رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانبیوژئوشیمی دریاییگزارش تشریحی· 5 دقیقه مطالعه· در محیط زیست

نسبت ۱۶ به ۱ ردفیلد: چگونه تعادل استوکیومتری نیتروژن و فسفر، بهره‌وری زیستی اقیانوس‌ها را تعیین می‌کند

نزدیک به یک قرن است که یک نسبت ریاضی واحد، محدودیت‌های زیستی اقیانوس‌های جهان را تعریف کرده است. درک اینکه چرا حیات دریایی دقیقاً به ۱۶ واحد نیتروژن در برابر یک واحد فسفر نیاز دارد، هم شالوده شبکه غذایی دریایی و هم سازوکار شکل‌گیری مناطق مرده ساحلی را توضیح می‌دهد.

به قلم بهنام امینی

سنت‌گرایان بیوژئوشیمیایی 50%بوم‌شناسان میکروبی 50%
سنت‌گرایان بیوژئوشیمیایی
استدلال می‌کنند که نسبت ۱۶ به ۱ یک قانون ثابت و بنیادین شیمی دریایی است که بر تمام بهره‌وری اقیانوس حاکم است.
بوم‌شناسان میکروبی
این نسبت را به جای یک محدودیت زیستی سخت‌گیرانه، به عنوان یک میانگین آماری از جمعیت‌های بسیار سازگار و موضعی در نظر می‌گیرند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • نمایندگان صنعت کشاورزی
  • بهره‌برداران شیلات ساحلی

چرا مهم است

نسبت ۱۶ به ۱، فرمول ریاضی حاکم بر میزان جذب کربن و تولید اکسیژن در اقیانوس‌هاست. زمانی که رواناب‌های کشاورزی ناشی از فعالیت‌های انسانی این تعادل را بر هم می‌زنند، فروپاشی اکوسیستم‌های ساحلی و شکل‌گیری مناطق مرده وسیع آغاز می‌شود.

یک مکتب در اقیانوس‌شناسی، اقیانوس جهانی را به عنوان یک موتور شیمیایی با تنظیمات دقیق در نظر می‌گیرد، جایی که نسبت ۱۶ به ۱ نیتروژن به فسفر به عنوان یک قانون زیستی تغییرناپذیر عمل کرده و بر تمام بهره‌وری دریایی حاکم است. در مقابل، بوم‌شناسان میکروبی مدرن استدلال می‌کنند که این نسبت صرفاً یک توهم آماری است؛ میانگینی از جمعیت‌های بسیار متغیر و موضعی پلانکتون‌ها که استوکیومتری داخلی خود را با هر ماده مغذی که در دسترس باشد، تطبیق می‌دهند.[1][2]

در مرکز این بحث، نسبت ردفیلد قرار دارد؛ یک خط پایه استوکیومتری که برای نخستین بار در سال ۱۹۳۴ توسط اقیانوس‌شناس آمریکایی، آلفرد سی. ردفیلد مشاهده شد. او با تجزیه و تحلیل نمونه‌های آب از سراسر جهان دریافت که نسبت کربن به نیتروژن به فسفر، هم در زیست‌توده دریایی و هم در مواد مغذی محلول در آب‌های عمیق، به طور قابل‌توجهی روی عدد ۱۰۶ به ۱۶ به ۱ ثابت است. ردفیلد در مقاله بنیادین خود مشاهده کرد که نسبت نیترات به فسفات در آب دریا «دقیقاً به همان نسبتی است که در پلانکتون‌ها یافت می‌شود.»[1][3]

این تعادل ۱۶ به ۱ نیتروژن به فسفر، بازتاب‌دهنده نیازهای بیوشیمیایی بنیادین حیات است. فیتوپلانکتون‌ها، یعنی جلبک‌های میکروسکوپی که پایه شبکه غذایی دریایی را تشکیل می‌دهند، برای سنتز اسیدهای آمینه و پروتئین‌ها به نیتروژن نیاز دارند. همزمان، آن‌ها برای ساخت اسیدهای نوکلئیک، به ویژه دی‌ان‌ای و آر‌ان‌ای، و همچنین مولکول‌های انرژی سلولی مانند آدنوزین تری‌فسفات، به فسفر وابسته‌اند.[2][7]

نسبت ردفیلد نشان می‌دهد که زیست‌توده دریایی در همه‌جا به طور میانگین از ۱۰۶ واحد کربن، ۱۶ واحد نیتروژن و ۱ واحد فسفر تشکیل شده است.

از آنجا که اعماق اقیانوس، در عمق بیش از ۴۰۰۰ متری، این مواد مغذی را دقیقاً به همان نسبتی که فیتوپلانکتون‌ها مصرف می‌کنند ذخیره می‌کند، نسبت ردفیلد حد مطلق بهره‌وری زیستی را تعیین می‌کند. اگر در بخشی از سطح اقیانوس ۳۲ واحد نیتروژن اما تنها یک واحد فسفر وجود داشته باشد، نیتروژن مازاد هیچ مزیت زیستی ایجاد نمی‌کند؛ رشد سلولی دقیقاً در همان لحظه‌ای که آن یک واحد فسفر تمام می‌شود، متوقف می‌گردد.[1][6]

این مفهومِ ماده مغذی محدودکننده، مبنای عملیاتی بیوژئوشیمی دریایی را تشکیل می‌دهد. در بیشتر بخش‌های اقیانوس باز، نیتروژن به عنوان عامل محدودکننده عمل می‌کند، به این معنا که افزودن نیتروژن بلافاصله باعث شکوفایی فیتوپلانکتون‌ها می‌شود، در حالی که افزودن فسفر هیچ افزایش قابل‌اندازه‌گیری در زیست‌توده به همراه نخواهد داشت.[4][5]

با پیشرفت فناوری‌های اندازه‌گیری، کاربرد سخت‌گیرانه قانون ۱۶ به ۱ به طور فزاینده‌ای زیر ذره‌بین قرار گرفته است. پژوهشگرانی که ذرات آلی معلق دریایی را تجزیه و تحلیل می‌کنند، دریافته‌اند که اگرچه میانگین اعماق اقیانوس روی ۱۶ به ۱ ثابت مانده است، اما جمعیت‌های فیتوپلانکتون سطحی بسته به محیط بلافصل خود، انعطاف‌پذیری استوکیومتری عظیمی از خود نشان می‌دهند.[2][4]

در مناطقی که به شدت از کمبود مواد مغذی رنج می‌برند، برخی از گونه‌های سازگار فیتوپلانکتون می‌توانند با نسبت‌های نیتروژن به فسفر تا ۲۸ به ۱ نیز زنده بمانند. این ارگانیسم‌ها با جایگزین کردن گوگرد یا سایر مولکول‌های در دسترس در غشای سلولی خود، ذخایر محدود فسفرشان را به طور مؤثری بسط می‌دهند و به آن‌ها اجازه می‌دهد حتی در آب‌های بی‌بارور نیز فتوسنتز را حفظ کنند.[4][7]

در حالی که میانگین اقیانوس‌های جهان نسبت ۱۶ به ۱ است، جمعیت‌های منفرد ریزجلبک‌ها بر اساس در دسترس بودن مواد مغذی محلی، انعطاف‌پذیری استوکیومتری شدیدی از خود نشان می‌دهند.
در مناطقی که به شدت از کمبود مواد مغذی رنج می‌برند، برخی از گونه‌های سازگار فیتوپلانکتون می‌توانند با نسبت‌های نیتروژن به فسفر تا ۲۸ به ۱ نیز زنده بمانند.

در مقابل، در آب‌های ساحلی که بالاآمدگی مواد مغذی سریع و پیوسته است، دیاتوم‌های با رشد سریع ممکن است مواد مغذی را با نسبت ۹ به ۱ مصرف کنند. این گونه‌ها سنتز سریع آر‌ان‌ای غنی از فسفر را برای تأمین انرژی تقسیم سلولی انفجاری در اولویت قرار می‌دهند و کارایی استوکیومتری را فدای سرعت تکثیر می‌کنند.[2][3]

این انعطاف‌پذیری زیستی، مدیریت اکوسیستم‌های آسیب‌پذیر ساحلی را پیچیده می‌کند. هنگامی که رواناب‌های کشاورزی هزاران تن کود شیمیایی را به اقیانوس می‌ریزند، نسبت محلی نیتروژن به فسفر به طور مصنوعی تغییر کرده و شکوفایی عظیم و کنترل‌نشده فیتوپلانکتون‌ها را در پی دارد که شبکه غذایی محلی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.[5][7]

با اتمام مواد مغذی در دسترس توسط این شکوفایی‌ها، جلبک‌ها می‌میرند و به بستر دریا سقوط می‌کنند. تجزیه باکتریایی متعاقب این حجم عظیم از مواد آلی، اکسیژن ستون آب را از بین می‌برد و مناطق مرده هیپوکسی ایجاد می‌کند - مناطقی که اکنون بیش از ۲ میلیون کیلومتر مربع از آب‌های ساحلی در سراسر جهان را پوشانده‌اند - جایی که حیات دریایی قادر به بقا نیست.[5][6]

نهادهای نظارتی از نظر تاریخی برای تعیین محدوده‌های پایه آلودگی به نسبت ۱۶ به ۱ ردفیلد تکیه کرده‌اند، با این فرض که محدود کردن ورودی‌های نیتروژن در آن آستانه خاص، به طور قابل‌اعتمادی از اوتروفیکاسیون ساحلی جلوگیری می‌کند.[5]

هنگامی که کودهای شیمیایی تعادل طبیعی نیتروژن به فسفر را تغییر می‌دهند، شکوفایی کنترل‌نشده جلبک‌ها اکسیژن ستون آب را از بین برده و مناطق مرده ایجاد می‌کند.

از آنجا که ریزجلبک‌های محلی می‌توانند استوکیومتری داخلی خود را تطبیق دهند، یک محیط ساحلی ممکن است حتی اگر ورود مواد مغذی کاملاً با خط پایه ۱۰۶ به ۱۶ به ۱ مطابقت نداشته باشد، اوتروفیکاسیون شدیدی را تجربه کند. چارچوب نظارتی که این انعطاف‌پذیری را نادیده می‌گیرد، خطر دست‌کم گرفتن آسیب‌های اکولوژیکی ناشی از رواناب‌های نامتعادل کودها را به همراه دارد.[2][5]

بنابراین، اجماع علمی در حال تغییر از مسئله میانگین‌های جهانی به ساختار جمعیتی است. محیط کلی دریایی نسبت ردفیلد را حفظ می‌کند، نه به این دلیل که تک‌تک سلول‌ها به شدت به آن پایبند هستند، بلکه به این دلیل که جمعیت‌های متنوع و رقیب فیتوپلانکتون‌ها در میلیون‌ها مایل مربع از اقیانوس، به طور میانگین به عدد ۱۶ به ۱ می‌رسند.[4][6]

نسبت ردفیلد همچنان قدرتمندترین ابزار پیش‌بینی در اقیانوس‌شناسی است که سنتز میکروسکوپی پروتئین‌ها را به چرخه جهانی کربن و اکسیژن پیوند می‌دهد. این نسبت، شالوده ریاضی لازم برای درک چگونگی ترسیب دی‌اکسید کربن جو توسط اقیانوس را فراهم می‌کند.[1][3]

در حالی که تغییرات اقلیمی لایه‌بندی اقیانوس‌ها را تغییر داده و الگوهای تاریخی بالاآمدگی مواد مغذی را مختل می‌کند، نقطه بررسی قابل‌تأیید بعدی این خواهد بود که آیا گرم شدن آب‌های سطحی، تغییر دائمی در این میانگین استوکیومتری جهانی را تحمیل خواهد کرد یا خیر. یک تغییر بنیادین در خط پایه ۱۶ به ۱، ظرفیت اقیانوس برای حفظ شبکه غذایی دریایی را برای همیشه دگرگون خواهد کرد.[4][7]

آنچه نمی‌دانیم

  • آیا گرمایش آب اقیانوس‌ها، استاندارد جهانی استوکیومتری ۱۶ به ۱ را برای همیشه تغییر خواهد داد یا خیر.
  • آستانه دقیقی که در آن انعطاف‌پذیری استوکیومتری موضعی از کار می‌افتد و اکوسیستم دچار اوتروفیکاسیون می‌شود.
  • افزایش سطح دی‌اکسید کربن جو، چگونه بر نسبت کربن به نیتروژن در جمعیت‌های فیتوپلانکتون آینده تأثیر خواهد گذاشت.

منابع

پوشش منابع

7 منبع

2 دیدگاه شناسایی‌شده

سنت‌گرایان بیوژئوشیمیایی 50%بوم‌شناسان میکروبی 50%
  1. [1]American Scientistسنت‌گرایان بیوژئوشیمیایی

    The Biological Control of Chemical Factors in the Environment

    مطالعه در American Scientist
  2. [2]European Journal of Phycologyبوم‌شناسان میکروبی

    Redfield revisited: variability of C:N:P in marine microalgae and its biochemical basis

    مطالعه در European Journal of Phycology
  3. [3]Oceanography in Japanسنت‌گرایان بیوژئوشیمیایی

    The Redfield ratio: history, present status, and perspective

    مطالعه در Oceanography in Japan
  4. [4]Proceedings of the National Academy of Sciencesبوم‌شناسان میکروبی

    Nutrient ratios in marine particulate organic matter are predicted by the population structure of well-adapted phytoplankton

    مطالعه در Proceedings of the National Academy of Sciences
  5. [5]The National Academies Press

    Clean Coastal Waters: Understanding and Reducing the Effects of Nutrient Pollution

    مطالعه در The National Academies Press
  6. [6]Global Biogeochemical Cycles

    Redfield ratios of remineralization determined by nutrient data analysis

    مطالعه در Global Biogeochemical Cycles
  7. [7]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت محیط زیست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.