آیا کاهش ترازنامه بانک مرکزی، پایان خاموش دوران بدهی ارزان دولتی است؟
در حالی که بانکهای مرکزی به طور سیستماتیک از طریق انقباض کمی (Quantitative Tightening) ترازنامههای خود را کوچک میکنند، دولتها خریداران تضمینشده اوراق قرضه خود را از دست میدهند. این تغییر ساختاری، باعث بازنگری اساسی در قیمتگذاری استقراض دولتی شده و آسیبپذیریهای بدهی جهانی بیسابقه را آشکار میسازد.
به قلم بابک ناصری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- واقعگرایان مالی
- استدلال میکنند که انقباض کمی بازگشتی ضروری به انضباط بازار است که دولتها را مجبور میکند کسری بودجه خود را مسئولانه مدیریت کنند.
- حامیان ثبات مالی
- هشدار میدهند که خروج سریع حمایت بانک مرکزی میتواند بازارهای اوراق قرضه را بیثبات کرده و بخش بانکی را تهدید کند.
- طرفداران انبساط پولی
- معتقدند بانکهای مرکزی باید برای حمایت از سرمایهگذاری عمومی و جلوگیری از ریاضت اقتصادی، همچنان بازده اوراق قرضه دولتی را مدیریت کنند.
چرا مهم است
برای بیش از یک دهه، استقراض دولتی به صورت مصنوعی ارزان، به کشورها اجازه داد کسریهای عظیم بودجه را بدون پیامدهای فوری تأمین مالی کنند. با کنار کشیدن بانکهای مرکزی، افزایش هزینه بدهی، دولتها را مجبور میکند درآمدهای مالیاتی را از خدمات عمومی به سمت پرداخت بهره هدایت کنند، که این امر بودجههای ملی و اقتصاد جهانی را به طور بنیادین تغییر خواهد داد.
برای بیش از یک دهه، دولتها در سراسر جهان توسعهیافته، کسریهای عظیمی را بدون مواجهه با مجازات سنتی بازار یعنی افزایش سرسامآور نرخ بهره، مدیریت کردند. این امر عمدتاً به این دلیل بود که بانکهای مرکزی به عنوان خریداران تضمینشده بدهیهای آنها عمل میکردند. آن دوران اکنون در حال پایان است. در حالی که بانکهای مرکزی به طور سیستماتیک ترازنامههای خود را کاهش میدهند – فرآیندی که در محافل مالی به عنوان انقباض کمی (Quantitative Tightening) شناخته میشود – حمایت ساختاری زیرین از بازارهای بدهی دولتی در حال برداشته شدن است. ما شاهد یک بازنگری اساسی در قیمتگذاری استقراض دولتی هستیم. بدون جذب تریلیونها دلار اوراق قرضه توسط بانکهای مرکزی، دولتها اکنون باید برای جذب سرمایه خصوصی در بازار آزاد رقابت کنند، که این امر هزینه بدهی را افزایش داده و تسویهحساب مالیاتی به تعویق افتاده در مورد پایداری مالی را اجباری میکند.[6]
برای درک اینکه چگونه اقتصاد جهانی به این نقطه عطف رسیده است، لازم است مکانیسمهای دوران گذشته را بررسی کنیم. پس از بحران مالی جهانی ۲۰۰۸، بانکهای مرکزی از ابزار پولی غیرمتعارفی به نام تسهیل کمی (Quantitative Easing) استفاده کردند. تحت این سیاست، نهادهایی مانند فدرال رزرو و بانک انگلستان ذخایر بانکی جدیدی ایجاد کردند تا اوراق قرضه دولتی و اوراق بهادار با پشتوانه رهن را در مقادیر فوقالعاده خریداری کنند. این مداخله گسترده، سیستم مالی را با نقدینگی پر کرد، نرخهای بهره بلندمدت را به طور مصنوعی پایین نگه داشت و فعالیتهای اقتصادی را در طول یک دوره پریشانی شدید تحریک کرد.
مقیاس این مداخلات در طول شوک اقتصادی ناشی از همهگیری کووید-۱۹ به طور چشمگیری گسترش یافت. بانکهای مرکزی با دو برابر کردن تسهیل کمی، ترازنامههای خود را به سطوح بیسابقهای رساندند. به عنوان مثال، ترازنامه فدرال رزرو به نزدیک به ۹ تریلیون دلار رسید که بخش عظیمی از تولید ناخالص داخلی ایالات متحده را تشکیل میداد. این برنامه خرید تهاجمی تضمین کرد که بازارهای مالی کارآمد باقی بمانند، اما همچنین رابطه بین استقراض دولتی و انضباط بازار را به طور بنیادین تغییر داد.[3]
بانکهای مرکزی با ایفای نقش خریدار نهایی بدون حساسیت به قیمت، عملاً بدهی دولتی را از نیروهای استاندارد بازار مصون نگه داشتند. دولتها توانستند تریلیونها دلار بدهی جدید برای تأمین مالی برنامههای محرک و کسریهای ساختاری منتشر کنند، در حالی که میدانستند بانک مرکزی بخش قابل توجهی از آن را جذب خواهد کرد. این پویایی، هزینههای استقراض را نزدیک به صفر نگه داشت و محیطی را ایجاد کرد که در آن به نظر میرسید حجم بدهی ملی پیامدهای فوری کمی برای بودجههای سالانه دارد.[1]

چارچوبهای نظارتی با در نظر گرفتن اوراق قرضه دولتی به عنوان داراییهای اساسی و بدون ریسک برای بانکهای تجاری، این سیستم را بیشتر تثبیت کردند. مقرراتی که پس از بحران ۲۰۰۸ اجرا شد، بانکها را ملزم میکرد مقادیر زیادی از داراییهای نقدشونده با کیفیت بالا را برای تضمین ثبات خود نگهداری کنند. اوراق قرضه دولتی کاملاً با این نیاز مطابقت داشتند و تقاضای پایه ثابتی را از سوی بخش بانکداری خصوصی، صرف نظر از مسیر مالی دولت صادرکننده، تضمین میکردند.[1]
اما با افزایش تورم در سطح جهانی پس از بهبود پس از همهگیری، بانکهای مرکزی مجبور شدند به طور ناگهانی مسیر خود را معکوس کنند. برای تخلیه نقدینگی مازاد از سیستم بانکی و خنک کردن اقتصاد بیش از حد گرم شده، آنها انقباض کمی را آغاز کردند. مکانیسمهای این انقباض ساده اما برای امور مالی جهانی بسیار مهم هستند. هنگامی که اوراق قرضه دولتی نگهداری شده توسط بانک مرکزی به سررسید میرسند، اصل پول توسط خزانهداری بازپرداخت میشود.
بانک مرکزی به جای سرمایهگذاری مجدد آن وجوه در اوراق قرضه تازه منتشر شده، به سادگی پول را از بین میبرد. این اقدام عملاً ذخایر بانکی را که در ابتدا در طول مرحله تسهیل ایجاد شده بودند، بازنشسته میکند. این فرآیند کاهش، به طور سیستماتیک ترازنامه بانک مرکزی را کوچک کرده و مستقیماً عرضه پول در گردش در سیستم مالی را کاهش میدهد.[3]
بانک مرکزی به جای سرمایهگذاری مجدد آن وجوه در اوراق قرضه تازه منتشر شده، به سادگی پول را از بین میبرد.
مهمتر از آن برای تأمین مالی دولتی، انقباض کمی به این معنی است که بانک مرکزی دیگر انتشار بدهی جدید را جذب نمیکند. به عنوان مثال، بانک انگلستان به طور فعال داراییهای عظیم خود از اوراق قرضه دولتی را کاهش داده است، در حالی که فدرال رزرو اجازه داده است میلیاردها دلار اوراق بهادار هر ماه از ترازنامه آن خارج شوند. این عقبنشینی یک خریدار تضمینشده و عظیم، تغییر عمیقی در پویایی بازار ایجاد میکند.[5]

بار تأمین مالی کسری بودجه دولت اکنون به طور کامل به بخش خصوصی منتقل شده است. بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS) اشاره میکند که با شروع انقباض کمی توسط بانکهای مرکزی، نحوه جذب بدهی دولتی توسط بخشهای مختلف اقتصاد به شدت به حساسیت آنها نسبت به بازدهی بستگی دارد. سرمایهگذاران خصوصی، صندوقهای بازنشستگی و دولتهای خارجی – برخلاف بانکهای مرکزی – بازدهی متناسب با ریسک درک شده تورم و نکول را طلب میکنند.[4]
از آنجایی که عرضه خالص اوراق قرضه دولتی در دسترس عموم به دلیل غیبت بانک مرکزی افزایش مییابد، بازدهی باید افزایش یابد تا خریداران خصوصی کافی برای پاکسازی بازار جذب شوند. این تغییر اساسی در عرضه و تقاضا حکم میکند که هزینه استقراض باید افزایش یابد. صندوق بینالمللی پول هشدار داده است که این عادیسازی ترازنامه مستقیماً به افزایش حق بیمه مدت واقعی (real term premia) کمک میکند و به طور بنیادین هزینههای تأمین مالی را برای وامگیرندگان در سطح جهان افزایش میدهد.[2]
این پویایی یک آسیبپذیری حیاتی را آشکار میکند: مقیاس محض بدهی عمومی جهانی که در دوران پول ارزان انباشته شده است. با باقی ماندن بدهی جهانی در بالاترین حد تاریخی، انتقال به محیط نرخ بهره بالاتر فشار زیادی بر بودجههای ملی وارد میکند. اگر دولتها نتوانند مازاد بودجه اولیه را برای جبران این نرخهای بهره بالاتر به دست آورند، بدهی دولتی همچنان انباشته خواهد شد و سهم فزایندهای از درآمدهای مالیاتی را صرفاً برای پرداخت بهره مصرف خواهد کرد.[2]
قویترین استدلال متقابل در برابر این تغییر ساختاری، این باور است که اگر فشار بیش از حد شدید شود، بانکهای مرکزی ناگزیر عقبنشینی خواهند کرد. برخی تحلیلگران استدلال میکنند که عادیسازی سریع ترازنامه میتواند چنان نوسانی را در بازارهای اوراق قرضه دولتی ایجاد کند که سیاستگذاران مجبور شوند انقباض کمی را پیش از موعد متوقف کنند. سیستم مالی طی پانزده سال گذشته به شدت به نقدینگی فراوان عادت کرده است و اختلالات ناگهانی میتواند باعث وحشتهای سیستمیک شود.[1]

از آنجایی که چارچوبهای نظارتی بانکها را ملزم به نگهداری داراییهای نقدشونده با کیفیت بالا میکنند، کاهش ناگهانی ارزش اوراق قرضه دولتی یا اختلال شدید در نقدینگی بازار میتواند ثبات مالی گستردهتر را تهدید کند. این پیوند بانک-دولت (Bank-Sovereign Nexus) به این معنی است که اگر هزینههای استقراض دولتی به سرعت افزایش یابد، خود بخش بانکی آسیبپذیر میشود و به طور بالقوه بانکهای مرکزی را مجبور میکند تا دوباره برای جلوگیری از یک بحران آبشاری مداخله کنند.[2]
بانکهای مرکزی به شدت از این خطر آگاه هستند، به همین دلیل با تدریج سنجیده پیش میروند و کاهش ترازنامه خود را با دقت اعلام میکنند تا بازار را شوکه نکنند. با این حال، تدریج تنها واقعیت ریاضی محیط جدید را به تأخیر میاندازد. دولتها دیگر نمیتوانند برای کسب درآمد از کسری بودجه خود به بانکهای مرکزی تکیه کنند، بدون اینکه همان تورمی را که بانکها موظف به مبارزه با آن هستند، دامن بزنند.[6]
در نهایت، کاهش ترازنامه بانکهای مرکزی، پایان خاموش یک ناهنجاری تاریخی مالی را رقم میزند. دوران پول ارزان یک مداخله اضطراری بود، نه یک وضعیت دائمی طبیعی. همانطور که موج نقدینگی بانک مرکزی فروکش میکند، هزینه واقعی بدهی دولتی سرانجام در معرض نور بازار آزاد قرار میگیرد و بازگشت به انضباط مالی را که برای یک نسل غایب بوده است، اجباری میکند.[6]
نکات کلیدی
- بانکهای مرکزی در حال کاهش ترازنامههای خود از طریق انقباض کمی هستند و به دورانی که به عنوان خریداران تضمینشده بدهی دولتی عمل میکردند، پایان میدهند.
- این تغییر سیاست، دولتها را مجبور میکند در بازار آزاد برای سرمایه خصوصی رقابت کنند و به طور اساسی هزینه استقراض دولتی را افزایش میدهد.
- این انتقال، آسیبپذیری بدهی عمومی جهانی بیسابقه را آشکار میسازد، زیرا نرخهای بهره بالاتر بخشهای بزرگتری از بودجههای ملی را مصرف میکنند.
- سیاستگذاران با یک اقدام متعادلکننده ظریف روبرو هستند، زیرا حرکت بسیار سریع میتواند بازارهای اوراق قرضه را بیثبات کند، در حالی که حرکت بسیار کند خطر تثبیت تورم را در پی دارد.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه واقعگرایان مالی
انقباض کمی بازگشتی ضروری به انضباط بازار است.
واقعگرایان مالی استدلال میکنند که دوران تسهیل کمی با مصون نگه داشتن دولتها از پیامدهای کسری بودجه، یک خطر اخلاقی خطرناک ایجاد کرد. بانکهای مرکزی با سرکوب مصنوعی نرخ بهره، انباشت تاریخی بدهی عمومی را ممکن ساختند. این دیدگاه، انقباض کمی را نه یک ریسک، بلکه یک احیای حیاتی نیروهای بازار میداند. هنگامی که دولتها مجبور به پرداخت نرخهای بازار برای استقراض خود میشوند، ناچار به اتخاذ تصمیمات دشوار اما ضروری در مورد مالیات و هزینهها میشوند که در نهایت منجر به یک پایه اقتصادی پایدارتر خواهد شد.
دیدگاه ثبات مالی
خروج سریع حمایت بانک مرکزی خطر بیثبات کردن بخش بانکی را در پی دارد.
حامیان ثبات مالی هشدار میدهند که معماری مالی جهانی به طور ساختاری به نقدینگی فراوان بانک مرکزی وابسته شده است. از آنجایی که بانکهای تجاری طبق مقررات ملزم به نگهداری مقادیر زیادی بدهی دولتی به عنوان داراییهای امن هستند، افزایش ناگهانی بازدهی – که به طور معکوس باعث کاهش قیمت اوراق قرضه میشود – میتواند به شدت به ترازنامههای بانکی آسیب برساند. این گروه استدلال میکند که بانکهای مرکزی باید با احتیاط شدید پیش بروند، زیرا کاهش بیش از حد تهاجمی میتواند یک بحران نقدینگی سیستمیک را تحریک کند و بازگشت اضطراری به همان سیاستهای تسهیلی را که در تلاش برای خروج از آن هستند، اجباری سازد.
منابع
[1]Mises Instituteواقعگرایان مالی
Why Sovereign Debt Is Structurally Insulated from Market Discipline
مطالعه در Mises Institute →[2]International Monetary Fundحامیان ثبات مالی
Higher-for-Longer Interest Rate Environment is Squeezing More Borrowers
مطالعه در International Monetary Fund →[3]Federal Reserve Bank of St. Louisطرفداران انبساط پولی
The Fed's Balance Sheet Normalization
مطالعه در Federal Reserve Bank of St. Louis →[4]Bank for International Settlementsحامیان ثبات مالی
How central bank balance sheet policies affect investor demand for government debt
مطالعه در Bank for International Settlements →[5]Bank of Englandطرفداران انبساط پولی
Quantitative easing
مطالعه در Bank of England →[6]تیم سردبیری کوهستانواقعگرایان مالی
تحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.










