تله ساختاری معمای امنیت: چرا اقدامات دفاعی دولتها به تشدید تنش میانجامد
وقتی یک کشور توانمندیهای خود را صرفاً برای محافظت از خود توسعه میدهد، کشورهای رقیب اغلب همان اقدامات را به عنوان یک تهدید تهاجمی درک میکنند. این پارادوکس ساختاری، هر دو طرف را به یک مارپیچ تشدید تنش ناخواسته سوق میدهد و به درگیریها در حوزههای مختلف از دفاع مرزی گرفته تا امنیت سایبری و تجارت جهانی دامن میزند.
به قلم آوا شیرازی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- رئالیستهای ساختاری
- استدلال میکنند که معمای امنیت یک تراژدی گریزناپذیر است که ناشی از ماهیت آنارشیک سیستم بینالملل است، جایی که دولتها هرگز نمیتوانند واقعاً از نیات یکدیگر آگاه شوند.
- نهادگرایان لیبرال
- معتقدند که این معما میتواند از طریق سازمانهای بینالمللی، وابستگی متقابل اقتصادی و معاهداتی که شفافیت و کنترل تسلیحات قابل راستیآزمایی را اعمال میکنند، کاهش یابد.
- سازهانگاران
- استدلال میکنند که این معما صرفاً مادی نیست، بلکه توسط ادراکات مشترک، روایتهای تاریخی و نحوه انتخاب دولتها برای تفسیر اقدامات یکدیگر برساخته میشود.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- جناحهای سیاسی داخلی که سیاست خارجی را هدایت میکنند
- کشورهای جنوب جهانی که در معمای امنیت ابرقدرتها گرفتار شدهاند
نکات کلیدی
- معمای امنیت زمانی رخ میدهد که اقدامات دفاعی یک کشور ذاتاً توسط رقبا به عنوان تهدیدات تهاجمی درک شود.
- این تله زمانی شدیدتر است که تسلیحات تهاجمی از نظر فیزیکی از تسلیحات دفاعی قابل تشخیص نباشند.
- حوزههای مدرن مانند فضای سایبری و اقتصاد از نظر ساختاری به نفع تهاجم هستند و فرار از این معما را دشوارتر میکنند.
- تشدید تنش مستقل از سوءنیت اتفاق میافتد و ناشی از ساختار آنارشیک سیستم بینالملل است.
کشور الف به مرزهای خود نگاه میکند و احساس آسیبپذیری میکند، بنابراین یک شبکه راداری ۵ میلیارد دلاری میسازد و ۱۰,۰۰۰ نیروی نظامی را صرفاً برای اطمینان از عدم تهاجم مستقر میکند. کشور ب از آن سوی مرز ۵۰۰ مایلی به همان شبکه راداری و استقرار نیروها نگاه میکند و زیرساختهای آمادهسازی برای یک حمله غافلگیرانه را میبیند. هر دو کشور در حال تحلیل درست توانمندیهای فیزیکی پیش روی خود هستند و هر دو کاملاً منطقی و بر اساس نیات درونی خود عمل میکنند. با این حال، از آنجا که کشور الف نمیتواند ثابت کند نیاتش کاملاً دفاعی است و کشور ب نیز نمیتواند ریسک کند و آنها را دفاعی بپندارد، کشور ب با ایجاد توانمندیهای تهاجمی خود واکنش نشان میدهد.[1][7]
این همان معمای امنیت است؛ یک تله ساختاری که برای اولین بار توسط جان هرتز، پژوهشگر روابط بینالملل در سال ۱۹۵۰ شناسایی شد و توسط رابرت جرویس در سال ۱۹۷۸ فرمولبندی گردید. این مفهوم وضعیت تراژیک سیستم بینالملل را توصیف میکند که در آن، همانطور که هرتز در ابتدا تعریف کرد، دولتها «در تلاش برای دستیابی به امنیت در برابر چنین حملاتی، به سمت کسب قدرت بیشتر و بیشتر سوق داده میشوند تا از تأثیر قدرت دیگران فرار کنند». در طول دوره ۴۵ ساله جنگ سرد، این سازوکار به یک مسابقه تسلیحاتی دامن زد که به اوج خود یعنی بیش از ۷۰,۰۰۰ کلاهک هستهای در سطح جهان رسید، با وجود اینکه هیچیک از دو ابرقدرت فعالانه خواهان درگیریای نبودند که به پایان تمدن بشری ختم شود.[1][2][3]
این معما مستقل از سوءنیت عمل میکند. در یک سیستم جهانی آنارشیک که هیچ مرجع عالی برای اجرای توافقنامهها وجود ندارد، دولتها باید به خودیاری تکیه کنند. هنگامی که کره شمالی ششمین آزمایش هستهای خود را انجام میدهد، پیونگیانگ با استناد به سوابق تاریخی کشورهایی که تسلیحات خود را تسلیم کردند، این زرادخانه را به عنوان بازدارنده دفاعی نهایی در برابر تغییر رژیم میبیند. با این حال، واشنگتن و سئول نمیتوانند همان تسلیحات را دفاعی تلقی کنند، زیرا توانایی فیزیکی برای بازدارندگی در برابر یک حمله، دقیقاً مشابه توانایی فیزیکی برای آغاز آن است.[4]
شدت این تله به ۲ متغیر بستگی دارد: اینکه آیا مواضع تهاجمی برتری دارند یا مواضع دفاعی، و اینکه آیا تسلیحات تهاجمی از تسلیحات دفاعی قابل تشخیص هستند یا خیر. در سال ۱۹۷۸، جرویس از این متغیرها برای ترسیم ۴ «جهان» نظری متمایز از ثبات بینالمللی استفاده کرد. زمانی که دفاع برتری داشته باشد و تسلیحات به وضوح قابل تشخیص باشند، معمای امنیت خفیف است. دولتها میتوانند استحکامات ثابتی بسازند که از قلمرو آنها محافظت کند، بدون اینکه همسایگان خود را تهدید کنند.[1]
اما زمانی که تهاجم برتری داشته باشد و تسلیحات غیرقابل تشخیص باشند، سیستم به شدت بیثبات میشود. اگر بهترین راه برای دفاع، حمله پیشدستانه باشد و تسلیحاتی که برای دفاع استفاده میشوند دقیقاً شبیه تسلیحات تهاجمی باشند، هر حرکت یک کشور، کشور دیگر را مجبور میکند تا بدترین حالت را در نظر بگیرد. در این بدترین سناریو، افزایش ۱۰ درصدی در بودجه دفاعی یک کشور میتواند باعث افزایش متقابل ۲۰ درصدی از سوی رقیب شود و یک مارپیچ تشدید تنش ایجاد کند.[1][2][3]
اما زمانی که تهاجم برتری داشته باشد و تسلیحات غیرقابل تشخیص باشند، سیستم به شدت بیثبات میشود.
این چارچوب نظامی سنتی اکنون با حوزههای مدرنی در حال برخورد است که در آنها تفکیکپذیری از نظر ساختاری غیرممکن است. در سال ۲۰۱۴، پژوهشگران شروع به انطباق معمای امنیت بر پنجمین حوزه جنگ یعنی فضای سایبری کردند. کدی که برای نفوذ به شبکه رقیب به منظور نظارت بر توانمندیهای آنها لازم است - یک اقدام اطلاعاتی دفاعی - اغلب از کدی که برای خرابکاری در آن شبکه در یک حمله تهاجمی نیاز است، غیرقابل تشخیص است.[7]
از آنجا که عملیات سایبری نیازمند بهرهبرداری از آسیبپذیریهای روز صفر پیش از وصله شدن آنهاست، این حوزه ذاتاً به نفع تهاجم است. کشوری که تلاش میکند زیرساختهای دیجیتال خود را ایمن کند، اغلب باید شبکههای دشمن را نقشهبرداری کند؛ اقدامی که دشمن آن را به عنوان آمادهسازی برای یک حمله سایبری فلجکننده درک میکند. این امر یک معمای امنیت دائمی و پرسرعت ایجاد میکند که در کسری از ثانیه عمل میکند و هر دو طرف برای تشدید تنش انگیزه پیدا میکنند.[7]
این سازوکار همچنین به تجارت جهانی نیز سرایت کرده و یک «معمای امنیت اقتصادی» ایجاد کرده است. در حالی که ایالات متحده و چین اقتصادهای خود را عمیقاً در هم ادغام کردند و تا سال ۲۰۲۱ بیش از ۶۹۰ میلیارد دلار تجارت دوجانبه ایجاد کردند، هر دو کشور دریافتند که وابستگیهای زنجیره تأمین، آسیبپذیریهای استراتژیک ایجاد میکند.[5]
زمانی که واشنگتن صادرات نیمهرساناها به پکن را محدود میکند، این سیاست را به عنوان یک اقدام دفاعی برای محافظت از برتری تکنولوژیک و امنیت ملی خود چارچوببندی میکند. پکن دقیقاً همان کنترلهای صادراتی را به عنوان یک کارزار تهاجمی برای خفه کردن توسعه اقتصادی خود و تحمیل تسلیم ژئوپلیتیکی تفسیر میکند. اقدامات تلافیجویانه پکن برای ایمنسازی زنجیرههای تأمین خود، سپس توسط واشنگتن به عنوان اثبات نیت خصمانه تلقی میشود و روند جداسازی را تسریع میکند که هیچیک از طرفین در ابتدا به دنبال آن نبودند.[5]
بازیگران غیردولتی و جنگ نامتقارن این معادله را پیچیدهتر میکنند. در طول ۲۰ سال گذشته، در حالی که دولتها اقدامات گسترده ضدتروریسم را برای دفاع در برابر تهدیدات داخلی یا فراملی اجرا کردند، کشورهای همسایه اغلب نظامیسازی حاصل از آن را به عنوان تغییری در توازن قدرت منطقهای میدیدند. یک دستگاه امنیتی داخلی که برای مبارزه با شورشیان ساخته شده است، میتواند به راحتی برای تهدید یک کشور هممرز تغییر کاربری دهد.[6]
معمای دموکراسی-امنیت نشان میدهد که چگونه مدلهای حکمرانی داخلی در این تله گرفتار میشوند. در یک تحلیل در سال ۲۰۲۱ از ۳ مطالعه موردی کلیدی - مصر، هند و ترکیه - پژوهشگران دریافتند که وقتی کشورهای دموکراتیک جامعه مدنی را در کشورهای متحد ترویج میکنند، آن را به عنوان ایجاد ثبات بلندمدت میبینند. با این حال، رهبران خودکامه آن کشورها، ترویج دموکراسی را به عنوان یک تهدید تهاجمی برای بقای رژیم خود درک میکنند که آنها را وادار میکند تا به دنبال روابط امنیتی با قدرتهای رقیب باشند.
فرار از معمای امنیت مستلزم آن است که دولتها نیات مسالمتآمیز خود را از طریق اقدامات پرهزینه و قابل راستیآزمایی نشان دهند - مانند انتخاب عمدی سیستمهای تسلیحاتی که نمیتوانند به صورت تهاجمی استفاده شوند، یا تن دادن به بازرسیهای متقابل سرزده. اما در عصری که حوزههای اصلی رقابت - شبکههای سایبری، زنجیرههای تأمین نیمهرساناها و هوش مصنوعی - ذاتاً دارای کاربرد دوگانه هستند، توانایی فیزیکی برای تشخیص دفاع از تهاجم در حال از بین رفتن است. مسئله دیگر فقط این نیست که چگونه دولتها میتوانند نیات دفاعی خود را ثابت کنند، بلکه این است که آیا ابزارهای مدرن کشورداری اصلاً اجازه وجود یک موضع ۱۰۰ درصد دفاعی را میدهند یا خیر.[3][7]
چرا مهم است
درک این سازوکار توضیح میدهد که چرا درگیریهای بینالمللی اغلب با وجود اینکه هیچیک از طرفین خواهان جنگ نیستند، تشدید میشوند. این مفهوم نشان میدهد که چگونه سیاستهایی که با هدف تأمین امنیت یک کشور اتخاذ میشوند - از جداسازی اقتصادی گرفته تا دفاع سایبری - میتوانند ناخواسته دقیقاً همان تهاجمی را تحریک کنند که برای جلوگیری از آن طراحی شده بودند.
منابع
[1]World Politicsرئالیستهای ساختاریCooperation Under the Security Dilemma
مطالعه در World Politics →
[2]Britannicaرئالیستهای ساختاریsecurity dilemma
مطالعه در Britannica →
[3]Taylor & Francisنهادگرایان لیبرالRethinking the Security Dilemma
مطالعه در Taylor & Francis →
[4]The Washington Postرئالیستهای ساختاریThe big problem with the North Koreans isn't that we can't trust them. It's that they can't trust us.
مطالعه در The Washington Post →
[5]Asian Perspectiveنهادگرایان لیبرالThe Economic Security Dilemma in US–China Relations
مطالعه در Asian Perspective →
[6]Naval War College ReviewسازهانگارانTerrorism and the New Security Dilemma
مطالعه در Naval War College Review →
[7]تیم سردبیری کوهستانسازهانگارانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در اخبار و سیاست
مشاهده همه →عدالت بینالمللی
درخواست آمریکا از متحدان ناتو برای خروج از دیوان کیفری بینالمللی با هدف «فروپاشی» این دادگاه
6 منبع
حد حباب مرطوب
حد تابآوری انسان در برابر گرما و رطوبت ۴ درجه سانتیگراد پایینتر از پیشبینی مدلهای اقلیمی است
5 منبع
حملات دوربرد
حمله پهپادهای اوکراینی به پایانه نفتی و هدف نظامی در سنت پترزبورگ؛ تشدید بزرگ در حملات دوربرد
6 منبع
تجارت آمریکای شمالی
آمریکا از تمدید پیمان تجاری USMCA خودداری کرد؛ آشفتگی در بازار آمریکای شمالی
4 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





