رفتن به محتوای اصلی
پیش‌بینی تولید ناخالص داخلی جهانیمجموعه شواهد۳۰ مرداد ۱۴۰۵، ۳:۲۶· 5 دقیقه مطالعه· در تحلیل داده

مدل NBER پیش‌بینی می‌کند: هژمونی اقتصادی آمریکا بر چین تا سال ۲۱۰۰ به دلیل جمعیت‌شناسی و هوش مصنوعی

یک مدل جدید اقتصاد کلان پیش‌بینی می‌کند که ایالات متحده به دلیل کاهش شدید نرخ باروری در چین و اثرات ترکیبی اتوماسیون مبتنی بر هوش مصنوعی، رهبری اقتصادی جهانی خود را در طول این قرن حفظ خواهد کرد.

به قلم آرش رضایی

جبرگرایان جمعیتی 40%خوش‌بینان فناوری 35%حامیان مهاجرت 25%
جبرگرایان جمعیتی
استدلال می‌کنند که اندازه و ساختار سنی جمعیت، محرک‌های اصلی قدرت اقتصادی بلندمدت هستند.
خوش‌بینان فناوری
تأکید می‌کنند که سرعت پذیرش هوش مصنوعی و رشد سهم سرمایه، بر اعداد خام جمعیت غلبه خواهد کرد.
حامیان مهاجرت
برجسته می‌کنند که مزیت جمعیتی ایالات متحده کاملاً به مهاجرت خالص مثبت وابسته است.

نکات کلیدی

  1. یک مدل جدید اقتصاد کلان NBER پیش‌بینی می‌کند که ایالات متحده هژمونی اقتصادی خود را بر چین تا سال ۲۱۰۰ حفظ خواهد کرد.
  2. این پیش‌بینی ناشی از داده‌های به‌روز شده سازمان ملل در سال ۲۰۲۴ است که نشان‌دهنده کاهش شدیدتر از حد انتظار در نرخ باروری چین است.
  3. بر اساس خط مبنای جمعیتی بازنگری شده، سهم چین از تولید ناخالص داخلی جهانی تا سال ۲۱۰۰ به ٪۱۴٫۹ کاهش می‌یابد، در حالی که سهم آمریکا به ٪۱۴٫۴ افزایش می‌یابد.
  4. پذیرش شتابان هوش مصنوعی این روند را تقویت می‌کند و به طور بالقوه سهم آمریکا را در سناریوی «هوش مصنوعی تحول‌آفرین» به ٪۲۵٫۳ می‌رساند.
  5. مزیت ایالات متحده به شدت به مهاجرت حساس است؛ حذف مهاجرت آتی، سهم تولید ناخالص داخلی آمریکا در سال ۲۱۰۰ را به ٪۹٫۲ کاهش می‌دهد.

روایت رایج این است که پیشی گرفتن اقتصادی چین از ایالات متحده، که ناشی از اندازه جمعیت و پیشرفت سریع تکنولوژیکی است، اجتناب‌ناپذیر است. سال‌ها، مدل‌های بلندمدت پیش‌بینی می‌کردند که اقتصاد چین تا پایان قرن، اقتصاد آمریکا را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد. اما داده‌های جدید این اجماع را بر هم زده و نشان می‌دهند که ایالات متحده رهبری خود را حفظ خواهد کرد.[1]

یک مقاله کاری جامع جدید از دفتر ملی تحقیقات اقتصادی (NBER) پیش‌بینی می‌کند که تا سال ۲۱۰۰، ایالات متحده موقعیت خود را به عنوان قدرت اقتصادی غالب جهان حفظ خواهد کرد. این تغییر مسیر ناشی از دو نیروی متضاد است: کاهش شدیدتر از حد انتظار نرخ باروری در چین و اثرات ترکیبی هوش مصنوعی بر بازده سرمایه.[1][2]

مدل NBER، که توسط اقتصاددانان سث جی. بنزل، لارنس جی. کوتلیکوف و ویکتور ییفان یه توسعه یافته است، اقتصاد جهانی را در ۱۷ منطقه که ۹۹ درصد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند، شبیه‌سازی می‌کند. این مدل رفتارهای چرخه زندگی پویا، مرگ و میر فردی و سیاست‌های مالی خاص منطقه را برای پیش‌بینی اینکه چگونه تغییرات جمعیتی و تکنولوژیکی قدرت جهانی را در طول هشت دهه آینده تغییر خواهند داد، ادغام می‌کند.[1][3]

مکانیسم اصلی این مدل بر چشم‌اندازهای جمعیت جهانی به‌روز شده سازمان ملل در سال ۲۰۲۴ استوار است که به عنوان پایه و اساس جمعیتی مدل NBER عمل می‌کند. داده‌های سازمان ملل در سال ۲۰۲۴ نسبت به باروری چین به طور قابل توجهی بدبینانه‌تر از برآوردهای قبلی است و کاهش جمعیت بسیار شدیدتری را پیش‌بینی می‌کند.[1][4]

در سال ۲۰۲۲، مدل‌هایی که از داده‌های قدیمی‌تر سازمان ملل استفاده می‌کردند، پیش‌بینی می‌کردند که سهم چین از تولید ناخالص داخلی جهانی تا سال ۲۱۰۰ به ٪۲۷ افزایش یابد، در حالی که سهم آمریکا به ٪۱۲ کاهش می‌یافت. داده‌های سال ۲۰۲۴ این مسیر را به طور کامل معکوس می‌کند.[4]

داده‌های به‌روز شده جمعیتی سازمان ملل، پیش‌بینی اقتصادی سال ۲۱۰۰ را به شدت تغییر می‌دهد.

بر اساس خط مبنای جمعیتی اصلاح شده، پیش‌بینی می‌شود که سهم چین از تولید ناخالص داخلی جهانی از ٪۲۵٫۶ امروز به تنها ٪۱۴٫۹ تا سال ۲۱۰۰ کاهش یابد. در عین حال، پیش‌بینی می‌شود که سهم ایالات متحده از ٪۱۱٫۲ به ٪۱۴٫۴ افزایش یابد.[1]

گذار جمعیتی یک اثر «کاهش تولد» ایجاد می‌کند – یک موج عظیم پیری جهانی که توازن سرمایه و نیروی کار را به طور اساسی تغییر می‌دهد. با پیر شدن جمعیت‌ها، نسبت بازنشستگان دارای ثروت به کارگران فعال افزایش می‌یابد که منجر به مازاد سرمایه جهانی می‌شود.[1][3]

گذار جمعیتی یک اثر «کاهش تولد» ایجاد می‌کند – یک موج عظیم پیری جهانی که توازن سرمایه و نیروی کار را به طور اساسی تغییر می‌دهد.

این مازاد سرمایه، بازده واقعی سرمایه در بلندمدت را کاهش می‌دهد و مالیات‌های حقوق و دستمزد را برای تأمین مالی مزایای سالمندی افزایش می‌دهد. نتیجه خالص، کوچک شدن کل تولید جهانی تقریباً به میزان ۱۰٪ در مقایسه با پیش‌بینی‌های قبلی است که محیط اقتصاد کلان را به طور اساسی بازآرایی می‌کند.[1][3]

اما جمعیت‌شناسی تنها نیمی از معادله است؛ این مدل همچنین متغیر اتوماسیون پیشرو را معرفی می‌کند. محققان سناریوهایی را مدل‌سازی کردند که در آن هوش مصنوعی سهم سرمایه از تولید را با نرخ شتابان گسترش می‌دهد و نحوه تولید ثروت توسط اقتصادها را به طور اساسی تغییر می‌دهد.[1]

در سناریوی «هوش مصنوعی تحول‌آفرین» – که به عنوان ۱۰ برابر رشد سریع‌تر در سهم سرمایه تعریف می‌شود – مزیت تکنولوژیکی به شدت به نفع پذیرندگان اولیه با بازارهای سرمایه انعطاف‌پذیر است. از آنجایی که هوش مصنوعی و اتوماسیون بسیار سرمایه‌بر هستند، نیروهای جمعیتی را که از قبل به نفع ایالات متحده هستند، تقویت می‌کنند.[1][2]

در سناریوی اتوماسیون سریع هوش مصنوعی، مزیت اقتصادی ایالات متحده به طور قابل توجهی گسترش می‌یابد.

تحت این سناریوی هوش مصنوعی تحول‌آفرین همراه با داده‌های جمعیتی ۲۰۲۴، سهم آمریکا از تولید ناخالص داخلی جهانی تا سال ۲۱۰۰ به ٪۲۵٫۳ افزایش می‌یابد، در حالی که سهم چین در ٪۱۶٫۹ تثبیت می‌شود. ایالات متحده عملاً ردپای اقتصادی پایه خود را نسبت به بقیه جهان دو برابر می‌کند.[2]

مکانیسم در اینجا این است که کشورهایی با نیروی کار به سرعت در حال کوچک شدن و نرخ بهره بالا – مانند چین در نیمه دوم قرن – برای پذیرش سریع فناوری‌های پیشرو با مشکل مواجه خواهند شد. در مقابل، ایالات متحده یک برتری تکنولوژیکی را حفظ می‌کند و از یک مشخصات جمعیتی باثبات‌تر بهره می‌برد و به آن اجازه می‌دهد تا از رونق بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری کند.[1]

با این حال، این شواهد با هشدارهای قابل توجهی همراه است. نویسندگان NBER صراحتاً اشاره می‌کنند که یافته‌های آن‌ها به شدت به انتخاب‌های سیاستی، به ویژه در مورد مهاجرت، حساس است. مزیت جمعیتی ایالات متحده به شدت به جریان مداوم افراد در سن کار برای جبران پیری جمعیت خود متکی است.[1][3]

مزیت جمعیتی ایالات متحده به شدت به سیاست‌های آتی مهاجرت وابسته است.

اگر ایالات متحده تمام مهاجرت‌های آتی را حذف کند، مدل نشان می‌دهد که سهم پیش‌بینی شده ٪۱۴٫۴ آن از تولید ناخالص داخلی جهانی در سال ۲۱۰۰ به ٪۹٫۲ سقوط خواهد کرد و مزیت هژمونیک آن از بین می‌رود. این داده‌ها تأکید می‌کنند که تسلط اقتصادی آمریکا تنها با فناوری تضمین نمی‌شود، بلکه به یک پایه جمعیتی پایدار نیاز دارد.[2]

علاوه بر این، سرعت و تأثیر هوش مصنوعی همچنان بسیار نامشخص است. سناریوی «هوش مصنوعی تحول‌آفرین» یک افزایش عظیم و پایدار در اتوماسیون را فرض می‌کند که پویایی نیروی کار و سرمایه را به طور اساسی تغییر می‌دهد. اگر توسعه هوش مصنوعی متوقف شود یا با محدودیت‌های فیزیکی مواجه شود، واگرایی اقتصادی بین آمریکا و چین کمتر خواهد بود.[1]

در نهایت، مجموعه شواهد NBER نشان می‌دهد که مسابقه اقتصادی قرن بیست و یکم صرفاً توسط کشوری با بزرگترین جمعیت یا تهاجمی‌ترین سیاست صنعتی برنده نخواهد شد. در عوض، این مسابقه توسط کشوری تعیین خواهد شد که بتواند بهترین راه را برای مدیریت برخورد بی‌سابقه نیروی کار جهانی در حال کوچک شدن و استقرار سریع اتوماسیون سرمایه‌بر پیدا کند.[1]

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

جبرگرایان جمعیتی

استدلال می‌کنند که اندازه و ساختار سنی جمعیت، محرک‌های اصلی قدرت اقتصادی بلندمدت هستند.

این دیدگاه بر چشم‌اندازهای جمعیت جهانی به‌روز شده سازمان ملل در سال ۲۰۲۴ متمرکز است که به عنوان پایه و اساس چشمگیرترین تغییرات مدل NBER عمل می‌کند. جبرگرایان استدلال می‌کنند که کاهش شدیدتر از حد انتظار باروری چین، تنزل اقتصادی نسبی آن را، صرف نظر از پیشرفت‌های تکنولوژیکی، اجتناب‌ناپذیر می‌سازد. با افزایش نسبت بازنشستگان دارای ثروت به کارگران فعال، مازاد سرمایه جهانی و مالیات‌های حقوق و دستمزد بالاتر، رشد در کشورهای با جمعیت به سرعت در حال پیر شدن را به طور اساسی محدود خواهد کرد.

خوش‌بینان فناوری

تأکید می‌کنند که سرعت پذیرش هوش مصنوعی و رشد سهم سرمایه، بر اعداد خام جمعیت غلبه خواهد کرد.

این گروه با تمرکز بر سناریوی «هوش مصنوعی تحول‌آفرین»، استدلال می‌کند که اتوماسیون سرمایه‌بر، رشد تولید ناخالص داخلی را از اندازه خام جمعیت جدا خواهد کرد. از آنجایی که هوش مصنوعی سهم سرمایه از تولید را با نرخ شتابان گسترش می‌دهد، مزیت تکنولوژیکی به شدت به نفع پذیرندگان اولیه با بازارهای سرمایه انعطاف‌پذیر است. از این دیدگاه، ایالات متحده به طور منحصر به فردی برای بهره‌برداری از رونق بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی موقعیت دارد و به طور بالقوه سهم خود از تولید ناخالص داخلی جهانی را تا سال ۲۱۰۰ به ٪۲۵٫۳ می‌رساند.

حامیان مهاجرت

برجسته می‌کنند که مزیت جمعیتی ایالات متحده کاملاً به مهاجرت خالص مثبت وابسته است.

این دیدگاه بر حساسیت شدید مدل NBER به سیاست مهاجرت آمریکا تمرکز دارد. حامیان اشاره می‌کنند که مزیت جمعیتی ایالات متحده به شدت به جریان مداوم افراد در سن کار برای جبران پیری جمعیت خود متکی است. اگر سیاست‌های مرزی محدودکننده مهاجرت آتی را حذف کنند، مدل نشان می‌دهد که سهم تولید ناخالص داخلی آمریکا در سال ۲۱۰۰ به ٪۹٫۲ سقوط می‌کند، که هژمونی اقتصادی پیش‌بینی شده آن را از بین می‌برد و تأکید می‌کند که فناوری به تنهایی نمی‌تواند تسلط را حفظ کند.

چرا مهم است

برای دهه‌ها، کسب‌وکارها و سیاست‌گذاران بر این فرض عمل می‌کردند که اقتصاد چین به ناچار از آمریکا پیشی خواهد گرفت. این مجموعه شواهد جدید نشان می‌دهد که ایالات متحده در واقع تسلط اقتصادی خود را حفظ خواهد کرد، که این امر استراتژی‌های سرمایه‌گذاری بلندمدت، برنامه‌ریزی‌های ژئوپلیتیک و توازن قدرت جهانی را به طور اساسی تغییر می‌دهد.

منابع

پوشش منابع

4 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

جبرگرایان جمعیتی 40%خوش‌بینان فناوری 35%حامیان مهاجرت 25%
  1. [1]National Bureau of Economic Researchخوش‌بینان فناوری

    The Global Transition – The Impact of Demographics and AI on Economic Power

    مطالعه در National Bureau of Economic Research
  2. [2]Marginal Revolutionحامیان مهاجرت

    NBER Model Predicts US Economic Hegemony Over China by 2100

    مطالعه در Marginal Revolution
  3. [3]EdgeX Exchangeجبرگرایان جمعیتی

    NBER Paper Projects Lower Global Output and Shifts in GDP Shares Under Fertility and AI Scenarios

    مطالعه در EdgeX Exchange
  4. [4]United Nationsجبرگرایان جمعیتی

    World Population Prospects 2024

    مطالعه در United Nations

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت تحلیل داده اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.