رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستاناستنتاج بیزیتشریح الگوریتم· 5 دقیقه مطالعه· در تحلیل داده

چگونه الگوریتم متروپولیس-هیستینگز با دور زدن ریاضیات پیچیده، احتمالات درهم‌تنیده را ترسیم می‌کند

این الگوریتم با پیشنهاد گام‌های تصادفی و اعمال یک فیلتر پذیرش ریاضی، به آمارشناسان اجازه می‌دهد تا بدون نیاز به محاسبه مخرج‌های غیرممکن، از توزیع‌های پسین پیچیده نمونه‌برداری کنند.

به قلم آزاده ابراهیمی

آمارشناسان بیزی 40%دانشمندان محاسباتی 35%مهندسان یادگیری ماشین 25%
آمارشناسان بیزی
این الگوریتم را به عنوان یک پیشرفت بنیادین می‌بینند که توانایی استفاده از پیشین‌های پیچیده و غیرمزدوج را در آمار مدرن باز کرد.
دانشمندان محاسباتی
بر هزینه محاسباتی الگوریتم و ضرورت اکید تنظیم توزیع‌های پیشنهادی برای دستیابی به نرخ‌های پذیرش بهینه تمرکز می‌کنند.
مهندسان یادگیری ماشین
متروپولیس-هیستینگز استاندارد را به عنوان روشی از نظر ریاضی ظریف اما اغلب بسیار کند در نظر می‌گیرند و برای مجموعه داده‌های عظیم، انواع مبتنی بر گرادیان را ترجیح می‌دهند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • آمارشناسان فراوانی‌گرا
  • مهندسان بهینه‌سازی سخت‌افزار

روش نمونه‌برداری حذفی می‌تواند با رسم نقاط تصادفی در داخل یک کادر محدودکننده و دور ریختن نقاطی که خارج از منحنی هدف قرار می‌گیرند، یک توزیع احتمال پیچیده را ترسیم کند. اما با افزایش تعداد ابعاد، کادر محدودکننده بیشتر به فضای خالی تبدیل می‌شود و نمونه‌برداری حذفی تقریباً تمام نقاط رسم‌شده را دور می‌ریزد. الگوریتم متروپولیس-هیستینگز این نفرین ابعاد را با کنار گذاشتن کامل کادر محدودکننده حل می‌کند. این روش به جای رسم نقاط مستقل، یک زنجیره مارکوف می‌سازد؛ دنباله‌ای که در آن هر نمونه جدید تنها به نمونه فعلی بستگی دارد و به الگوریتم اجازه می‌دهد تا به سمت مناطق با احتمال بالا حرکت کرده و در همان‌جا بماند.[8]

مشکل اساسی که این الگوریتم حل می‌کند، در قلب آمار بیزی نهفته است. برای به‌روزرسانی باورها بر اساس داده‌های جدید، آمارشناسان باید یک توزیع پسین را محاسبه کنند که نیازمند تقسیم بر یک درست‌نمایی حاشیه‌ای است. برای مدل‌هایی با بیش از سه یا چهار پارامتر، محاسبه این مخرج نیازمند انتگرال‌گیری روی تمام مقادیر ممکن پارامترهاست؛ یک عملیات ریاضی که از نظر تحلیلی غیرممکن است.[7]

در سال ۱۹۵۳، فیزیکدانی به نام نیکلاس متروپولیس یک راه‌حل جایگزین برای توزیع‌های متقارن معرفی کرد که بعدتر در سال ۱۹۷۰ توسط آمارشناسی به نام دبلیو. کی. هیستینگز تعمیم داده شد. آن‌ها ثابت کردند که اگر تنها به احتمال نسبی دو نقطه اهمیت بدهید، این مخرج غیرممکن در واقع بی‌اهمیت است. از آنجا که مخرج در سراسر توزیع یک مقدار ثابت است، هنگام تقسیم احتمال یک حالت بر احتمال حالت دیگر، از معادله حذف می‌شود.[3][8]

همان‌طور که برایان کنگ، دانشمند داده، در تحلیل خود از این روش اشاره می‌کند، متروپولیس-هیستینگز «روشی است که به ما اجازه می‌دهد از هر توزیع احتمالی نمونه‌برداری کنیم، به شرطی که بتوانیم مقدار تابعی را که متناسب با چگالی توزیع هدف است، محاسبه کنیم.»[8]

الگوریتم با انتخاب یک نقطه شروع دلخواه در فضای پارامتر آغاز می‌شود. از آنجا، از یک «توزیع پیشنهادی» – که اغلب یک منحنی زنگوله‌ای استاندارد گاوسی با مرکزیت موقعیت فعلی است – برای پیشنهاد یک گام تصادفی به سمت یک مقدار پارامتر جدید استفاده می‌کند.[1][4]

پس از پیشنهاد یک حالت جدید، الگوریتم نسبت پذیرش را محاسبه می‌کند. این معیار، احتمال نرمال‌نشده حالت پیشنهادی را بر احتمال نرمال‌نشده حالت فعلی تقسیم می‌کند و هرگونه عدم تقارن در مکانیزم پیشنهادی را نیز در نظر می‌گیرد.[5]

کارایی الگوریتم به تنظیم واریانس پیشنهادی برای رسیدن به آستانه‌های پذیرش ریاضی مشخص بستگی دارد.

اگر نسبت پذیرش بزرگتر از ۱.۰ باشد، حالت پیشنهادی قطعاً محتمل‌تر از حالت فعلی است. الگوریتم بلافاصله این حرکت را می‌پذیرد و رو به بالا به سمت مناطق متراکم‌تر توزیع هدف گام برمی‌دارد.[6]

نبوغ ریاضی متروپولیس-هیستینگز در نحوه برخورد آن با گام‌های پیشنهادی رو به پایین نهفته است. اگر نسبت پذیرش کمتر از ۱.۰ باشد – مثلاً ۰.۳ – الگوریتم به طور خودکار حرکت را رد نمی‌کند. در عوض، یک عدد تصادفی بین ۰.۰ و ۱.۰ از یک توزیع یکنواخت استخراج می‌کند.[2][6]

نبوغ ریاضی متروپولیس-هیستینگز در نحوه برخورد آن با گام‌های پیشنهادی رو به پایین نهفته است.

اگر عدد تصادفی استخراج‌شده کمتر از نسبت پذیرش (۰.۳) باشد، الگوریتم گام ضعیف‌تر را می‌پذیرد. اگر عدد استخراج‌شده بیشتر باشد، گام را رد می‌کند، در موقعیت فعلی خود باقی می‌ماند و همان موقعیت فعلی را به عنوان نمونه بعدی در زنجیره ثبت می‌کند.[1][4]

این فیلتر احتمالاتی از گیر افتادن دائمی زنجیره مارکوف روی یک قله محلی واحد جلوگیری می‌کند. با پذیرش گهگاه حرکات رو به پایین، الگوریتم کل فضای پارامتر را کاوش می‌کند. در طول ۱۰,۰۰۰ تکرار یا بیشتر، فرکانس بازدید زنجیره از هر منطقه خاص کاملاً متناسب با احتمال واقعی و زیربنایی آن منطقه می‌شود.[5][7]

کارایی این کاوش کاملاً به واریانس توزیع پیشنهادی بستگی دارد. اگر واریانس بسیار کوچک تنظیم شود، گام‌های پیشنهادی ریز خواهند بود. الگوریتم تقریباً ۱۰۰ درصد آن‌ها را می‌پذیرد، اما پیمایش یک توزیع گسترده زمان بسیار طولانی و غیرعملی خواهد برد؛ حالت شکستی که به عنوان خودهمبستگی بالا شناخته می‌شود.[3][8]

برعکس، اگر واریانس پیشنهادی بیش از حد بزرگ باشد، الگوریتم مکرراً جهش‌های وحشیانه‌ای را به سمت مناطق بایر با احتمال کم پیشنهاد می‌دهد. نسبت پذیرش برای این جهش‌ها به صفر نزدیک می‌شود و باعث می‌شود الگوریتم تقریباً همه چیز را رد کند و در جای خود متوقف شود و یک حالت را صدها بار پشت سر هم ثبت کند.[1][7]

یک توزیع پیشنهادی که به خوبی تنظیم شده باشد (بالا) فضا را به طور موثر کاوش می‌کند، در حالی که یک توزیع با تنظیم ضعیف (پایین) در جای خود متوقف می‌شود.

یافتن نقطه طلایی ریاضی نیازمند تنظیم نرخ پذیرش است. برای یک توزیع هدف یک‌بعدی، نتایج نظری نشان می‌دهند که واریانس پیشنهادی بهینه به نرخ پذیرشی در حدود ۰.۴۴ دست می‌یابد.[3]

با افزایش تعداد ابعاد، این آستانه ایده‌آل کاهش می‌یابد. برای مدل‌های با ابعاد بالا با ۲۰ پارامتر یا بیشتر، نرخ پذیرش بهینه دقیقاً روی ۰.۲۳۴ همگرا می‌شود. رسیدن به این کسر خاص تضمین می‌کند که زنجیره گام‌هایی به اندازه کافی بزرگ برای کاوش برمی‌دارد، اما به اندازه کافی محتاطانه عمل می‌کند تا از رد شدن مداوم جلوگیری کند.[3][7]

حتی با تنظیم بی‌نقص، نمونه‌های اولیه در زنجیره به شدت تحت تأثیر نقطه شروع دلخواه قرار دارند. متخصصان معمولاً ۱,۰۰۰ تا ۵,۰۰۰ تکرار اول – اغلب تا ۵۰ درصد از کل اجرا – را به عنوان دوره «گرم‌شدن» دور می‌ریزند و تنها از نمونه‌های بعدی برای تحلیل نهایی خود استفاده می‌کنند.[2][4]

محدودیت اصلی متروپولیس-هیستینگز در توزیع‌های به شدت همبسته یا چندنمایی ظاهر می‌شود. اگر یک توزیع هدف دارای دو قله احتمال مجزا باشد که توسط یک دره وسیع با احتمال نزدیک به صفر از هم جدا شده‌اند، الگوریتم برای عبور از این شکاف با مشکل مواجه می‌شود.[2][6]

الگوریتم‌های استاندارد قدم‌زدن تصادفی در ترسیم توزیع‌های چندنمایی با مشکل مواجه می‌شوند و اغلب روی یک قله محلی به دام می‌افتند.

از آنجا که الگوریتم بر یک قدم‌زدن تصادفی تکیه دارد، احتمال پیشنهاد دنباله‌ای از گام‌ها که با موفقیت از یک دره عمیق عبور کنند، بسیار ناچیز است. زنجیره ممکن است کل اجرای خود را تنها صرف ترسیم یک قله کند و محقق را کاملاً از وجود قله دیگر بی‌خبر بگذارد.[5][8]

در مواجهه با این هندسه‌های بیمارگونه، آمارشناسان مدرن اغلب قدم‌زدن تصادفی را به طور کامل کنار می‌گذارند. در عوض، آن‌ها به سراغ انواع پیشرفته‌تری مانند مونت کارلوی همیلتونی می‌روند که گرادیان فضای احتمال را محاسبه می‌کند تا بدون تکیه بر پیشنهادهای کورکورانه، به طور موثر به سمت مناطق با چگالی بالا بلغزد.[7]

آنچه نمی‌دانیم

  • چگونه می‌توان از نظر ریاضی تضمین کرد که یک زنجیره مارکوف به جای اینکه صرفاً در یک منطقه محلی پایدار به نظر برسد، به طور کامل روی توزیع پسین واقعی همگرا شده است.
  • پارامترهای تنظیم بهینه برای توزیع‌های به شدت نامنظم و چندنمایی، در شرایطی که روش‌های اکتشافی استاندارد با شکست مواجه می‌شوند، چه هستند.

نکات کلیدی

  • الگوریتم با ساخت یک زنجیره مارکوف که به سمت مناطق با چگالی بالا حرکت می‌کند، توزیع‌های احتمالاتی پیچیده را ترسیم می‌کند.
  • این روش نیاز به محاسبه مخرج پیچیده و حل‌نشدنی درست‌نمایی حاشیه‌ای در استنتاج بیزی را دور می‌زند.
  • گام‌های پیشنهادی که به سمت حالت‌های با احتمال کمتر می‌روند، گاهی اوقات بر اساس یک قرعه‌کشی تصادفی یکنواخت پذیرفته می‌شوند.
  • کارایی الگوریتم نیازمند تنظیم واریانس پیشنهادی برای رسیدن به نرخ پذیرشی بین ۲۳.۴٪ تا ۴۴٪ است.
  • الگوریتم در مواجهه با توزیع‌های چندنمایی دچار مشکل می‌شود؛ جایی که دره‌های عمیق احتمال می‌توانند زنجیره را روی یک قله واحد به دام بیندازند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

آمارشناسان بیزی

این الگوریتم را به عنوان یک پیشرفت بنیادین می‌بینند که قفل آمار مدرن را باز کرد.

برای دهه‌ها، استنتاج بیزی از نظر ریاضی ظریف اما برای مشکلات پیچیده عملاً بی‌فایده بود، زیرا مخرج پسین قابل محاسبه نبود. آمارشناسان در این اردوگاه، متروپولیس-هیستینگز را به عنوان موتور محاسباتی می‌بینند که این حوزه را نجات داد. با اثبات اینکه مخرج در یک نسبت حذف می‌شود، این الگوریتم به محققان اجازه داد تا از پیشین‌های پیچیده و غیرمزدوجی استفاده کنند که واقعیت را منعکس می‌کنند، به جای اینکه مجبور باشند مدل‌های از نظر ریاضی راحت اما نادرست را انتخاب کنند.

دانشمندان محاسباتی

بر هزینه محاسباتی و ضرورت اکید تنظیم توزیع‌های پیشنهادی تمرکز می‌کنند.

از دیدگاه محاسباتی، این الگوریتم یک مکانیزم جستجوی فراگیر است که نیاز به کالیبراسیون دقیق دارد. متخصصان تأکید می‌کنند که یک توزیع پیشنهادی با تنظیم ضعیف، مقادیر عظیمی از زمان پردازنده را با رد کردن گام‌ها یا برداشتن گام‌های بسیار کوچک و بی‌اهمیت هدر می‌دهد. آن‌ها به شدت بر ابزارهای تشخیصی مانند نمودارهای اثر و توابع خودهمبستگی تمرکز می‌کنند تا اطمینان حاصل کنند که زنجیره مارکوف به جای اینکه صرفاً پایدار به نظر برسد، واقعاً روی توزیع واقعی همگرا شده است.

مهندسان یادگیری ماشین

متروپولیس-هیستینگز استاندارد را به عنوان روشی از نظر ریاضی ظریف اما اغلب بسیار کند در نظر می‌گیرند.

در قلمرو یادگیری عمیق و مجموعه داده‌های عظیم، مهندسان اغلب متروپولیس-هیستینگز استاندارد مبتنی بر قدم‌زدن تصادفی را به شکل غیرعملی کُند می‌دانند. وقتی یک مدل هزاران یا میلیون‌ها پارامتر دارد، قانون پذیرش ۲۳.۴ درصدی به این معنی است که الگوریتم بیشتر زمان خود را صرف رد کردن پیشنهادها می‌کند. این اردوگاه عموماً انواع MCMC مبتنی بر گرادیان مانند مونت کارلوی همیلتونی را ترجیح می‌دهد، یا نمونه‌برداری را به طور کامل به نفع استنتاج تغییراتی کنار می‌گذارد که توزیع پسین را بسیار سریع‌تر تقریب می‌زند.

چرا مهم است

بدون این الگوریتم، آمار بیزی مدرن تا حد زیادی در حد تئوری باقی می‌ماند. این روش با تبدیل محاسبات احتمالاتی غیرممکن به مسائلی قابل‌حل از طریق نمونه‌برداری‌های متوالی، موتور محاسباتی لازم برای آموزش مدل‌های پیچیده یادگیری ماشین، پیش‌بینی الگوهای آب‌وهوایی و توالی‌یابی ژنتیکی را فراهم می‌کند.

منابع

پوشش منابع

9 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

آمارشناسان بیزی 40%دانشمندان محاسباتی 35%مهندسان یادگیری ماشین 25%
  1. [1]StatLect

    Metropolis Hastings algorithm

    مطالعه در StatLect
  2. [2]PMC - NIH

    A simple introduction to Markov Chain Monte–Carlo sampling

    مطالعه در PMC - NIH
  3. [3]arXivدانشمندان محاسباتی

    The Metropolis–Hastings algorithm

    مطالعه در arXiv
  4. [4]Notes from a data witchآمارشناسان بیزی

    The Metropolis Hastings Algorithm

    مطالعه در Notes from a data witch
  5. [5]Gregory Gundersenآمارشناسان بیزی

    Why Metropolis–Hastings Works

    مطالعه در Gregory Gundersen
  6. [6]Stats StackExchangeمهندسان یادگیری ماشین

    What is the intuition behind the Metropolis-Hastings Algorithm?

    مطالعه در Stats StackExchange
  7. [7]Toptalمهندسان یادگیری ماشین

    MCMC Methods: Metropolis-Hastings and Bayesian Inference

    مطالعه در Toptal
  8. [8]Bounded Rationalityدانشمندان محاسباتی

    Markov Chain Monte Carlo Methods, Rejection Sampling and the Metropolis-Hastings Algorithm

    مطالعه در Bounded Rationality
  9. [9]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت تحلیل داده اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.