رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانمعیارهای نابرابریمقایسه روش‌شناسی· 5 دقیقه مطالعه· در تحلیل داده

سنجش شکاف ثروت: هندسه منحنی لورنز چگونه ضریب جینی را محاسبه می‌کند

ضریب جینی، افتادگی بصری منحنی لورنز را به یک عدد واحد بین ۰ و ۱ تبدیل می‌کند. اقتصاددانان با اندازه‌گیری دقیق مساحت بین خط برابری کامل و توزیع واقعی ثروت، می‌توانند میزان نابرابری را در میان جمعیت‌های کاملاً متفاوت کمّی‌سازی کنند.

به قلم فرشید جمشیدی

استاندارد اقتصاد کلان 40%روش‌شناسی آماری 40%ترکیب تحریریه‌ای 20%
استاندارد اقتصاد کلان
ضریب جینی را به عنوان معیار قطعی و مستقل از مقیاس برای مقایسه نابرابری کلی در میان کشورها و دوره‌های زمانی مختلف در نظر می‌گیرد.
روش‌شناسی آماری
بر ویژگی‌های هندسی و ریاضی منحنی لورنز، از جمله حساسیت‌ها و محدودیت‌های ساختاری آن تمرکز دارد.
ترکیب تحریریه‌ای
بده‌بستان‌های بین معیارهای مبتنی بر کل منحنی و جایگزین‌های متمرکز بر دنباله‌ها را در طراحی سیاست‌های مدرن تحلیل می‌کند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • طراحان سیاست‌های مالیاتی
  • اقتصاددانان حوزه کار

چرا مهم است

ضریب جینی با تبدیل شکل بصری توزیع ثروت به یک عدد استاندارد، به اقتصاددانان اجازه می‌دهد تا نابرابری را در کشورها و دوره‌های زمانی کاملاً متفاوت با هم مقایسه کنند. درک هندسه این شاخص نشان می‌دهد که چرا تغییرات طبقه متوسط را به شکلی بی‌نقص ثبت می‌کند، اما گاهی اوقات انباشت شدید ثروت در بالاترین دهک‌ها را پنهان نگه می‌دارد.

وقتی اقتصاددانان می‌خواهند بدانند یک کشور چقدر ثروتمند است، تولید ناخالص داخلی سرانه را محاسبه می‌کنند؛ یک میانگین ساده که کل ثروت را بر کل جمعیت تقسیم می‌کند. اما ضریب جینی دقیقاً برعکس عمل می‌کند: کل مقدار ثروت را کاملاً نادیده می‌گیرد و تنها نحوه تقسیم آن ثروت را می‌سنجد. در حالی که یک میانگین فرض می‌کند همه سهم برابری از کیک اقتصاد می‌برند، ضریب جینی با ترسیم داده‌ها روی یک نمودار دوبعدی، دقیقاً محاسبه می‌کند که این سهم‌ها در واقعیت چقدر نابرابر هستند.

برای درک سازوکار ضریب جینی، ابتدا باید یک منحنی لورنز رسم کرد. تصور کنید کل یک جمعیت را از فقیرترین تا ثروتمندترین فرد در امتداد محور افقی ردیف کنیم، و سهم تجمعی آن‌ها از کل درآمد را روی محور عمودی ترسیم کنیم. اگر ثروت به شکلی کاملاً برابر توزیع می‌شد، ۱۰ درصد پایین جامعه دقیقاً ۱۰ درصد از ثروت را در اختیار داشتند، ۵۰ درصد پایین دقیقاً ۵۰ درصد را، و این نمودار یک خط مورب کاملاً صاف ۴۵ درجه را تشکیل می‌داد. آماردانان این خط را «خط برابری کامل» می‌نامند.

اما در دنیای واقعی، ۵۰ درصد فقیرتر یک جمعیت به ندرت نیمی از ثروت را در اختیار دارند. از آنجا که صدک‌های پایین‌تر سهم‌های نامتناسب و کوچکی دارند، خط ترسیم‌شده واقعی به زیر خط مورب افت می‌کند و یک منحنی شکم‌دار می‌سازد. این همان منحنی لورنز است که در سال ۱۹۰۵ توسط اقتصاددان آمریکایی، مکس او. لورنز، برای مصورسازی تمرکز ثروت ابداع شد. هرچه این افتادگی بیشتر از خط مورب فاصله بگیرد، نابرابری در سیستم عمیق‌تر است.[4]

ضریب جینی از تقسیم مساحت شکاف نابرابری (A) بر کل مساحت زیر خط برابری (A + B) محاسبه می‌شود.

ضریب جینی که در سال ۱۹۱۲ توسط آماردان ایتالیایی، کورادو جینی، معرفی شد، یک ارزش ریاضی به این افتادگی بصری اختصاص می‌دهد. این ضریب مساحت هندسی دقیق بین خط صاف برابری کامل و منحنی خمیده لورنز را محاسبه کرده و آن را بر کل مساحت مثلثی زیر خط برابری تقسیم می‌کند. بانک جهانی با تکیه بر همین هندسه دقیق، خاطرنشان می‌کند که این شاخص «میزان انحراف توزیع درآمد از یک توزیع کاملاً برابر را می‌سنجد.»[1][6]

از آنجا که کل مساحت زیر خط ۴۵ درجه دقیقاً ۰٫۵ است (نیمی از یک مربع ۱ در ۱)، ریاضیات این شاخص به زیبایی ساده می‌شود. اگر مساحت شکاف نابرابری را «الف» و مساحت زیر منحنی را «ب» بنامیم، ضریب جینی از تقسیم مساحت الف بر مجموع مساحت الف و ب به دست می‌آید. ضریب ۰ به این معناست که منحنی هیچ افتادگی ندارد و نشان‌دهنده برابری کامل است. ضریب ۱ یعنی منحنی کاملاً به محورهای پایین و راست چسبیده است، به این معنی که یک نفر به تنهایی ۱۰۰ درصد ثروت را در اختیار دارد.[3][5]

از آنجا که کل مساحت زیر خط ۴۵ درجه دقیقاً ۰٫۵ است (نیمی از یک مربع ۱ در ۱)، ریاضیات این شاخص به زیبایی ساده می‌شود.

سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) و سایر نهادهای جهانی به شدت به این معیار متکی هستند، زیرا کاملاً مستقل از مقیاس عمل می‌کند. این ویژگی به پژوهشگران اجازه می‌دهد تا توزیع درآمد یک کشور پردرآمد را مستقیماً با یک کشور کم‌درآمد مقایسه کنند، بدون اینکه نیازی به تبدیل ارزها یا تعدیل تورم داشته باشند. شاخص جینی ۰٫۳۵ در یک کشور، دقیقاً همان منحنی هندسی ۰٫۳۵ در کشوری دیگر را نشان می‌دهد، فارغ از اینکه تولید ناخالص داخلی کل آن‌ها چقدر باشد.[2]

این معیار همچنین اصل انتقال پیگو-دالتون را که یک الزام اساسی برای اندازه‌گیری نابرابری است، برآورده می‌کند. این اصل بیان می‌کند که اگر درآمدی از یک فرد ثروتمندتر به یک فرد فقیرتر منتقل شود، نابرابری اندازه‌گیری‌شده باید کاهش یابد. از آنجا که ضریب جینی مساحت را با استفاده از داده‌های تک‌تک صدک‌ها محاسبه می‌کند، هرگونه انتقال رو به پایین، منحنی لورنز را از نظر فیزیکی به خط برابری نزدیک‌تر کرده، مساحت الف را کوچک‌تر می‌کند و نمره نهایی را کاهش می‌دهد.[6]

از آنجا که ضریب جینی کل مساحت هندسی را اندازه‌گیری می‌کند، دو توزیع ثروت کاملاً متفاوت می‌توانند نمره دقیقاً یکسانی تولید کنند.

با این حال، فشرده کردن توزیع ثروت یک جامعه کامل در یک عدد واحد، ظرافت‌های ساختاری را از بین می‌برد. دو منحنی لورنز کاملاً متفاوت می‌توانند یکدیگر را قطع کرده و دقیقاً مساحت هندسی یکسانی تولید کنند که منجر به ضرایب جینی یکسانی می‌شود. جامعه‌ای که در آن طبقه متوسط توخالی شده اما افراط و تفریط در آن متعادل است، ممکن است دقیقاً همان نمره‌ای را بگیرد که جامعه‌ای با طبقه متوسط قوی اما نخبگان بسیار ثروتمند دریافت می‌کند.[3]

علاوه بر این، ریاضیات مساحت هندسی باعث می‌شود ضریب جینی نسبت به تغییرات در میانه توزیع بسیار حساس باشد، اما حساسیت کمتری به تغییرات در دو انتهای نمودار نشان دهد. از آنجا که فاصله فیزیکی بین خط برابری و منحنی لورنز معمولاً در حوالی صدک ۵۰ام در بیشترین حالت خود است، یک تغییر کوچک در ثروت افراد با درآمد متوسط، کل مساحت (و در نتیجه نمره جینی) را بسیار شدیدتر از تمرکز عظیم ثروت در ۱ درصد بالای جامعه تغییر می‌دهد.[5]

برای اصلاح این سوگیری نسبت به طبقه متوسط، اقتصاددانان مدرن به طور فزاینده‌ای ضریب جینی را با معیارهای جایگزینی مانند نسبت پالما یا سهم درآمدهای بالا ترکیب می‌کنند. این جایگزین‌ها رویکرد بررسی کل منحنی را کاملاً کنار می‌گذارند و صراحتاً بر دنباله‌های توزیع تمرکز می‌کنند؛ آن‌ها می‌پرسند که ۱۰ درصد بالا در مقایسه با ۴۰ درصد پایین چقدر ثروت در اختیار دارند. انتخاب معیار، تعیین می‌کند که کدام بخش از شکاف ثروت برای سیاست‌گذاران مرئی شود.[7]

نکات کلیدی

  • ضریب جینی نابرابری ثروت را با محاسبه مساحت هندسی بین توزیع کاملاً برابر و توزیع واقعی اندازه‌گیری می‌کند.
  • نمره ۰ نشان‌دهنده برابری کامل است، در حالی که نمره ۱ نشان می‌دهد تمام ثروت تنها در دست یک نفر است.
  • این معیار مستقل از مقیاس است و به اقتصاددانان اجازه می‌دهد شکاف ثروت در کشورهای پردرآمد و کم‌درآمد را مستقیماً مقایسه کنند.
  • از آنجا که ضریب جینی کل مساحت هندسی را می‌سنجد، نسبت به تغییرات در طبقه متوسط بسیار حساس است.
  • دو توزیع ثروت کاملاً متفاوت می‌توانند ضریب جینی دقیقاً یکسانی تولید کنند، به شرطی که مساحت هندسی آن‌ها برابر باشد.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

ضریب جینی

یک خلاصه جامع و تک‌عددی از توزیع ثروت در کل جمعیت.

موافق: ضریب جینی داده‌های تک‌تک صدک‌های جمعیت را ثبت می‌کند و تضمین می‌کند که انتقال درآمد بین هر دو فرد، تغییری در نمره ایجاد کند. این شاخص در سطح جهانی استاندارد شده است، توسط بانک جهانی و سازمان همکاری و توسعه اقتصادی به شدت مستند شده است و امکان مقایسه یکپارچه بین کشورها را در افق‌های زمانی طولانی فراهم می‌کند. مخالف: به طبقه متوسط وزن بیش از حد می‌دهد. از آنجا که مساحت هندسی در وسط منحنی لورنز در عریض‌ترین حالت خود است، یک تغییر کوچک در ثروت افراد با درآمد متوسط، نمره جینی را بسیار شدیدتر از تمرکز عظیم ثروت در ۱ درصد بالای جامعه تغییر می‌دهد. شواهد: شاخص جینی ۰٫۳۵ می‌تواند نشان‌دهنده جامعه‌ای با طبقه متوسط توخالی یا جامعه‌ای با طبقه متوسط قوی اما ثروت شدید در بالاترین دهک باشد، زیرا مساحت‌های هندسی آن‌ها می‌توانند دقیقاً با هم برابر باشند. مناسب است وقتی: پژوهشگران به یک شاخص اقتصاد کلان گسترده و استاندارد برای ردیابی نابرابری کلی جامعه در طول دهه‌ها نیاز دارند. نامناسب است وقتی: دغدغه اصلی سیاست‌گذاری، انباشت شدید ثروت توسط ۰٫۱ درصد بالا یا فقر مطلق در پایین‌ترین دهک‌ها باشد.

نسبت پالما

یک نسبت هدفمند که ۱۰ درصد از پردرآمدترین افراد را با ۴۰ درصد از کم‌درآمدترین افراد مقایسه می‌کند.

موافق: نسبت پالما صراحتاً افراط و تفریط توزیع را اندازه‌گیری می‌کند، یعنی جایی که نابرابری مدرن به شدیدترین شکل احساس می‌شود. این معیار بسیار شهودی است: نسبت ۲٫۰ به سادگی به این معنی است که یک‌دهم بالایی دو برابر چهار‌دهم پایینی درآمد دارد. مخالف: این معیار عمداً نیمی از جمعیت را نادیده می‌گیرد. اگر تغییرات اقتصادی قابل‌توجهی در صدک‌های ۴۱ تا ۸۹ رخ دهد، نسبت پالما اصلاً این تغییر را ثبت نخواهد کرد. همچنین فاقد مجموعه داده‌های تاریخی عمیقی است که ضریب جینی از آن برخوردار است. شواهد: داده‌های تجربی نشان می‌دهد که «۵۰ درصد میانی» در اکثر کشورها نیمی از درآمد ملی را به شکلی نسبتاً پایدار به خود اختصاص می‌دهند، به این معنی که تغییرات واقعی بین ۱۰ درصد ثروتمندترین و ۴۰ درصد فقیرترین رخ می‌دهد. مناسب است وقتی: سیاست‌گذاران به طور خاص کاهش فقر در پایین‌ترین دهک‌ها یا مالیات بر ثروت‌های شدید در بالاترین دهک‌ها را هدف قرار داده‌اند. نامناسب است وقتی: تغییر اقتصادی شامل توخالی شدن یا گسترش طبقه متوسط باشد، که این نسبت از نظر ریاضی آن را نادیده می‌گیرد.

منابع

پوشش منابع

7 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

استاندارد اقتصاد کلان 40%روش‌شناسی آماری 40%ترکیب تحریریه‌ای 20%
  1. [1]World Bankاستاندارد اقتصاد کلان

    GINI index (World Bank estimate) - Glossary

    مطالعه در World Bank
  2. [2]OECDاستاندارد اقتصاد کلان

    Income inequality

    مطالعه در OECD
  3. [3]Digital Commons @ USFروش‌شناسی آماری

    Measuring Resource Inequality: The Gini Coefficient

    مطالعه در Digital Commons @ USF
  4. [4]ResearchGateروش‌شناسی آماری

    The Lorenz curve L(x) represents the fraction of overall income or...

    مطالعه در ResearchGate
  5. [5]VSNiروش‌شناسی آماری

    Lorenz Curve and Gini Coefficient - Genstat Knowledge Base

    مطالعه در VSNi
  6. [6]Wikipediaاستاندارد اقتصاد کلان

    Gini coefficient

    مطالعه در Wikipedia
  7. [7]تیم سردبیری کوهستانترکیب تحریریه‌ای

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت تحلیل داده اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.