آیا بحث بر سر مقررات مهندسی زمین خورشیدی، پایان خاموش حاکمیت ملی بر جو زمین است؟
در حالی که واقعیتهای فیزیکی تزریق آئروسل به استراتوسفر با مرزهای سنتی در تضاد است، حکمرانی مهندسی زمین خورشیدی، بازنگری در مورد اینکه چه کسی آسمان جهانی را کنترل میکند، تحمیل کرده است.
به قلم یاسر یوسفی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- طرفداران تحقیقات تحت نظارت
- معتقدند در حالی که استقرار در حال حاضر عاقلانه نیست، تحقیقات شفاف و تحت نظارت بینالمللی برای درک خطرات و مزایای بالقوه ضروری است.
- طرفداران عدم استفاده بینالمللی
- استدلال میکنند که مهندسی زمین خورشیدی ذاتاً غیرقابل کنترل است و خطرات غیرقابل قبولی دارد، و خواستار ممنوعیت کامل تحقیقات و استقرار در فضای باز هستند.
- اجماع علمی و تحریریه
- پیشنهاد میکند که تهدیدات در مقیاس سیارهای مستلزم کنار گذاشتن حاکمیت ملی سنتی به نفع در نظر گرفتن جو به عنوان یک مشاع جهانی یکپارچه است.
جو زمین مرزی ندارد، و فناوری نوظهور مهندسی زمین خورشیدی در آستانه تبدیل این واقعیت فیزیکی به یک مشکل حقوقی عمیق است. ما در حال ورود به دورهای هستیم که توانایی تغییر اقلیم جهانی ممکن است به زودی از قوانین بینالمللی طراحی شده برای حکمرانی بر آن پیشی بگیرد.[6]
برای قرنها، حاکمیت ملی به سمت بالا گسترش یافته است. یک کشور حریم هوایی خود را کنترل میکند و دیکته میکند که چه چیزی میتواند و چه چیزی نمیتواند بر فراز قلمرو آن پرواز کند. اما چه اتفاقی میافتد وقتی فناوریای که برای خنک کردن سیاره طراحی شده است، باید در استراتوسفر مستقر شود، جایی که اثرات آن به ناچار در سراسر جهان پخش خواهد شد؟ پاسخ این است که یک بازنگری خاموش اما رادیکال در مورد اینکه واقعاً چه کسی مالک آسمان است، در حال تحمیل شدن است.[6]
این تنش اصلی اصلاح تابش خورشیدی (SRM) است، مجموعهای از فناوریهای نظری که هدفشان بازتاباندن بخش کوچکی از نور خورشید ورودی به فضا است. اگرچه این امر شبیه داستانهای علمی تخیلی به نظر میرسد، اما مکانیسمهای زیربنایی آن مبتنی بر پدیدههای طبیعی قابل مشاهده هستند.[2]
برجستهترین این پیشنهادات، تزریق آئروسل به استراتوسفر (SAI) است. با الهام از اثر خنککنندگی طبیعی فورانهای آتشفشانی—مانند فوران کوه پیناتوبو در سال ۱۹۹۱ که به طور موقت دمای جهانی را تقریباً ۰.۵ درجه سانتیگراد کاهش داد—SAI شامل پاشیدن ذرات بازتابنده، مانند دیاکسید گوگرد یا کربنات کلسیم، به ارتفاعات بالای جو خواهد بود.[1][2]
مکانیک SAI پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی آن را دیکته میکند. برای مؤثر بودن، آئروسلها باید به استراتوسفر، تقریباً ۱۰ تا ۵۰ کیلومتر بالاتر از سطح زمین، تزریق شوند. در این ارتفاع، ذرات بالاتر از سامانههای آب و هوایی هستند که معمولاً آنها را شسته و از بین میبرند.[1]
هنگامی که این ذرات رها میشوند، در یک مکان ثابت نمیمانند. جریانهای جوی آنها را در سطح جهان توزیع میکنند و آنها برای یک تا سه سال قبل از پراکنده شدن، در هوا باقی میمانند. این ماندگاری چند ساله چیزی است که این فناوری را برای خنکسازی عملی میسازد، اما همچنین چیزی است که آن را به یک کابوس نظارتی تبدیل میکند.[5]
این واقعیت فیزیکی به این معناست که یک کشور واحد—یا حتی یک بازیگر خصوصی با بودجه کافی—میتواند به صورت نظری SAI را مستقر کرده و اقلیم کل سیاره را تغییر دهد. مزایای خنککنندگی، و همچنین اختلالات احتمالی در الگوهای بارش منطقهای، به مرزهای ملی احترام نمیگذارند. استقرار این فناوری بر فراز اقیانوس آرام میتواند فصلهای موسمی در آسیای جنوبی را تغییر دهد.[3][5]
در نتیجه، بحث در مورد چگونگی تنظیم این فناوری به آرامی در حال به چالش کشیدن چارچوب سنتی حاکمیت ملی است. اگر حریم هوایی یک دولت بتواند توسط مداخله اقلیمی دولت دیگری تغییر یابد، مفهوم اقتدار عالی سرزمینی شروع به شکستن میکند. مرزهای قانونی ترسیم شده روی نقشهها هیچ حفاظتی در برابر رانش استراتوسفری ارائه نمیدهند.[6]
در نتیجه، بحث در مورد چگونگی تنظیم این فناوری به آرامی در حال به چالش کشیدن چارچوب سنتی حاکمیت ملی است.
در پاسخ به این واقعیت غیرقابل کنترل، ائتلافی از دانشگاهیان و گروههای جامعه مدنی خواستار یک توافقنامه بینالمللی عدم استفاده از مهندسی زمین خورشیدی شدهاند. این چارچوب پیشنهادی استدلال میکند که چون این فناوری نمیتواند در سیستم بینالمللی فعلی مهار یا به صورت دموکراتیک مدیریت شود، باید به طور کامل ممنوع شود.[4]
طرفداران عدم استفاده، اقدامات سختگیرانهای از جمله ممنوعیت بودجه عمومی، آزمایشهای فضای باز و ثبت اختراع برای فناوریهای SRM را پیشنهاد میکنند. آنها استدلال میکنند که حتی تحقیقات در مقیاس کوچک، یک شیب لغزنده به سمت استقرار ایجاد میکند و یک «راهحل فنی» را عادیسازی میکند که توجه را از کار فوری و دشوار کاهش انتشار گازهای گلخانهای منحرف میسازد.[4]
در مقابل، طرفداران تحقیقات تحت نظارت استدلال میکنند که جهل ریسک بزرگتری است. مؤسساتی که این موضوع را مطالعه میکنند تأکید دارند که اگرچه مهندسی زمین خورشیدی جایگزینی برای کاهش انتشار گازها نیست، اما میتواند به عنوان یک ابزار مکمل برای کاهش شدیدترین تأثیرات تغییرات اقلیمی در صورت ناکافی بودن تلاشهای کاهش، عمل کند.[3]
این محققان از مطالعه شفاف و هماهنگ بینالمللی برای درک اثربخشی و خطرات SRM حمایت میکنند. آنها استدلال میکنند که بدون یک ساختار حکمرانی رسمی، جهان در برابر استقرار «خودسرانه» توسط بازیگرانی که ممکن است در یک وضعیت اضطراری اقلیمی به صورت یکجانبه عمل کنند، آسیبپذیر است. از نظر آنها، درک علم پیششرطی برای تدوین قوانین است.[3][5]
تنش بین این اردوگاهها اخیراً با لغو آزمایش اختلال کنترل شده استراتوسفری هاروارد (SCoPEx) به اوج خود رسید. این پروژه، که هدفش رهاسازی مقدار کمی کربنات کلسیم از یک بالون در ارتفاع بالا برای مطالعه رفتار آئروسل بود، با مخالفت شدید گروههای بومی و سازمانهای زیستمحیطی مواجه شد.
لغو SCoPEx یک شکاف حیاتی در حکمرانی جهانی را برجسته میکند: در حال حاضر هیچ قانون بینالمللی جامعی وجود ندارد که دیکته کند چه کسی حق آزمایش با جو زمین را دارد. چارچوبهای موجود، مانند کنوانسیون سازمان ملل در مورد حقوق دریاها یا کنوانسیون تنوع زیستی، تنها راهنماییهای پراکنده و غیرمستقیم ارائه میدهند.[6]
این خلأ نظارتی برخی از محققان را به سمت پیشنهاد تغییر به سوی «واقعگرایی اکولوژیک» سوق داده است. این پارادایم نشان میدهد که در دوران تهدیدات زیستمحیطی در مقیاس سیارهای، حفظ یک زیستکره پایدار باید بر مفاهیم سنتی منافع ملی محدود ارجحیت یابد. جو زمین باید به عنوان یک سیستم یکپارچه به رسمیت شناخته شود.[6]
تحت واقعگرایی اکولوژیک، آسمان به عنوان یک مشاع جهانی واقعی در نظر گرفته میشود و قبل از اینکه هر فناوری تغییردهنده اقلیم آزمایش یا مستقر شود، به سطوح بیسابقهای از همکاری و رضایت چندجانبه نیاز دارد. این امر ایجاب میکند که ملتها به خاطر بقای جمعی، از درجهای از حاکمیت خود دست بکشند.[6]
با این حال، دستیابی به چنین اجماعی همچنان یک چالش بزرگ است. چشمانداز ژئوپلیتیکی با منافع متضاد تعریف میشود و پتانسیل مهندسی زمین خورشیدی برای تبدیل شدن به سلاح یا استفاده به عنوان ابزاری برای اهرم دیپلماتیک را نمیتوان نادیده گرفت. فناوریای که میتواند زمین را خنک کند، میتواند برای تهدید آن نیز استفاده شود.[6]
در نهایت، بحث بر سر مهندسی زمین خورشیدی فراتر از صرفاً بازتاب نور خورشید است. این یک آزمون اساسی است برای اینکه آیا جامعه بینالمللی میتواند ساختارهای حقوقی و سیاسی خود را برای مدیریت فناوریای که ذاتاً متعلق به هیچکس نیست و همه را تحت تأثیر قرار میدهد، تکامل بخشد. دوران حاکمیت مطلق بر جو ممکن است از قبل به پایان رسیده باشد؛ اکنون سؤال این است که چه چیزی جایگزین آن خواهد شد.[6]
نکات کلیدی
- فناوریهای مهندسی زمین خورشیدی مانند تزریق آئروسل به استراتوسفر با هدف بازتاب نور خورشید، زمین را خنک میکنند.
- پراکندگی فیزیکی آئروسلها به این معنی است که هر استقراری ذاتاً از مرزهای ملی عبور خواهد کرد.
- ائتلافی از دانشگاهیان در حال تلاش برای یک توافقنامه بینالمللی عدم استفاده برای ممنوعیت آزمایشهای فضای باز هستند.
- طرفداران تحقیق استدلال میکنند که مطالعه این فناوری برای جلوگیری از استقرارهای «خودسرانه» یکجانبه ضروری است.
- این بحث در حال تحمیل یک بازنگری در حاکمیت ملی سنتی بر حریم هوایی است.
چرا مهم است
از آنجا که مهندسی زمین خورشیدی نمیتواند در مرزهای ملی محدود شود، قوانینی که بر تحقیقات و استقرار احتمالی آن حاکم هستند، سابقهای را برای نحوه مدیریت منابع مشترک سیارهای توسط بشریت در قرن بیست و یکم تعیین خواهند کرد.
منابع
[1]Wikipediaاجماع علمی و تحریریهStratospheric aerosol injection
مطالعه در Wikipedia →
[2]Wikipediaاجماع علمی و تحریریهSolar geoengineering
مطالعه در Wikipedia →
[3]Union of Concerned Scientistsطرفداران تحقیقات تحت نظارتWhat is Solar Geoengineering?
مطالعه در Union of Concerned Scientists →
[4]Solar Geoengineering Non-Use Agreementطرفداران عدم استفاده بینالمللیWhat is Solar Geoengineering
مطالعه در Solar Geoengineering Non-Use Agreement →
[5]Belfer Center for Science and International Affairsطرفداران تحقیقات تحت نظارتTechnology Factsheet: Solar Geoengineering
مطالعه در Belfer Center for Science and International Affairs →
[6]تیم سردبیری کوهستاناجماع علمی و تحریریهتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

