نرخ کوپن در برابر بازده تا سررسید: رابطه معکوس قیمت اوراق قرضه و نرخ بهره چگونه پریمیوم یا تخفیف را تعیین میکند
وقتی سرمایهگذاری اوراق قرضه را در بازار ثانویه میخرد، بر اساس مقایسه کوپن ثابت اوراق با نرخ بهره فعلی، تصمیم میگیرد که مبلغی بیشتر (پریمیوم) بپردازد یا درخواست تخفیف کند. درک تفاوت بین نرخ کوپن اوراق و بازده تا سررسید آن نشان میدهد که بازارهای با درآمد ثابت چگونه خود را با شرایط متغیر اقتصادی تطبیق میدهند.
به قلم کامران صادقی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- دارندگان متمرکز بر درآمد
- پرداختهای کوپن ثابت را در اولویت قرار میدهند و اوراق قرضه را تا زمان سررسید نگه میدارند تا از نوسانات قیمت جلوگیری کنند.
- معاملهگران بازده کل
- بر بازده تا سررسید تمرکز میکنند و اوراق قرضه را در بازار ثانویه معامله میکنند تا سود سرمایهای به دست آورند.
- ناشران بدهی
- بازدههای رایج را زیر نظر دارند تا هزینه سرمایه را هنگام انتشار اوراق قرضه جدید به حداقل برسانند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- سرمایهگذاران خردی که صندوقهای قابل معامله (ETF) اوراق قرضه را در اختیار دارند و با نوسانات دائمی قیمت بدون تاریخ سررسید ثابت برای تضمین بازگشت اصل سرمایه مواجهاند.
چرا مهم است
اوراق قرضه معمولاً لنگرگاه امن سبد سرمایهگذاری محسوب میشوند، اما قیمت آنها در بازار ثانویه روزانه نوسان دارد. یادگیری نحوه محاسبه بازده تا سررسید به شما اطمینان میدهد که بازده واقعی سرمایهگذاری خود را درک کردهاید، نه اینکه فقط به پرداختهای سود اسمی بسنده کنید.
نکات کلیدی
- نرخ کوپن اوراق قرضه در زمان انتشار ثابت میشود و پرداخت سود سالانه را بر اساس ارزش اسمی تعیین میکند.
- بازده تا سررسید (YTM) کل بازده سالانهای است که سرمایهگذار با نگهداری اوراق تا زمان سررسید به دست میآورد.
- قیمت اوراق قرضه و نرخ بهره رابطه معکوس دارند و در جهت مخالف حرکت میکنند تا اوراق قدیمیتر رقابتی بمانند.
- وقتی نرخهای بازار از نرخ کوپن اوراق بالاتر میرود، اوراق با تخفیفی زیر ارزش اسمی خود معامله میشوند.
- وقتی نرخهای بازار از نرخ کوپن اوراق پایینتر میآید، اوراق با قیمتی بالاتر از ارزش اسمی (پریمیوم) معامله میشوند.
وقتی سرمایهگذاری اوراق قرضه را در بازار ثانویه میخرد، بر اساس مقایسه کوپن ثابت اوراق با نرخ بهره فعلی، تصمیم میگیرد که مبلغی بیشتر بپردازد یا درخواست تخفیف کند. آنها این انتخاب را هر بار که نرخهای رایج تغییر میکند انجام میدهند و بازده تا سررسید (YTM) اوراق را دوباره محاسبه میکنند تا مطمئن شوند سرمایهشان بازدهی رقابتی دارد. اگر اوراق قرضهای که در سال ۲۰۲۴ منتشر شده کوپن ۳ درصدی بپردازد اما اوراق جدید اکنون ۵ درصد سود دهند، خریدار تنها در صورتی اوراق قدیمی را میخرد که قیمت آن به اندازهای کاهش یابد که تفاوت ۲ درصدی را جبران کند. این تعدیل ریاضی مکانیسم اصلی بازار با درآمد ثابت است که نحوه جریان سرمایه بین خریداران و فروشندگان را دیکته میکند.[1][3]
پایه و اساس این محاسبه، نرخ کوپن است. وقتی یک شرکت یا دولت اوراق قرضه منتشر میکند، نرخ بهره سالانه ثابتی را برای پرداخت به دارنده اوراق تعیین میکند که به صورت درصدی از ارزش اسمی اوراق (معمولاً ۱۰۰۰ دلار) بیان میشود. این نرخ کوپن در زمان انتشار قفل میشود و در طول عمر اوراق تغییر نمیکند. اگر یک اوراق قرضه ۱۰۰۰ دلاری با کوپن ۵ درصدی بخرید، صرفنظر از اتفاقاتی که در اقتصاد کلان میافتد، هر سال ۵۰ دلار تا زمان سررسید دریافت خواهید کرد. این پیشبینیپذیری اوراق قرضه را جذاب میکند، اما در عین حال آنها را در معرض تغییرات ارزشگذاری هنگام تغییر محیط اقتصاد کلان قرار میدهد.[1][6]
با این حال، اقتصاد کلان به ندرت ثابت میماند. بانکهای مرکزی برای مدیریت تورم و رشد، نرخهای بهره پایه را تعدیل میکنند که بلافاصله بازده مورد انتظار سرمایهگذاران جدید را تغییر میدهد. اینجاست که بازده تا سررسید (YTM) وارد عمل میشود. YTM کل بازده سالانهای است که سرمایهگذار در صورت خرید اوراق قرضه به قیمت فعلی بازار و نگهداری آن تا زمان سررسید دریافت میکند، با این فرض که تمام پرداختها طبق برنامه انجام شده و با همان نرخ دوباره سرمایهگذاری شوند. برخلاف نرخ ثابت کوپن، YTM یک رقم پویا است که هر بار اوراق در بازار ثانویه دست به دست میشود، نوسان میکند.[4][5]
رابطه معکوس بین قیمت اوراق قرضه و نرخ بهره، مکانیسمی است که شکاف بین کوپن ثابت و YTM متحرک را پر میکند. اگر نرخهای بهره رایج افزایش یابد، اوراق قرضه تازه منتشر شده پرداختهای کوپن بالاتری ارائه میدهند. اوراق قدیمیتر با کوپنهای پایینتر فوراً جذابیت خود را از دست میدهند. برای متقاعد کردن خریدار به خرید اوراق قدیمیتر با بازده پایینتر، فروشنده باید قیمت را به زیر ارزش اسمی ۱۰۰۰ دلار کاهش دهد. اکنون اوراق با تخفیف معامله میشود. خریدار در ابتدا مبلغ کمتری میپردازد، اما همچنان ۱۰۰۰ دلار کامل را در زمان سررسید دریافت میکند که بازده کلی او را برای مطابقت با نرخهای جدید و بالاتر بازار افزایش میدهد.[2][3]
برعکس، وقتی نرخهای بهره کاهش مییابد، این مکانیسم برعکس عمل میکند. اوراق قرضهای که با کوپن ۵ درصدی منتشر شده، در صورتی که اوراق جدید تنها ۳ درصد سود ارائه دهند، بسیار مطلوب میشود. خریداران قیمت اوراق قدیمی را به بالاتر از ارزش اسمی ۱۰۰۰ دلاری آن افزایش میدهند، به این معنی که با پریمیوم (مبلغی بالاتر از ارزش اسمی) معامله میشود. خریدار در ابتدا مبلغ بیشتری میپردازد که بازده موثر او را در طول عمر اوراق تا نرخ رایج ۳ درصدی بازار کاهش میدهد، حتی اگر همچنان پرداختهای کوپن بالاتر ۵ درصدی را هر سال دریافت کند.[2][3]
برعکس، وقتی نرخهای بهره کاهش مییابد، این مکانیسم برعکس عمل میکند.
مدت زمان اوراق قرضه این حساسیت قیمتی را تشدید میکند. اوراق قرضهای که ده سال تا سررسید آن باقی مانده است، در هنگام افزایش نرخ بهره، افت قیمت بسیار شدیدتری را نسبت به اوراق قرضهای که شش ماه دیگر سررسید میشود، تجربه خواهد کرد. از آنجا که سرمایه سرمایهگذار برای مدت طولانیتری در نرخ کوپن پایینتر قفل میشود، بازار برای جبران یک دهه پرداخت سود کمتر از حد مطلوب، تخفیف بیشتری طلب میکند. این مفهوم که به عنوان ریسک نرخ بهره شناخته میشود، خطر اصلی برای سرمایهگذاران با درآمد ثابت است که در بازار ثانویه معامله میکنند.[3][6]
محاسبه دقیق YTM نیازمند حل معادله نرخ بازده داخلی است. همانطور که موسسه وال استریت پرپ در برنامه درسی مدلسازی مالی سال ۲۰۲۱ خود اشاره میکند، YTM نرخ تنزیلی است که ارزش فعلی (PV) تمام جریانهای نقدی آینده اوراق قرضه را با قیمت فعلی بازار آن برابر میکند. در حالی که ماشینحسابهای مالی و نرمافزارهای صفحه گسترده این ریاضیات پیچیده را انجام میدهند، اصل اساسی ساده است: YTM نشاندهنده هزینه واقعی سرمایه برای ناشر و بازده واقعی برای سرمایهگذار در هر لحظه است که هم سود سالانه و هم بازپرداخت نهایی اصل سرمایه را در نظر میگیرد.[4]
مالیاتها و هزینههای تراکنش، بازده واقعی را که سرمایهگذار در نهایت به خانه میبرد، پیچیدهتر میکنند. در حالی که YTM فرض میکند تمام پرداختهای کوپن دقیقاً با همان نرخ دوباره سرمایهگذاری میشوند، این امر در عمل به ندرت امکانپذیر است و ریسک سرمایهگذاری مجدد را وارد معادله میکند. علاوه بر این، اگر سرمایهگذاری اوراق قرضه را با تخفیف زیادی بخرد، سود سرمایهای که در زمان سررسید محقق میشود ممکن است متفاوت از پرداختهای سود سالانه مشمول مالیات شود که بازده پس از کسر مالیات را تغییر میدهد. سرمایهگذاران باید این متغیرهای دنیای واقعی را در برابر YTM تئوریک بسنجند تا سود واقعی خود را تعیین کنند.[4][5]
برای سرمایهگذارانی که یک سبد با درآمد ثابت را مدیریت میکنند، درک این تمایز استراتژی را دیکته میکند. تکیه صرف بر نرخ کوپن احساس امنیت کاذبی ایجاد میکند، زیرا سود یا زیان سرمایهای را که در زمان سررسید (در صورت خرید اوراق با تخفیف یا پریمیوم) محقق میشود، نادیده میگیرد. با تمرکز بر YTM، سرمایهگذاران میتوانند اوراق قرضه با سررسیدها، کوپنها و قیمتهای مختلف را در شرایطی برابر و دقیق مقایسه کنند و مطمئن شوند که برای مدتی که پولشان در یک ابزار بدهی خاص قفل شده است، پاداش کافی دریافت میکنند.[1][4][7]
بازار اوراق قرضه به عنوان یک عمل متعادلکننده مداوم عمل میکند. ماهیت ثابت کوپن جریان نقدی قابل پیشبینی را فراهم میکند، در حالی که قیمت شناور بازار تضمین میکند که بازده تا سررسید اوراق دائماً با محیط گستردهتر نرخ بهره همسو باشد. سرمایهگذارانی که بر این رابطه مسلط هستند میتوانند با دقت از میان افزایش و کاهش نرخها عبور کنند، دقیقاً بدانند امروز چقدر باید برای یک پرداخت تضمین شده در فردا بپردازند و به محض اینکه بانکهای مرکزی سیگنال تغییر در سیاست پولی را میدهند، پیشنهادهای خود را تعدیل کنند.[2][5]
بررسی عمیق دیدگاهها
سرمایهگذاران خرید و نگهداری
سرمایهگذارانی که درآمد قابل پیشبینی را در اولویت قرار میدهند و نوسانات قیمت در بازار ثانویه را نادیده میگیرند.
برای صندوقهای بازنشستگی، بازنشستگان و سبدهای محافظهکار، نرخ کوپن تمرکز اصلی است. از آنجا که این سرمایهگذاران قصد دارند اوراق قرضه را تا زمان سررسید نگه دارند، تا حد زیادی از ریسک نرخ بهره در امان هستند. اگر نرخهای رایج افزایش یابد و قیمت بازار اوراق کاهش یابد، آنها متحمل ضرر نمیشوند مگر اینکه مجبور به فروش شوند. نگرانی اصلی آنها اعتبار ناشر و توانایی او در پرداخت ۵۰ دلار سود سالانه وعده داده شده برای یک اوراق قرضه ۱۰۰۰ دلاری است.
معاملهگران فعال اوراق قرضه
فعالان بازاری که اوراق قرضه را قبل از سررسید معامله میکنند تا از حرکات نرخ بهره سود ببرند.
معاملهگران فعال تقریباً به طور کامل بر بازده تا سررسید و مدت زمان تمرکز میکنند. آنها تلاش میکنند سیاست بانک مرکزی را پیشبینی کنند و زمانی که انتظار دارند نرخ بهره کاهش یابد، اوراق قرضه بلندمدت میخرند که این امر قیمت اوراق را بالا میبرد و به آنها اجازه میدهد با پریمیوم بفروشند. برای این فعالان، پرداخت کوپن در مقایسه با سود سرمایهای حاصل از رابطه معکوس بین نرخها و قیمتها در درجه دوم اهمیت قرار دارد.
ناشران شرکتی
شرکتهایی که بدهی منتشر میکنند و باید هزینه سرمایه خود را با تقاضای بازار متعادل کنند.
وقتی یک شرکت نیاز به جذب سرمایه دارد، بخش خزانهداری آن باید نرخ کوپنی را تعیین کند که با YTM فعلی بازار برای رتبه اعتباری خاص آنها همسو باشد. اگر آنها کوپن را خیلی پایین تعیین کنند، اوراق فوراً با تخفیف معامله میشود و هزینه موثر استقراض آنها را افزایش میدهد. اگر آن را خیلی بالا تعیین کنند، برای سرمایه بیش از حد پول میپردازند. ناشران دائماً منحنی بازده را زیر نظر دارند تا زمان عرضه بدهی خود را برای دورههایی با نرخهای پایه پایینتر تنظیم کنند.
منابع
[1]Corporate Finance Instituteمعاملهگران بازده کلLearn How Coupon Rate Affects Bond Pricing
مطالعه در Corporate Finance Institute →
[2]Corporate Finance Instituteمعاملهگران بازده کلBond Pricing
مطالعه در Corporate Finance Institute →
[3]Charles Schwabدارندگان متمرکز بر درآمدWhat Happens to Bonds When Interest Rates Rise?
مطالعه در Charles Schwab →
[4]Wall Street Prepمعاملهگران بازده کلUnderstanding Yield to Maturity (YTM)
مطالعه در Wall Street Prep →
[5]Wikipediaمعاملهگران بازده کلYield to maturity
مطالعه در Wikipedia →
[6]Wikipediaمعاملهگران بازده کلBond (finance)
مطالعه در Wikipedia →
[7]Factlen Editorial TeamSynthesis by Factlen editorial team
مطالعه در Factlen Editorial Team →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت راهنماها اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

