رژیم منعطف در برابر برنامههای غذایی سختگیرانه: محدودیتهای غذایی چگونه باعث تحلیل عضلات پس از رژیم میشوند؟
اگرچه برنامههای غذایی سختگیرانه و شمارش منعطف درشتمغذیها در کوتاهمدت به یک اندازه باعث چربیسوزی میشوند، اما رژیمهای خشک و غیرمنعطف معمولاً با یک اثر بازگشتی شدید همراه هستند که پس از پایان دوره رژیم، به قیمت از دست رفتن توده عضلانی تمام میشود. مقایسه این دو رویکرد نشان میدهد چرا روشی که باعث کاهش وزن میشود، لزوماً برای حفظ آن کارآمد نیست.
به قلم امیر کریمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- محققان محدودیت منعطف
- استدلال میکنند که کنترل منعطف رژیم غذایی از پرخوری پس از رژیم جلوگیری کرده و توده عضلانی را حفظ میکند.
- تحلیلگران مقایسه بالینی
- بر برابری فیزیولوژیکی هر دو رژیم در طول فاز محدودیت فعال و نقش خودنظارتی تمرکز دارند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- افراد مبتلا به اختلالات خوردن که نمیتوانند با خیال راحت از روشهای شمارش اعداد و کالری استفاده کنند.
- متخصصان تغذیهای که از غذا خوردن شهودی و بدون هیچگونه شمارش کالری حمایت میکنند.
وقتی ۲۳ بزرگسال که تمرینات مقاومتی انجام میدادند، دریافت انرژی روزانه خود را به مدت ده هفته دقیقاً ۲۰ درصد کاهش دادند، عقربه ترازو بدون توجه به نحوه انتخاب وعدههای غذاییشان، به یک اندازه پایین آمد. کسانی که از یک لیست غذایی سختگیرانه و تجویز شده توسط متخصص تغذیه پیروی میکردند، بهطور میانگین ۳.۲ کیلوگرم چربی از دست دادند، در حالی که افرادی که با انتخاب غذاهای دلخواهشان به اهداف روزانه درشتمغذیها میرسیدند، ۲.۳ کیلوگرم کاهش وزن داشتند؛ تفاوتی که محققان آن را از نظر آماری ناچیز دانستند. در مجموعِ هر دو گروه، ۹۸ درصد از وزن ازدسترفته، چربی بود نه عضله. اما وقتی رژیم به پایان رسید و شرکتکنندگان برای ده هفته دیگر به غذا خوردن آزادانه بازگشتند، یک تفاوت چشمگیر نمایان شد. ده نفر از یازده نفری که رژیم منعطف داشتند، توده عضلانی به دست آوردند، در حالی که نه نفر از دوازده نفری که رژیم سختگیرانه داشتند، عضله از دست دادند. این اعداد یک حقیقت بنیادین را درباره مدیریت وزن آشکار میکنند: مکانیزمی که باعث کاهش وزن میشود، لزوماً همان مکانیزمی نیست که پس از پایان محدودیتها از بدن محافظت میکند.[1][5]
بحث میان رژیم منعطف (که اغلب با عنوان «اگر در درشتمغذیهایت جا میشود» یا IIFYM شناخته میشود) و برنامهریزی غذایی سختگیرانه، بر این موضوع متمرکز است که انسانها چگونه به مرزهای غذایی واکنش نشان میدهند. کنترل سختگیرانه بر اساس اصل «همه یا هیچ» عمل میکند؛ غذاهای خاصی را حذف کرده و تنوع وعدههای قابلقبول را محدود میکند تا از کمبود کالری اطمینان حاصل شود. در مقابل، کنترل منعطف، اهداف عددی مشخصی برای پروتئین، کربوهیدرات و چربی تعیین میکند، اما به فرد اجازه میدهد هر غذایی را که با این محاسبات همخوانی دارد انتخاب کند. لورن کانلین (Lauren Conlin)، نویسنده ارشد، و تیم تحقیقاتیاش در نتیجهگیری سال ۲۰۲۱ خود نوشتند: «استراتژی رژیم منعطف یا سختگیرانه برای کاهش وزن در طول یک رژیم با محدودیت کالری در افراد عادی که تمرینات مقاومتی انجام میدهند، به یک اندازه مؤثر است.» این یافته، این فرض را که «پاکی مطلق غذایی» پیششرط چربیسوزی است، رد کرد و ثابت نمود که وقتی مجموع کالری و پروتئین یکسان باشد، بدن بدون توجه به نوع غذای انتخابی، چربی را با سرعت یکسانی میسوزاند.[1][2][5]
برابری فیزیولوژیکی این دو رژیم، تفاوتهای روانی آنها را بسیار مهمتر میکند. در یک مطالعه بنیادین در سال ۱۹۹۹ که در مجله Appetite منتشر شد، محققان از ۲۲۳ بزرگسال نظرسنجی کردند تا بسنجند استراتژیهای رژیم غذایی آنها چگونه با وضعیت روانیشان ارتباط دارد. آنها یک رابطه آماری قوی (با ضریب همبستگی ۰.۶۵) بین رژیم منعطف و عدم پرخوری، در کنار توده بدنی پایینتر و کاهش اضطراب پیدا کردند. برعکس، کالریشماری سختگیرانه و محدودیت آگاهانه، ارتباط شدیدی با پرخوری در تنهایی و افزایش شاخص توده بدنی داشت. وقتی غذاها در دسته «ممنوعه» قرار میگیرند، مصرف اجتنابناپذیر آنها باعث ایجاد یک اثر بازگشتی میشود که به پرخوری عصبی و رها کردن کامل رژیم میانجامد.[2][5]
این اصطکاک روانی، دلیل تحلیل عضلانی پس از رژیم را در گروه رژیم سختگیرانه توضیح میدهد. در طول فاز دههفتهای تغذیه آزاد (ad-libitum) - جایی که به شرکتکنندگان گفته شد بدون ثبت اطلاعات، آزادانه غذا بخورند - گروه منعطف بهطور میانگین ۱.۷ کیلوگرم توده بدون چربی به دست آوردند. اما گروه سختگیرانه ۰.۷ کیلوگرم توده بدون چربی از دست دادند و شروع به بازگشت چربی بدن کردند. محققان خاطرنشان کردند که کنترل سختگیرانه، دقیقاً همان الگوی از دست دادن کنترل و پرخوری را پیشبینی میکند که در دوره ریکاوری به قیمت از دست رفتن توده عضلانی تمام میشود. از آنجا که افراد دارای رژیم منعطف ده هفته را صرف یادگیری نحوه گنجاندن غذاهای متنوع در اهداف روزانه خود کرده بودند، با یک چارچوب پایدار وارد مرحله حفظ وزن شدند. در مقابل، افرادی که رژیم سختگیرانه داشتند، به دلیل اتکای کامل به یک لیست تجویزشده، فاقد مهارتهای تغذیهای لازم برای مدیریت یک محیط غذایی بدون محدودیت بودند.[1][2][5]
این اصطکاک روانی، دلیل تحلیل عضلانی پس از رژیم را در گروه رژیم سختگیرانه توضیح میدهد.
با این حال، رژیم منعطف نیز نوع خاصی از اصطکاک را به همراه دارد: بار اجرایی و روزمره ثبت اطلاعات. یک مرور سیستماتیک در سال ۲۰۱۱ بر روی ۲۲ مطالعه، ارتباط معنادار و پایداری را بین خودنظارتی در رژیم غذایی و کاهش وزن موفق تأیید کرد. در یک کارآزمایی در سال ۲۰۰۸ با حضور ۱۶۸۵ بزرگسال دارای اضافهوزن، کسانی که به مدت شش ماه سوابق غذایی روزانه خود را ثبت میکردند، بهطور میانگین ۸.۲ کیلوگرم وزن کم کردند، در مقایسه با تنها ۳.۷ کیلوگرم برای کسانی که دریافت غذایی خود را یک بار در هفته یا کمتر ثبت میکردند. اما پایبندی به ثبت اطلاعات بهناچار با گذشت زمان کاهش مییابد. وارد کردن هر ماده اولیه در یک اپلیکیشن، تخمین زدن پرسهای غذایی و وزن کردن غذاها، بار شناختی و ذهنی ایجاد میکند که انگیزه را از بین میبرد. برای افرادی که مستعد تمایلات وسواسی هستند، خود این اعداد میتوانند به جای ابزاری برای آزادی، به منبعی برای اضطراب تبدیل شوند.[3][4][5]
مؤثرترین روش استفاده از این استراتژیها، نگاه به آنها به عنوان ابزارهای آموزشی موقت است، نه تعهدات مادامالعمر. یک رویکرد مرحلهای معمولاً بالاترین میزان ماندگاری را به همراه دارد. یک فرد ممکن است با ثبت دقیق درشتمغذیها به مدت ۱۲ تا ۱۶ هفته شروع کند تا خطوط پایه را تعیین کرده، کنترل حجم وعدهها را بیاموزد و تراکم کالری غذاهای مختلف را درک کند. زمانی که این آگاهی به یک عادت طبیعی تبدیل شد، میتوان ثبت اطلاعات را به چند روز در هفته کاهش داد، یا آن را برای دورههایی که وزن شروع به نوسان میکند، نگه داشت. این مدل ترکیبی، از مزایای آموزشی رژیم منعطف بهره میبرد و در عین حال خستگی ذهنی ناشی از وارد کردن مداوم دادهها را کاهش میدهد.[4][5]
موفقیت هر یک از این روشها بهشدت به دریافت پروتئین کافی بستگی دارد. در کارآزماییهایی که نتایج چربیسوزی رژیم منعطف با برنامههای غذایی سختگیرانه برابری میکرد، میزان پروتئین بهدقت کنترل شده بود. پروتئین در طول دوره کمبود کالری، بافت عضلانی را حفظ میکند و سیگنال سیری بالاتری نسبت به کربوهیدراتها یا چربیها ارسال میکند که باعث کاهش گرسنگی کلی میشود. وقتی افراد دارای رژیم منعطف شکست میخورند، بهندرت به این دلیل است که کربوهیدرات اشتباهی خوردهاند؛ بلکه معمولاً به این دلیل است که غذاهای بسیار خوشطعم و کمپروتئینی را در اولویت قرار دادهاند که با اهداف کالریشان همخوانی داشته، اما آنها را بهشدت گرسنه رها کرده است. رسیدن به حداقل میزان پروتئین روزانه، به عنوان یک محافظ طبیعی در برابر بدترین پیامدهای یک رژیم غذایی بدون محدودیت عمل میکند.[1][5]
دادهها بهوضوح الزامات فیزیولوژیکی چربیسوزی را از الزامات رفتاری حفظ آن جدا میکنند. کمبود کالری، عدد روی ترازو را تعیین میکند، اما روشی که برای رسیدن به این کمبود استفاده میشود، اتفاقات پس از پایان رژیم را رقم میزند. یک برنامه سختگیرانه ممکن است در کوتاهمدت مسیر ذهنی سادهتری ارائه دهد و بار انتخاب را از دوش شما بردارد، اما به محض پایان برنامه، فرد را در برابر بازگشت وزن آسیبپذیر میکند. مرز بعدی در علم تغذیه، یافتن نسبت بهینهتری از درشتمغذیها نیست، بلکه توسعه ابزارهای ثبت اطلاعاتی است که اصطکاک رژیم منعطف را تقریباً به صفر برسانند و به افراد اجازه دهند بدون خستگی اجرایی، آگاهی خود را حفظ کنند.[1][2][5]
نکات کلیدی
- رژیمهای منعطف و برنامههای غذایی سختگیرانه، در صورتی که مجموع کالری و پروتئین دریافتی یکسان باشد، به یک اندازه باعث چربیسوزی میشوند.
- کنترل سختگیرانه رژیم غذایی از نظر آماری با پرخوری پس از رژیم و افزایش شاخص توده بدنی (BMI) ارتباط مستقیم دارد.
- در یک دوره ۱۰ هفتهای پس از پایان رژیم، افرادی که رژیم منعطف داشتند بهطور میانگین ۱.۷ کیلوگرم توده عضلانی به دست آوردند، در حالی که گروه رژیم سختگیرانه ۰.۷ کیلوگرم عضله از دست دادند.
- ثبت روزانه اطلاعات غذایی نسبت به ثبت پراکنده، باعث کاهش وزن بسیار بیشتری میشود، اما پایبندی به آن به مرور زمان به دلیل خستگی ذهنی کاهش مییابد.
منابع
[1]Journal of the International Society of Sports Nutritionتحلیلگران مقایسه بالینیFlexible vs. rigid dieting in resistance-trained individuals examining changes in body composition, resting metabolic rate, and eating behavior
مطالعه در Journal of the International Society of Sports Nutrition →
[2]Appetiteمحققان محدودیت منعطفFlexible vs. Rigid dieting strategies: relationship with adverse behavioral outcomes
مطالعه در Appetite →
[3]American Journal of Preventive Medicineتحلیلگران مقایسه بالینیWeight loss during the intensive intervention phase of the weight-loss maintenance trial
مطالعه در American Journal of Preventive Medicine →
[4]Journal of the American Dietetic Associationتحلیلگران مقایسه بالینیSelf-monitoring in weight loss: a systematic review of the literature
مطالعه در Journal of the American Dietetic Association →
[5]تیم سردبیری کوهستانمحققان محدودیت منعطفتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت تناسب اندام اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


