پیشبینی «پایان مصرفگرایی فیزیکی»: چرا رشد اقتصادی سرانجام از مصرف مواد خام جدا میشود؟
اقتصادهای پیشرفته در حالی تولید ناخالص داخلی خود را افزایش میدهند که مصرف مواد خام داخلیشان رو به کاهش است؛ پدیدهای که به عنوان «غیرمادیسازی» شناخته میشود. با این حال، پژوهشگران هنوز بر سر این موضوع اختلاف نظر دارند که آیا این روند یک دستاورد واقعی فناوری است یا صرفاً نتیجه انتقال صنایع سنگین به کشورهای در حال توسعه.
به قلم یاسر یوسفی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- خوشبینان فناوری
- استدلال میکنند که سرمایهداری و نوآوری فناوری به طور طبیعی بهرهوری را پیش میبرند و با دیجیتالی شدن اقتصادها، به کاهش اجتنابناپذیر مصرف مواد منجر میشوند.
- اقتصاددانان بومشناختی
- بر این باورند که جداسازی ظاهری در کشورهای ثروتمند عمدتاً توهمی است که با انتقال تولیدات سنگین و استخراج به کشورهای در حال توسعه ایجاد شده است.
- حامیان توسعه جهانی
- تاکید میکنند که کشورهای در حال توسعه برای ساخت زیرساختهای اولیه و رسیدن به استانداردهای زندگی قابل قبول، همچنان به ورودیهای عظیم مواد نیاز دارند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- جوامع معدنی در کشورهای در حال توسعه که بار استخراج را به دوش میکشند
- اپراتورهای لجستیک زنجیره تامین که جریان جهانی مواد را مدیریت میکنند
پیشبینی «پایان نفت» که بر اواخر قرن بیستم سایه افکنده بود، بر این اضطراب بنا شد که سوختهای فسیلی جهان برای تامین انرژی توسعه آن به سادگی تمام خواهد شد. اما پیشبینی نوظهور «پایان مصرفگرایی فیزیکی» بر فرضیهای کاملاً متضاد استوار است: این پدیده نه ناشی از کمبود زمینشناختی، بلکه زاییده بهرهوری فناوری است. این استدلال بیان میکند که اقتصادهای پیشرفته به نقطه عطفی رسیدهاند که در آن، رشد اقتصادی دیگر نیازی به افزایش متناسب در مصرف مواد فیزیکی ندارد.[2][3]
این ادعا شاید خوشبینانهترین پیشبینی اقتصادی در عصر مدرن باشد. این دیدگاه مطرح میکند که سرمایهداری و نوآوریهای فناوری - که مدتها به عنوان عوامل اصلی تخریب محیطزیست مورد انتقاد قرار میگرفتند - اکنون دقیقاً همان سازوکارهایی هستند که ردپای فیزیکی بشر را کاهش میدهند. شواهد داخلی برای این گذار بسیار قانعکننده است، اما قویترین استدلال متقابل - مبنی بر اینکه کشورهای ثروتمند صرفاً استخراج سنگین خود را به کشورهای در حال توسعه صادر میکنند - نشان میدهد که ترازنامه جهانی بسیار نامتوازنتر از این حرفهاست.[3]
در بریتانیا، تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۱۸ به طور واقعی حدود ۳۰ درصد بزرگتر از زمان اوج مصرف مواد در سال ۲۰۰۱ بود، در حالی که کل مصرف مواد تقریباً به همان میزان کاهش یافت. ایالات متحده نیز مسیر مشابهی را طی کرده است؛ به طوری که تناژ کل فلزات، مواد معدنی و نهادههای کشاورزی از اوایل دهه ۲۰۰۰ به یک سطح ثابت رسیده و سپس روند نزولی به خود گرفته است.[1][2]
سازوکار این غیرمادیسازی عمدتاً دیجیتال است. یک گوشی هوشمند مدرن جایگزین جرم فیزیکی یک دوربین، یک دستگاه موقعیتیاب جهانی، یک تلفن ثابت، یک دستگاه پیغامگیر، یک ضبط صوت و یک ساعت زنگدار شده است. این همگرایی، نیاز به پلاستیک، مس، شیشه و سیلیکونی را که در گذشته برای ساخت هر یک از این دستگاههای مجزا لازم بود، از بین میبرد.[2]
فراتر از لوازم الکترونیکی مصرفی، بهرهوری صنعتی شدت مصرف مواد در تولید را به طور بنیادین تغییر داده است. کشاورزی دقیق از تصاویر ماهوارهای و حسگرهای خاک برای افزایش بازدهی محصول استفاده میکند، در حالی که آب و کود شیمیایی کمتری در هر هکتار مصرف میکند. وسایل نقلیه مسافربری به طور فزایندهای با آلیاژهای سبکتر و پیشرفتهتر ساخته میشوند که هم مواد خام مورد نیاز برای شاسی و هم سوخت لازم برای حرکت آن را کاهش میدهد.[2][3]
اندرو مکآفی، دانشمند ارشد پژوهشی در موسسه فناوری ماساچوست، این روند را در کتاب سال ۲۰۱۹ خود در همین رابطه مدون کرد. او استدلال میکند که ترکیب پیشرفت فناوری و سرمایهداری سودمحور به طور طبیعی این بهرهوری را پیش میبرد. مکآفی با اشاره به اینکه شرکتها مشتاق غیرمادیسازی هستند زیرا استفاده از منابع کمتر مستقیماً هزینههای تولید را کاهش میدهد، نوشت: «ما سرانجام آموختهایم که چگونه رفاه انسانی را افزایش دهیم در حالی که ردپای سبکتری روی سیارهمان به جا میگذاریم.»[2]
اندرو مکآفی، دانشمند ارشد پژوهشی در موسسه فناوری ماساچوست، این روند را در کتاب سال ۲۰۱۹ خود در همین رابطه مدون کرد.
معیار استانداردی که برای ردیابی این پیشرفت استفاده میشود، «مصرف مواد داخلی» است. برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد این شاخص را به عنوان معیاری تعریف میکند که مقدار کل زیستتوده، سوختهای فسیلی، سنگهای معدنی فلزی و مواد معدنی غیرفلزی را که مستقیماً در یک اقتصاد استفاده میشود، اندازهگیری میکند. بر اساس این معیار سرزمینی خاص، جداسازی مطلق - جایی که تولید ناخالص داخلی افزایش مییابد در حالی که مصرف منابع کاهش مییابد - یک واقعیت تایید شده در بیش از سی اقتصاد پیشرفته است.[1]
با این حال، اقتصاددانان بومشناختی استدلال میکنند که مصرف سرزمینی تصویر به شدت ناقصی ارائه میدهد. از آنجا که این معیار تنها موادی را که در یک کشور خاص استخراج یا به صورت فیزیکی وارد شدهاند اندازهگیری میکند، از محاسبه استخراج عظیم منابع که برای تولید کالاها در خارج از کشور لازم است، غافل میماند. وقتی یک مصرفکننده بریتانیایی لپتاپی را میخرد که در شنژن ساخته شده است، معیار داخلی تنها وزن نهایی دستگاه وارداتی را ثبت میکند و تنها خاکی را که در چین و جمهوری دموکراتیک کنگو برای تامین کبالت و فلزات خاکی کمیاب آن جابجا شده است، نادیده میگیرد.[1][3]
برای اصلاح این نقطه کور، پژوهشگران از معیار گستردهتری به نام «ردپای مواد» استفاده میکنند که کل استخراج مواد در سطح جهانی را برای تامین تقاضای نهایی یک کشور محاسبه میکند. وقتی از این زاویه به موضوع نگاه کنیم، روایت خوشبینانه پایان مصرفگرایی فیزیکی شروع به فروپاشی میکند. بر اساس دادههای سازمان ملل متحد، ردپای مواد در آمریکای شمالی و اروپا در سال ۲۰۱۹ تقریباً ۱۴ درصد بیشتر از مصرف مواد داخلی گزارش شده آنها بود.[1]
در حالی که بریتانیا و آلمان حتی در ردپای مواد گستردهتر خود نیز کاهشهای جزئی نشان دادهاند، مجموع جهانی همچنان در حال افزایش است. از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲، مصرف مواد داخلی در سطح جهان ۲۳٫۳ درصد رشد کرد و میانگین سرانه را به ۱۴٫۲ تن رساند. مواد معدنی غیرفلزی، که با رونق عظیم ساختوساز در بازارهای نوظهور هدایت میشوند، با افزایش ۳۹ درصدی پیشتاز این رشد بودند.[1][3]
این موضوع محدودیت ساختاری پیشبینی پایان مصرفگرایی فیزیکی را برجسته میکند: این پدیده در حال حاضر یک کالای لوکس متعلق به جهان پساصنعتی است. کشورهای در حال توسعه در آمریکای لاتین، جنوب صحرای آفریقا و آسیای جنوب شرقی هنوز در حال ساخت زیرساختهای بنیادین خود هستند. آنها برای ساخت شبکههای برق، بیمارستانها و سیستمهای حملونقل به میلیونها تن سیمان، فولاد و مس نیاز دارند، به این معنی که شدت مصرف مواد آنها قبل از اینکه به ثبات برسد، لزوماً افزایش خواهد یافت.[1][3]
بحث بر سر جداسازی مواد شباهت زیادی به گفتمان پیرامون انتشار کربن دارد. پروژه جهانی کربن خاطرنشان میکند که اگرچه رشد اقتصاد جهانی در بیست سال گذشته از انتشار دیاکسید کربن پیشی گرفته است - و به جداسازی نسبی دست یافته است - اما جداسازی مطلق جهانی همچنان دور از دسترس است. یک دوره کوتاه از جداسازی مطلق جهانی بین سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۶ رخ داد، اما انتشار گازهای گلخانهای پس از آن مسیر صعودی خود را از سر گرفت.[1]
سیاستگذاران اکنون در تلاشند تا شکاف میان بهرهوری سرزمینی و مسئولیت جهانی را پر کنند. سازوکارهای پیشنهادی اتحادیه اروپا برای تنظیم مرزهای کربن و قوانین مسئولیت توسعهیافته تولیدکننده، تلاشهای اولیهای برای وادار کردن بازارهای داخلی به پاسخگویی در قبال اثرات زیستمحیطی برونسپاری شدهشان هستند. هدف این چارچوبها اطمینان از این است که غیرمادیسازی از طریق نوآوری واقعی به دست میآید، نه جابجایی جغرافیایی.[1][3]
دادهها تایید میکنند که تغییر بنیادینی در نحوه تولید ثروت توسط اقتصادهای پیشرفته رخ داده است که قانون چند صد ساله مبنی بر اینکه رفاه نیازمند حجم روزافزونی از منابع فیزیکی است را در هم میشکند. عامل تعیینکننده برای پایداری جهانی این خواهد بود که آیا جهان در حال توسعه میتواند از مرحله صنعتیسازی موادمحور قرن بیستم جهش کند، یا اینکه ردپای مواد جهانی همچنان گسترش خواهد یافت، حتی در شرایطی که کشورهای غربی پایان استخراج خود را اعلام میکنند.[1][2][3]
نکات کلیدی
- اقتصادهای پیشرفته مانند ایالات متحده و بریتانیا شاهد افزایش تولید ناخالص داخلی خود بودهاند در حالی که مصرف مواد داخلی آنها کاهش یافته است.
- همگرایی فناوری، مانند گوشیهای هوشمندی که جایگزین چندین دستگاه میشوند، محرک اصلی این غیرمادیسازی است.
- منتقدان استدلال میکنند که این روند «ردپای مواد» کالاهایی را که در خارج از کشور برای مصرفکنندگان غربی تولید میشوند، نادیده میگیرد.
- مصرف مواد در سطح جهانی همچنان به سرعت در حال افزایش است زیرا کشورهای در حال توسعه در حال ساخت زیرساختهای بنیادین هستند.
- پایداری واقعی جهانی به این بستگی دارد که آیا اقتصادهای نوظهور میتوانند با استفاده از مواد کمتری نسبت به کشورهای غربی صنعتی شوند یا خیر.
چرا مهم است
اگر رشد اقتصادی دیگر نیازی به افزایش بیپایان منابع فیزیکی نداشته باشد، تضاد بنیادین میان رفاه بشر و محدودیتهای زیستمحیطی قابل حل است. درک اینکه آیا این جدایی واقعی است یا خیر، به دولتها دیکته میکند که چگونه باید تجارت، تولید و سیاستهای اقلیمی را تنظیم کنند.
بررسی عمیق دیدگاهها
خوشبینان فناوری
استدلال میکنند که سرمایهداری و نوآوری فناوری به طور طبیعی بهرهوری را پیش میبرند و به کاهش اجتنابناپذیر مصرف مواد منجر میشوند.
این دیدگاه که توسط پژوهشگرانی مانند اندرو مکآفی حمایت میشود، غیرمادیسازی را بیشتر یک ویژگی ساختاری فناوری مدرن میداند تا یک ناهنجاری موقت. از آنجا که مواد خام برای کسبوکارها هزینه محسوب میشوند، نهادهای سودمحور انگیزه دائمی برای استفاده کمتر از آنها دارند. همگرایی کالاهای فیزیکی در نرمافزارهای دیجیتال - جایی که موسیقی، نقشهها و ارتباطات نیازی به پلاستیک یا فلز جدید ندارند - ثابت میکند که رفاه بشر دیگر به شدت به استخراج منابع فیزیکی وابسته نیست.
اقتصاددانان بومشناختی
بر این باورند که جداسازی ظاهری در کشورهای ثروتمند عمدتاً توهمی است که با انتقال تولیدات سنگین به خارج از کشور ایجاد شده است.
اقتصاددانان بومشناختی استدلال میکنند که جشن گرفتن برای کاهش مصرف مواد داخلی یک ترفند حسابداری خطرناک است. آنها به دادههای ردپای مواد اشاره میکنند که نشان میدهد سبک زندگی غربی همچنان به استخراج عظیم منابع نیاز دارد؛ این استخراج به سادگی در خارج از مرزهای غربی رخ میدهد. از این دیدگاه، روایت «پایان مصرفگرایی فیزیکی» به کشورهای ثروتمند اجازه میدهد تا ادعای پیروزی زیستمحیطی کنند، در حالی که همچنان به شیوههای مخرب استخراج معدن و تولید در جنوب جهانی متکی هستند.
حامیان توسعه جهانی
تاکید میکنند که کشورهای در حال توسعه برای ساخت زیرساختهای اولیه همچنان به ورودیهای عظیم مواد نیاز دارند.
برای حامیانی که بر برابری جهانی تمرکز دارند، بحث بر سر «پایان مصرفگرایی فیزیکی» یک کالای لوکس کاملاً غربی است. کشورهایی در جنوب صحرای آفریقا و بخشهایی از آسیا نمیتوانند غیرمادیسازی کنند زیرا هنوز زیرساختهای بنیادین خود را مادی نکردهاند. ساخت بیمارستانها، جادههای آسفالت، سیستمهای بهداشتی و شبکههای برق به میلیونها تن بتن، فولاد و مس نیاز دارد. این گروه استدلال میکند که باید اجازه داد مصرف مواد جهانی افزایش یابد تا میلیاردها نفر از فقر نجات پیدا کنند و بار بهرهوری مستقیماً بر دوش کشورهایی قرار گیرد که پیش از این ثروت خود را اندوختهاند.
منابع
[1]Wikipediaاقتصاددانان بومشناختیEco-economic decoupling
مطالعه در Wikipedia →
[2]Wikipediaاقتصاددانان بومشناختیDematerialization (economics)
مطالعه در Wikipedia →
[3]تیم سردبیری کوهستانحامیان توسعه جهانیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در دیدگاه
مشاهده همه →مینیمالیسم دیجیتال
چرا «گوشیهای ساده» به برترین نماد لوکس بودن در سال ۲۰۲۶ تبدیل شدند؟
7 منبع
پیری سلولی
محدودیت ۵۲ تقسیم: چگونه کوتاه شدن تلومرها مرز نهایی تکثیر سلولی انسان را تعیین میکند
9 منبع
ترمودینامیک
$k_B T \ln 2$: چرا پاک کردن حتی یک بیت اطلاعات همیشه باعث تولید گرما میشود؟
7 منبع
هوش مصنوعی مالی
آیا چارچوب «رویههای صحیح» هوش مصنوعی FSB یک استراتژی «قانون نرم» برای جلوگیری از مقررات سخت جهانی در حوزه هوش مصنوعی مالی است؟
4 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





