ضعیف، نیمهقوی و قوی: سه شکل فرضیه بازار کارا
فرضیه بازار کارا استدلال میکند که قیمت داراییها تمام اطلاعات موجود را منعکس میکند و در نتیجه، کسب بازدهی مستمر بالاتر از میانگین بازار غیرممکن است. این نظریه به سه شکل ضعیف، نیمهقوی و قوی تقسیم میشود که هر کدام تعریف دقیقی از «اطلاعات موجود» ارائه داده و مشخص میکنند کدام استراتژیهای معاملاتی در برابر آنها بیاثر هستند.
به قلم کتایون پناهی
این خبر را به اشتراک بگذارید
بهطور خلاصه
- فرضیه بازار کارا (EMH) استدلال میکند که قیمت داراییها تمام اطلاعات موجود را منعکس میکند و در نتیجه شکست دادن مستمر بازار غیرممکن است.
- شکل ضعیف EMH ادعا میکند که دادههای قیمت و حجم گذشته از قبل در قیمت لحاظ شدهاند و تحلیل تکنیکال را بیفایده میسازد.
- شکل نیمهقوی ادعا میکند که تمام اطلاعات عمومی در قیمت لحاظ شدهاند و هم تحلیل تکنیکال و هم تحلیل بنیادی را بیاثر میکند.
در سال ۱۹۷۰، یوجین فاما (Eugene Fama)، اقتصاددان، مقالهای در نشریه «ژورنال آو فایننس» منتشر کرد که مفهومی را که یک دهه در محافل دانشگاهی در گردش بود، رسمیت بخشید: فرضیه بازار کارا (EMH). فرض اولیه مطلق است. اگر بازاری کارا باشد، قیمت یک دارایی بهطور کامل تمام اطلاعات موجود درباره ارزش بنیادی آن را منعکس میکند.
از آنجا که قیمت فعلی از قبل تمام دانستهها را در خود لحاظ کرده است، قیمتها تنها زمانی تغییر میکنند که اطلاعات جدید و غیرقابل پیشبینی از راه برسد. در نتیجه، نوسانات قیمتی از یک «گام تصادفی» پیروی میکنند و هیچ سرمایهگذاری نمیتواند بهطور مستمر بازدهی تعدیلشده با ریسکی بالاتر از میانگین بازار به دست آورد.[1][6]
پیامدهای این موضوع برای صنعت مالی بسیار جدی است. اگر فرضیه بازار کارا صحت داشته باشد، کل سازوکار مدیریت فعال — از جمله انتخاب سهام، تحلیل تکنیکال، تحقیقات بنیادی و زمانبندی بازار — یک بنبست ریاضی است. یک سرمایهگذار نمیتواند بازار را شکست دهد، زیرا بازار از قبل آنچه را که سرمایهگذار میداند، میداند.
تنها راه دستیابی به بازدهی بالاتر، پذیرش ریسک بیشتر است. برای آزمودن این نظریه در برابر واقعیت، فاما کارایی بازار را به سه شکل مجزا تقسیم کرد: ضعیف، نیمهقوی و قوی. هر شکل دقیقاً مشخص میکند که چه چیزی «اطلاعات موجود» محسوب میشود و به تبع آن، کدام استراتژیهای معاملاتی بیاثر خواهند بود.[1][3][4]
شکل ضعیف فرضیه بازار کارا ادعا میکند که قیمتهای فعلی داراییها بهطور کامل تمام اطلاعات معاملاتی گذشته، از جمله قیمتهای تاریخی، حجم معاملات و موقعیتهای فروش استقراضی را منعکس میکنند. اگر شکل ضعیف برقرار باشد، تحلیل تکنیکال — یعنی بررسی نمودارها برای شناسایی الگوها و پیشبینی نوسانات آینده قیمت — کاملاً بیفایده است.
یک معاملهگر نمیتواند با نگاه کردن به میانگین متحرک ۵۰ روزه یک سهم یا الگوی «سر و شانه» مزیتی به دست آورد، زیرا بازار از قبل آن دادههای تاریخی را در ارزشگذاری فعلی لحاظ کرده است. نوسانات آینده قیمت مستقل از نوسانات گذشته آن است.[3][4][5]
با این حال، شکل ضعیف فضایی را برای تحلیل بنیادی باز میگذارد. در حالی که دادههای قیمتی تاریخی بیفایده هستند، یک سرمایهگذار از نظر تئوری میتواند با تحلیل اطلاعات عمومی که مستقیماً به دادههای معاملاتی گذشته مربوط نمیشوند — مانند صورتهای مالی شرکت، روندهای صنعت یا شاخصهای اقتصاد کلان — به بازدهی مازاد دست یابد. اگر بازاری تنها دارای کارایی ضعیف باشد، یک تحلیلگر ماهر با خواندن گزارشهای سالانه (10-K) میتواند پیش از آنکه کلیت بازار خود را تطبیق دهد، یک دارایی کمتر از ارزش واقعی را شناسایی کند.[4][5]
شکل نیمهقوی فرضیه بازار کارا این شکاف را میبندد. این شکل ادعا میکند که قیمت داراییها بهطور کامل تمام اطلاعات در دسترس عموم را منعکس میکنند، نه فقط دادههای معاملاتی گذشته را. این اطلاعات شامل گزارشهای سودآوری، اعلامیههای سود سهام، دادههای اقتصاد کلان، ثبت اختراعات و رویدادهای خبری میشود.
لحظهای که یک شرکت سودآوری غافلگیرکنندهای را اعلام میکند، قیمت سهم بلافاصله خود را با ارزشگذاری جدید تطبیق میدهد. از آنجا که این تطبیق فوری است، یک سرمایهگذار نمیتواند پس از اعلام خبر سهم را بخرد و انتظار کسب سود داشته باشد.[3][4][5]
اگر بازاری دارای کارایی نیمهقوی باشد، هم تحلیل تکنیکال و هم تحلیل بنیادی برای ایجاد بازدهی مازاد بیفایده هستند. خواندن ترازنامهها، گوش دادن به کنفرانسهای اعلام سود و تحلیل روندهای صنعت نمیتواند مزیتی ایجاد کند، زیرا میلیونها فعال دیگر در بازار نیز در حال انجام همین کار هستند و اقدامات جمعی آنها از قبل قیمت را به ارزش منصفانه آن رسانده است.
تنها راه شکست دادن یک بازار نیمهقوی، در اختیار داشتن اطلاعاتی است که هنوز عمومی نشدهاند — که این امر به نسخه نهایی و افراطیترین حالت این نظریه منجر میشود.[4][5]
شکل قوی فرضیه بازار کارا ادعا میکند که قیمت داراییها بهطور کامل تمام اطلاعات، اعم از عمومی و خصوصی را منعکس میکنند. در یک بازار با کارایی قوی، حتی اطلاعات نهانی نیز نمیتواند بازدهی مازاد ایجاد کند.
این نظریه مطرح میکند که بازار چنان دقیق تنظیم شده است که اقدامات افراد داخلی که بر اساس اطلاعات غیرعمومی معامله میکنند، بلافاصله به قیمت نشت کرده و پیش از آنکه کسی بتواند بهطور سیستماتیک سود ببرد، آن را به ارزش واقعیاش تعدیل میکند. اگر شکل قوی برقرار باشد، هیچکس — حتی مدیرعامل شرکت — نمیتواند بازار را شکست دهد.[3][4][5]
اقتصاددانان یا فعالان بازار بسیار کمی معتقدند که شکل قوی در واقعیت وجود دارد. معامله مبتنی بر اطلاعات نهانی دقیقاً به این دلیل غیرقانونی است که کار میکند؛ افرادی که اطلاعات غیرعمومی در اختیار دارند، پیش از آنکه نهادهای نظارتی مچ آنها را بگیرند، بهطور معمول بازدهیهای عظیم و بالاتر از بازار تولید میکنند.
اقتصاددانان یا فعالان بازار بسیار کمی معتقدند که شکل قوی در واقعیت وجود دارد.
بحث در مالیه مدرن بر سر این است که آیا بازارها دارای کارایی ضعیف هستند یا نیمهقوی. ظهور معاملات الگوریتمی و شرکتهای فرکانس بالا (HFT)، بازارها را بسیار کاراتر از سال ۱۹۷۰ کرده است، زیرا کامپیوترها گزارشهای سودآوری را تجزیه و تحلیل کرده و معاملات را در کسری از میکروثانیه اجرا میکنند و عملاً پنجره زمانی تحلیلگران انسانی برای واکنش به اخبار عمومی را از بین میبرند.[2][4][6]
با این وجود، وجود حبابهای بازار، سقوطها و موفقیت مستمر برخی سرمایهگذاران ارزشی مانند وارن بافت (Warren Buffett) نشان میدهد که بازارها کاملاً کارا نیستند. منتقدان فرضیه بازار کارا به مالیه رفتاری اشاره میکنند و استدلال میکنند که سرمایهگذاران بازیگرانی کاملاً منطقی نیستند.
ترس، طمع، رفتار گلهای و سوگیریهای شناختی بهطور معمول قیمت داراییها را از ارزشهای بنیادی آنها دور میکنند و ناکارآمدیهایی ایجاد میکنند که سرمایهگذاران ماهر میتوانند از آنها بهرهبرداری کنند. موسسه CFA خاطرنشان میکند که اگرچه بازارها در دورههای طولانی عموماً کارا هستند، اما اختلالات کوتاهمدت بهطور مکرر رخ میدهند و فرصتهایی را برای مدیران فعال فراهم میکنند تا آلفا (بازده مازاد) تولید کنند.[2][6]
کاربرد عملی فرضیه بازار کارا، صندوقهای شاخصی است. اگر بازار دارای کارایی نیمهقوی باشد، پرداخت کارمزد سالانه ۱٪ یا ۲٪ به یک مدیر صندوق سرمایهگذاری مشترک برای انتخاب سهام یک خطای ریاضی است، زیرا مدیر نمیتواند پس از کسر کارمزدها بهطور مستمر بازار را شکست دهد.
این درک، محرک ایجاد سرمایهگذاری غیرفعال شد، جایی که سرمایهگذاران به سادگی یک صندوق کمهزینه را میخرند که کل بازار را ردیابی میکند و در عین به حداقل رساندن هزینهها، بازدهی متوسط را میپذیرند. امروزه، تریلیونها دلار بهطور غیرفعال سرمایهگذاری میشود که نتیجه مستقیم چارچوب فاما در سال ۱۹۷۰ است.[1][6]
اصطلاحات کلیدی
- فرضیه بازار کارا (EMH)
- یک نظریه سرمایهگذاری که بیان میکند قیمت داراییها تمام اطلاعات موجود را منعکس میکند و دستیابی مستمر به بازدهی بالاتر از میانگین بر مبنای تعدیلشده با ریسک را غیرممکن میسازد.
- تحلیل تکنیکال
- یک رشته معاملاتی که به دنبال شناسایی فرصتها از طریق تحلیل روندهای آماری بهدستآمده از فعالیتهای معاملاتی، مانند نوسانات قیمت و حجم است.
- تحلیل بنیادی
- روشی برای ارزیابی ارزش ذاتی یک دارایی از طریق بررسی عوامل مرتبط اقتصادی، مالی و سایر عوامل کیفی و کمی، مانند گزارشهای سودآوری و دادههای اقتصاد کلان.
- گام تصادفی
- یک نظریه مالی که بیان میکند قیمتهای بازار سهام بر اساس یک فرآیند تصادفی تکامل مییابند و بنابراین نمیتوان آنها را بر اساس روندهای گذشته پیشبینی کرد.
- آلفا
- معیاری برای سنجش عملکرد یک سرمایهگذاری بر مبنای تعدیلشده با ریسک، که نشاندهنده بازده مازاد یک صندوق نسبت به بازده یک شاخص معیار است.
پرسشهای متداول
آیا فرضیه بازار کارا به این معناست که نباید سرمایهگذاری کنم؟
خیر. EMH نشان میدهد که شما نمیتوانید بهطور مستمر میانگین بازار را شکست دهید، اما همچنان میتوانید میانگین بازار را به دست آورید. این نظریه به جای تلاش برای انتخاب سهام برنده فردی، خرید صندوقهای شاخصی کمهزینه و با تنوع گسترده را توصیه میکند.
اگر بازار کارا است، چرا حبابها رخ میدهند؟
منتقدان EMH به حبابهای بازار به عنوان شواهدی مبنی بر اینکه بازارها کاملاً کارا نیستند اشاره میکنند. مالیه رفتاری استدلال میکند که سرمایهگذاران همیشه منطقی نیستند و احساساتی مانند طمع و ترس میتوانند قیمتها را از ارزشهای بنیادی آنها بسیار دور کنند.
آیا معامله مبتنی بر اطلاعات نهانی در یک بازار کارا امکانپذیر است؟
تحت «شکل قوی» EMH، حتی معامله مبتنی بر اطلاعات نهانی نیز کارساز نخواهد بود زیرا اطلاعات خصوصی فوراً در قیمت منعکس میشود. با این حال، اکثر اقتصاددانان موافقند که شکل قوی در واقعیت وجود ندارد، به همین دلیل است که معامله نهانی هم سودآور و هم غیرقانونی است.
بررسی عمیق دیدگاهها
اجماع دانشگاهی
تأکید دارد که بازارها پردازشگرهای بسیار کارای اطلاعات هستند و انتخاب فعال سهام را به یک بازی بازنده تبدیل میکنند.
طرفداران فرضیه بازار کارا، که به شدت در دانشگاهها متمرکز هستند، استدلال میکنند که حجم عظیم تحلیلگران باانگیزه، الگوریتمها و سرمایهگذاران نهادی تضمین میکند که هرگونه اطلاعات جدید فوراً در قیمت یک دارایی لحاظ میشود. در این دیدگاه، بازار یک ماشین توزین کاملاً تنظیمشده است. هنگامی که یک ناهنجاری یا قیمتگذاری نادرست رخ میدهد، آربیتراژگران بلافاصله از آن بهرهبرداری کرده و پیش از آنکه سرمایهگذاران خرد بتوانند واکنش نشان دهند، قیمت را به ارزش بنیادی آن بازمیگردانند. بنابراین، تنها استراتژی منطقی برای اکثریت قریب به اتفاق سرمایهگذاران، به حداقل رساندن کارمزدها و کسب بازدهی متوسط بازار از طریق صندوقهای شاخصی غیرفعال است.
نقد رفتاری
استدلال میکند که روانشناسی انسان و محدودیتهای ساختاری بهطور معمول ناکارآمدیهای قابل بهرهبرداری در بازار ایجاد میکنند.
منتقدان EMH، از جمله اقتصاددانان رفتاری و مدیران صندوقهای فعال، استدلال میکنند که این نظریه بر این فرض اشتباه استوار است که تمام فعالان بازار بازیگرانی کاملاً منطقی هستند. در واقعیت، سرمایهگذاران توسط سوگیریهای شناختی، رفتار گلهای، ترس و طمع هدایت میشوند. این عوامل روانشناختی میتوانند باعث انحراف قابلتوجه قیمت داراییها از ارزش ذاتی آنها شوند و حبابها و سقوطهایی را ایجاد کنند که یک بازار کاملاً کارا اجازه آن را نمیدهد. علاوه بر این، محدودیتهای ساختاری — مانند الزامات نهادی که صندوقها را مجبور میکند داراییها را در طول رکود بدون توجه به قیمت بفروشند — اختلالات موقتی ایجاد میکنند که مدیران فعال ماهر میتوانند برای کسب بازدهی مازاد از آنها بهرهبرداری کنند.
- نظریهپردازان دانشگاهی
- استدلال میکنند که بازارها بسیار کارا هستند، به ویژه در شکل نیمهقوی، که مدیریت فعال را پس از کسر کارمزدها به یک بازنده ریاضی تبدیل میکند.
- مدیران فعال
- ادعا میکنند که بازارها به دلیل سوگیریهای رفتاری و اختلالات ساختاری مکرراً ناکارآمد هستند و به تحلیلگران ماهر اجازه میدهند بازدهی مازاد تولید کنند.
- مربیان مالی
- چارچوب EMH را به عنوان یک مفهوم بنیادین آموزش میدهند، در حالی که به محدودیتهای عملی آن و واقعیت ناهنجاریهای بازار اذعان دارند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- اقتصاددانان رفتاری
- شرکتهای معاملات فرکانس بالا (HFT)
منابع
[1]The Journal of Financeنظریهپردازان دانشگاهیEFFICIENT CAPITAL MARKETS: A REVIEW OF THEORY AND EMPIRICAL WORK
مطالعه در The Journal of Finance →
[2]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[3]CQFنظریهپردازان دانشگاهیWhat is the Efficient Markets Hypothesis?
مطالعه در CQF →
[4]Wall Street Prepمربیان مالیEfficient Market Hypothesis (EMH)
مطالعه در Wall Street Prep →
[5]Corporate Finance Instituteمربیان مالیEfficient Markets Hypothesis
مطالعه در Corporate Finance Institute →
[6]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
بیشتر در مالی
مشاهده همه →تأمین ارز
بانک مرکزی: واردکنندگان میتوانند ارز مورد نیاز را با «اوراق گام ویژه» تأمین کنند
3 منبع
مالی کمی
چگونه ثابت ریاضی «e» سقف نهایی نرخ سود مؤثر سالانه را تعیین میکند
10 منبع
بازار مس
بحران ساختاری مس؛ چگونه دیتاسنترهای هوش مصنوعی بازار این فلز حیاتی را میبلعند
3 منبع
ارزشگذاری شرکتی
رمزگشایی از نرخ تنزیل: چگونه میانگین موزون هزینه سرمایه (WACC) ارزشگذاری شرکتها و تصمیمات سرمایهگذاری را تعیین میکند
9 منبع
نظرات
هر زاویه. هر روز.
اخبار مالی با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، هر روز و رایگان.





