چگونه حرکت تقدیمی لارمور و زمانهای آسایش T1 و T2 در تصویربرداری تشدید مغناطیسی کنتراست بافتی ایجاد میکنند
تصویربرداری تشدید مغناطیسی (امآرآی) بر رفتار کوانتومی پروتونهای هیدروژن در یک میدان مغناطیسی متکی است و از پالسهای فرکانس رادیویی خاصی برای دستکاری همترازی آنها استفاده میکند. اسکنرها با اندازهگیری زمانهای متمایز آسایش T1 و T2 در حین بازگشت این پروتونها به حالت تعادل، میتوانند تفاوت میان چربی، آب و بافتهای بیمار را تشخیص دهند.
به قلم اِلا فرجاد
این خبر را به اشتراک بگذارید
- رادیولوژیستهای بالینی
- کنتراست کیفی تصویر و زمانهای اسکن سریع را برای تریاژ تشخیصی فوری در اولویت قرار میدهند.
- پژوهشگران تصویربرداری کمّی
- از نقشهبرداری پارامتریک برای استخراج معیارهای بیوفیزیکی مطلق از زمانهای آسایش حمایت میکنند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- بیمارانی که در طول توالیهای طولانیمدت امآرآی دچار تنگناهراسی یا اضطراب میشوند
- مدیران مراقبتهای بهداشتی که باید هزینههای عملیاتی بالای آهنرباهای ابررسانا را مدیریت کنند
نکات کلیدی
- اسکنرهای امآرآی از میدانهای مغناطیسی قدرتمندی برای همتراز کردن پروتونهای هیدروژن موجود در مولکولهای آب و چربی بدن استفاده میکنند.
- یک پالس فرکانس رادیویی که روی فرکانس لارمور تنظیم شده است، موقتاً این پروتونها را از حالت همترازی خارج میکند.
- آسایش T1 نشان میدهد که پروتونها با چه سرعتی دوباره با میدان مغناطیسی همتراز میشوند و چربی را به رنگ سفید روشن نشان میدهد.
- آسایش T2 نشان میدهد که پروتونها با چه سرعتی چرخش هماهنگ خود را از دست میدهند و مایعات را به رنگ سفید روشن نشان میدهد.
- مواد حاجب مبتنی بر گادولینیوم با تسریع مصنوعی زمان بازیابی T1 در پروتونهای آبِ مجاور خود عمل میکنند.
در ۲۲ ژانویه ۲۰۱۹، انتشار اصول بهروزشده فیزیک تصویربرداری تشدید مغناطیسی در متون مرجع بالینی، تغییری اساسی را در پرتونگاری تشخیصی تثبیت کرد: حرکت به سمت رلاکسومتری (آسایشسنجی) کمّی. رادیولوژیستها دیگر صرفاً به پیکسلهای روشن و تاریک روی یک اسکن نگاه نمیکنند، بلکه برای نقشهبرداری از آسیبشناسی بافت، به طور فزایندهای بر نرخهای دقیق و ریاضیاتی واپاشی پروتونهای هیدروژن تکیه میکنند. این گذار کاملاً به دو معیار فیزیکی وابسته است—زمانهای آسایش T1 و T2—که دیکته میکنند آب و چربی در داخل یک آهنربای ابررسانا چگونه رفتار کنند.[5][9]
بدن انسان تقریباً از ۶۰ درصد آب تشکیل شده است، به این معنی که تراکم بالایی از اتمهای هیدروژن دارد. هسته هر هیدروژن حاوی یک پروتون منفرد است که حول محور خود میچرخد و مانند یک آهنربای میلهای میکروسکوپی عمل میکند. در شرایط عادی، این پروتونها در جهتهای تصادفی قرار دارند و اثر یکدیگر را خنثی میکنند. اما وقتی بیمار وارد یک اسکنر امآرآی میشود—که معمولاً میدان مغناطیسی ۱.۵ یا ۳.۰ تسلا تولید میکند، یعنی ۳۰,۰۰۰ تا ۶۰,۰۰۰ برابر قویتر از میدان مغناطیسی زمین—بخش کوچکی از این پروتونها با میدان مغناطیسی اصلی اسکنر که با B0 نشان داده میشود، همتراز میگردند.[4][7]
پس از همترازی، پروتونها کاملاً بیحرکت نمیمانند؛ آنها مانند یک فرفره در حال چرخش که در حال از دست دادن تکانه است، حول خطوط میدان مغناطیسی تلوتلو میخورند یا حرکت تقدیمی انجام میدهند. سرعت این تلوتلو خوردن، فرکانس لارمور نامیده میشود و با قدرت میدان مغناطیسی نسبت مستقیم دارد. فرکانس تقدیمی هیدروژن در ۱.۰ تسلا دقیقاً ۴۲.۵۸ مگاهرتز است. بنابراین، در یک اسکنر بالینی استاندارد ۱.۵ تسلا، پروتونها با فرکانس ۶۳.۸۷ مگاهرتز حرکت تقدیمی دارند که تشدید آنها را دقیقاً در طیف فرکانس رادیویی قرار میدهد.[4][5]
برای تولید یک تصویر، اسکنر باید این تعادل را برهم بزند. این کار با شلیک یک پالس کوتاه فرکانس رادیویی که دقیقاً روی فرکانس لارمور هیدروژن تنظیم شده است، انجام میشود. این پالس انرژی را به پروتونهای همتراز منتقل کرده و آنها را ۹۰ درجه از میدان مغناطیسی اصلی دور کرده و به یک صفحه عرضی میبرد. همزمان، این پالس پروتونها را مجبور میکند تا همفاز با یکدیگر حرکت تقدیمی داشته باشند و یک بردار مغناطیسی در حال چرخش ایجاد کنند که سیمپیچهای گیرنده اسکنر میتوانند آن را به عنوان یک سیگنال الکتریکی ضعیف تشخیص دهند.[2][6]
به محض خاموش شدن پالس فرکانس رادیویی، پروتونها شروع به دفع انرژی جذبشده میکنند و به همترازی اولیه خود با میدان B0 بازمیگردند. این فرآیند بازیابی، آسایش نامیده میشود و به طور همزمان در امتداد دو محور متفاوت رخ میدهد. نرخی که در آن پروتونها دوباره با میدان مغناطیسی اصلی همتراز میشوند توسط آسایش T1 کنترل میشود، در حالی که نرخی که در آن چرخش عرضی هماهنگ خود را از دست میدهند توسط آسایش T2 کنترل میگردد.[1][6]
آسایش T1 که به عنوان آسایش اسپین-شبکه نیز شناخته میشود، مدت زمانی را اندازه میگیرد که طول میکشد تا ۶۳ درصد از مغناطش طولی بازیابی شود. این فرآیند مستلزم آن است که پروتونها انرژی جذبشده خود را به محیط مولکولی اطراف، یا همان شبکه، منتقل کنند. از آنجا که بافتهای مختلف ساختارهای مولکولی متفاوتی دارند، این انرژی را با نرخهای بسیار متفاوتی جذب میکنند و همین امر مبنای بنیادین کنتراست آناتومیکی را شکل میدهد.[3][7]
مولکولهای چربی ساختارهای بزرگ و پرکربنی هستند که با سرعتی بسیار نزدیک به فرکانس لارمور میغلتند و همین امر آنها را در جذب انرژی از پروتونها بسیار کارآمد میسازد. در نتیجه، چربی زمان آسایش T1 بسیار کوتاهی دارد—تقریباً ۲۵۰ میلیثانیه در ۱.۵ تسلا—و مغناطش خود را به سرعت بازیابی میکند. در مقابل، مولکولهای آب آنقدر سریع میغلتند که نمیتوانند انرژی را به طور موثر جذب کنند، که این امر منجر به زمان T1 طولانیِ بیش از ۲۰۰۰ میلیثانیه برای مایعات خالصی مانند مایع مغزی-نخاعی میشود.[5][7]
مولکولهای چربی ساختارهای بزرگ و پرکربنی هستند که با سرعتی بسیار نزدیک به فرکانس لارمور میغلتند و همین امر آنها را در جذب انرژی از پروتونها بسیار کارآمد میسازد.
به طور همزمان، آسایش T2—یا آسایش اسپین-اسپین—تعیین میکند که پروتونها با چه سرعتی چرخش عرضی هماهنگ خود را از دست میدهند. همانطور که پروتونها حرکت تقدیمی دارند، میدانهای مغناطیسی فردی آنها با یکدیگر تعامل میکنند و باعث میشوند برخی سرعت بگیرند و برخی دیگر کند شوند. این از دست دادن فاز منجر به یک واپاشی سریع در سیگنال عرضی میشود. T2 از نظر ریاضی به عنوان زمانی تعریف میشود که طول میکشد تا ۶۳ درصد از مغناطش عرضی دچار واپاشی شود.[1][6]
برخلاف T1، آسایش T2 عمدتاً توسط مجاورت فیزیکی پروتونها هدایت میشود. در بافتهای متراکم یا درشتمولکولهای بزرگ، پروتونها به هم فشرده شدهاند که منجر به از دست دادن فاز سریع و زمان T2 کوتاه میشود. در آب آزاد، پروتونها بسیار متحرک هستند و فاصله بیشتری از هم دارند، که به آنها اجازه میدهد مدت زمان بسیار بیشتری همفاز بمانند. در نتیجه، مایعات دارای زمانهای T2 طولانی هستند، در حالی که بافتهای جامد مانند استخوان یا عضله زمانهای T2 بسیار کوتاهی دارند.[2][8]
برای بهرهبرداری از این تفاوتها، پرتونگاران دو پارامتر کلیدی زمانبندی را دستکاری میکنند: زمان تکرار (TR) و زمان اکو (TE). زمان تکرار فاصله زمانی بین پالسهای متوالی فرکانس رادیویی است که کنترل میکند چه مقدار از بازیابی T1 اجازه وقوع دارد. زمان اکو فاصله زمانی بین پالس فرکانس رادیویی و اندازهگیری سیگنال است که کنترل میکند قبل از ثبت دادهها توسط اسکنر، چه مقدار واپاشی T2 اجازه وقوع دارد.[1][5]
با تنظیم یک زمان تکرار کوتاه در حدود ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیثانیه و یک زمان اکو کوتاه بین ۱۰ تا ۳۰ میلیثانیه، اسکنر یک تصویر با وزن T1 تولید میکند. در این پیکربندی، بافتهایی با زمانهای T1 کوتاه، مانند چربی زیرپوستی، به سرعت بازیابی میشوند و سیگنال قدرتمندی ساطع میکنند که روی اسکن به رنگ سفید روشن ظاهر میشود. بافتهایی با زمانهای T1 طولانی، مانند آب، هنوز بازیابی نشدهاند و تاریک به نظر میرسند. تصاویر با وزن T1 به دلیل جزئیات آناتومیکی خود بسیار ارزشمند هستند و مرزهای بین ماده خاکستری و سفید در مغز را به وضوح مشخص میکنند.[5][7]
در مقابل، تنظیم یک زمان تکرار طولانیِ بیش از ۲۰۰۰ میلیثانیه و یک زمان اکو طولانی بین ۸۰ تا ۱۲۰ میلیثانیه، یک تصویر با وزن T2 ایجاد میکند. زمان تکرار طولانی با اجازه دادن به تمام بافتها برای بازیابی کامل، اثرات T1 را به حداقل میرساند، در حالی که زمان اکو طولانی تفاوتهای T2 را به حداکثر میرساند. در یک اسکن با وزن T2، مایعات با زمانهای T2 طولانی سیگنال خود را حفظ کرده و به رنگ سفید روشن ظاهر میشوند، در حالی که بافتهای جامد به سرعت دچار واپاشی شده و تاریک به نظر میرسند. توالیهای با وزن T2 اساساً به مایعات حساس هستند و آنها را به ابزار اصلی برای شناسایی ادم، التهاب و ضایعات کیستیک تبدیل میکنند.[7][8]
زمانی که تفاوتهای طبیعی T1 و T2 برای جداسازی یک آسیبشناسی کافی نباشد، پزشکان مواد حاجب خارجی، که رایجترین آنها ترکیبات مبتنی بر گادولینیوم است، را وارد بدن میکنند. گادولینیوم یک فلز سنگین با هفت الکترون جفتنشده است که به آن یک میدان مغناطیسی موضعی قدرتمند میبخشد. هنگامی که این ماده به جریان خون تزریق میشود، زمان آسایش T1 پروتونهای آب مجاور را به شدت کوتاه کرده و محیط مغناطیسی موضعی را تغییر میدهد.[3]
گادولینیوم به خودی خود سیگنالی ساطع نمیکند؛ بلکه به عنوان یک کاتالیزور عمل میکند که بازیابی T1 پروتونهای هیدروژن اطراف را تسریع میبخشد. از آنجا که گادولینیوم از رگهای خونی غیرطبیعی—مانند رگهایی که یک تومور یا ناحیهای از اماس فعال را تغذیه میکنند—نشت میکند، این مناطق پاتولوژیک ماده حاجب را در خود جمع کرده، مغناطش T1 خود را به سرعت بازیابی میکنند و در یک اسکن با وزن T1 به شکلی درخشان روشن میشوند.[3][8]
از نظر تاریخی، تصویربرداری تشدید مغناطیسی یک ابزار کیفی بوده است که برای تشخیص ناهنجاریها بر روشنایی نسبی پیکسلهای مجاور تکیه داشته است. با این حال، این حوزه در حال حاضر به سمت رلاکسومتری کمّی در حال تغییر است، جایی که اسکنر زمانهای مطلق T1 و T2 را برای هر وکسل از بافت بر حسب میلیثانیه محاسبه میکند. این امر امکان ایجاد نقشههای پارامتریک را فراهم میآورد که میتوانند تغییرات ریزساختاری ظریف در میوکارد یا کبد را پیش از آنکه بیماری ماکروسکوپی قابل مشاهده شود، تشخیص دهند.[8][9]
قدرت تشخیصی تصویربرداری تشدید مغناطیسی در نهایت بر یک تاخیر مکانیک کوانتومی استوار است. اسکنرها با محاسبه دقیق فرکانس لارمور و دستکاری فواصل زمان تکرار و زمان اکو، بازیابی ترمودینامیکی نامرئی پروتونهای هیدروژن را به یک نقشه آناتومیکی با کنتراست بالا ترجمه میکنند. با بهبود نرمافزارهای نقشهبرداری کمّی، مقادیر دقیق میلیثانیهای آسایش T1 و T2 به طور فزایندهای به عنوان نشانگرهای زیستی مستقیم برای سلامت سلولی عمل خواهند کرد و رادیولوژی را از تشخیص الگو به سمت اندازهگیری دقیق بیوفیزیکی سوق خواهند داد.[4][8]
اصطلاحات کلیدی
- فرکانس لارمور
- نرخ دقیقی که در آن یک پروتون هیدروژن هنگام قرار گرفتن در یک میدان مغناطیسی تلوتلو میخورد یا حرکت تقدیمی انجام میدهد.
- آسایش T1
- مدت زمانی که طول میکشد تا پروتونها پس از مختل شدن توسط یک پالس فرکانس رادیویی، دوباره با میدان مغناطیسی اصلی همتراز شوند.
- آسایش T2
- مدت زمانی که طول میکشد تا پروتونها پس از یک پالس فرکانس رادیویی، چرخش هماهنگ خود را از دست داده و از فاز خارج شوند.
- زمان تکرار (TR)
- فاصله زمانی بین پالسهای متوالی فرکانس رادیویی که برای کنترل میزان کنتراست T1 در یک تصویر استفاده میشود.
- زمان اکو (TE)
- فاصله زمانی بین پالس فرکانس رادیویی و اندازهگیری سیگنال که برای کنترل میزان کنتراست T2 استفاده میشود.
آنچه نمیدانیم
- اسکنرهای با میدان فوقالعاده قوی (۷.۰ تسلا و بالاتر) چگونه خطوط پایه تثبیتشده کنتراست T1 و T2 را برای آناتومی پیچیده عصبی تغییر خواهند داد.
- سازوکارهای دقیق ماندگاری طولانیمدت مواد حاجب مبتنی بر گادولینیوم در بافت مغز، با وجود پاکسازی سریع آنها از جریان خون، هنوز کاملاً مشخص نیست.
منابع
[1]J Clin Exp Hepatol / PMCMagnetic Resonance Imaging: Principles and Techniques: Lessons for Clinicians
مطالعه در J Clin Exp Hepatol / PMC →
[2]Journal of NeurosurgeryBasics of Magnetic Resonance Imaging
مطالعه در Journal of Neurosurgery →
[3]ACS Omegaپژوهشگران تصویربرداری کمّیA Comprehensive Introduction to Magnetic Resonance Imaging Relaxometry and Contrast Agents
مطالعه در ACS Omega →
[4]Journal of Magnetic Resonance Imagingپژوهشگران تصویربرداری کمّیPhysics of MRI: A Primer
مطالعه در Journal of Magnetic Resonance Imaging →
[5]Radiology Keyرادیولوژیستهای بالینیPrinciples of Magnetic Resonance Imaging Physics
مطالعه در Radiology Key →
[6]IMAIOSرادیولوژیستهای بالینیNMR: Relaxation and its characteristics: T1 and T2 times
مطالعه در IMAIOS →
[7]XRayPhysicsرادیولوژیستهای بالینیMRI Physics: Tissue Contrast in MRI
مطالعه در XRayPhysics →
[8]Insights into Imaging / PMCپژوهشگران تصویربرداری کمّیT1 relaxation: Chemo-physical fundamentals of magnetic resonance imaging and clinical applications
مطالعه در Insights into Imaging / PMC →
[9]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در علم
مشاهده همه →کارآزماییهای بالینی
فاز یک، دو، سه و چهار: چهار معیاری که ایمنی، اثربخشی و تایید دارو را تعیین میکنند
7 منبع
سنجش از دور
فیزیک دماسنجهای مداری: ماهوارهها چگونه رکورد پنهان ۸۰.۸ درجه را در دشت لوت کشف کردند؟
6 منبع
تابش واداشتی اقلیمی
تابش واداشتی ۰.۷- وات بر متر مربع: چرا ذرات معلق در حال حاضر یکچهارم گرمایش گازهای گلخانهای را پنهان میکنند؟
7 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت علم اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.




