آزمون اضافهپذیری: چرا پروژههای جبران کربن باید ثابت کنند بدون اعتبار کربن وجود نداشتند
برای تولید یک اعتبار کربن معتبر، یک پروژه باید ثابت کند که منافع اقلیمی آن بدون انگیزه مالی بازار کربن محقق نمیشد. این آزمون پایه که با عنوان «اضافهپذیری» شناخته میشود، سازوکار اصلی برای جلوگیری از افزایش ناخواسته انتشار جهانی گازهای گلخانهای توسط بازار داوطلبانه کربن است.
به قلم وحید بختیاری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- تأییدکنندگان بازار کربن
- تمرکز بر آزمایش دقیق خط پایه و حسابرسی سختگیرانه برای اطمینان از یکپارچگی زیستمحیطی بازار داوطلبانه کربن.
- خریداران شرکتی اعتبارات
- به دنبال معیارهای واضح و قابل اندازهگیری برای توجیه ادعاهای پایداری و جلوگیری از اتهامات سبزنمایی (greenwashing) هستند.
- منتقدان سیاستهای اقلیمی
- استدلال میکنند که اضافهپذیری ذاتاً غیرقابل اثبات است و اعتبارات جبرانی باعث انحراف توجه از کاهش مستقیم انتشار میشوند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- توسعهدهندگان پروژه در کشورهای در حال توسعه
- مالکان بومی زمینها
چرا مهم است
اگر اعتبارات کربن به پروژههایی اختصاص یابد که در هر صورت اجرا میشدند، شرکتها از آنها برای توجیه ادامه آلایندگی خود استفاده میکنند، در حالی که هیچ کاهش واقعی در انتشار رخ نمیدهد و این امر به گرمایش جهانی سرعت میبخشد.
یک اعتبار کربن واحد، نمایانگر یک تن متریک دیاکسید کربن است که از جو حذف شده یا از ورود آن به جو جلوگیری شده است؛ حجمی که کرهای به قطر تقریبی ۳۲ فوت را پر میکند، یا معادل رانندگی با یک خودروی سواری معمولی به مسافت ۲۵۰۰ مایل است. با این حال، برای اینکه این اعتبار به عنوان یک جبرانکننده واقعی عمل کند، پروژهای که آن را تولید میکند باید از یک آستانه بنیادین به نام آزمون اضافهپذیری عبور کند.[7]
بازار داوطلبانه کربن بر اساس یک پیشفرض ساده عمل میکند: نهادی که گازهای گلخانهای منتشر میکند، به نهاد دیگری پول میپردازد تا کمتر آلودگی ایجاد کند یا کربن را به طور کامل حذف کند. اما این تبادل تنها در صورتی کارآمد است که پرداخت مالی واقعاً منجر به کاهش انتشار شود. اضافهپذیری سازوکاری است که تضمین میکند این منفعت زیستمحیطی واقعی است. همانطور که راهنمای جبران کربن (Carbon Offset Guide) تعریف میکند، یک پروژه اضافهپذیر پروژهای است که «بدون انگیزه ایجاد شده توسط درآمدهای اعتبار کربن محقق نمیشد.»[1][3]
بدون این الزام، سیستم حسابداری کربن فرو میپاشد. اگر شرکتی اعتباراتی را از پروژهای خریداری کند که در هر صورت قرار بود اجرا شود، خریدار به انتشار کربن ادامه میدهد در حالی که هیچ کاهش جدید و متناظری در جای دیگری رخ نمیدهد. نتیجه نهایی، افزایش انتشار جهانی گازهای گلخانهای است. همانطور که دیدهبان بازار کربن (Carbon Market Watch) خاطرنشان میکند: «اگر یک اعتبار کربن اضافهپذیر نباشد، خریدار برای یک منفعت اقلیمی واقعی پولی پرداخت نمیکند.»[4]
برای تعیین اینکه آیا یک پروژه اضافهپذیر است یا خیر، حسابرسان آن را با یک سناریوی خط پایه مقایسه میکنند. این خط پایه پیشبینی آن چیزی است که در شرایط «روند معمول» و با ثابت نگهداشتن سایر عوامل رخ میداد. پروژه باید نشان دهد که فعالیتهای آن از این خط پایه متمایز است و تأمین مالی کربن، عامل تعیینکننده در اجرای آن محسوب میشود.[3]
رایجترین معیاری که توسط نهادهای تأییدکننده استفاده میشود، اضافهپذیری مالی است. این امر مستلزم اثبات این موضوع است که فروش اعتبارات کربن نقشی حیاتی و تعیینکننده در موجودیت پروژه ایفا میکند. اگر پروژهای از طریق جریانهای درآمدی دیگر به خودی خود از نظر مالی توجیهپذیر باشد، در این آزمون مردود میشود.[6]
تأسیسات انرژیهای تجدیدپذیر غالباً این مرز را به خوبی نشان میدهند. یک مزرعه بادی یا خورشیدی با فروش برق به شبکه توزیع، درآمد کسب میکند. از آنجا که فناوریهای تجدیدپذیر از نظر هزینه رقابتپذیر شدهاند - به طوری که هزینههای انرژی خورشیدی در دهه گذشته نزدیک به ۹۰ درصد کاهش یافته است - این پروژهها اغلب بدون هیچگونه درآمد تکمیلی سودآور هستند. در نتیجه، آنها واجد شرایط دریافت بودجه از بازار کربن نیستند، زیرا کاهش انتشار فارغ از فروش اعتبار نیز اتفاق میافتاد.[2][4]
تأسیسات انرژیهای تجدیدپذیر غالباً این مرز را به خوبی نشان میدهند.
اضافهپذیری مقرراتی لایه حیاتی دیگری از این ارزیابی را تشکیل میدهد. یک پروژه نمیتواند برای فعالیتهایی که از قبل توسط قانون الزامی شدهاند، ادعای دریافت اعتبار کربن کند. به عنوان مثال، اگر یک مقررات ایالتی اپراتورهای محل دفن زباله را ملزم به نصب تجهیزاتی برای جذب و از بین بردن متان کند، تأسیساتی که از این قانون پیروی میکند، منفعت اقلیمی اضافهای ارائه نمیدهد. این اقدام از نظر قانونی الزامی است، به این معنی که سناریوی خط پایه از قبل شامل این کاهش انتشار میشود.[3][5]
فرآیند ارزیابی همچنین انگیزههای انحرافی را بررسی میکند؛ جایی که ساختار بازار کربن ممکن است ناخواسته رفتارهای مخرب را تشویق کند. در گذشته، پروژههای انهدام گازهای صنعتی با بررسیهای موشکافانهای مواجه شدند، زیرا قیمتهای بالای جبران کربن از نظر تئوری میتوانست تأسیسات را ترغیب کند تا گازهای گلخانهای قویتری تولید کنند، صرفاً به این دلیل که برای از بین بردن آنها پول دریافت کنند. پروتکلهای سختگیرانه اضافهپذیری برای بستن این رخنهها طراحی شدهاند.[7]
ارزیابی اضافهپذیری ذاتاً پیچیده است زیرا مستلزم اثبات یک وضعیت خلاف واقع است؛ یک واقعیت جایگزین که در آن بازار کربن وجود ندارد. همانطور که تحلیلگران شرکت سیلورا (Sylvera) اشاره میکنند: «اندازهگیری اضافهپذیری دشوار است. این مفهوم بر اساس یک سناریوی نظری بنا شده و نمیتوان آن را مستقیماً مشاهده کرد.»[2]
به دلیل همین دشواری، بازار داوطلبانه کربن با انتقادات قابلتوجهی در مورد کیفیت اعتبارات خود مواجه شده است. تحقیقات مؤسساتی از جمله برکلی و آکسفورد نشان داده است که تا ۸۵ درصد از اعتبارات جبرانی فروخته شده در گذشته ممکن است واقعاً اضافهپذیر نبوده باشند. این شکاف میان تأثیر ادعایی و واقعی، انگیزهای برای ایجاد استانداردهای راستیآزمایی سختگیرانهتر شده است.[6]
برای مدیریت این عدم قطعیت، مؤسسات رتبهبندی و نهادهای استانداردگذار چارچوبهای متناسبی را برای ارزیابی انواع مختلف پروژهها توسعه دادهاند. در سال ۲۰۲۵، به جای یک سیستم ساده صفر و یکی (قبول یا رد)، اضافهپذیری به طور فزایندهای بر روی یک طیف ریسک امتیازدهی میشود و احتمال اینکه یک پروژه به عنوان نتیجه مستقیم درآمدهای کربن محقق شده باشد را ارزیابی میکند.[2]
این بررسیهای دقیق، سرمایهگذاری را به سمت انواع پروژههایی سوق میدهد که در آنها اضافهپذیری کاملاً واضح و بدون ابهام است. تأسیسات جذب مستقیم از هوا (DAC) که از فرآیندهای صنعتی برای استخراج مستقیم دیاکسید کربن از جو استفاده میکنند، در حال حاضر صدها دلار در هر تن هزینه عملیاتی دارند و اساساً اضافهپذیر هستند. این سیستمها به سرمایهگذاری کلانی نیاز دارند و هیچ محصول تجاری دیگری جز کربن حذف شده ندارند، به این معنی که بدون بازاری که برای حذف دائمی کربن پول پرداخت کند، وجود نخواهند داشت.[5]
به طور مشابه، برخی از شیوههای کشاورزی احیاکننده و پروژههای ترسیب زیستروغن (bio-oil) اضافهپذیری واضحی را ارائه میدهند، زیرا آنها کشاورزان یا اپراتورهای تأسیسات را ملزم میکنند تا شیوههای تثبیتشده و سودآور خود را با صرف هزینه خالص تغییر دهند، که سپس اعتبارات کربن به عنوان یارانه این هزینهها را پوشش میدهند.[6]
با بلوغ زیرساختهای بازار کربن، آزمون اضافهپذیری همچنان به عنوان ستون اصلی و باربر آن باقی میماند. گذار از یک سیستم مبتنی بر منافع فرضی به سیستمی با تأثیرات علی و تأییدشده، تعیین میکند که آیا اعتبارات جبران کربن به عنوان ابزاری واقعی برای محدود کردن گرمایش جهانی به هدف ۱.۵ درجه سانتیگراد عمل میکنند، یا صرفاً یک تمرین حسابداری هستند.[7]
آنچه نمیدانیم
- مقررات بینالمللی آینده تحت ماده ۶ توافقنامه پاریس چگونه آزمون اضافهپذیری را در سطح فرامرزی استانداردسازی خواهند کرد.
- آیا بازار داوطلبانه کربن میتواند پیش از آنکه خریداران شرکتی اعتماد خود را به این سیستم از دست بدهند، با موفقیت و به طور کامل به سمت اعتبارات حذف کربن با اضافهپذیری بالا گذار کند یا خیر.
منابع
[1]Carbon Briefمنتقدان سیاستهای اقلیمیGlossary: Carbon Brief's guide to the terminology of carbon offsets
مطالعه در Carbon Brief →
[2]Sylveraتأییدکنندگان بازار کربنHow to measure additionality for carbon offset projects?
مطالعه در Sylvera →
[3]Carbon Offset Guideتأییدکنندگان بازار کربنAdditionality
مطالعه در Carbon Offset Guide →
[4]Carbon Market Watchتأییدکنندگان بازار کربنAdditionality
مطالعه در Carbon Market Watch →
[5]Dynamic Carbon Creditsخریداران شرکتی اعتباراتDecoding Additionality: The “But For” Test
مطالعه در Dynamic Carbon Credits →
[6]Luneخریداران شرکتی اعتباراتWhat is additionality in carbon offsetting?
مطالعه در Lune →
[7]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت محیط زیست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
