فرمول ۳۱ مرحلهای: ولادیمیر پراپ چگونه دیانای تمام قصهها را رمزگشایی کرد
در سال ۱۹۲۸، یک فولکلورشناس روس با بررسی ۱۰۰ قصه پریان کشف کرد که همه آنها دقیقا از یک توالی ۳۱ مرحلهای از کنشهای داستانی پیروی میکنند. حالا با گذشت نزدیک به یک قرن، مدل ساختاری او همچنان پایه و اساس تحلیل داستانهاست؛ از اسطورههای باستانی گرفته تا پرفروشترین فیلمهای هالیوودی.
به قلم الناز کریمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- پژوهشگران ساختارگرا
- مدل پراپ را به عنوان ابزاری بنیادین برای کشف معماری جهانی و زیربنایی روایت در فرهنگها و رسانههای مختلف میبینند.
- روایتشناسان محاسباتی
- از رویکرد به شدت ساختاریافته و الگوریتمی پراپ برای توسعه سیستمهای قصهگویی تعاملی و ابزارهای نگارش همخلقانه استفاده میکنند.
- تحلیلگران رسانه
- خویشکاریهای پراپ را در فرهنگ عامه مدرن به کار میگیرند تا نشان دهند چگونه روایتهای معاصر هنوز هم به ساختارهای سنتی قصهها وابستهاند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- منتقدان ادبی
- تحلیلگران روانشناختی
نکات کلیدی
- ولادیمیر پراپ ۱۰۰ قصه پریان روسی را تحلیل کرد و ۳۱ خویشکاری روایی خاص را شناسایی کرد.
- این خویشکاریها همیشه دقیقا با همان توالی زمانی ثابت رخ میدهند، حتی اگر برخی از آنها در داستان حذف شده باشند.
- پراپ همچنین هفت نقش شخصیتی یا «حوزه کنش» را شناسایی کرد که با این خویشکاریها مطابقت دارند.
- این مدل، مطالعات فولکلوریک را از دستهبندی قصهها بر اساس بنمایهها به تحلیل ساختار زیربنایی آنها تغییر داد.
- چارچوب پراپ در رسانههای مدرن، روایتهای میانفرهنگی و هوش مصنوعی نیز به کار گرفته شده است.
چرا مهم است
درک مدل پراپ، ماشینآلات پنهان در پس داستانهایی که میخوانیم و میبینیم را برملا میکند و نشان میدهد که زیر این لایه ظاهری پر از شخصیتها و مکانهای رنگارنگ، قصهگویی بشر به یک ساختار عمیقا ریشهدار و قابل پیشبینی تکیه دارد.
سال ۱۹۲۸ بود که یک فولکلورشناس روس به نام ولادیمیر پراپ کتابی منتشر کرد که قرار بود درک پژوهشگران از هنر قصهگویی را زیر و رو کند. کتاب «ریختشناسی قصه پریان» صرفا یک مجموعه داستان نبود، بلکه کالبدشکافی بیرحمانه آنها بود. پراپ ۱۰۰ قصه پریان روسی از مجموعه معروف الکساندر آفاناسیف را زیر ذرهبین برده بود تا شاید در میان آن تنوع بیپایان جادوگران، اژدهایان و حلقههای جادویی، الگویی پنهان پیدا کند.[2]
چیزی که او کشف کرد، یک معماری زیربنایی و به شدت سفت و سخت بود. پراپ به این نتیجه رسید که تمام قصههای نمونهاش از مجموعه محدودی از کنشهای داستانی ساخته شدهاند که او آنها را «خویشکاری» (Function) نامید. او دقیقا ۳۱ مورد از این خویشکاریها را شناسایی کرد و استدلال کرد که آنها آجرهای سازنده ژانر قصه هستند. شگفتانگیزتر اینکه، او ادعا کرد اگرچه همه قصهها هر ۳۱ خویشکاری را ندارند، اما همانهایی که در داستان حضور دارند، همیشه دقیقا با همان توالی زمانی ثابت و بیتغییر ظاهر میشوند.[2]
رویکرد پراپ یک چرخش رادیکال نسبت به مطالعات فولکلوریک پیشین بود؛ مطالعاتی که تا آن زمان بیشتر روی دستهبندی قصهها بر اساس «بنمایهها» (موتیفها) تمرکز داشتند، یعنی همان شخصیتها، اشیاء یا مکانهای خاص درون داستان. تا پیش از او، داستانی درباره قهرمانی که با اژدها میجنگد، کاملا متفاوت از داستانی درباره قهرمانی که نامادری شرور را فریب میدهد، در نظر گرفته میشد. اما پراپ معتقد بود این یک تمایز کاملا سطحی است. او نوشت: «نام اشخاص بازی تغییر میکند، اما نه کنشهای آنها عوض میشود و نه خویشکاریهایشان.»[2]
از نگاه پراپ، یک خویشکاری در واقع عمل یک شخصیت است که از منظر اهمیتش در پیشبرد روند داستان تعریف میشود. اگر پادشاهی عقابی به یک قهرمان بدهد و عقاب او را به پادشاهی دیگری ببرد، عقاب یک عامل جادویی است. اگر پیرمردی اسبی به قهرمان بدهد و اسب او را به پادشاهی دیگری ببرد، اسب همان عامل جادویی است. شخصیتها و اشیاء خاص مدام عوض میشوند، اما خویشکاری زیربنایی — یعنی «تدارک یا دریافت عامل جادویی» (خویشکاری ۱۴) — کاملا یکسان باقی میماند.[2]
این ۳۱ خویشکاری یک قوس روایی کامل را ترسیم میکنند؛ از «غیبت» یکی از اعضای خانواده (خویشکاری ۱) شروع میشوند و به «عروسی» قهرمان و به تخت نشستن او (خویشکاری ۳۱) ختم میشوند. در این میان، قهرمان با یک «نهی» (خویشکاری ۲) روبرو میشود که ناگزیر آن را «نقض» میکند (خویشکاری ۳) و این کار به «خبرگیری» شرور (خویشکاری ۴) و «خبررسانی» (خویشکاری ۵) منجر میشود. شرور دست به «فریبکاری» میزند (خویشکاری ۶) و قربانی ناخواسته تن به «همدستی» میدهد (خویشکاری ۷).[2]
کشمکش اصلی با یک «شرارت» (خویشکاری ۸) یا وضعیت «کمبود» (خویشکاری ۸الف) شعلهور میشود. سپس با یک «میانجیگری» یا درخواست کمک به قهرمان مراجعه میشود (خویشکاری ۹) و او با «آغاز مقابله» موافقت میکند (خویشکاری ۱۰). پس از آن، قهرمان برای انجام ماموریت خود «عزیمت» میکند (خویشکاری ۱۱).[2]
در بخش میانی این توالی، سر و کله «بخشنده» پیدا میشود که قهرمان را مورد «آزمایش» قرار میدهد (خویشکاری ۱۲). «واکنش» قهرمان (خویشکاری ۱۳) تعیین میکند که آیا او «عامل جادویی» را دریافت میکند یا خیر (خویشکاری ۱۴). قهرمان که حالا به این قدرت جدید مجهز شده، «انتقال مکانی» به محل شیء مورد جستجویش را تجربه میکند (خویشکاری ۱۵) که به یک «مبارزه» مستقیم با شرور ختم میشود (خویشکاری ۱۶). قهرمان «داغ» یا نشانه میخورد (خویشکاری ۱۷)، شرور «شکست» میخورد (خویشکاری ۱۸) و در نهایت کمبود یا بدبختی اولیه «برطرف» میشود (خویشکاری ۱۹).[2]
در بخش میانی این توالی، سر و کله «بخشنده» پیدا میشود که قهرمان را مورد «آزمایش» قرار میدهد (خویشکاری ۱۲).
پرده آخر با «بازگشت» قهرمان (خویشکاری ۲۰) آغاز میشود که اغلب با «تعقیب» (خویشکاری ۲۱) و «نجات» (خویشکاری ۲۲) همراه است. قهرمان به صورت «ناشناس» به خانه میرسد (خویشکاری ۲۳) و با «ادعاهای بیاساس» یک قهرمان دروغین روبرو میشود (خویشکاری ۲۴). یک «کار دشوار» پیشنهاد میشود (خویشکاری ۲۵) که قهرمان با موفقیت آن را «حل» میکند (خویشکاری ۲۶). در نهایت قهرمان «شناخته» میشود (خویشکاری ۲۷)، قهرمان دروغین یا شرور «رسوا» میشود (خویشکاری ۲۸)، قهرمان چهره یا «تغییر شکل» جدیدی پیدا میکند (خویشکاری ۲۹)، شرور «مجازات» میشود (خویشکاری ۳۰) و داستان با یک «عروسی» باشکوه به پایان میرسد (خویشکاری ۳۱).[2]
در کنار این ۳۱ خویشکاری، پراپ هفت نقش شخصیتی کلی یا «حوزه کنش» را شناسایی کرد که با این خویشکاریها مطابقت دارند. این نقشها عبارتند از: شرور، فرستنده (کسی که قهرمان را به ماموریت میفرستد)، یاریگر (یک موجود جادویی که به قهرمان کمک میکند)، شاهزاده خانم یا پاداش (و پدرش)، بخشنده (که عامل جادویی را فراهم میکند)، قهرمان، و قهرمان دروغین. جالب اینجاست که یک شخصیت به تنهایی میتواند چندین نقش را ایفا کند، یا یک نقش میتواند بین چند شخصیت مختلف تقسیم شود.[2]
اگرچه پراپ مدل خود را مشخصا برای قصههای پریان روسی توسعه داد، اما دامنه نفوذ آن بسیار فراتر از هدف اولیهاش رفت. متفکران ساختارگرایی مانند کلود لوی-استروس و رولان بارت، روششناسی پراپ را برای تحلیل اسطورهها، ادبیات و فرهنگ عامه بومیسازی کردند. این بینش کلیدی که روایتها از مجموعه محدودی از واحدهای کارکردی ساخته شدهاند، به یک مفهوم بنیادین در روایتشناسی و مطالعات رسانه تبدیل شد.[2]
پژوهشگران مدرن چارچوب پراپ را در طیف وسیعی از رسانهها به کار گرفتهاند و ماندگاری و ارتباط آن را با دنیای امروز ثابت کردهاند. برای مثال، محققان از این ۳۱ خویشکاری برای تحلیل ساختار روایی سریال انیمیشنی «شورشیان جنگ ستارگان» (Star Wars Rebels) استفاده کرده و سفر قهرمان داستان، ازرا بریدجر، را با توالی پراپ تطبیق دادهاند. این تحلیل نشان داد که اگرچه سریال از یک فرمت مدرن و دنبالهدار استفاده میکند، اما ضربآهنگهای روایی اصلی آن کاملا با ساختار سنتی قصهها همخوانی دارد.[1]
کاربرد میانفرهنگی این مدل نیز بارها مورد آزمایش قرار گرفته است. یک تحلیل ساختارگرایانه تطبیقی روی دو قصه از قوم ایگبو در جنوب شرقی نیجریه نشان داد که با وجود تفاوتهای فرهنگی عمیق، این روایتها همچنان به توالی کارکردی پراپ پایبند بودهاند. این موضوع نشان میدهد معماری زیربنایی که پراپ شناسایی کرده، احتمالا بازتابی از یک الگوی شناختی عمیقتر و شاید جهانی در نحوه داستانپردازی انسانهاست.
در عصر دیجیتال، رویکرد به شدت ساختاریافته و الگوریتمی پراپ به روایت، کاربردهای تازهای در علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی پیدا کرده است. پژوهشگرانی که در حال توسعه ابزارهای نگارش همخلقانه و سیستمهای قصهگویی تعاملی هستند، از خویشکاریهای پراپ به عنوان یک چارچوب پایه برای تولید توالیهای روایی استفاده کردهاند. توسعهدهندگان با دستهبندی این ۳۱ خویشکاری در ۱۴ دسته وسیعتر، موفق شدهاند مدلهای انعطافپذیرتر و از نظر محاسباتی قابلکنترلتری برای تولید خودکار داستان بسازند.
به همین ترتیب، در حوزه فناوریهای وب معنایی، محققان بررسی کردهاند که چگونه میتوان از مدل ساختاری پراپ برای حاشیهنویسی و پیوند دادههای میراث فرهنگی استفاده کرد. با تطبیق ساختارهای روایی قصههای هندی — مثلا آنهایی که شیرها و یاکشیها در آنها حضور دارند — با یک هستیشناسی رسمی مبتنی بر خویشکاریهای پراپ، پژوهشگران میتوانند پایگاههای دادهای قابل جستجو و به هم پیوستهای از روایتهای سنتی ایجاد کنند.
با وجود استقبال گسترده، مدل پراپ بدون منتقد هم نیست. برخی استدلال میکنند که تمرکز خشک و مکانیکی آن روی پیرنگ داستان، ظرافتهای سبکی، مضمونی و فرهنگی را که به داستانها معنا میبخشند، نادیده میگیرد. با تقلیل دادن یک روایت به دنبالهای از خویشکاریهای انتزاعی، این مدل میتواند دقیقا همان عناصری را که یک داستان را جذاب میکنند، از بین ببرد. علاوه بر این، اگرچه این توالی ممکن است برای قصههای سنتی و ادبیات ژانری به شدت ساختاریافته صادق باشد، اما اغلب در درک پیچیدگی روایتهای مدرن، غیرخطی یا شخصیتمحور ناکام میماند.[2]
با این همه، «ریختشناسی قصه پریان» همچنان یک دستاورد تاریخی در مطالعه روایت محسوب میشود. پراپ با تغییر تمرکز از «چه چیزی» در یک داستان به «چگونه»، ابزار قدرتمندی برای کالبدشکافی مکانیک قصهگویی ارائه داد. این ۳۱ خویشکاری، واژگانی روشن و سیستماتیک برای تحلیل ساختار پیرنگ در اختیار ما میگذارند و الگوهای ماندگار و زیربنایی را آشکار میکنند که قصه پریان باستانی را به پرفروشترین فیلمهای مدرن امروزی پیوند میدهند.[2]
بررسی عمیق دیدگاهها
پژوهشگران ساختارگرا
مدل پراپ را به عنوان ابزاری بنیادین برای کشف معماری جهانی و زیربنایی روایت میبینند.
برای متفکران ساختارگرا، کتاب «ریختشناسی قصه پریان» پراپ کلید روششناختی برای رمزگشایی از مکانیک قصهگویی بود. پراپ با دور کردن تمرکز از جزئیات سطحی شخصیت و مکان — یعنی همان بنمایههای خاصی که فولکلورشناسان قبلی با وسواس دستهبندی میکردند — گرامر عمیقتر و بنیادیتری از روایت را آشکار کرد. این رویکرد به پژوهشگران اجازه داد تا داستانها را نه به عنوان مصنوعات فرهنگی منزوی، بلکه به عنوان بیانگر یک سیستم گستردهتر و زیربنایی تحلیل کنند. توالی خشک ۳۱ خویشکاری نشان داد که قصهگویی بشر، با وجود تنوع ظاهرا بینهایتش، به یک معماری به شدت ساختاریافته و قابل پیشبینی تکیه دارد.
روایتشناسان محاسباتی
از رویکرد به شدت ساختاریافته و الگوریتمی پراپ برای توسعه سیستمهای قصهگویی تعاملی و ابزارهای نگارش همخلقانه استفاده میکنند.
در حوزههای علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی، مدل پراپ دقیقا به خاطر همین ساختار خشک و غیرقابل انعطافش ارزشمند است. این ۳۱ خویشکاری واژگانی روشن و رسمی ارائه میدهند که به راحتی قابل ترجمه به الگوریتمهای محاسباتی هستند. پژوهشگرانی که سیستمهای تولید خودکار داستان یا ابزارهای نگارش همخلقانه را توسعه میدهند، اغلب از توالی پراپ به عنوان یک چارچوب پایه استفاده میکنند و گاهی برای افزایش انعطافپذیری، خویشکاریها را در دستههای وسیعتری گروهبندی میکنند. از آنجا که این مدل کنشهای روایی را بر اساس اهمیت ساختاریشان تعریف میکند نه محتوای خاص آنها، به سیستمهای هوش مصنوعی اجازه میدهد تا با قرار دادن شخصیتها و اشیاء مختلف در نقشهای کارکردی تثبیتشده، توالیهای پیرنگ منسجمی تولید کنند.
تحلیلگران رسانه
خویشکاریهای پراپ را در فرهنگ عامه مدرن به کار میگیرند تا نشان دهند چگونه روایتهای معاصر هنوز هم به ساختارهای سنتی قصهها وابستهاند.
پژوهشگران رسانه به طور مکرر از چارچوب پراپ برای تحلیل ساختار روایی فیلمها، سریالها و ادبیات مدرن استفاده میکنند. تحلیلگران با تطبیق این ۳۱ خویشکاری با داستانهای معاصر، نشان میدهند که این الگوهای سنتی قصه تا چه حد در فرهنگ عامه ریشهدار باقی ماندهاند. چه در تحلیل سفر قهرمان در یک اپرای فضایی مانند «جنگ ستارگان» و چه در بررسی ضربآهنگهای ساختاری یک فیلم پرفروش ابرقهرمانی، محققان درمییابند که روایتهای مدرن اغلب به شدت به همان توالی کارکردی که پراپ در سال ۱۹۲۸ شناسایی کرد، پایبند هستند. این کاربرد، قدرت ماندگار ساختار قصه را در جذب مخاطبان در رسانهها و دورههای مختلف برجسته میکند.
آنچه نمیدانیم
- آیا توالی ۳۱ خویشکاری واقعا یک الگوی شناختی جهانی است یا صرفا یک مصنوع فرهنگی خاص است که به طور گسترده صادر شده است.
- مدل ساختاری و خشک پراپ تا چه حد میتواند برای تحلیل روایتهای به شدت غیرخطی یا کاملا شخصیتمحور سازگار شود.
- قصهگویان مدرن تا چه حد آگاهانه از چارچوب پراپ استفاده میکنند و تا چه حد ناخودآگاه الگوهای فرهنگی ریشهدار را بازتولید میکنند.
منابع
[1]STARS (University of Central Florida)تحلیلگران رسانهPropp, Ong, and Jung: The Order of the Folktale Functions in Star Wars Rebels
مطالعه در STARS (University of Central Florida) →
[2]University of Texas Pressپژوهشگران ساختارگراMorphology of the Folktale (Introduction to the Second Edition)
مطالعه در University of Texas Press →
[3]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در فرهنگ
مشاهده همه →فلسفه بودایی
آرهات و بودیساتوا: سه شاخه اصلی بودیسم چگونه مراحل رسیدن به روشنایی را تعریف میکنند؟
9 منبع
انگیزش انسانی
هرم پنجطبقهی معروف: چگونه سلسلهمراتب نیازهای مزلو مسیر انسان را از بقا تا خودشکوفایی ترسیم میکند
6 منبع
نظریه جامعهشناسی
هابیتوس، میدان و سرمایه فرهنگی: سه مفهوم کلیدی پیر بوردیو برای تحلیل طبقه اجتماعی و سلیقه
6 منبع
روانشناسی اخلاق
نردبان عدالت: لارنس کلبرگ چگونه بلوغ اخلاقی انسان را نقشهبرداری کرد
6 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





