رفتن به محتوای اصلی
تنگه هرمزپیش‌بینی اقتصادی۲۵ مرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۲۷· 5 دقیقه مطالعه· #2 از 2 در دیدگاه

چرا اقتصاددانان پیش‌بینی می‌کنند بسته شدن تنگه هرمز باعث رکود جهانی خواهد شد

پیش‌بینی‌کنندگان اقتصاد کلان هشدار می‌دهند که محاصره جاری خلیج فارس تنها یک رویداد تورمی نیست، بلکه کمبود فیزیکی انرژی است که می‌تواند انقباض اقتصادی جهانی را تحمیل کند.

به قلم رسول توکلی

پیش‌بینی‌کنندگان اقتصاد کلان جهانی 40%تحلیلگران زنجیره تأمین و کالا 35%طرفداران انعطاف‌پذیری داخلی ایالات متحده 25%
پیش‌بینی‌کنندگان اقتصاد کلان جهانی
استدلال می‌کنند که حجم عظیم انرژی از دست رفته، انقباض جهانی را در صورت ادامه بسته ماندن تنگه، از نظر ریاضی اجتناب‌ناپذیر می‌سازد.
تحلیلگران زنجیره تأمین و کالا
بر اثرات ثانویه آبشاری محاصره، به ویژه در کشاورزی و لجستیک، تمرکز دارند.
طرفداران انعطاف‌پذیری داخلی ایالات متحده
بر مصونیت ساختاری اقتصاد آمریکا به دلیل وضعیت آن به عنوان بزرگترین تولیدکننده انرژی جهان تأکید می‌کنند.

نکات کلیدی

  • اقتصاددانان هشدار می‌دهند که بسته شدن تنگه هرمز یک کمبود فیزیکی انرژی است، نه صرفاً یک شوک قیمتی.
  • بسته شدن طولانی‌مدت می‌تواند با محدود کردن فیزیکی فعالیت‌های صنعتی و لجستیکی، رکود جهانی را تحمیل کند.
  • این محاصره همچنین ۲۰ درصد از ال‌ان‌جی جهانی و تا ۳۵ درصد از صادرات کود اوره را به دام انداخته است.
  • در حالی که ایالات متحده تا حدودی توسط تولید داخلی محافظت شده است، همچنان در برابر تورم جهانی و اختلالات زنجیره تأمین آسیب‌پذیر است.

چرا مهم است

رکود جهانی ناشی از کمبود انرژی منجر به تعطیلی گسترده صنایع، افزایش بیکاری و بالا رفتن شدید هزینه‌های مواد غذایی خواهد شد و همه چیز، از هزینه‌های خواربار خانوار گرفته تا ثبات بازار کار گسترده‌تر را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

ماه‌هاست که بسته شدن تنگه هرمز به عنوان یک شوک کلاسیک قیمت نفت، با افزایش شدید نفت برنت و بالا رفتن قیمت بنزین در سراسر جهان، تیتر اخبار بوده است. اما پیش‌بینی‌کنندگان اقتصاد کلان به طور فزاینده‌ای هشدار می‌دهند که نگاه کردن به این بحران صرفاً از دریچه تورم، باعث می‌شود مقیاس واقعی تهدید نادیده گرفته شود.

بر اساس اجماع رو به رشدی در میان اقتصاددانان جهانی، بسته شدن طولانی‌مدت این تنگه صرفاً باعث افزایش موقت هزینه‌های مصرف‌کننده نخواهد شد؛ بلکه یک رکود شدید جهانی را تحمیل خواهد کرد. این تمایز در واقعیت فیزیکی بازار جهانی انرژی نهفته است.[1]

هنگامی که ۲۰ درصد از نفت خام دریایی جهان به طور ناگهانی از بازار حذف می‌شود، آسیب اقتصادی اصلی ناشی از انتقال ثروت از مصرف‌کنندگان به تولیدکنندگان نفت نیست. بلکه ناشی از کاهش مطلق انرژی فیزیکی موجود برای تأمین نیروی اقتصاد جهانی است.[1]

اگر جهان ۲۰ درصد نفت کمتری داشته باشد، باید ۲۰ درصد کمتر از کارهایی را انجام دهد که به آن نفت وابسته است. این امر مستقیماً به معنای زمین‌گیر شدن پروازها، بیکار ماندن کشتی‌های کانتینری، توقف خطوط تولید کارخانه‌ها و کاهش تولیدات کشاورزی است.[1]

تنگه هرمز به عنوان یک گلوگاه برای چندین کالای حیاتی عمل می‌کند، نه فقط نفت خام.

مؤسسه آکسفورد اکونومیکس اخیراً سناریوی «جنگ طولانی‌مدت ایران» را مدل‌سازی کرده و تأثیر بسته ماندن مؤثر تنگه برای شش ماه یا بیشتر را ارزیابی کرده است. نتایج به یک انقباض اقتصادی جهانی نادر اشاره دارد.

در سناریوی شدید آنها، عرضه جهانی نفت تقریباً ۲۰ میلیون بشکه در روز کاهش می‌یابد و ذخایر تجاری تا اواسط سال نصف می‌شوند. این امر نفت برنت را به سمت ۱۹۰ دلار در هر بشکه سوق می‌دهد، اما مهم‌تر از آن، سهمیه‌بندی فیزیکی دیزل و سوخت جت را در سراسر اروپا و آسیا تحمیل می‌کند و مستقیماً فعالیت‌های صنعتی را محدود می‌سازد.

سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) نیز این هشدار را تکرار کرد و اعلام نمود که یک اختلال پایدار ضربه سختی به رشد جهانی وارد خواهد کرد. بر اساس سناریوی اختلال طولانی‌مدت OECD، رشد تولید ناخالص داخلی جهانی در سال ۲۰۲۷ به ۱.۸ درصد کاهش می‌یابد، چندین اقتصاد بزرگ را به رکود کامل می‌کشاند و بیکاری بالاتری را در سراسر جهان گسترش می‌دهد.

شرکت تحلیل انرژی وود مکنزی (Wood Mackenzie) نیز ارزیابی به همین اندازه تلخی ارائه داد و بسته شدن طولانی‌مدت را بزرگترین تهدید برای بازارهای جهانی انرژی در دهه‌های اخیر خواند. اگر تنگه تا پایان سال ۲۰۲۶ عمدتاً بسته بماند، وود مکنزی پیش‌بینی می‌کند که نفت برنت می‌تواند به ۲۰۰ دلار در هر بشکه نزدیک شود، که باعث یک رکود جهانی خفیف در نیمه دوم سال و انقباض تقریباً ۱۱ درصدی اقتصاد خاورمیانه خواهد شد.

مدل‌های اقتصاد کلان انقباض شدیدی در رشد جهانی را پیش‌بینی می‌کنند اگر تنگه تا اواخر سال ۲۰۲۶ بسته بماند.

آنچه این بحران را تشدید می‌کند این واقعیت است که تنگه هرمز فقط یک گلوگاه نفتی نیست. این تنگه شریان اصلی برای چندین کالای حیاتی است که زیربنای اقتصاد جهانی مدرن هستند.[3]

آنچه این بحران را تشدید می‌کند این واقعیت است که تنگه هرمز فقط یک گلوگاه نفتی نیست.

تقریباً ۲۰ درصد از عرضه گاز طبیعی مایع (ال‌ان‌جی) جهان، که عمدتاً از قطر تأمین می‌شود، از این تنگه عبور می‌کند. با غیرقابل دسترس شدن این عرضه، پیش‌بینی می‌شود قیمت گاز طبیعی اروپا و آسیا به شدت افزایش یابد، شبکه‌های برق را تهدید کند و تلاش‌ها برای پر کردن ذخایر گرمایش زمستانی را دشوار سازد.

علاوه بر این، خلیج فارس یک مرکز بزرگ برای تولید جهانی کود است. این منطقه تقریباً ۳۰ تا ۳۵ درصد از صادرات جهانی اوره و تا ۳۰ درصد از کودهای معامله شده بین‌المللی را به خود اختصاص می‌دهد.

مجمع اقدام آمریکا (American Action Forum) اشاره می‌کند که بسته شدن تنگه تاکنون قیمت جهانی کود را ۳۰ تا ۴۰ درصد افزایش داده است. از آنجایی که کود بخش قابل توجهی از هزینه‌های تولید کشاورزان را تشکیل می‌دهد، این بحران انرژی به سرعت در حال تبدیل شدن به یک بحران امنیت غذایی جهانی است، به طوری که وزارت کشاورزی ایالات متحده افزایش قابل توجهی در هزینه‌های محصولات کشاورزی را پیش‌بینی می‌کند.[3]

به دام افتادن صادرات کود خلیج فارس به سرعت در حال تبدیل شدن به یک مسئله امنیت غذایی جهانی است.

اثرات آبشاری این بحران، لجستیک جهانی را نیز فلج کرده است. هزینه حمل و نقل جهانی به شدت افزایش یافته است، به طوری که شاخص جهانی کانتینر نشان می‌دهد نرخ حمل و نقل بیش از دو برابر شده است، زیرا کشتی‌ها مجبورند برای دوری از منطقه درگیری، مسیرهای طولانی‌تر و گران‌تری را طی کنند.[3]

در میان این چشم‌انداز تیره جهانی، ایالات متحده یک استثنای پیچیده را نشان می‌دهد. برخلاف شوک‌های نفتی دهه ۱۹۷۰ که اقتصاد آمریکا را ویران کرد، اکنون ایالات متحده بزرگترین تولیدکننده نفت در جهان است.[2]

تحقیقات فدرال رزرو دالاس این تغییر ساختاری را برجسته می‌کند و اشاره دارد که تولید انرژی داخلی، تولید ناخالص داخلی ایالات متحده را به طور قابل توجهی از کمبودهای فیزیکی فوری که آسیا و اروپا را درگیر کرده، مصون نگه داشته است. از آنجایی که ایالات متحده انرژی خود را تولید می‌کند، ضربه وارده به تولید ناخالص داخلی در مقایسه با آنچه دهه‌ها پیش بود، بسیار ناچیز است.[2]

تولید بی‌سابقه انرژی داخلی تا حد زیادی اقتصاد ایالات متحده را از کمبودهای فیزیکی که اروپا و آسیا را تحت تأثیر قرار داده، مصون نگه داشته است.

با این حال، ایالات متحده کاملاً مصون نیست. نفت یک کالای قابل معامله و قابل جایگزینی در سطح جهانی است، به این معنی که مصرف‌کنندگان آمریکایی همچنان با واقعیت قیمت‌های بالاتر در پمپ بنزین روبرو هستند. علاوه بر این، فشار تورمی گسترده‌تر ناشی از افزایش هزینه‌های حمل و نقل و کشاورزی، اقتصاد ایالات متحده را تهدید به بیش از حد گرم شدن می‌کند و به طور بالقوه فدرال رزرو را مجبور می‌سازد تا نرخ بهره را حفظ یا حتی افزایش دهد.[3]

در نهایت، مسیر اقتصاد جهانی اکنون به رقابتی بین اتمام ذخیره‌سازهای موقت و مدت زمان بن‌بست ژئوپلیتیکی بستگی دارد. آزادسازی‌های اضطراری از ذخایر استراتژیک نفت و سایر ذخایر جهانی یک بالشتک موقت فراهم کرده‌اند، اما این ذخایر محدود هستند.

اگر تلاش‌های دیپلماتیک نتوانند قبل از اتمام این ذخیره‌سازها، بازگشایی پایدار تنگه را تضمین کنند، محاسبات کمبود فیزیکی انرژی اجتناب‌ناپذیر می‌شود. جهان به سادگی باید با قدرت کمتری بسازد و رکود جهانی از یک سناریوی بدترین حالت به یک واقعیت اقتصادی تبدیل خواهد شد.[1]

منابع

پوشش منابع

3 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

پیش‌بینی‌کنندگان اقتصاد کلان جهانی 40%تحلیلگران زنجیره تأمین و کالا 35%طرفداران انعطاف‌پذیری داخلی ایالات متحده 25%
  1. [1]Forbesتحلیلگران زنجیره تأمین و کالا

    Trump’s War Now Means Iran Can Shut Strait Of Hormuz Anytime, U.S. Intel Finds

    مطالعه در Forbes
  2. [2]Axiosطرفداران انعطاف‌پذیری داخلی ایالات متحده

    Why the Iran oil shock hasn't walloped U.S. growth

    مطالعه در Axios
  3. [3]American Action Forumتحلیلگران زنجیره تأمین و کالا

    Reflecting on the Iran Conflict: The Economic Costs

    مطالعه در American Action Forum

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.