گزارش شورای آتلانتیک: درخواستهای آمریکا برای کنترل گرینلند، «تغییر ماهوی» در روابط اتحادیه اروپا و آمریکا ایجاد کرده است
گزارش جدید شورای آتلانتیک نشان میدهد که تلاش تهاجمی واشنگتن برای تصاحب گرینلند در اوایل سال ۲۰۲۶، اعتماد اروپا به ایالات متحده را به طور اساسی از بین برده و باعث توقف همکاریهای دیجیتال و تسریع در پیگیری استقلال استراتژیک اتحادیه اروپا شده است.
به قلم حامد فخری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان استقلال اروپا
- استدلال میکنند که اروپا باید وابستگی خود به آمریکا را برای امنیت و زیرساختهای دیجیتال کاهش دهد تا از اجبار در آینده جلوگیری کند.
- واقعگرایان استراتژیک آمریکا
- معتقدند که تضمین تسلط بر قطب شمال و مواد معدنی حیاتی، تاکتیکهای دیپلماتیک تهاجمی را در بحبوحه رقابت قدرتهای بزرگ توجیه میکند.
- مدافعان حاکمیت گرینلند
- بر حق تعیین سرنوشت و حفاظت از جمعیتهای بومی در برابر استثمار قدرتهای بزرگ تأکید میکنند.
نکات کلیدی
- گزارش شورای آتلانتیک در اوت ۲۰۲۶، تلاش آمریکا برای تصاحب گرینلند را به عنوان کاتالیزور «تغییر ماهوی» در روابط اتحادیه اروپا و آمریکا معرفی میکند.
- این بحران یک کسری اعتماد عمیق ایجاد کرده و مذاکرات در مورد اشتراکگذاری دادههای دیجیتال و توافقنامه CLOUD Act اتحادیه اروپا و آمریکا را متوقف کرده است.
- دولت آمریکا پیش از این، کشورهای اروپایی را برای وادار کردن به واگذاری گرینلند، به نیروی نظامی و تعرفه ۲۵ درصدی تهدید کرده بود.
- پایتختهای اروپایی اکنون تلاشها برای دستیابی به «حاکمیت دیجیتال» را تسریع میکنند تا زیرساختهای خود را از اجبار احتمالی آمریکا مصون سازند.
مدتها تصور میشد که نقطه اصلی اصطکاک بین ایالات متحده و اتحادیه اروپا در مقررات دیجیتال، حاکمیت فناوری یا عدم توازن تجاری نهفته است. برای یک دهه، سیاستگذاران و تحلیلگران، چارچوبهای حفظ حریم خصوصی دادهها، حکمرانی هوش مصنوعی و اقدامات ضد انحصار علیه غولهای فناوری را به عنوان خطوط گسل تعیینکننده ائتلاف فراآتلانتیک در نظر میگرفتند. این دیدگاه سنتی حاکی از آن بود که اگر بروکسل و واشنگتن بتوانند رژیمهای نظارتی خود را هماهنگ کرده و اختلافات خود بر سر مالیات دیجیتال را حل کنند، این شراکت تاریخی اساساً مستحکم و در برابر فشارهای خارجی مقاوم باقی خواهد ماند.
با این حال، گزارش جدیدی که در اوت ۲۰۲۶ توسط شورای آتلانتیک منتشر شد، نشان میدهد که گسست واقعی در این ائتلاف ناشی از یک نقطه اشتعال ژئوپلیتیکی با قدرت سخت است: درخواستهای تهاجمی و مستمر واشنگتن برای تصاحب یا کنترل گرینلند. این اختلاف ارضی به طور اساسی اعتماد اروپا به ایالات متحده را تغییر داده و آنچه گزارش آن را «تغییر ماهوی» در روابط دیپلماتیک مینامد، ایجاد کرده است. تمایل دولت آمریکا به استفاده از تاکتیکهای اجباری علیه یک متحد ناتو، اصطکاکهای نظارتی معمول را تحتالشعاع قرار داده و نحوه برخورد پایتختهای اروپایی با تمام جنبههای شراکت خود با واشنگتن را دگرگون کرده است.[4]
طرح دموکراسی + فناوری شورای آتلانتیک در ماههای مه و ژوئن ۲۰۲۶ میزگردهایی را برای بحث در مورد مقررات شواهد الکترونیکی (e-Evidence Regulation) اتحادیه اروپا و آینده اشتراکگذاری دادههای دیجیتال فرامرزی برگزار کرد. با این حال، شرکتکنندگان به طور مداوم به سهماهه اول سال ۲۰۲۶ به عنوان لحظهای اشاره کردند که رابطه عملاً منجمد شد. کارزار فشار آمریکا در مورد گرینلند، بحثها درباره حاکمیت دیجیتال را دوباره سیاسی کرد و مذاکرات در مورد توافقنامه CLOUD Act اتحادیه اروپا و آمریکا را متوقف ساخت و مواضع فراآتلانتیک را سختتر کرد. آنچه به عنوان یک اختلاف ارضی آغاز شد، به سرعت به یک بحران گستردهتر اعتماد در تمام بخشهای همکاری تبدیل شد.[4]
این بحران در ژانویه ۲۰۲۶ زمانی که دولت دوم ترامپ تلاش خود را برای الحاق قلمرو خودمختار دانمارک تشدید کرد، به شدت بالا گرفت. دولت آمریکا از رد استفاده از نیروی نظامی برای دستیابی به اهداف خود امتناع ورزید و تهدید کرد که تعرفه وارداتی ۲۵ درصدی بر کالاهای دانمارک، بریتانیا و چندین کشور اروپایی دیگر اعمال خواهد کرد، مگر اینکه کپنهاگ کنترل جزیره را واگذار کند. این موضع تهاجمی رهبران اروپایی را شوکه کرد، زیرا آنها این خواستهها را نقض قوانین بینالمللی و تهدیدی مستقیم علیه حاکمیت یک متحد دموکراتیک میدانستند.[1][3]
واشنگتن تصاحب گرینلند را به عنوان یک ضرورت فوری امنیت ملی، که ناشی از واقعیتهای رقابت قدرتهای بزرگ است، توجیه کرده است. موقعیت جغرافیایی این قلمرو برای استقرار حسگرهای هشدار موشکی، سیستمهای نظارتی و قابلیتهای رهگیری، به ویژه در چارچوب طرح دفاعی پیشنهادی «گنبد طلایی» (Golden Dome)، حیاتی تلقی میشود. مقامات دفاعی آمریکا بر نیاز حیاتی به حضور مستحکم در قطب شمال برای مقابله با نفوذ رو به گسترش روسیه و چین در شمال دور تأکید کرده و استدلال میکنند که دسترسیهای معاهدهای موجود برای حجم زیرساختهای مورد نیاز کافی نیست.[2]
فراتر از موقعیت نظامی، گرینلند دارای برخی از بزرگترین ذخایر توسعهنیافته مواد معدنی کمیاب در جهان است که اجزای حیاتی برای فناوریهای دفاعی، وسایل نقلیه الکتریکی و الکترونیک پیشرفته محسوب میشوند. کنترل بر این منابع به طور قابل توجهی وابستگی غرب به زنجیرههای تأمین چین را کاهش میدهد، که هدف اصلی سیاست صنعتی و امنیت ملی کنونی ایالات متحده است. از نظر واشنگتن، این جزیره نه تنها یک پایگاه استراتژیک، بلکه یک دارایی اقتصادی حیاتی است که میتواند تسلط آمریکا را در فناوریهای آینده تضمین کند.[4]
کنترل بر این منابع به طور قابل توجهی وابستگی غرب به زنجیرههای تأمین چین را کاهش میدهد، که هدف اصلی سیاست صنعتی و امنیت ملی کنونی ایالات متحده است.
خواستههای آمریکا واکنش فوری و یکپارچه اتحادیه اروپا و متحدان ناتو را برانگیخت. دانمارک، که مسئول امور خارجی و دفاعی گرینلند است، این پیشنهاد را قاطعانه رد کرد و تأکید نمود که این قلمرو فروشی نیست و مردم آن از حق اساسی تعیین سرنوشت برخوردارند. رهبران اروپایی استفاده از اخاذی اقتصادی و تهدیدات نظامی را محکوم کردند و هشدار دادند که چنین تاکتیکهایی به طور تهاجمی اصول بنیادین ائتلاف فراآتلانتیک و نظم بینالمللی پس از جنگ را که هر دو قاره دههها به آن متکی بودهاند، تضعیف میکند.[3]
در اواسط ژانویه ۲۰۲۶، چندین کشور اروپایی، از جمله بریتانیا، فرانسه و آلمان، در عملیات «استقامت قطب شمال» (Operation Arctic Endurance)، که یک رزمایش نظامی به رهبری دانمارک در گرینلند بود، شرکت کردند. این استقرار پرسنل و کشتیهای نیروی دریایی به طور گستردهای به عنوان نمایشی از همبستگی اروپا در برابر جاهطلبیهای ارضی آمریکا تعبیر شد. این رزمایش نشان داد که پایتختهای اروپایی آماده هماهنگی برای دفاع جمعی از حاکمیت دانمارک هستند، حتی اگر به معنای مخالفت مستقیم با ایالات متحده در چارچوب ناتو باشد.[3]
در تلافی حضور نظامی اروپا در گرینلند، دولت آمریکا برنامههایی را برای اعمال تعرفههای تنبیهی علیه کشورهای شرکتکننده اعلام کرد. این اقدام تهدید کرد که یک جنگ تجاری گستردهتر بین آمریکا و اتحادیه اروپا را شعلهور سازد و از اجبار اقتصادی برای دستیابی به امتیازات ارضی استفاده کند. مسلح کردن سیاست تجاری علیه کشورهای متحد، شکاف را عمیقتر کرد، زیرا دولتهای اروپایی متوجه شدند که وابستگی اقتصادی متقابل آنها با ایالات متحده میتواند به عنوان اهرم فشار در اختلافات ژئوپلیتیکی نامرتبط استفاده شود.[1][3]
بحران فوری در ۲۱ ژانویه ۲۰۲۶، در جریان مجمع جهانی اقتصاد در داووس، تا حدی خنثی شد. پس از بحثهای فشرده با رهبری ناتو، دولت آمریکا تهدید فوری تعرفهها و استفاده از نیروی نظامی را پس گرفت. در حالی که این کاهش تنش از گسست کامل ائتلاف جلوگیری کرد، اما تأثیر کمی در ترمیم آسیبهای زیربنایی به اعتماد فراآتلانتیک داشت. این واقعیت که چنین تهدیداتی اصلاً مطرح شدند، تأثیری ماندگار بر سیاستگذاران اروپایی گذاشت.[3]
با وجود تنفس دیپلماتیک در داووس، گزارش شورای آتلانتیک نشان میدهد که آسیب ساختاری به رابطه قبلاً وارد شده بود. تمایل ایالات متحده به استفاده از اخاذی اقتصادی و تهدید به اقدام نظامی علیه یک متحد ناتو، اساساً دیدگاه پایتختهای اتحادیه اروپا نسبت به قابلیت اطمینان واشنگتن به عنوان ضامن امنیت را تغییر داد. این گزارش یک «کسری اعتماد» گسترده و رو به رشد را توصیف میکند که در آن مقامات اروپایی نسبت به همکاری با همتایان آمریکایی خود، حتی در مسائل همفکرانهای که منافع استراتژیک آنها ظاهراً همسو است، احتیاط بیشتری نشان میدهند. این بدبینی اکنون در تمام سطوح تعامل دیپلماتیک نفوذ کرده است.[4]
این فرسایش اعتماد پیامدهای فوری و ملموسی برای همکاری فراآتلانتیک در سایر بخشها، به ویژه در حوزه سیاست دیجیتال و اجرای قانون داشته است. اجرای مقررات شواهد الکترونیکی اتحادیه اروپا، که قرار است در ۱۸ اوت ۲۰۲۶ به اجرا درآید، به دلیل عدم تمایل اروپا به تعمیق توافقنامههای اشتراکگذاری داده با آژانسهای آمریکایی، به شدت پیچیده شده است. ترس اصلی در میان سیاستگذاران اروپایی این است که هر گونه داده یا زیرساختی که با ایالات متحده به اشتراک گذاشته شود، ممکن است در نهایت در اختلافات دیپلماتیک آینده به عنوان سلاح یا اهرم فشار مورد استفاده قرار گیرد و باعث عقبنشینی دفاعی به سمت حمایتگرایی دیجیتال شود.[4]
در نتیجه، بحران گرینلند به طور چشمگیری پیگیری «حاکمیت دیجیتال» اروپا را تسریع کرده است—تعهد سیاسی و عملی برای حفظ کنترل قانونی و عملیاتی بر دادهها و زیرساختها مستقل از غولهای فناوری آمریکایی. شوک ژئوپلیتیکی اوایل سال ۲۰۲۶، استقلال دیجیتال را از یک هدف اقتصادی نظری به یک ضرورت فوری امنیت ملی برای اتحادیه اروپا تبدیل کرد. سیاستگذاران در بروکسل و پایتختهای ملی اکنون توسعه قابلیتهای فناوری بومی را در اولویت قرار دادهاند و به دنبال آن هستند که این بلوک را در برابر اجبار احتمالی آمریکا در بحرانهای آینده مصون سازند.[4]
آنچه به شدت نامشخص باقی مانده این است که این تغییر ماهوی چگونه بر انسجام بلندمدت ناتو و ساختار گستردهتر امنیت غرب در عصر رقابت قدرتهای بزرگ تأثیر خواهد گذاشت. در حالی که ایالات متحده دسترسی نظامی گستردهای به گرینلند از طریق معاهدات دوجانبه موجود حفظ کرده است، تلاش تهاجمی برای مالکیت کامل، کشورهای اروپایی را مجبور کرده است که وابستگیهای استراتژیک خود را بازنگری کنند. ائتلاف فراآتلانتیک اکنون با چالش بیسابقهای روبرو است: مدیریت تهدیدات جهانی مشترک—از چین در حال ظهور تا روسیه قاطع—در حالی که به طور همزمان یک کسری اعتماد داخلی عمیق را مدیریت میکند که بر تمام جنبههای شراکت تاریخی آنها تأثیر میگذارد.[2][3][4]
چرا مهم است
فرسایش اعتماد بین ایالات متحده و اتحادیه اروپا تهدید میکند که همکاریهای امنیتی جهانی را پیچیده سازد، جریان دادههای فرامرزی را مختل کند و ساختار اقتصادی ائتلاف فراآتلانتیک را تغییر دهد.
منابع
[1]CNBCواقعگرایان استراتژیک آمریکاTrump threatens tariffs on European nations over Greenland
مطالعه در CNBC →
[2]U.S. Department of Warواقعگرایان استراتژیک آمریکاRemarks by Under Secretary of War for Policy Elbridge Colby at the NATO Defense Ministerial
مطالعه در U.S. Department of War →
[3]Wikipediaحامیان استقلال اروپاGreenland crisis
مطالعه در Wikipedia →
[4]تیم سردبیری کوهستانحامیان استقلال اروپاتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.


