سه رکن پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای: چگونه عدم اشاعه، خلع سلاح و استفاده صلحآمیز بر سیاست هستهای جهان حاکم است
پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) مصوب سال ۱۹۶۸ بر یک توافق سهجانبه میان عدم اشاعه، خلع سلاح و استفاده صلحآمیز استوار است؛ توافقی که تنشهای ساختاری ناشی از آن همچنان سیاست هستهای جهان را دیکته میکند.
به قلم حسین زارعی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- کشورهای فاقد سلاح هستهای
- استدلال میکنند که این پیمان یک توافق متوازن است و ناکامی کشورهای مسلح در خلع سلاح، تبادل حقوقی هسته اصلی این توافقنامه را نقض میکند.
- کشورهای دارای سلاح هستهای
- استدلال میکنند که عدم اشاعه، اصلیترین ضرورت امنیتی فوری است و خلع سلاح باید یک فرایند تدریجی و مبتنی بر شرایط باشد.
- حامیان خلع سلاح
- استدلال میکنند که سیستم دوگانه این پیمان ذاتاً ناپایدار است و نابودی کامل زرادخانهها تنها تضمین در برابر استفاده از سلاح هستهای است.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- کشورهای خارج از چارچوب پیمان (هند، اسرائیل، پاکستان)
کشورهای دارای سلاح هستهای غالباً پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) را در درجه اول سازوکاری برای جلوگیری از دستیابی سایر کشورها به زرادخانههای اتمی معرفی میکنند. با این حال، متن توافقنامه ۱۹۶۸ یک توافق سهجانبه را پایهگذاری میکند که وزن حقوقی برابری به دو رکن دیگر میدهد: خلع سلاح زرادخانههای هستهای موجود و حق تضمینشده دسترسی به فناوری هستهای برای مقاصد صلحآمیز. آژانس بینالمللی انرژی اتمی این توافقنامه را «محور تلاشهای جهانی برای جلوگیری از گسترش سلاحهای هستهای، ترویج همکاری در استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای و پیشبرد هدف خلع سلاح هستهای» توصیف میکند.[1][3]
این مصالحه ساختاری که اغلب از آن به عنوان «توافق بزرگ» یاد میشود، جهان را به دو دسته حقوقی متمایز تقسیم میکند. این پیمان، کشورهای دارای سلاح هستهای را کشورهایی تعریف میکند که پیش از ۱ ژانویه ۱۹۶۷ یک وسیله انفجاری هستهای ساخته و منفجر کردهاند. تنها پنج کشور با این تعریف قانونی مطابقت دارند: ایالات متحده، روسیه، بریتانیا، فرانسه و چین.[2][5]
هر امضاکننده دیگری از نظر حقوقی به عنوان یک کشور فاقد سلاح هستهای طبقهبندی میشود. بر اساس رکن اول این پیمان — یعنی عدم اشاعه — این کشورها متعهد میشوند که هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نکنند یا آن را نسازند. در مقابل، پنج قدرت هستهایِ به رسمیت شناختهشده متعهد میشوند که سلاحهای هستهای را منتقل نکنند یا به هیچ کشور فاقد سلاح هستهای در توسعه آنها کمک نکنند.[1][2][4]
رکن دوم، یعنی خلع سلاح، در ماده ۶ این پیمان تدوین شده است. این ماده همه طرفها را ملزم میکند، اما به طور خاص پنج قدرت هستهایِ به رسمیت شناختهشده را هدف قرار میدهد تا «مذاکرات را با حسن نیت در مورد اقدامات مؤثر مربوط به توقف مسابقه تسلیحات هستهای در آیندهای نزدیک و خلع سلاح هستهای دنبال کنند.» این بند، تنها تعهد الزامآور در یک معاهده چندجانبه برای هدف خلع سلاح توسط کشورهای دارای سلاح هستهای به شمار میرود.[2][3]
رکن سوم، حق مسلم همه طرفها را برای توسعه، تحقیق و استفاده از انرژی هستهای برای مقاصد صلحآمیز تضمین میکند. این بند اطمینان میدهد که چشمپوشی از سلاحهای هستهای به معنای از دست دادن مزایای اقتصادی و علمی فناوری هستهای، مانند تولید برق غیرنظامی و ایزوتوپهای پزشکی نیست.[1][4]
برای اجرای رکن عدم اشاعه و در عین حال امکانپذیر ساختن رکن استفاده صلحآمیز، این پیمان بر یک سازوکار راستیآزمایی تکیه دارد که توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی مدیریت میشود. ماده ۳، کشورهای فاقد سلاح هستهای را ملزم میکند تا توافقنامههای پادمانی جامعی را با این آژانس منعقد کنند.[1][2]
ماده ۳، کشورهای فاقد سلاح هستهای را ملزم میکند تا توافقنامههای پادمانی جامعی را با این آژانس منعقد کنند.
بر اساس این توافقنامهها، بازرسان بینالمللی بر تأسیسات هستهای غیرنظامی نظارت میکنند تا تأیید کنند که مواد شکافتپذیر از رآکتورهای صلحآمیز به سمت برنامههای تسلیحاتی مخفیانه منحرف نمیشوند. این سیستم برای حفظ زنجیره نظارت مستمر بر اورانیوم غنیشده و پلوتونیوم، به حسابرسی مواد، بازرسیهای فیزیکی و نظارت از راه دور متکی است.[1][5]
تنش ذاتی میان این سه رکن، دههها اصطکاک دیپلماتیک را به همراه داشته است. کشورهای فاقد سلاح هستهای استدلال میکنند که آنها تا حد زیادی به تعهدات عدم اشاعه خود پایبند بودهاند و اشاره میکنند که در حال حاضر تنها چهار کشور خارج از این پیمان دارای سلاح هستهای هستند.[2][5]
در مقابل، همین کشورها غالباً پنج قدرت هستهایِ به رسمیت شناختهشده را به ناکامی در اجرای رکن خلع سلاح متهم میکنند. در حالی که تعداد کلاهکهای جنگی در جهان از زمان اوج جنگ سرد به میزان قابل توجهی کاهش یافته است، کشورهای هستهایِ به رسمیت شناختهشده همچنان به نوسازی زرادخانههای خود ادامه میدهند و به بازدارندگی هستهای به عنوان یکی از اجزای اصلی استراتژیهای امنیت ملی خود متکی هستند.[2][5]
رکن استفاده صلحآمیز نیز آسیبپذیریهای ساختاری ایجاد میکند. همان فناوری غنیسازی اورانیوم که برای تولید سوخت با غنای پایین برای رآکتورهای برق غیرنظامی استفاده میشود، میتواند برای تولید اورانیوم با غنای بالا و در سطح تسلیحاتی تغییر کاربری یابد. این ماهیت دوگانه بدان معناست که یک کشور میتواند چرخه کامل سوخت هستهای را تحت پوشش استفاده صلحآمیز توسعه دهد و در صورت تصمیم به خروج از پیمان، زمان مورد نیاز برای ساخت سلاح را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.[1][2]
بند خروج از پیمان، یعنی ماده ۱۰، به هر یک از طرفین اجازه میدهد در صورتی که رویدادهای فوقالعاده منافع عالی آنها را به خطر بیندازد، با اطلاع قبلی سهماهه از توافق خارج شوند. این بند در سال ۲۰۰۳ توسط کره شمالی مورد استناد قرار گرفت و این تنها باری بود که یک کشور پیش از آزمایش یک وسیله هستهای، از این پیمان خارج شد.[3][4][5]
برای رفع خلأهای راستیآزمایی که توسط برنامههای مخفیانه در دهه ۱۹۹۰ آشکار شد، آژانس بینالمللی انرژی اتمی «پروتکل الحاقی» را تدوین کرد. این سند حقوقی داوطلبانه، به بازرسان دسترسی گستردهتری به تأسیسات اعلامنشده و اطلاعات مربوط به کل چرخه سوخت هستهای یک کشور میدهد، اگرچه به طور همگانی توسط همه اعضای پیمان پذیرفته نشده است.[1][2]
اجرای این پیمان هر پنج سال یکبار در کنفرانسهایی که در آن کشورهای عضو درباره توازن این سه رکن بحث میکنند، مورد بازنگری قرار میگیرد. این گردهماییها غالباً بدون یک سند اجماع به پایان میرسند که بازتابدهنده اختلافات عمیق بر سر سرعت خلع سلاح و اجرای استانداردهای عدم اشاعه است.[2][5]
بقای چارچوب مصوب ۱۹۶۸ اکنون به چرخههای بازنگری پیش رو بستگی دارد، جایی که ۱۹۱ کشور شرکتکننده باید با شکاف فزاینده میان دستورالعمل خلع سلاح پیمان و نوسازی مداوم پنج زرادخانه به رسمیت شناختهشده مقابله کنند. عامل تعیینکننده این خواهد بود که آیا کشورهای فاقد سلاح هستهای همچنان محدودیتهای رکن عدم اشاعه را میپذیرند، در حالی که قدرتهای هستهای تعهدات ماده ۶ را به تعویق میاندازند.[2][6]
نکات کلیدی
- پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای مصوب ۱۹۶۸ بر سه رکن استوار است: عدم اشاعه، خلع سلاح و استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای.
- این توافقنامه از نظر حقوقی، جهان را به پنج کشورِ دارای سلاح هستهایِ به رسمیت شناختهشده و ۱۸۶ کشورِ فاقد سلاح هستهای تقسیم میکند.
- کشورهای فاقد سلاح هستهای موافقت میکنند که در ازای خلع سلاح نهایی قدرتهای هستهایِ به رسمیت شناختهشده، به دنبال دستیابی به سلاح هستهای نباشند.
- آژانس بینالمللی انرژی اتمی با نظارت بر تأسیسات هستهای غیرنظامی، پایبندی به این پیمان را راستیآزمایی میکند تا از انحراف مواد هستهای جلوگیری شود.
- ماهیت دوگانه فناوری هستهای به کشورها اجازه میدهد تا تحت پوشش برنامههای انرژی صلحآمیز، توانمندیهای پنهان برای ساخت سلاح را توسعه دهند.
چرا مهم است
پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، شالوده حقوقی جلوگیری از مسابقه تسلیحاتی در جهان است و تعیین میکند چه کشورهایی میتوانند سلاح هستهای داشته باشند و انرژی هستهای غیرنظامی چگونه باید تنظیم شود. درک سه رکن اصلی این پیمان، برای فهم چرایی بروز بحرانهای بینالمللی بر سر غنیسازی اورانیوم و توقف مکرر مذاکرات خلع سلاح، ضروری است.
بررسی عمیق دیدگاهها
کشورهای دارای سلاح هستهای
پنج قدرت به رسمیت شناختهشده، عدم اشاعه را در اولویت قرار میدهند و خلع سلاح را به عنوان یک هدف بلندمدت و مشروط به شرایط امنیت جهانی مینگرند.
ایالات متحده، روسیه، چین، فرانسه و بریتانیا غالباً استدلال میکنند که تهدید فوری برای ثبات جهانی، اشاعه افقی سلاحهای هستهای به بازیگران دولتی جدید است. از این منظر، رکن عدم اشاعه، فوریترین جزء عملیاتی این پیمان است. در حالی که این کشورها به تعهدات خود در قبال ماده ۶ اذعان دارند، ادعا میکنند که خلع سلاح نمیتواند در خلأ رخ دهد و باید متناسب با محیط امنیتی حاکم بر عرصه بینالملل پیش برود و در این دوره گذار، به بازدارندگی هستهای متکی هستند.
کشورهای فاقد سلاح هستهای
کشورهایی که فاقد زرادخانه اتمی هستند، این پیمان را یک قرارداد حقوقی سختگیرانه میدانند که قدرتهای مسلح در حال حاضر در حال نقض آن هستند.
برای اکثریت ۱۹۱ امضاکننده این پیمان، توافقنامه ۱۹۶۸ یک تسلیم مشروط از حق آنها برای توسعه سلاحهای نهایی بود که در ازای خلع سلاح نهایی قدرتهای به رسمیت شناختهشده ارائه شد. این کشورها استدلال میکنند که نوسازی مداوم پنج زرادخانه به رسمیت شناختهشده ثابت میکند که کشورهای دارای سلاح هستهای هیچ قصدی برای انجام تعهدات ماده ۶ خود ندارند. آنها اجرای کنونی این پیمان را یک سیستم نابرابر میدانند که به طور دائم یک سلسلهمراتب جهانی دوطبقه را تثبیت میکند.
حامیان خلع سلاح
گروههای جامعه مدنی و کارشناسان کنترل تسلیحات استدلال میکنند که تضادهای ساختاری این پیمان، آن را ذاتاً ناپایدار میسازد.
سازمانهای کنترل تسلیحات تأکید میکنند که خلأ فناوری دوگانه در این پیمان — که به کشورها اجازه میدهد بر چرخه سوخت هستهای برای مقاصد صلحآمیز مسلط شوند — توانمندیهای پنهان سلاحهای هستهای را در سراسر جهان ایجاد میکند. آنها استدلال میکنند تا زمانی که قدرتهای به رسمیت شناختهشده بر این باورند که سلاحهای هستهای برای امنیت خودشان ضروری است، سایر کشورها نیز ناگزیر به دنبال آنها خواهند رفت. از این دیدگاه، تنها راهحل دائمی برای تهدید اشاعه، نابودی کامل و قابل راستیآزمایی تمام زرادخانههای موجود است.
روند رویداد
۱۹۶۸
پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای برای امضا گشوده شد.
۱۹۷۰
این پیمان پس از تصویب توسط تعداد مورد نیاز از کشورها، رسماً لازمالاجرا شد.
۱۹۹۵
کشورهای عضو در جریان یک کنفرانس بازنگری، با تمدید نامحدود این پیمان موافقت کردند.
۱۹۹۷
آژانس بینالمللی انرژی اتمی «پروتکل الحاقی نمونه» را برای تقویت قابلیتهای راستیآزمایی خود تصویب کرد.
۲۰۰۳
کره شمالی خروج خود را از این پیمان اعلام کرد و بعداً یک وسیله هستهای را آزمایش کرد.
منابع
[1]IAEAکشورهای دارای سلاح هستهایThe IAEA and the Non-Proliferation Treaty
مطالعه در IAEA →
[2]Arms Control Associationحامیان خلع سلاحThe Nuclear Nonproliferation Treaty (NPT) at a Glance
مطالعه در Arms Control Association →
[3]United Nations Office of Legal Affairsکشورهای دارای سلاح هستهایTreaty on the Non-Proliferation of Nuclear Weapons - Main Page
مطالعه در United Nations Office of Legal Affairs →
[4]Centre for International Lawکشورهای فاقد سلاح هستهای1968 Treaty on the Non-Proliferation of Nuclear Weapons
مطالعه در Centre for International Law →
[5]Wikipediaحامیان خلع سلاحTreaty on the Non-Proliferation of Nuclear Weapons
مطالعه در Wikipedia →
[6]تیم سردبیری کوهستانکشورهای فاقد سلاح هستهایتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در اخبار و سیاست
مشاهده همه →حد حباب مرطوب
حد تابآوری انسان در برابر گرما و رطوبت ۴ درجه سانتیگراد پایینتر از پیشبینی مدلهای اقلیمی است
5 منبع
قانون استرداد
اصل مجرمیت متقابل: چگونه قانون استرداد نیازمند تعاریف مشترک از جرم است
8 منبع
حقوق مهاجرت
تله قانونی: چگونه محرومیتهای ۳ و ۱۰ ساله، مهاجرت قانونی را مجازات میکنند
6 منبع
حقوق بینالملل
آزمون سهگانهای که حق جداییطلبی یک دولت را در حقوق بینالملل تعیین میکند
5 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





