گلوگاه سهجانبه: روند قانونگذاری عادی اتحادیه اروپا چگونه میان کمیسیون، پارلمان و شورا توازن ایجاد میکند
سازوکار اصلی قانونگذاری اتحادیه اروپا نیازمند اجماع مطلق میان نمایندگان منتخب مستقیم و وزیران ملی است که همگی منحصراً بر روی پیشنهادهای تهیهشده توسط یک قوه مجریه غیرمنتخب عمل میکنند.
به قلم الهام قاسمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- همگرایان فراملی
- روند قانونگذاری عادی را یک پیروزی برای مشروعیت دموکراتیک میدانند و بر جایگاه برابر پارلمان با کشورهای عضو تأکید میکنند.
- بیندولتگرایان
- بر توانایی شورا در محافظت از حاکمیت ملی و آستانههای بالای مورد نیاز برای تصویب قوانین الزامآور تمرکز دارند.
- مدافعان شفافیت
- از اتکای شدید به تریلوگهای پشت درهای بسته که به نام کارایی قانونگذاری، بحثهای عمومی را دور میزنند، انتقاد میکنند.
در یک سیستم فدرال دو مجلسی استاندارد مانند ایالات متحده، قوه مجریه و هر دو مجلس قانونگذاری اختیار تدوین و ارائه قوانین جدید را دارند. اتحادیه اروپا تحت یک محدودیت اساساً متفاوت عمل میکند. در روند قانونگذاری عادی (OLP)، پارلمان اروپا و شورای اتحادیه اروپا از حق وتوی برابر در برابر مقررات پیشنهادی برخوردارند، اما هیچیک حق رسمی برای آغاز روند قانونگذاری را ندارند. این قدرت منحصراً در اختیار کمیسیون اروپا است و معماری قانونگذاریای را ایجاد میکند که در آن نهادی که قانون را مینویسد نمیتواند آن را تصویب کند، و نهادهایی که قانون را تصویب میکنند نمیتوانند آن را بنویسند.[1][2]
روند قانونگذاری عادی که رسماً توسط معاهده ماستریخت در سال ۱۹۹۲ با نام «تصمیمگیری مشترک» (codecision) پایهگذاری شد و با معاهده لیسبون در سال ۲۰۰۹ بهطور قابلتوجهی گسترش یافت، اکنون بر حدود ۸۵ درصد از کل قوانین اتحادیه اروپا حاکم است. این روند در ۸۵ حوزه سیاستگذاری مشخص، از مقررات زیستمحیطی و حریم خصوصی دادهها گرفته تا حاکمیت اقتصادی، کشاورزی و مهاجرت اعمال میشود.[3]
این رویه در ماده ۲۹۴ معاهده عملکرد اتحادیه اروپا (TFEU) تعریف شده است. همانطور که در خلاصه پایگاه EUR-Lex آمده است: «روند قانونگذاری عادی شامل تصویب مشترک یک آییننامه، دستورالعمل یا تصمیم توسط پارلمان اروپا و شورا بر اساس پیشنهاد کمیسیون است.» این ساختار سهجانبه، یک مذاکره مستمر و ساختاریافته را در میان سه انگیزه نهادی متمایز تحمیل میکند.[3]
کمیسیون اروپا بهعنوان دروازهبان مطلق عمل میکند. این کمیسیون که از ۲۷ کمیسر منصوبشده — یک نفر از هر کشور عضو — تشکیل شده است، وظیفه دارد بهجای اولویتهای ملی، منافع عمومی اتحادیه را نمایندگی کند. از آنجا که پارلمان و شورا نمیتوانند رسماً لایحهای را ارائه دهند، باید به ماده ۲۲۵ و ماده ۲۴۱ معاهده TFEU استناد کنند تا از کمیسیون بخواهند پیشنویس یک پیشنهاد را تهیه کند. کمیسیون میتواند این درخواست را رد کند، مشروط بر اینکه دلایل خود را توضیح دهد.[1][7]
پس از آنکه کمیسیون یک پیشنهاد قانونی را ارائه میدهد، پارلمان اروپا خوانش اول را انجام میدهد. پارلمان که در حال حاضر شامل ۷۲۰ نماینده (MEP) است که مستقیماً توسط شهروندان اتحادیه اروپا انتخاب شدهاند، متن را از طریق کمیتههای تخصصی خود بررسی میکند. نمایندگان پارلمان میتوانند پیشنهاد را همانطور که نوشته شده تصویب کنند یا، در بیشتر موارد، مجموعهای از اصلاحات را برای تغییر چارچوب نظارتی ارائه دهند.[2][4]
متن اصلاحشده سپس به شورای اتحادیه اروپا میرود که نماینده دولتهای اجرایی ۲۷ کشور عضو است. اگر شورا تمام اصلاحات پارلمان را بپذیرد، قانون فوراً تصویب میشود. بر اساس دادههای تاریخی پارلمان اروپا، حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد از تمام پروندههای روند قانونگذاری عادی با موفقیت در همین مرحله خوانش اول به نتیجه میرسند.[2]
اگر شورا موضع پارلمان را رد کند، «موضع خود در خوانش اول» را اتخاذ کرده و قانون را به پارلمان بازمیگرداند. این امر یک جدول زمانی دقیق را فعال میکند. پارلمان سه ماه فرصت دارد تا موضع شورا را تصویب کند، آن را با اکثریت مطلق اعضای خود بهطور کامل رد کند، یا اصلاحات جدیدی پیشنهاد دهد.[1][2]
اگر شورا موضع پارلمان را رد کند، «موضع خود در خوانش اول» را اتخاذ کرده و قانون را به پارلمان بازمیگرداند.
رد پیشنهاد در خوانش دوم، روند قانونگذاری را بهطور کامل متوقف میکند. اگر پارلمان متن را دوباره اصلاح کند، شورا سه ماه دیگر برای بررسی تغییرات فرصت خواهد داشت. در این مرحله، کمیسیون نیز نظر خود را درباره اصلاحات خوانش دوم پارلمان صادر میکند. اگر کمیسیون نظر منفی بدهد، شورا تنها با رأی متفقالقول میتواند اصلاحات را تصویب کند، نه با اکثریت واجد شرایط استاندارد.[1][3]
اکثریت واجد شرایط در شورا نیازمند حمایت دستکم ۵۵ درصد از کشورهای عضو — در حال حاضر ۱۵ کشور از ۲۷ کشور — است که حداقل ۶۵ درصد از کل جمعیت اتحادیه اروپا را نمایندگی کنند. این آستانه دوگانه تضمین میکند که نه ائتلافی از کشورهای کوچک و نه بلوکی از پرجمعیتترین کشورها نمیتوانند بهطور یکجانبه قانونی را در شورا به تصویب برسانند.[1]
اگر شورا و پارلمان پس از دو خوانش به توافق نرسند، رویه وارد مرحله مصالحه میشود. یک کمیته مصالحه، متشکل از تعداد برابری از نمایندگان شورا و نمایندگان پارلمان اروپا، با یک مأموریت دقیق ششهفتهای برای مذاکره بر سر یک متن مشترک تشکیل میشود. کمیسیون بهعنوان میانجی در این جلسات شرکت میکند و تلاش میکند مواضع متفاوت را به هم نزدیک کند.[1][2]
یک تحلیل منتشرشده در سال ۲۰۲۱ در مخزن Lirias دانشگاه KU Leuven خاطرنشان میکند: «پارلمان اروپا از یک مجمع صرفاً مشورتی به یک بازیگر داخلی قدرتمند با جاهطلبیهای خارجی تبدیل شده است.» این تکامل در مرحله مصالحه بیشترین نمود را دارد، جایی که مذاکرهکنندگان پارلمان در جایگاهی برابر با وزیران ملی قرار میگیرند؛ پویاییای که کشورهای عضو را وادار میکند تا بر سر اولویتهای حاکمیتی خود سازش کنند.[6]
اگر کمیته مصالحه یک متن مشترک تولید کند، هم پارلمان و هم شورا شش هفته فرصت دارند تا آن را در خوانش سوم و نهایی تصویب کنند. پارلمان با اکثریت ساده آرای مأخوذه رأی میدهد، در حالی که شورا باید با اکثریت واجد شرایط رأی دهد. اگر هر یک از این نهادها متن مشترک را رد کنند، یا اگر کمیته در وهله اول به توافق نرسد، پیشنهاد قانونی لغو میشود.[1][2]
در عمل، ساختار رسمی سهخوانشی اغلب از طریق جلسات سهجانبه غیررسمی موسوم به «تریلوگ» (trilogues) دور زده میشود. این مذاکرات پشت درهای بسته میان نمایندگان پارلمان، شورا و کمیسیون از همان خوانش اول آغاز میشود. تریلوگها برای دستیابی به توافقهای زودهنگام طراحی شدهاند و روند قانونگذاری را بهشدت تسریع میکنند، اما بهدلیل خارج کردن بحثها از دید عموم، با انتقاداتی مواجه شدهاند.[4]
یک مقاله کاری در سال ۲۰۲۱ از مرکز بینالمللی حقوق و اقتصاد (International Center for Law & Economics) این تنش را برجسته میکند و نشان میدهد که اگرچه تریلوگها کارایی روند قانونگذاری عادی را افزایش میدهند، اما شفافیت را پیچیده میکنند. از آنجا که سازشها پیش از رأیگیریهای عمومی رسمی و در خفا شکل میگیرند، چانهزنیهای واقعی قانونگذاری تا حد زیادی از نظارت فوری عمومی مصون میمانند.
بررسی عمیق دیدگاهها
نقش دروازهبانی کمیسیون
انحصار قوه مجریه در آغاز روند قانونگذاری، مرزهای قوانین اتحادیه اروپا را شکل میدهد.
از آنجا که کمیسیون اروپا تنها حق ارائه طرح را در اختیار دارد، بهعنوان دروازهبان مطلق برای دستور کار نظارتی اتحادیه اروپا عمل میکند. نه پارلمان و نه شورا نمیتوانند رأیگیری درباره قانونی را که کمیسیون از تدوین آن امتناع میورزد، تحمیل کنند. این طراحی بهطور عمدی دستور کار قانونگذاری را از فشارهای پوپولیستی فوری پارلمان و منافع صرفاً ملی شورا مصون میدارد و تضمین میکند که پیشنهادها از نظر تئوری در خدمت کل اتحادیه باشند.
مدافعان گسترش اختیارات پارلمان
حامیان قدرت فزاینده پارلمان، روند قانونگذاری عادی را درمانی برای کسری دموکراتیک تاریخی اتحادیه اروپا میدانند.
پیش از معرفی روند تصمیمگیری مشترک در سال ۱۹۹۲، پارلمان اروپا عمدتاً یک نهاد مشورتی بود؛ وزیران ملی در شورا قدرت واقعی را در دست داشتند. گسترش روند قانونگذاری عادی به ۸۵ حوزه سیاستگذاری تحت معاهده لیسبون، این تعادل را اساساً تغییر داد. همگرایان استدلال میکنند که با اعطای حق وتوی مطلق و قدرت مذاکره برابر در مرحله مصالحه به نمایندگان منتخب مستقیم، اتحادیه اروپا توانسته است حیاتیترین مقررات اقتصادی و اجتماعی خود را با موفقیت دموکراتیک کند.
مدافعان حاکمیت شورا
کشورهای عضو برای جلوگیری از زیادهروی نهادهای فراملی، به آستانههای اکثریت واجد شرایط در شورا اتکا میکنند.
برای دولتهای ملی، شورای اتحادیه اروپا همچنان بهعنوان آخرین سنگر محافظت در برابر سیاستهایی است که ممکن است به منافع داخلی آسیب برسانند. الزام به اکثریت واجد شرایط — ۵۵ درصد از کشورها که نماینده ۶۵ درصد از جمعیت باشند — به این معناست که قانون نمیتواند بدون اجماع گسترده جغرافیایی و جمعیتی تصویب شود. این آستانه دوگانه از تسلط کشورهای بزرگ بر کشورهای کوچک جلوگیری میکند و در عین حال تضمین میکند که کشورهای کوچک نمیتوانند اکثریت را به گروگان بگیرند.
چرا مهم است
روند قانونگذاری عادی (OLP) موتورخانه قوانین اروپاست و تعیین میکند که مقررات تأثیرگذار بر ۴۵۰ میلیون شهروند و بزرگترین بازار واحد جهان چگونه نوشته و تصویب میشوند. درک این گلوگاه توضیح میدهد که چرا قوانین اتحادیه اروپا بهکندی پیش میروند و چرا لغو آنها پس از تصویب تقریباً غیرممکن است.
آنچه نمیدانیم
- آیا بازنگریهای آینده در معاهدات، حق مستقیم آغاز روند قانونگذاری را به پارلمان اروپا اعطا خواهد کرد یا خیر.
- اتکای فزاینده به تریلوگهای غیررسمی چگونه بر الزامات شفافیت قانونی که توسط دیوان دادگستری اروپا مقرر شده است، تأثیر خواهد گذاشت.
منابع
[1]Consilium.europa.euبیندولتگرایانThe ordinary legislative procedure
مطالعه در Consilium.europa.eu →
[2]European Parliamentهمگرایان فراملیOverview
مطالعه در European Parliament →
[3]EUR-Lex - Europa.euOrdinary legislative procedure (Codecision)
مطالعه در EUR-Lex - Europa.eu →
[4]MDPIهمگرایان فراملیEfficiency and Effectiveness of the European Parliament under the Ordinary Legislative Procedure
مطالعه در MDPI →
[5]IDEAS/RePEcمدافعان شفافیتWho Has Power in the EU? The Commission, Council and Parliament in Legislative Decision‐making
مطالعه در IDEAS/RePEc →
[6]Lirias (KU Leuven)همگرایان فراملیThe European Parliament: a strong internal actor with external ambitions
مطالعه در Lirias (KU Leuven) →
[7]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
