاح موزه بزرگ مصر: آیا سنگ روزتا و آثار باستانی دیگر به خانه بازمی‌گردند؟»

گشایش بزرگ‌ترین موزه باستان‌شناسی جهان در جیزه، استدلال دیرینه غرب مبنی بر اینکه مصر فاقد امکانات لازم برای حفاظت از میراث خود است را از میان برداشته است. با بازگشایی «موزه بزرگ مصر»، تلاش‌های تازه‌ای برای بازگرداندن سنگ روزتا، تندیس نفرتیتی و زودیاک دندره آغاز شده که مرزهای قانونی و اخلاقی نهادهای اروپایی را به چالش می‌کشد.

به قلم یاسر شاهرخی

حامیان مصری بازگرداندن آثار 45%مدیران موزه‌های اروپایی 35%اخلاق‌گرایان مدرن استرداد 20%
حامیان مصری بازگرداندن آثار
معتقدند که چارچوب‌های قانونی دوران استعمار ذاتاً نامشروع هستند و میراث مصر به خود مصر تعلق دارد.
مدیران موزه‌های اروپایی
استدلال می‌کنند که آثار باستانی طبق قوانین دوران مربوطه به طور قانونی به دست آمده‌اند و به عنوان سفیران جهانی تاریخ بشر عمل می‌کنند.
اخلاق‌گرایان مدرن استرداد
از تغییر از مالکیت قانونی سختگیرانه به مدیریت مشترک و استرداد اخلاقی حمایت می‌کنند.

چرا مهم است

قرن‌هاست که توزیع جهانی میراث فرهنگی توسط پویایی‌های قدرت دوران استعمار دیکته شده است. افتتاح موزه بزرگ مصر این الگو را تغییر می‌دهد و جهان را وادار می‌کند تا دوباره محاسبه کند که مالک واقعی تاریخ کیست و آثار باستانی تعریف‌کننده تمدن بشری واقعاً به کجا تعلق دارند.

نکات کلیدی

  1. افتتاح موزه بزرگ مصر این استدلال را که مصر فاقد امکانات لازم برای حفاظت از آثار باستانی خود است، از بین برده است.
  2. باستان‌شناسان مصری در حال رهبری یک تلاش جدید برای بازگرداندن سنگ روزتا، تندیس نفرتیتی و زودیاک دندره هستند.
  3. موزه‌های اروپایی برای توجیه مالکیت خود به سازوکارهای تاریخی متفاوتی—از معاهدات نظامی گرفته تا تقسیم‌های حفاری—متکی هستند.
  4. قانون بین‌المللی فاقد یک چارچوب واحد برای مطالبات عطف به ماسبق دوران استعمار است و بازگرداندن آثار را به صلاحدید موزه‌های منفرد واگذار می‌کند.
  5. قوانین سختگیرانه میراث ملی در بریتانیا و فرانسه، بازگشت دائمی آثار دولتی را از نظر قانونی پیچیده می‌کند.

افتتاح «موزه بزرگ مصر» (GEM) در اواخر سال ۲۰۲۵ میلادی، یک تغییر تاریخی در چشم‌انداز فرهنگی جهان رقم زد. این مجموعه یک میلیارد دلاری که در حاشیه فلات جیزه و در مساحتی بالغ بر ۵.۴ میلیون فوت مربع گسترده شده، بزرگ‌ترین موزه باستان‌شناسی جهان است که به یک تمدن واحد اختصاص یافته است. معماری خیره‌کننده و مدرن آن، که طوری طراحی شده تا با اهرام باستانی جیزه در فاصله تنها دو کیلومتری کاملاً هم‌راستا باشد، پلی است میان گذشته عمیق مصر و آینده بلندپروازانه‌اش. در داخل، موزه مجهز به سیستم‌های کنترل آب و هوای پیشرفته، آزمایشگاه‌های حفاظت مدرن و سالن‌های نمایشگاهی وسیعی است که برای پذیرایی از جمعیت‌های عظیم و در عین حال حفظ دقیق آثار باستانی ظریف، طراحی شده‌اند.[1][8]

برای دهه‌ها، موزه‌های نخبه جهان برای رد درخواست‌های قاهره جهت بازگرداندن آثار، به یک دفاع استاندارد، هرچند از بالا به پایین، متکی بودند: مصر به سادگی فاقد امکانات امن و در سطح جهانی لازم برای نگهداری و نمایش ایمن گران‌بهاترین آثار باستانی خود است. متصدیان اروپایی اغلب به موزه قدیمی و شلوغ مصر در میدان تحریر اشاره می‌کردند و آن را دلیلی می‌دانستند که بازگرداندن شاهکارهای شکننده، آن‌ها را در معرض خطر آسیب یا بی‌توجهی قرار می‌دهد. این استدلال عملی، سپر مناسبی را فراهم می‌کرد تا نهادهای غربی از کنار پرسش‌های عمیق‌تر اخلاقی درباره اینکه این آثار اصلاً چگونه به دست آمده‌اند، عبور کنند.[5]

اکنون که موزه بزرگ مصر کاملاً عملیاتی شده و بیش از ۱۰۰,۰۰۰ اثر باستانی را در خود جای داده است—از جمله اولین نمایش کامل مجموعه توت‌عنخ‌آمون—آن بهانه دیرینه رسماً فرو ریخته است. این موزه به عنوان یک پاسخ درخشان و غیرقابل انکار در برابر این استدلال ایستاده که مصر نمی‌تواند از تاریخ خود محافظت کند. در حالی که میلیون‌ها بازدیدکننده از دهلیزهای مرتفع آن عبور می‌کنند، گفتگوی پیرامون میراث فرهنگی اساساً تغییر کرده است. موانع عملی بازگرداندن آثار برچیده شده‌اند و نهادهای اروپایی را وادار می‌کنند تا مالکیت خود را صرفاً بر مبنای دلایل قانونی و اخلاقی توجیه کنند.[1][8]

این نقطه عطف معماری، تلاش‌های تازه‌ای را از سوی باستان‌شناسان مصری و حامیان میراث فرهنگی برای بازپس‌گیری نمادین‌ترین گنجینه‌های صادرشده کشور، به راه انداخته است. این کارزار بر خالی کردن موزه‌های غربی از تمام آثار مصری تمرکز ندارد، بلکه هدف آن بازگرداندن چند شاهکار منتخب است که دارای وزن تاریخی و نمادین بی‌نظیری هستند. این اقلام نه فقط به عنوان هنر باستانی، بلکه به عنوان قطعات دزدیده‌شده هویت ملی مصر تلقی می‌شوند که در دوران آسیب‌پذیری عمیق به یغما رفته‌اند. برای حامیان این حرکت، موزه بزرگ مصر، خانه عالی و دیرینه‌ای برای این یادگارهای آواره است.[5]

به روایت آمار: مقیاس موزه بزرگ مصر و جدول زمانی آثار باستانی مورد مناقشه.

در مرکز این کارزار، سه اثر باستانی خاص قرار دارند که به نمادهای جهانی مصر باستان تبدیل شده‌اند، اما در پایتخت‌های اروپایی اقامت گزیده‌اند: سنگ روزتا در لندن، تندیس نفرتیتی در برلین، و زودیاک دندره در پاریس. زاهی حواس، وزیر سابق آثار باستانی مصر، و دیگر مصرشناسان برجسته، طومارهای بین‌المللی راه‌اندازی کرده‌اند و خواستار بازگرداندن این سه قلم شده‌اند. آن‌ها استدلال می‌کنند که حضور مستمر این آثار در موزه‌های غربی، میراثی جاری از خشونت استعماری است. آن‌ها تأکید دارند که قوانین حاکم بر خروج این آثار، توسط قدرت‌های امپریالیستی و بدون رضایت عادلانه مردم مصر تدوین شده بود.[2][3][4]

با این حال، نبرد قانونی برای بازگرداندن آثار بسیار پیچیده‌تر از یک درخواست ساده برای بازگشت است. تجزیه و تحلیل تطبیقی نحوه خروج این سه اثر از مصر نشان می‌دهد که موزه‌های اروپایی برای توجیه مالکیت خود به سازوکارهای تاریخی کاملاً متفاوتی متکی هستند. در حالی که عموم مردم اغلب تصاحب‌های دوران استعمار را به عنوان یک کل واحد از دزدی می‌بینند، اسناد واقعی از معاهدات نظامی صریح گرفته تا تقسیم‌های نامتوازن حفاری را در بر می‌گیرد. از آنجا که هیچ سابقه قانونی بین‌المللی واحدی وجود ندارد که بتواند به صورت عطف به ماسبق، تمام این سازوکارهای متمایز استعماری را باطل کند، حل و فصل این مطالبات مستلزم عبور از هزارتوی قوانین قرن نوزدهم است.[5]

سنگ روزتا، شاید مشهورترین این سه اثر، در سال ۱۷۹۹ توسط سربازان فرانسوی در جریان لشکرکشی ناپلئون به مصر کشف شد. تصاحب بعدی آن توسط موزه بریتانیا یک انتقال باستان‌شناسی استاندارد نبود، بلکه نتیجه مستقیم یک تسلیم نظامی بود. بر اساس «معاهده اسکندریه» در سال ۱۸۰۱، نیروهای شکست‌خورده فرانسوی تسلیم ارتش‌های بریتانیا و عثمانی شدند و سنگ روزتا به عنوان غنیمت جنگی به بریتانیا تحویل داده شد. این سنگ سال بعد به لندن رسید و از آن زمان تاکنون در آنجا باقی مانده است.[2][6]

موزه بریتانیا مدعی است که این معاهده، که شامل امضای نماینده عثمانی (که در آن زمان به طور اسمی بر مصر حکومت می‌کرد) بود، تصاحب را از نظر قانونی الزام‌آور می‌کند. حامیان بازگرداندن آثار در مقابل استدلال می‌کنند که خود مصر هیچ صدایی در این توافق نداشته و این معاهده را به عنوان یک معامله امپریالیستی بین قدرت‌های خارجی که بر سر خاک مصر می‌جنگیدند، قاب‌بندی می‌کنند. با این حال، از آنجا که این انتقال در یک معاهده نظامی به رسمیت شناخته شده رسمیت یافت، به چالش کشیدن آن تحت قوانین بین‌المللی مدرن فوق‌العاده دشوار است. «قانون موزه بریتانیا» مصوب ۱۹۶۳ نیز با صراحت موزه را از خارج کردن دائمی اشیاء از مجموعه خود منع می‌کند و موضوع را پیچیده‌تر می‌سازد.[2][6]

سنگ روزتا از سال ۱۸۰۲، پس از انتقال تحت معاهده اسکندریه، در موزه بریتانیا در لندن به نمایش گذاشته شده است.

تندیس نفرتیتی، که در حال حاضر ستاره جاذبه موزه نئوس برلین است، چارچوب قانونی کاملاً متفاوتی را ارائه می‌دهد. این تندیس آهکی ۳,۳۰۰ ساله در سال ۱۹۱۲ توسط باستان‌شناس آلمانی، لودویگ بورخارت، در تل العمارنه حفاری شد و تحت سیستم دوران استعمار معروف به «پارتژ» (Partage) از مصر خارج شد. این یک توافق قانونی بود که به تیم‌های باستان‌شناسی خارجی اجازه می‌داد یافته‌های خود را به طور مساوی با مقامات محلی آثار باستانی مصر تقسیم کنند. مقامات آلمانی استدلال می‌کنند که این تندیس کاملاً قانونی و تحت قوانین آن زمان به دست آمده است، زیرا به طور رسمی در جریان تقسیم غنایم به تیم آلمانی اعطا شده بود.[3][7]

تندیس نفرتیتی، که در حال حاضر ستاره جاذبه موزه نئوس برلین است، چارچوب قانونی کاملاً متفاوتی را ارائه می‌دهد.

با این حال، محققان مصری ادعا می‌کنند که بورخارت عمداً اهمیت تندیس را در طول بازرسی کم‌اهمیت جلوه داد تا مطمئن شود که در سهم آلمان قرار می‌گیرد. گزارش‌های تاریخی حاکی از آن است که او این شاهکار را با گِل پوشانده و آن را صرفاً به عنوان یک «شاهزاده خانم نقاشی شده» توصیف کرده و بدین ترتیب مدیر فرانسوی ناظر بر تقسیم برای دولت مصر را گمراه کرده است. حتی اگر روند پارتژ مو به مو دنبال شده باشد، اخلاق‌گرایان موزه‌ای مدرن به طور فزاینده‌ای مشروعیت چنین توافقاتی را زیر سؤال می‌برند و استدلال می‌کنند که این سیستم تحت عدم توازن شدید قدرت امپریالیستی عمل می‌کرد که فاقد برابری واقعی و رضایت آگاهانه بود.[3][7]

سومین اثر مهم، زودیاک دندره، در سال ۱۸۲۱ از سقف معبد حاثور در مصر علیا برداشته شد. این اثر اکنون در موزه لوور پاریس قرار دارد و به عنوان یکی از مهم‌ترین تصاویر باستانی از ستارگان قابل مشاهده شناخته می‌شود. برخلاف معاهده نظامی سنگ روزتا یا تقسیم حفاری تندیس نفرتیتی، زودیاک توسط یک مجموعه‌دار فرانسوی با اجازه صریح حاکم وقت مصر، محمدعلی پاشا، استخراج شد. از آنجا که این اثر با تأیید رسمی به فرانسه منتقل شد، لوور آن را دارایی عمومی که به طور قانونی تصاحب شده، می‌داند.[4]

طبق قوانین فرانسه، آثار باستانی دولتی غیرقابل انتقال تلقی می‌شوند، به این معنی که نمی‌توان آن‌ها را بدون قانون‌گذاری خاص پارلمانی، به طور دائم از مجموعه‌های ملی خارج کرد. یک لایحه جدید استرداد فرانسه، که در اوایل سال ۲۰۲۶ مورد بحث قرار گرفت، با هدف ساده‌سازی بازگرداندن آثار دوران استعمار، امیدها را برای اینکه زودیاک دندره ممکن است در نهایت واجد شرایط بازگرداندن شود، دوباره زنده کرده است. با این حال، اعمال این قانون بر اقلامی که با رضایت اسمی حاکمان گذشته به دست آمده‌اند، یک منطقه خاکستری قانونی و دردسرساز باقی می‌ماند و آینده زودیاک را با وجود افزایش فشار عمومی، نامشخص می‌سازد.[4]

تندیس ۳,۳۰۰ ساله ملکه نفرتیتی، جاذبه اصلی موزه نئوس برلین است که تحت سیستم پارتژ دوران استعمار از مصر خارج شد.

در نهایت، نبود یک چارچوب قانونی بین‌المللی واحد به این معنی است که بازگرداندن آثار عمدتاً به صلاحدید داوطلبانه موزه‌های منفرد و دولت‌های میزبان آن‌ها واگذار شده است. در حالی که برخی نهادها شروع به بازگرداندن آثار دزدیده‌شده کرده‌اند—مانند برنزهای بنین—این موارد اغلب شامل شواهد واضحی از غارت غیرقانونی یا خشونتی است که حتی استانداردهای آن دوران را نیز نقض می‌کند. سنگ روزتا، تندیس نفرتیتی و زودیاک دندره فضای بسیار دشوارتری را اشغال کرده‌اند: آن‌ها تحت پوشش قانون گرفته شدند، هرچند که آن قوانین ممکن است چقدر اجباری یا نامتوازن بوده باشند.[5]

در حالی که موزه بزرگ مصر از میلیون‌ها بازدیدکننده در گالری‌های گسترده خود استقبال می‌کند، گفتگو اساساً از حفاظت عملی به مالکیت اخلاقی تغییر کرده است. سؤالی که نهادهای اروپایی با آن روبرو هستند دیگر این نیست که آیا مصر ظرفیت مراقبت از میراث خود را دارد، بلکه این است که آیا چارچوب‌های قانونی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم هنوز می‌توانند در قرن بیست و یکم پوشش اخلاقی فراهم کنند. با برداشته شدن موانع فیزیکی برای بازگرداندن آثار، جهان نظاره‌گر است تا ببیند آیا موانع اخلاقی نیز بعدی خواهند بود که فرو می‌ریزند.[5]

برای پر کردن شکاف بین مالکیت قانونی سختگیرانه و استرداد اخلاقی، گروه فزاینده‌ای از متخصصان موزه مدرن، چارچوب‌های جایگزینی را پیشنهاد می‌کنند. برخی از اخلاق‌گرایان به جای درگیر شدن در نبردهای باخت-برد بر سر مالکیت فیزیکی، از انتقال عنوان قانونی این آثار به مصر حمایت می‌کنند، در حالی که ترتیبات وام‌های بلندمدت را فراهم می‌آورند تا این آثار همچنان در اروپا به نمایش گذاشته شوند. این رویکرد، مالکیت برحق مصر را به رسمیت می‌شناسد و در عین حال نقش این آثار را به عنوان سفیران جهانی تاریخ بشر در برخی از پربازدیدترین شهرهای جهان حفظ می‌کند.[5]

یک راه‌حل پیشنهادی دیگر شامل استفاده از ماکت‌های با کیفیت بالا و مدل‌های نمایش دوگانه است. در این سناریو، آثار اصلی به موزه بزرگ مصر بازگردانده می‌شوند، در حالی که نهادهای اروپایی ماکت‌های دقیق و اسکن‌شده با لیزر را نصب می‌کنند. این ماکت‌ها با نمایشگاه‌های دائمی جدیدی همراه خواهند بود که به طور شفاف تاریخچه حفاری شیء، مکانیسم‌های قوانین دوران استعمار مانند پارتژ، و روند اخلاقی استرداد نهایی آن را روایت می‌کنند. طرفداران استدلال می‌کنند که این امر، داستانی از استخراج امپریالیستی را به درسی قدرتمند در مورد دیپلماسی فرهنگی مدرن تبدیل خواهد کرد.[5]

زودیاک دندره، که در سال ۱۸۲۱ از معبد حاثور برداشته شد، در حال حاضر در موزه لوور پاریس نگهداری می‌شود.

با این حال، تسلیم شدن در مورد این سه اثر نمادین، برای مدیران موزه‌های اروپایی یک سراشیبی وحشتناک است. متصدیان به طور خصوصی ابراز نگرانی می‌کنند که بازگرداندن سنگ روزتا یا تندیس نفرتیتی، سیلابی از هزاران ادعای مشابه را باز خواهد کرد و عملاً تالارهای موزه‌های جهانی را خالی خواهد کرد. آن‌ها استدلال می‌کنند که نهادهایی مانند لوور و موزه بریتانیا با اجازه دادن به بازدیدکنندگان برای مشاهده تاریخ پیوسته تمدن‌های جهانی در یک فضای واحد، هدف حیاتی را دنبال می‌کنند و از مرزهای ملی مدرن فراتر می‌روند.[5]

با این وجود، این دفاع از «موزه جهانی» برای ملت‌های جنوب جهانی، که شهروندانشان اغلب با محدودیت‌های ویزا و موانع مالی غیرقابل عبور برای سفر به لندن، پاریس یا برلین روبرو هستند، به طور فزاینده‌ای توخالی به نظر می‌رسد. برای یک مصری عادی، این واقعیت که کلید رمزگشایی زبان اجدادشان یا مشهورترین تندیس ملکه باستانی‌شان در پایتخت اروپایی قفل شده است، منبع محرومیت فرهنگی عمیقی است. افتتاح موزه بزرگ مصر، تا حدی، با این انگیزه انجام شد که اطمینان حاصل شود مصری‌ها بالاخره می‌توانند اوج میراث خود را در خاک خود تجربه کنند.[5]

مقیاس و جاه‌طلبی محض موزه بزرگ مصر، محاسبات دیپلماتیک را به طور دائمی تغییر داده است. مصر با سرمایه‌گذاری بیش از یک میلیارد دلار در تأسیساتی که با قابلیت‌های هر نهاد غربی رقابت می‌کند یا از آن فراتر می‌رود، بلوف اروپا را رو کرده است. موزه بزرگ مصر فقط یک موزه نیست؛ یک بیانیه ژئوپلیتیکی است. این امر جامعه بین‌المللی را مجبور می‌کند تا با واقعیت ناخوشایند کنار بیاید که حفظ مستمر این آثار نه در حفظ و نگهداری، بلکه در قدرت ریشه دارد.[1][8]

همانطور که بحث به جلو می‌رود، حل و فصل این مطالبات احتمالاً نیازمند اراده سیاسی بی‌سابقه‌ای از سوی قانون‌گذاران اروپایی خواهد بود. تا زمانی که پارلمان‌ها در بریتانیا، فرانسه و آلمان مایل به اصلاح قوانین سختگیرانه میراث ملی خود نباشند، سنگ روزتا، زودیاک دندره و تندیس نفرتیتی از نظر قانونی به نمایش‌های فعلی خود گره خورده باقی خواهند ماند. اما با ایستادن موزه بزرگ مصر به عنوان بنایی برای آمادگی مصر، فشار اخلاقی بر نهادهای غربی هرگز سنگین‌تر از این نبوده است و تضمین می‌کند که کارزار بازگرداندن آثار در سال‌های آینده تنها بلندتر خواهد شد.[5]

منابع

پوشش منابع

8 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

حامیان مصری بازگرداندن آثار 45%مدیران موزه‌های اروپایی 35%اخلاق‌گرایان مدرن استرداد 20%
  1. [1]Wikipediaاخلاق‌گرایان مدرن استرداد

    Grand Egyptian Museum - Wikipedia

    مطالعه در Wikipedia
  2. [2]Wikipediaاخلاق‌گرایان مدرن استرداد

    Rosetta Stone - Wikipedia

    مطالعه در Wikipedia
  3. [3]Wikipediaاخلاق‌گرایان مدرن استرداد

    Nefertiti Bust - Wikipedia

    مطالعه در Wikipedia
  4. [4]Wikipediaاخلاق‌گرایان مدرن استرداد

    Dendera zodiac - Wikipedia

    مطالعه در Wikipedia
  5. [5]تیم سردبیری کوهستاناخلاق‌گرایان مدرن استرداد

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان
  6. [6]British Museumمدیران موزه‌های اروپایی

    The Rosetta Stone - The British Museum

    مطالعه در British Museum
  7. [7]Staatliche Museen zu Berlinمدیران موزه‌های اروپایی

    Bust of Nefertiti - Ägyptisches Museum und Papyrussammlung

    مطالعه در Staatliche Museen zu Berlin
  8. [8]Grand Egyptian Museumحامیان مصری بازگرداندن آثار

    About the Grand Egyptian Museum

    مطالعه در Grand Egyptian Museum

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.