چگونه آزمون ریشه واحد از همبستگی کاذب در سریهای زمانی ناایستا جلوگیری میکند
وقتی دو مجموعه داده مستقل در طول زمان روند صعودی داشته باشند، مدلهای رگرسیون استاندارد به اشتباه آنها را دارای همبستگی بالا اعلام میکنند. اقتصادسنجها برای تشخیص این ناایستایی از آزمونهای ریشه واحد استفاده میکنند و پیش از آنکه توهم علت و معلولی شکل بگیرد، از دادهها تفاضلگیری میکنند.
به قلم آرش رضایی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اقتصادسنجهای کلاسیک
- اولویت دادن به آزمون دقیق فرضیه و تفاضلگیری برای اطمینان از اینکه مفروضات رگرسیون هرگز نقض نمیشوند.
- پیشبینیکنندگان سریهای زمانی
- تمرکز بر دقت پیشبینی و استفاده مکرر از تکنیکهای همانباشتگی برای حفظ روابط بلندمدتی که تفاضلگیری آنها را از بین میبرد.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- معاملهگران الگوریتمی با فرکانس بالا
- دانشمندان اقلیمی که دماهای ناایستای جهانی را مدلسازی میکنند
نکات کلیدی
- رگرسیون کاذب زمانی رخ میدهد که مدلها به اشتباه همبستگی میان متغیرهای رونددار مستقل را شناسایی کنند.
- ریشه واحد نشان میدهد که یک سری زمانی ناایستا است و واریانس آن تا بینهایت رشد خواهد کرد.
- آزمون دیکی-فولر تعمیمیافته (ADF) ابزار اصلی برای تشخیص ریشههای واحد است.
- در صورت یافتن ریشه واحد، پیش از انجام تحلیل رگرسیون استاندارد، باید از دادهها تفاضلگیری شود.
پیش از آنکه یک اقتصادسنج بتواند به رابطه میان دو متغیر در طول زمان اعتماد کند، ابتدا باید ثابت کند که دادههای پایه به طور بیپایان سرگردان نیستند. ابزاری که آنها برای این تصمیمگیری به کار میگیرند، آزمون ریشه واحد است؛ مکانیزمی که مشخص میکند آیا یک سری زمانی دارای میانگین و واریانس ثابت است، یا اینکه پیش از اجرای هرگونه مدل رگرسیون، باید از نظر ریاضی تفاضلگیری شود.[2]
خطر نادیده گرفتن این مرحله، افتادن در یک تله ریاضی به نام رگرسیون کاذب است. وقتی دو مجموعه داده کاملاً مستقل (مانند بارندگی انباشته در لندن و قیمت بسته شدن شاخص اساندپی ۵۰۰) هر دو در طول زمان روند صعودی داشته باشند، مدلهای رگرسیون استاندارد به اشتباه آنها را دارای همبستگی بالا اعلام میکنند. مدل، این مسیر صعودی مشترک را به عنوان یک رابطه علی تفسیر کرده و معیارهای اطمینان به طور مصنوعی بالایی تولید میکند که تحلیلگر را فریب میدهد.[5]
این پدیده در سال ۱۹۷۴ توسط دو آمارشناس به نامهای کلایو گرنجر و پل نیوبلد به طور رسمی تشخیص داده شد. آنها از طریق شبیهسازیهای مونت کارلو بر روی ۱۲۰ گام تصادفی مستقل، نشان دادند که رگرسیونهای استاندارد حداقل مربعات معمولی (OLS) در ۷۶ درصد مواقع یک رابطه از نظر آماری معنادار را گزارش میدهند، در حالی که متغیرها مطلقاً هیچ ارتباط واقعی با هم نداشتند. آنها دریافتند که این رگرسیونهای کاذب به طور پیوسته مقدار آر-اسکوئر بیشتر از ۰٫۹۰ و آمارههای تی بسیار بالاتر از آستانه استاندارد ۲٫۰ تولید میکنند.
علت ریشهای این فریب، ناایستایی است. یک سری زمانی ایستا در طول زمان به یک میانگین ثابت بازمیگردد و واریانس پایداری دارد که پیشبینی وضعیتهای آینده را ممکن میسازد. با این حال، یک سری ناایستا دارای یک «روند تصادفی» است که در آن هر مقدار جدید، صرفاً مقدار قبلی به علاوه یک شوک تصادفی است. از آنجا که این شوکها به طور دائم انباشته میشوند، واریانس سری در طول زمان تا بینهایت رشد میکند و مفروضات اصلی رگرسیون کلاسیک را نقض میکند.[1][3]
در اصطلاح ریاضی، این رفتار انباشتی «ریشه واحد» نامیده میشود. این نام از معادله مشخصه مدل خودهمبسته گرفته شده است؛ اگر یکی از ریشههای این معادله دقیقاً برابر با ۱٫۰ باشد، سری ناایستا است. همانطور که مستندات والاستریتموجو توضیح میدهد، تشخیص این شرایط، دروازه اصلی در پیشبینی سریهای زمانی است و تضمین میکند که «ویژگیهای آماری سیستم در طول زمان تغییر نمیکنند.»[4][6]
در اصطلاح ریاضی، این رفتار انباشتی «ریشه واحد» نامیده میشود.
برای به دام انداختن یک ریشه واحد پیش از آنکه مدلی را نابود کند، تحلیلگران به آزمون دیکی-فولر تعمیمیافته (ADF) که در سال ۱۹۷۹ توسعه یافت، تکیه میکنند. آزمون ADF فرضیه صفری را تعیین میکند که مبنی بر وجود ریشه واحد است. تحلیلگر یک آماره آزمون را محاسبه کرده و آن را با یک مقدار بحرانی مقایسه میکند؛ اگر این آماره از مقدار بحرانی منفیتر باشد (معمولاً در سطح آلفای ۰٫۰۵)، فرضیه صفر رد شده و تایید میشود که دادهها ایستا هستند.[6]
بخش «تعمیمیافته» در آزمون ADF به آن اجازه میدهد تا با گنجاندن تفاضلهای وقفهدار دادهها، پویاییهای پیچیدهتر سریهای زمانی را مدیریت کند. این امر تضمین میکند که همبستگی پیاپی در جملات خطا، آماره آزمون را به طور مصنوعی متورم نمیکند. با این حال، انتخاب تعداد صحیح وقفهها بسیار حیاتی است؛ وقفههای بسیار کم باعث سوگیری آزمون میشوند، در حالی که وقفههای بیش از حد، توان آماری آن را تخلیه میکنند.[2]
از آنجا که آزمون ADF فرض میکند جملات خطا دارای واریانس ثابت هستند، میتواند در مواجهه با دادههای مالی دنیای واقعی که خوشهبندی نوسانات را نشان میدهند، دچار مشکل شود. در سال ۱۹۸۸، پیتر فیلیپس و پیر پرون آزمون فیلیپس-پرون (PP) را برای حل این مشکل معرفی کردند. آزمون PP به جای افزودن تفاضلهای وقفهدار، یک اصلاح ناپارامتریک را بر خطای استاندارد آماره آزمون اعمال میکند و آن را در برابر خودهمبستگی نامشخص و ناهمسانی واریانس مقاوم میسازد.[1]
هر دو آزمون ADF و PP از توان آماری پایین در نمونههای کوچک رنج میبرند، به این معنی که اغلب در رد فرضیه صفر زمانی که یک سری در واقع ایستا اما به شدت ماندگار است، ناکام میمانند. برای مقابله با این مسئله، اقتصادسنجها از آزمون کیپیاساس (KPSS) استفاده میکنند که چارچوب را کاملاً وارونه میکند. آزمون KPSS فرضیه صفر خود را بر این فرض بنا میکند که دادهها ایستا هستند. با اجرای همزمان آزمونهای ADF و KPSS، تحلیلگران میتوانند نتایج را متقاطعسنجی کرده و سریهایی را که صرفاً ایستا حول روند هستند، جدا کنند.[2]
وقتی یک آزمون ریشه واحد تایید میکند که دادهها ناایستا هستند، تحلیلگر نمیتواند با یک رگرسیون استاندارد پیش برود. در عوض، آنها باید دادهها را از طریق «تفاضلگیری مرتبه اول» (یعنی کم کردن مشاهده قبلی از مشاهده فعلی) تبدیل کنند. همانطور که مستندات متورکس اشاره میکند: «یک فرآیند ریشه واحد، یک فرآیند تولید داده است که تفاضل مرتبه اول آن ایستا است.»[2][3]
تفاضلگیری، تحلیل را از مقادیر مطلق به نرخهای تغییر سوق میدهد. به جای رگرسیون تولید ناخالص داخلی کل در برابر کل انتشار کربن، اقتصادسنج تغییرات ماه به ماه در تولید ناخالص داخلی را در برابر تغییرات ماه به ماه در انتشار کربن رگرسیون میکند. این کار روند تصادفی مشترک را حذف کرده و آشکار میسازد که آیا این دو متغیر واقعاً در یک سطح دقیق و جزئی با هم حرکت میکنند یا خیر.[5]
اگرچه آزمونهای ریشه واحد برای اقتصادسنجی مدرن بنیادین هستند، اما بینقص نیستند. شکستهای ساختاری (تغییرات ناگهانی در یک سری زمانی ناشی از شوکهای خارجی مانند یک همهگیری یا تغییر سیاست) میتوانند هر دو آزمون ADF و PP را فریب دهند تا به اشتباه یک ریشه واحد را شناسایی کنند. در این موارد خاص، تحلیلگران باید الگوریتمهای تخصصی مانند آزمون زیووت-اندروز را به کار گیرند که هنگام ارزیابی ایستایی، شکستهای ساختاری را نیز در نظر میگیرند.[1]
چرا مهم است
بدون بررسی ایستایی، تحلیلگران با خطر بنا کردن مدلهای مالی، پیشبینیهای اقلیمی و سیاستهای اقتصادی بر پایه توهمات ریاضی مواجه میشوند. شناسایی ریشه واحد تضمین میکند که همبستگیها نشاندهنده روابط واقعی هستند، نه روندهای مشترک تصادفی.
بررسی عمیق دیدگاهها
اقتصادسنجهای فراوانیگرا
برای تعیین تبدیلات دادهها، به شدت به مقادیر پی (p-values) و آستانههای بحرانی تکیه میکنند.
برای اقتصادسنجهای کلاسیک، آزمون ریشه واحد یک دروازهبان مطلق است. اگر آزمون دیکی-فولر تعمیمیافته نتواند فرضیه صفر را در سطح ۰٫۰۵ رد کند، صرفنظر از رابطه نظری میان متغیرها، باید از دادهها تفاضلگیری شود. این گروه ایمنی ریاضی را بر روایت ترجیح میدهند و استدلال میکنند که اجرای رگرسیون حداقل مربعات معمولی بر روی دادههای ناایستا، یک قصور آماری است که آمارههای تی نامعتبر و مقادیر آر-اسکوئر متورم را تضمین میکند.
مدافعان همانباشتگی
استدلال میکنند که تفاضلگیری، دادههای ارزشمند تعادل بلندمدت را از بین میبرد.
این گروه ضمن اذعان به خطر رگرسیون کاذب، استدلال میکنند که تفاضلگیری کورکورانه از دادههای ناایستا، اطلاعات حیاتی بلندمدت را دور میریزد. اگر دو متغیر دارای یک ریشه واحد مشترک باشند اما در بلندمدت با هم حرکت کنند (مانند نرخ بهره کوتاهمدت و بلندمدت)، آنها «همانباشته» هستند. این تحلیلگران به جای تفاضلگیری دادهها و تبدیل آنها به نویز کوتاهمدت، از مدلهای تصحیح خطا برای به تصویر کشیدن پویاییهای کوتاهمدت و تعادل بلندمدت استفاده میکنند و واقعیت اقتصادی را که دادهها نشان میدهند، حفظ میکنند.
روند رویداد
۱۹۷۴
کلایو گرنجر و پل نیوبلد مقاله تاثیرگذار خود را منتشر میکنند که فراوانی بالای رگرسیونهای کاذب در گامهای تصادفی را نشان میدهد.
۱۹۷۹
دیوید دیکی و وین فولر آزمون دیکی-فولر را برای تشخیص رسمی ریشههای واحد در مدلهای خودهمبسته معرفی میکنند.
۱۹۸۸
پیتر فیلیپس و پیر پرون آزمون PP را توسعه میدهند که خودهمبستگی و ناهمسانی واریانس را بدون افزودن طول وقفهها تعدیل میکند.
۱۹۹۲
آزمون KPSS معرفی میشود که فرضیه صفر را وارونه کرده و به جای وجود ریشه واحد، ایستایی را فرض میگیرد.
منابع
[1]Yale University (Cowles Foundation)اقتصادسنجهای کلاسیکUNDERSTANDING SPURIOUS REGRESSIONS IN ECONOMETRICS
مطالعه در Yale University (Cowles Foundation) →
[2]MathWorksاقتصادسنجهای کلاسیکUnit Root Nonstationarity
مطالعه در MathWorks →
[3]Principles of Econometrics with Rاقتصادسنجهای کلاسیکChapter 12 Time Series: Nonstationarity
مطالعه در Principles of Econometrics with R →
[4]Learnsignalپیشبینیکنندگان سریهای زمانیWhat Is a Unit Root? Non-Stationarity Explained
مطالعه در Learnsignal →
[5]ResearchGateSpurious Regressions in Econometrics
مطالعه در ResearchGate →
[6]WallStreetMojoپیشبینیکنندگان سریهای زمانیUnit Root Tests - What Are They, Formula, Examples, Importance
مطالعه در WallStreetMojo →
[7]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در تحلیل داده
مشاهده همه →مدلسازی آماری
چگونه آماره F واریانس تبیینشده را با واریانس پسماند تبییننشده مقایسه میکند
6 منبع
مدلسازی آماری
چگونه پارامتر پراکندگی در رگرسیون دوجملهای منفی، بیشپراکندگی دادههای شمارشی را مهار میکند
6 منبع
مدلسازی آماری
فاکتور بیز: چگونه نسبت درستنماییهای حاشیهای شواهد فرضیههای رقیب را کمیتسنجی میکند
8 منبع
گزارش حقوق بشر
عفو بینالملل سرکوب اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» را جنایت علیه بشریت خواند؛ درخواست پیگرد ۸۷ مقام ایرانی
8 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت تحلیل داده اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





