کشف سازههای مسکونی در گوبکلیتپه چگونه تاریخ سکونت انسان را بازنویسی میکند
حفاریهای اخیر در گوبکلیتپه منجر به کشف ساختمانهای مستطیلشکلی شده است که به نظر میرسد خانههای مسکونی بودهاند. این یافتهها نظریه دیرینه مبنی بر اینکه این محوطه صرفاً یک مرکز آیینی منزوی بوده است را به چالش میکشد. شواهد حاکی از آن است که «اولین معبد» جهان در واقع مرکز یک روستای دائمی و گسترده بوده است.
به قلم سلین خسروشاهی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان سکونتگاه
- استدلال میکنند که گوبکلیتپه یک جامعه مسکونی دائمی بود که در آن آیین و زندگی روزمره همزیستی داشتند.
- زمینهگرایان منطقهای
- بر این تمرکز دارند که گوبکلیتپه چگونه در چشمانداز گستردهتر تاش تپهلر از نوآوریهای نوسنگی اولیه جای میگیرد.
- سنتگرایان معبد
- تفسیر اصلی را حفظ میکنند که کارکرد اصلی محوطه، یک مرکز آیینی تخصصی برای گروههای متحرک بود.
برای نزدیک به سه دهه، داستان گوبکلیتپه به همان اندازه که مرتب و انقلابی بود، این بود: قبل از اینکه بشر کشاورزی را اختراع کند، قبل از اینکه در روستاها ساکن شویم، گروهی از شکارچیان-گردآورندگان سرگردان گرد هم آمدند تا اولین معبد جهان را بسازند. این روایتی زیبا بود که مسیر تمدن بشری را تغییر میداد و نشان میداد که انگیزه پرستش ما را به یکجانشینی سوق داد، نه برعکس. اما همیشه یک تنش آزاردهنده در قلب این محوطه وجود داشت. چگونه میتوان نیروی کار عظیمی را که برای حکاکی و برپا کردن ستونهای آهکی ۵.۵ متری لازم بود، بدون یک سکونتگاه دائمی تغذیه، اسکان و سازماندهی کرد؟ محاسبات مربوط به معبدسازان عشایری هرگز کاملاً منطقی نبود. اکنون، خود زمین در حال ارائه یک راهحل است.
باستانشناسان که در یک منطقه حفاری تازه باز شده در شمال منطقه حفاظتشده اصلی گوبکلیتپه کار میکنند، مجموعهای از ساختمانهای مستطیلشکل را درست زیر سطح امروزی کشف کردهاند [3]. برخلاف محوطههای دایرهای معروف این مکان که تحت سلطه ستونهای عظیم T شکل و نقشبرجستههای حیوانی تهدیدآمیز هستند، این سازههای جدید دارای ستونهای سنگی کمتری بوده و دارای طرحبندی داخلی بهینهشده برای زندگی روزمره هستند [3]. برداشت اولیه تیم حفاری، به رهبری پروفسور نجمی کارول، این است که این ساختمانها به عنوان خانههای مسکونی عمل میکردند [3].[3]
این کشف اساساً هویت این میراث جهانی یونسکو را تغییر میدهد [4]. اگر این پیهای مستطیلشکل واقعاً مسکونی باشند، گوبکلیتپه صرفاً یک مقصد زیارتی منزوی نبوده که گهگاه توسط گروههای شکارچی-گردآورنده سرگردان بازدید میشد. این یک سکونتگاه دائمی و پرجنبوجوش بود که در آن مقدس و دنیوی در کنار هم وجود داشتند. این افشاگری شکاف بین معماری یادمانی که این محوطه را مشهور کرد و واقعیتهای عملی بقای انسان اولیه را پر میکند و ثابت میکند که مردمی که خدایان را حکاکی میکردند، به مکانی برای خواب نیز نیاز داشتند.[4]
کشف این خانهها نیازمند تغییر در جغرافیا و استراتژی بود. ترانشه جدید تقریباً ۱,۵۰۰ متر مربع را پوشش میدهد و تنها پس از جابجایی دقیق یک باغ زیتون باز شد [3]. تیم باستانشناسی به جای حفر گودالهای عمودی عمیق، تصمیم گرفت لایه سطحی را در یک منطقه افقی گسترده بردارد تا توزیع سکونتگاه را نقشهبرداری کند [3]. از آنجایی که بخشهای بالایی دیوارهای باستانی در طول هزارهها فرسایش یافته بودند، پیهای باقیمانده درست زیر سطح زمین فعلی قرار داشتند و به محققان اجازه میدادند تا طرحهای کف آنها را تقریباً بلافاصله شناسایی کنند [3].[3]
از نظر زمانی، این سازههای مسکونی متعلق به فاز دوم سکونت در گوبکلیتپه هستند [3]. تاریخچه این محوطه تقریباً ۱,۵۰۰ سال را در بر میگیرد، که از دوره نوسنگی پیش از سفال A (PPNA) در حدود ۹۵۰۰ سال قبل از میلاد آغاز شده و تا دوره نوسنگی پیش از سفال B (PPNB) در حدود ۸۰۰۰ سال قبل از میلاد ادامه مییابد [1]. محوطههای یادمانی عظیم و دایرهای که تصویر عمومی این مکان را تعریف میکنند، در فاز اولیه ساخته شدند [1]. خانههای مستطیلشکل بعداً پدیدار شدند و نشاندهنده یک تکامل معماری هستند که جامعه با سبک زندگی یکجانشینی سازگار شد.[1][3]
این تغییر معماری از دایرهای به مستطیلشکل، یکی از ویژگیهای بارز گذار نوسنگی است. ساخت ساختمانهای دایرهای برای گروههای کوچک و متحرک آسانتر است، اما سازههای مستطیلشکل امکان گسترش مدولار را فراهم میکنند—اضافه کردن اتاقها و به اشتراک گذاشتن دیوارها با رشد جمعیت. این واقعیت که این گذار در گوبکلیتپه قابل مشاهده است، نشان میدهد که ساکنان این محوطه فعالانه در حال ابداع مفهوم روستا در زمان واقعی بودند و محیط ساخته شده خود را برای حمایت از یک جامعه دائمی و در حال گسترش تطبیق میدادند.
این تغییر معماری از دایرهای به مستطیلشکل، یکی از ویژگیهای بارز گذار نوسنگی است.
پیامدهای این کشف هنگام بررسی کل مساحت محوطه به طور چشمگیری افزایش مییابد. گوبکلیتپه بر روی یک تپه مصنوعی یا «تل» قرار دارد که تقریباً ۹ هکتار یا ۹۰,۰۰۰ متر مربع را پوشش میدهد [5]. تا به امروز، تنها حدود ۱۰ درصد از این منطقه وسیع حفاری شده است [1]. از آنجایی که یک ترانشه ۱,۵۰۰ متر مربعی در بخش شمالی بلافاصله سازههای مسکونی را نشان داد، احتمالاً بخش اعظم تپه حفاری نشده، به جای صرفاً بناهای آیینی منزوی، یک سکونتگاه مسکونی گسترده را پنهان کرده است.[1]
این واقعیت در حال ظهور، میراث کلاوس اشمیت، باستانشناس آلمانی که اولین بار اهمیت این محوطه را در سال ۱۹۹۴ تشخیص داد و تا زمان مرگش در سال ۲۰۱۴ حفاریها را هدایت کرد، پیچیده میکند [1]. اشمیت به طور مشهوری از فرضیه «اول معبد، بعد شهر» حمایت میکرد و استدلال مینمود که تلاش صرف برای ساخت بناهای یادبود، شکارچیان-گردآورندگان را مجبور به اختراع کشاورزی برای تغذیه کارگران کرد [2]. در حالی که نظریه او در مورد منشأ کشاورزی همچنان تأثیرگذار است، تقسیم سخت بین سازندگان عشایری و کشاورزان یکجانشین با افزایش شواهد سکونت دائمی در حال محو شدن است.[1][2]
امروزه، تحقیقات در این محوطه توسط مؤسسه باستانشناسی آلمان و دانشگاه استانبول هماهنگ میشود، با تمرکز مجدد بر زمینه گستردهتر سکونتگاه [1, 2]. محققان کنونی تأکید میکنند که گوبکلیتپه یک چرخدنده در یک سازوکار بسیار بزرگتر نوسنگی اولیه بود. این محوطه در خلاء وجود نداشت و سازندگان آن به طور منحصر به فردی در انحصار مذهب به استثنای زندگی روزمره نبودند. آنها پیشگامان یک روش جدید زندگی بودند که هم لنگرهای معنوی و هم سقفهای عملی را میطلبید.[1][2]
این رویکرد زمینهای با اکتشافات در سراسر منطقه اطراف «تاش تپهلر» یا «تپههای سنگی» تقویت میشود [5]. حفاریهای اخیر در محوطههای همزمان نزدیک مانند کاراهانتپه و سایبورچ الگوهای مشابهی را نشان دادهاند: ستونهای T شکل یادمانی که مستقیماً در سکونتگاههای مسکونی ادغام شدهاند [5]. گوبکلیتپه به طور فزایندهای نه به عنوان یک ناهنجاری معجزهآسا، بلکه به عنوان چشمگیرترین نمونه از یک فرهنگ منطقهای دیده میشود که در حال آزمایش زندگی اجتماعی بود و مقدس و سکولار را در یک چشمانداز واحد و یکپارچه ترکیب میکرد.
حتی در حالی که ترانشه شمالی جدید تاریخ سکونت این محوطه را بازنویسی میکند، کار حیاتی حفاظت بر روی محوطههای یادمانی قدیمیتر ادامه دارد [3]. تیمهای باستانشناسی فعالانه در تلاش برای حفظ سازه C و سازه D هستند و اطمینان حاصل میکنند که ستونهای آهکی بلند در برابر عوامل محیطی برای نسلهای آینده پایدار باقی بمانند [3]. این تمرکز دوگانه بر حفاری مناطق مسکونی جدید در حالی که فضاهای آیینی باستانی به دقت حفظ میشوند، منعکسکننده ماهیت دوگانه خود محوطه است، که هیجان کشف جدید را با مسئولیت مدیریت میراث متعادل میکند.[3]
تعامل بین مقدس و مسکونی توسط کشف اخیر دیگری در این محوطه برجسته شد: یک مجسمه انسانی با نسبتهای واقعی که به صورت افقی در داخل نمای داخلی یک دیوار پیدا شد. این قرارگیری غیرعادی نشاندهنده یک عمل معماری عمدی و آیینی است که در تار و پود خود ساختمان ادغام شده است. این یادآوری تکاندهنده است که برای مردم گوبکلیتپه، مذهب چیزی نبود که به یک معبد دور محدود شود—بلکه در دیوارهای اطراف آنها ساخته شده بود.
همانطور که باستانشناسان به کاوش به سمت شمال ادامه میدهند و به کف این خانههای تازه کشف شده میرسند، مصنوعات باقیمانده اثبات نهایی زندگی روزمره را ارائه خواهند داد [3]. سنگهای آسیاب، اجاقها و ابزارهای خانگی تصویر خانوادههایی را که در سایه ستونهای بزرگ زندگی میکردند، کامل خواهند کرد. گوبکلیتپه نقطه صفر تاریخ باقی میماند، اما داستان آن دیگر فقط در مورد خدایان و بناهای یادبود نیست. این، سرانجام، داستانی است در مورد مردمی که به خانه میآیند.[3]
نکات کلیدی
- حفاریهای اخیر در گوبکلیتپه ساختمانهای مستطیلشکلی را کشف کردهاند که به نظر میرسد خانههای مسکونی بودهاند.
- این سازهها درست زیر سطح زمین در یک ترانشه شمالی ۱,۵۰۰ متر مربعی تازه باز شده پیدا شدند.
- این کشف، نظریه دیرینه مبنی بر اینکه این محوطه صرفاً یک مرکز آیینی منزوی برای شکارچیان-گردآورندگان عشایری بود را به چالش میکشد.
- تحلیل فضایی نشان میدهد که ۹۰ درصد حفاری نشده محوطه ۹ هکتاری احتمالاً یک سکونتگاه مسکونی گسترده را پنهان کرده است.
- این یافتهها گوبکلیتپه را با محوطههای نوسنگی مجاور که در آنها معماری یادمانی و زندگی روزمره همزیستی داشتند، همسو میکند.
بررسی عمیق دیدگاهها
حامیان سکونتگاه
مشاهده گوبکلیتپه به عنوان یک روستای دائمی و پرجنبوجوش به جای یک مقصد زیارتی منزوی.
این گروه، به رهبری تیمهای حفاری کنونی و با حمایت آخرین یافتهها در ترانشه شمالی، استدلال میکند که روایت «اول معبد» نتیجه جایی بود که باستانشناسان در ابتدا برای حفاری انتخاب کردند. با تمرکز بر محوطههای دایرهای یادمانی، محققان اولیه واقعیت دنیوی را درست زیر سطح در جاهای دیگر تپه از دست دادند. کشف سازههای مستطیلشکل بهینهشده برای زندگی روزمره نشان میدهد که گوبکلیتپه یک روستای کاملاً فعال بود. در این دیدگاه، ستونهای یادمانی، مانند یک کلیسای جامع در یک شهر قرون وسطایی، مرکز یک جامعه زنده بودند، نه یک زیارتگاه خالی که فقط در مناسبتهای خاص بازدید میشد.
سنتگرایان معبد
دفاع از اولویت منشأ یادمانی و آیینی محوطه.
این دیدگاه که ریشه در کار بنیادی کلاوس اشمیت دارد، تأکید میکند که قدیمیترین و مهمترین سازهها در گوبکلیتپه—محوطههای دایرهای عظیم نوسنگی پیش از سفال A—فاقد ویژگیهای مسکونی واضح مانند اجاق یا منابع آب هستند. در حالی که آنها ساختمانهای مستطیلشکل جدیدتر از فاز دوم محوطه را تأیید میکنند، استدلال میکنند که اینها نشاندهنده یک سازگاری بعدی هستند. برای سنتگرایان، مقیاس محض ستونهای T شکل اولیه، که با حیوانات درنده تهدیدآمیز حکاکی شدهاند، به یک مرکز آیینی تخصصی اشاره دارد که تنها بعداً با گذار سازندگان به سمت کشاورزی، جمعیت مسکونی را جذب کرد.
زمینهگرایان منطقهای
بزرگنمایی برای دیدن گوبکلیتپه به عنوان یک گره در یک شبکه وسیع از نوآوریهای اولیه بشری.
به جای بحث در مورد نسبت دقیق معابد به خانهها در گوبکلیتپه، این گروه به افق نگاه میکند. پروژه گستردهتر تاش تپهلر نزدیک به دهها محوطه همزمان را کشف کرده است، مانند کاراهانتپه و سایبورچ، که دارای ستونهای T شکل مشابهی هستند که مستقیماً در سکونتگاههای مسکونی ادغام شدهاند. زمینهگرایان استدلال میکنند که گوبکلیتپه یک معجزه منحصر به فرد نبود، بلکه آشکارترین بیان یک فرهنگ منطقهای بود که همزمان با معماری، مذهب و زندگی اجتماعی آزمایش میکرد. برای آنها، سازههای مسکونی جدید صرفاً تأیید میکنند که گوبکلیتپه از همان قوانینی پیروی میکرد که همسایگانش.
چرا مهم است
برای دههها، گوبکلیتپه سنگ بنای این نظریه بود که مذهب جرقه تمدن بشری را زد—یعنی ما معابد را قبل از ساختن شهرها بنا کردیم. کشف یک سکونتگاه مسکونی گسترده در کنار این معابد، بازنویسی تاریخ بشر را ضروری میسازد و نشان میدهد که انگیزه برای یکجانشینی و نیاز به پرستش به طور همزمان تکامل یافتهاند.
منابع
[1]Wikipediaسنتگرایان معبدGöbekli Tepe
مطالعه در Wikipedia →
[2]German Archaeological Instituteسنتگرایان معبدA Sanctuary … or so fair a House?
مطالعه در German Archaeological Institute →
[3]Arkeonewsحامیان سکونتگاه10,000-Year-Old Rectangular Buildings Unearthed at Göbeklitepe May Have Been Homes
مطالعه در Arkeonews →
[4]UNESCOزمینهگرایان منطقهایGöbekli Tepe
مطالعه در UNESCO →
[5]تیم سردبیری کوهستانزمینهگرایان منطقهایتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
