سه خط و دو زبان: سنگ رشید چگونه قفل هیروگلیفهای مصری را شکست
بیش از یک هزاره، زبان نوشتاری مصر باستان رازی سر به مهر و ناخوانا بود. کشف یک تختهسنگ شکسته در سال ۱۷۹۹ که فرمان پادشاهی را به سه خط مختلف روی خود داشت، سرانجام کلید ترجمهای را به دست داد که قفل هزاران سال تاریخ را باز کرد.
به قلم سلین خسروشاهی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مورخان زبانشناس
- تمرکز بر مکانیسمهای رمزگشایی و ماهیت مشارکتی و تکرارشونده شکستن این کد.
- مدافعان میراث فرهنگی
- تأکید بر خاستگاه سنگ، خروج آن در طول درگیریهای استعماری و درخواستهای مداوم برای بازگرداندن آن به مصر.
- مصرشناسان
- ارزشگذاری سنگ در درجه اول به عنوان کلید بنیادینی که قفل تاریخ متنی گستردهتر مصر باستان را باز کرد.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- شهروندان امروزی مصر
بررسی عمیق دیدگاهها
پایه و اساس ساختاری
رویکرد ریاضی توماس یانگ به متن.
توماس یانگ، دانشمند همهچیزدان بریتانیایی، به سنگ رشید بیشتر به چشم یک معمای رمزنگاری نگاه میکرد تا یک مسئله صرفاً زبانی. او با شمارش دقیق فراوانی کاراکترهای خاص دموتیک و تطبیق آنها با متن یونانی، ثابت کرد که خط میانی با هیروگلیفهای بالای آن مرتبط است. شناسایی کارتوش «بطلمیوس» توسط او ثابت کرد که نامهای خارجی به صورت آوایی نوشته میشدند و این امر زمینه ضروری را برای تمام ترجمههای آینده فراهم کرد.
پیشرفت آوایی
مدل زبانی ترکیبی ژان-فرانسوا شامپولیون.
برخلاف یانگ، شامپولیون یک زبانشناس تمامعیار بود که زبان قبطی، یعنی تنها بازمانده زبان مصر باستان را میفهمید. این امر به او اجازه داد تا از این پیشفرض که هیروگلیفها کاملاً نمادین هستند، عبور کند. او متوجه شد که این خط یک ترکیب پیچیده است: برخی نشانهها نمایانگر صداها (آوانگار)، برخی نمایانگر کلمات کامل (واژهنگار) و برخی دیگر به عنوان نشانههای تعیینکننده خاموش برای روشن کردن معنا عمل میکردند. همین درک همهجانبه بود که در نهایت قفل این کد را شکست.
بحث استرداد
مناقشه مداوم بر سر خانه دائمی سنگ.
در حالی که رمزگشایی این سنگ در سطح جهانی جشن گرفته میشود، خود سنگ فیزیکی همچنان یک نقطه اصطکاک ژئوپلیتیکی است. مصر بارها به طور رسمی خواستار بازگرداندن سنگ رشید از موزه بریتانیا شده و استدلال میکند که این سنگ یک قطعه بنیادین از میراث فرهنگی مصر است که تحت فشار اشغال استعماری برده شده است. موزه بریتانیا اما معتقد است که این سنگ در یک بستر بینالمللی به بهترین شکل حفظ شده و در دسترس قرار میگیرد، که این خود نشاندهنده میراث پیچیده باستانشناسی قرن نوزدهم است.
چرا مهم است
بدون سنگ رشید، سه هزار سال تاریخ مصر - از ساخت اهرام گرفته تا زندگی روزمره فراعنه - در سکوتی مطلق باقی میماند. رمزگشایی از این سنگ، مصرشناسی را از حدس و گمانهای معماری به یک علم دقیق متنی تبدیل کرد.
برای ۱۴۰۰ سال - یعنی تقریباً همان فاصله زمانی بین سقوط امپراتوری روم تا اختراع گوشیهای هوشمند - زبان نوشتاری مصر باستان کاملاً ناخوانا بود. آخرین کتیبه تاریخدار هیروگلیف در سال ۳۹۴ میلادی در معبد فیله تراشیده شد. پس از آن، معنای آوایی نمادها دود شد و به هوا رفت و تمدنی به جا ماند که میشد آن را دید، اما صدایش را نمیشد شنید.[3][4]
این سکوت سنگین در اواسط ژوئیه ۱۷۹۹ شکست. گروهی از سربازان فرانسوی تحت فرمان ناپلئون بناپارت در حال توسعه پایههای قلعه ژولین در نزدیکی شهر بندری رشید (که فرانسویها به آن روزتا میگفتند) بودند. افسری به نام پیر-فرانسوا بوشار متوجه یک تختهسنگ تیره و سنگین از جنس گرانودیوریت شد که در یک دیوار قدیمی کار گذاشته شده بود. این سنگ ۷۶۰ کیلوگرم وزن و ۱۱۴.۴ سانتیمتر ارتفاع داشت. نکته حیاتی ماجرا این بود که روی سطح صیقلی آن، سه نوار مجزا از متن به چشم میخورد.[1][3]
بخش بالایی که به شدت آسیب دیده بود، شامل ۱۴ سطر هیروگلیف بود. بخش میانی ۳۲ سطر از یک خط پیوسته و ناشناخته را در خود داشت. و بخش پایینی شامل ۵۴ سطر به زبان یونانی باستان بود. از آنجا که دانشمندان اواخر قرن هجدهم میتوانستند یونانی باستان را مثل بلبل بخوانند، متن پایینی خیلی زود هدف و کاربرد این سنگ را برملا کرد.[1][5]
این متن در واقع فرمانی بود که توسط شورای کاهنان در ممفیس در سال ۱۹۶ قبل از میلاد صادر شده بود و در اولین سالگرد تاجگذاری پادشاه بطلمیوس پنجم، بر کیش الهی او مهر تأیید میزد. متن پر بود از جزئیات معافیتهای مالیاتی، موقوفات معابد و البته دینداری و تقوای پادشاه.[1][3]
اما مهمتر از همه، متن یونانی با یک دستورالعمل خودارجاع به پایان میرسید: این فرمان باید روی یک لوح سنگی سخت با «حروف مقدس، بومی و یونانی» حک میشد. سربازان فرانسوی در واقع به یک کلید ترجمه دوزبانه برخورد کرده بودند. این سنگ ثابت کرد که آن سه خط، تنها نماینده دو زبان هستند. هیروگلیف (خط مقدس) و دموتیک (خط روزمره) صرفاً دو روش متفاوت برای نوشتن همان زبان مصری بودند، در حالی که زبان یونانی در خدمت تشکیلات اداری بطلمیوسی بود.[1][4]
پس از شکست فرانسویها از بریتانیا در مصر در سال ۱۸۰۱، این سنگ طبق معاهده اسکندریه تسلیم بریتانیاییها شد. سنگ رشید در سال ۱۸۰۲ به موزه بریتانیا در لندن رسید و از آن زمان تاکنون تقریباً بیوقفه در معرض دید عموم قرار داشته است. اما خب، داشتن سنگ یک چیز بود و خواندنش چیزی دیگر.[1]
پس از شکست فرانسویها از بریتانیا در مصر در سال ۱۸۰۱، این سنگ طبق معاهده اسکندریه تسلیم بریتانیاییها شد.
مسابقه برای رمزگشایی از این خطوط بیش از دو دهه طول کشید. فرض اولیه در تمام آکادمیهای اروپایی این بود که هیروگلیفها کاملاً ایدئوگرافیک (مفهومنگار) هستند - یعنی نوعی تصویرنویسی که در آن هر نماد نشاندهنده یک کلمه کامل یا یک مفهوم عرفانی است و هیچ صدای آوایی ندارد.[4][6]
توماس یانگ، دانشمند همهچیزدان بریتانیایی، در سال ۱۸۱۴ اولین پیشرفت ساختاری را رقم زد. یانگ با تمرکز بر خط میانی که امروزه به نام دموتیک شناخته میشود، متوجه شد که این خط کاملاً نمادین نیست. او موفق شد کارتوشها - همان حلقههای بیضیشکلی که هیروگلیفهای خاصی را در بر میگرفتند - را با نام آوایی «بطلمیوس» در متن یونانی تطبیق دهد.[3][4]
با این حال، کار یانگ گره خورد؛ او نمیتوانست بپذیرد که سیستم گستردهتر هیروگلیف میتواند خارج از اسامی خارجی هم آوایی باشد. این جهش مفهومی به دوش دانشمند فرانسوی، ژان-فرانسوا شامپولیون افتاد که نسخههای کپیشده از سنگ را در کنار سایر آثار باستانی مصر مطالعه میکرد.[4][6]
شامپولیون یک برگ برنده حیاتی داشت: او به زبان قبطی مسلط بود؛ زبان مذهبی کلیسای مسیحی مصر و نواده مستقیم و زبانی مصر باستان. این تسلط به او اجازه داد تا ساختارهای گرامری و واژگانی را تشخیص دهد که یانگ از درک آنها عاجز بود.[2][6]
در سپتامبر ۱۸۲۲، شامپولیون متوجه شد که هیروگلیفها یک سیستم ترکیبی هستند. آنها نه فقط ایدئوگرام بودند و نه صرفاً یک الفبا. آنها ترکیب پیچیدهای از نشانههای آوایی (برای بیان صداها)، ایدئوگرامها (برای بیان کلمات) و نشانههای تعیینکننده (برای روشن کردن معنا) بودند.[2][6]
طبق روایتهای تاریخی، شامپولیون پس از رمزگشایی نام «رامسس» از یک کتیبه معبد دیگر با استفاده از چارچوب آوایی جدیدش، در ۱۴ سپتامبر ۱۸۲۲ با سرعت به سمت دفتر برادرش دوید، فریاد زد «Je tiens mon affaire!» (یافتم!) و از شدت خستگی از حال رفت.[2]
نکات کلیدی
- سنگ رشید در سال ۱۷۹۹ توسط سربازان فرانسوی در نزدیکی شهر رشید مصر کشف شد.
- این سنگ حاوی یک فرمان واحد مربوط به سال ۱۹۶ قبل از میلاد است که به خطوط هیروگلیف، دموتیک و یونانی باستان نوشته شده است.
- از آنجا که دانشمندان میتوانستند یونانی باستان را بخوانند، از آن به عنوان کلید ترجمه برای خطوط مصری استفاده کردند.
- توماس یانگ در سال ۱۸۱۴ با شناسایی نامهای آوایی در کارتوشها، اولین پیشرفت را رقم زد.
- ژان-فرانسوا شامپولیون در سال ۱۸۲۲ به طور کامل این کد را شکست و ثابت کرد که هیروگلیفها هم آوایی و هم مفهومنگار هستند.
منابع
[1]British MuseumمصرشناسانEverything you ever wanted to know about the Rosetta Stone
مطالعه در British Museum →
[2]JSTOR Dailyمورخان زبانشناسJean-François Champollion Deciphers the Rosetta Stone
مطالعه در JSTOR Daily →
[3]Encyclopædia BritannicaمصرشناسانRosetta Stone
مطالعه در Encyclopædia Britannica →
[4]American Research Center in Egyptمورخان زبانشناسThe Rosetta Stone: Unlocking the Ancient Egyptian Language
مطالعه در American Research Center in Egypt →
[5]Smarthistoryمدافعان میراث فرهنگیThe Rosetta Stone
مطالعه در Smarthistory →
[6]Encyclopædia BritannicaمصرشناسانJean-François Champollion
مطالعه در Encyclopædia Britannica →
[7]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در فرهنگ
مشاهده همه →پویایی قدرت
یافته ۶۵ درصدی: آزمایشهای فرمانبرداری استنلی میلگرم چگونه قدرت اتوریته بر وجدان را برملا کرد
7 منبع
نظریه جامعهشناسی
سرعت نابرابر تغییرات: چرا فرهنگ همیشه از تکنولوژی جا میماند؟
5 منبع
نظریه معماری
استحکام، کارایی و زیبایی: چگونه مثلث ویتروویوس سه اصل حیاتی معماری را تعریف میکند
4 منبع
باستانشناسی صوتی
کوزههای آکوستیک؛ راز پنهان در دیوارهای کلیساهای قرون وسطی
5 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





