پنج کشور ساپورو برای مقابله با روسیه و چین به تشکیل چرخه سوخت هستهای متحد فراخوانده شدند
رهبران صنعت خواستار آن شدهاند که ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه، ژاپن و کانادا زنجیرههای تأمین سوخت هستهای خود را یکپارچه کنند تا وابستگی به پیشنهادات دولتی روسیه و چین را از بین ببرند. هدف ائتلاف «ساپورو پنج» این است که قابلیتهای پراکنده در بخشهای استخراج، تبدیل و غنیسازی را در یک بازار رقابتی واحد تجمیع کند.
به قلم سامان جعفری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان یکپارچگی متحدان
- استدلال میکنند که تجمیع منابع در میان ساپورو پنج تنها راه عملی برای رقابت با پیشنهادات هستهای دولتی روسیه و چین است.
- تحلیلگران امنیت ملی
- بر آسیبپذیریهای فوری ناشی از ممنوعیت واردات ۲۰۲۸ تمرکز میکنند و بر نیاز فوری به جایگزینی اورانیوم غنیشده روسیه تأکید میورزند.
- طرفداران بازار جهانی
- بر ضرورت تجاری یک بازار سوخت غربی متحد برای ارائه قراردادهای خرید بلندمدت و جذب سرمایه خصوصی تأکید میکنند.
احیای جهانی انرژی هستهای با یک واقعیت تلخ ژئوپلیتیک در تضاد است: زنجیره تأمین سوخت هستهای جهان غرب اساساً از هم گسیخته است. در حالی که تقاضا برای برق پایدار و بدون کربن برای دستیابی به اهداف بلندپروازانه اقلیمی و تأمین انرژی مراکز داده هوش مصنوعی به سرعت در حال افزایش است، ایالات متحده و متحدانش با وابستگی ساختاری و عمیق خود به اورانیوم غنیشده روسیه مواجه هستند. برای دههها، غرب از سوخت هستهای ارزان و یارانهای دولتی مسکو بهرهمند شد و این امر باعث شد که قابلیتهای غنیسازی داخلی تضعیف شود. اکنون، با افزایش تنشهای ژئوپلیتیک و ضرورت فزاینده برای استقلال انرژی، کشورهای متحد در تلاشند تا زیرساختهای لازم برای تأمین انرژی ناوگان راکتورهای موجود و نسل بعدی فناوریهای هستهای پیشرفته را بازسازی کنند. این چالش عظیم است و برای معکوس کردن دههها تمرکز در زنجیره تأمین، نیازمند میلیاردها دلار سرمایه و سالها سیاست صنعتی هماهنگ است.[1][2]
برای شکستن این وابستگی، رهبران برجسته صنعت از «ساپورو پنج» – یک ائتلاف بینالمللی انرژی هستهای متشکل از ایالات متحده، کانادا، فرانسه، ژاپن و بریتانیا – میخواهند که قابلیتهای هستهای داخلی خود را در یک چرخه سوخت متحد و واحد ادغام کنند. این ائتلاف که در آوریل ۲۰۲۳ در حاشیه نشست وزرای گروه ۷ در ژاپن تشکیل شد، صراحتاً برای تضمین یک بازار جهانی تأمین اورانیوم انعطافپذیر و عاری از نفوذ روسیه طراحی شده است. با این حال، کارشناسان استدلال میکنند که اعلامیههای سیاسی اکنون باید به یک ساختار تجاری رسمی و چندجانبه تبدیل شوند. هدف این است که نقاط قوت صنعتی پراکنده این پنج کشور تجمیع شود و جبههای واحد ایجاد گردد که قادر به رقابت با پیشنهادات هستهای بسیار یکپارچه و دولتی روسیه و چین باشد.[1][2]
این فراخوان برای اقدام، که در تحلیل آگوست ۲۰۲۶ توسط دانیل پونمن، مدیرعامل سابق Centrus Energy، و جاشوا گری، رئیس Lightbridge، مطرح شد، استدلال میکند که در حال حاضر هیچ کشور متحدی به تنهایی مجموعه کاملی از قابلیتهای هستهای «بخش جلویی» (front-end) را در اختیار ندارد. از استخراج اولیه سنگ اورانیوم گرفته تا فرآیندهای شیمیایی پیچیده تبدیل، غنیسازی و ساخت نهایی سوخت، زیرساختهای صنعتی لازم در سراسر آمریکای شمالی، اروپا و آسیا پراکنده شدهاند. پونمن و گری به جای اینکه این توزیع جغرافیایی را یک آسیبپذیری استراتژیک بدانند، پیشنهاد میکنند که این وضعیت میتواند مبنای یک مزیت استراتژیک عمیق باشد. با مهندسی عمدی وابستگی متقابل، ساپورو پنج میتوانند از ناکارآمدیهای اقتصادی ناشی از تکرار تأسیسات چند میلیارد دلاری در داخل مرزهای هر کشور جلوگیری کنند.[1][2]
سازوکار چرخه سوخت هستهای بخش جلویی بسیار پیچیده و سرمایهبر است و نیازمند هماهنگی دقیق در چندین مرحله تخصصی است. این چرخه با استخراج و آسیاب کردن سنگ اورانیوم آغاز میشود، مرحلهای که در آن کشورهای متحد – به ویژه کانادا، که دارای برخی از مرغوبترین ذخایر اورانیوم جهان است – از موقعیت خوبی برخوردار بوده و از نظر جغرافیایی متنوع هستند. پس از استخراج، اورانیوم آسیاب شده که به «کیک زرد» (yellowcake) معروف است، باید تحت فرآیند تبدیل قرار گیرد. در این مرحله، کیک زرد جامد از نظر شیمیایی به گاز هگزافلوراید اورانیوم تبدیل میشود. این گاز، ماده پیشساز ضروری برای مرحله بعدی و از نظر فناوری، پرتقاضاترین مرحله در چرخه سوخت است: غنیسازی. بدون ظرفیت کافی تبدیل، کل زنجیره تأمین دچار تنگنا میشود، حتی قبل از اینکه اورانیوم بتواند به آبشارهای غنیسازی برسد.[2][5]
غنیسازی همچنان حیاتیترین و آسیبپذیرترین گلوگاه در چرخه سوخت هستهای غرب باقی مانده است. در داخل آبشارهای عظیم سانتریفیوژ، گاز هگزافلوراید اورانیوم با سرعت مافوق صوت چرخانده میشود تا ایزوتوپ شکافتپذیر اورانیوم-۲۳۵ از اورانیوم-۲۳۸ سنگینتر و غیرقابل شکافت جدا شود. اورانیوم طبیعی تنها حدود ۰٫۷ درصد اورانیوم-۲۳۵ دارد، اما بیشتر راکتورهای تجاری آب سبک به سوختی نیاز دارند که بین ۳ تا ۵ درصد غنی شده باشد. بر اساس ارزیابی آگوست ۲۰۲۵ توسط آزمایشگاه ملی لارنس لیورمور، ایالات متحده برای ۲۰ تا ۲۵ درصد از اورانیوم غنیشده مورد استفاده در راکتورهای غیرنظامی خود به روسیه وابسته است. این وابستگی به مسکو اهرم بالقوه قابل توجهی میدهد و این نگرانی را افزایش میدهد که کرملین بتواند در یک بحران، صادرات را محدود کند تا امتیازات ژئوپلیتیک کسب کند.[3][5]
غنیسازی همچنان حیاتیترین و آسیبپذیرترین گلوگاه در چرخه سوخت هستهای غرب باقی مانده است.
فوریت این وضعیت با تصویب «قانون ممنوعیت واردات اورانیوم روسیه» در ایالات متحده به قانون تبدیل شد، که توقف کامل واردات اورانیوم طبیعی و کمغنیشده روسیه را تا سال ۲۰۲۸ الزامی میکند. در حالی که این قانون میلیاردها دلار بودجه فدرال را برای تحریک تولید داخلی آزاد کرد، گزارش آزمایشگاه ملی لارنس لیورمور به این نتیجه رسید که در غیاب اقدامات اضافی، ایالات متحده نمیتواند تا ضربالاجل تعیین شده، اورانیوم غنیشده کافی برای جایگزینی کامل منابع روسیه را در داخل تولید کند. حجم عظیم «واحدهای کار جداسازی» (SWU) مورد نیاز – معیار استاندارد تلاش غنیسازی – به این معنی است که ایالات متحده باید به شدت به شرکای بینالمللی خود تکیه کند تا شکاف تأمین قریبالوقوع را پر کرده و ناوگان راکتورهای خود را عملیاتی نگه دارد.[3]
اینجاست که چارچوب ساپورو پنج به ابزاری ضروری برای امنیت انرژی جهانی تبدیل میشود. در مجموع، این پنج کشور ۵۰ درصد از ظرفیت جهانی تبدیل و غنیسازی اورانیوم را به خود اختصاص دادهاند. با در نظر گرفتن اقتصادهای مربوطه خود به عنوان یک بازار واحد و یکپارچه، این ائتلاف میتواند استقرار زیرساختهای جدید را بهینه کند. به عنوان مثال، شرکت اورانو (Orano) فرانسه متعهد شده است که ۱٫۸ میلیارد دلار برای افزایش ۳۰ درصدی تأسیسات غنیسازی تریکاستین (Tricastin) خود تا سال ۲۰۲۸ سرمایهگذاری کند، اقدامی که به طور قابل توجهی دسترسی به اورانیوم غنیشده با منشأ غربی را افزایش خواهد داد. همزمان، بریتانیا نیز به شدت در حال سرمایهگذاری در قابلیتهای جدید غنیسازی در سایت کاپنهرست (Capenhurst) خود است، که نشان میدهد چگونه کشورهای متحد میتوانند بخشهای مختلف بار زنجیره تأمین را به دوش بکشند.[2][5]
فراتر از حفظ ناوگان فعلی راکتورهای سنتی، ساپورو پنج همچنین باید پیشگام زنجیره تأمین اورانیوم کمغنیشده با عیار بالا (HALEU) باشند. HALEU تا بین ۵ تا ۲۰ درصد اورانیوم-۲۳۵ غنی میشود و یک پیشنیاز مطلق برای نسل بعدی راکتورهای ماژولار کوچک پیشرفته (SMRs) و میکرو راکتورها است. این طرحهای پیشرفته نویدبخش ایمنی بیشتر، ابعاد فیزیکی کوچکتر و توانایی تأمین گرمای فرآیندی با دمای بالا برای کاربردهای صنعتی هستند. با این حال، از آنجایی که HALEU به طور تاریخی برای تولید برق تجاری مورد نیاز نبوده است، زنجیره تأمین غربی برای این سوخت تخصصی عملاً وجود ندارد و توسعهدهندگان راکتورهای پیشرفته را به طور خطرناکی در معرض شوکهای تأمین قرار میدهد.[2][5]
برای رسیدگی به این موضوع، ادغام پیشنهادی ساپورو پنج شامل برنامهریزی مشترک ظرفیت، استانداردهای صلاحیت نظارتی هماهنگ و استراتژیهای سرمایهگذاری عمومی هماهنگ خواهد بود. طرفداران استدلال میکنند که یک چارچوب رسمی، که احتمالاً توسط دبیرخانهای اختصاصی تحت نظارت آژانس انرژی هستهای OECD حمایت میشود، دید لازم در زنجیره تأمین را برای جذب سرمایههای خصوصی هنگفت فراهم میکند. از آنجایی که تأسیسات بخش جلویی سوخت نیازمند میلیاردها دلار سرمایهگذاری اولیه هستند و ساخت آنها سالها طول میکشد، توسعهدهندگان قبل از شروع ساخت و ساز به قراردادهای خرید طولانیمدت و مطمئن نیاز دارند. یک بازار متحد متحدان به اپراتور راکتور در ایالات متحده اجازه میدهد تا با اطمینان یک قرارداد سوخت دهساله را با یک تأسیسات غنیسازی در فرانسه یا بریتانیا امضا کند و ریسک سرمایهگذاری را برای همه طرفها کاهش دهد.[1][2]
این ائتلاف پیش از این توانایی خود را در بسیج سرمایه قابل توجه نشان داده است. در سپتامبر ۲۰۲۴، ساپورو پنج اعلام کردند که با موفقیت ۵٫۶ میلیارد دلار سرمایهگذاری دولتی و خصوصی را برای تضمین زنجیره تأمین سوخت هستهای بسیج کردهاند که از هدف اولیه ۴٫۲ میلیارد دلاری تعیین شده در نشست اقلیمی COP28 فراتر رفته است. این بودجه برای گسترش تأسیسات تبدیل و غنیسازی، توسعه خطوط تولید جدید HALEU و حمایت از مراحل تخصصی تبدیل و متالیزاسیون مورد نیاز برای سوخت راکتورهای پیشرفته به کار گرفته میشود. با این حال، رهبران صنعت هشدار میدهند که سرمایه به تنهایی کافی نیست؛ این بودجه باید به صورت هماهنگ به کار گرفته شود تا از رقابت ناخواسته کشورهای متحد با یکدیگر برای جذب همان مجموعه محدود از استعدادهای مهندسی تخصصی و مواد خام جلوگیری شود.[4][5]
با وجود این حرکت رو به جلو، عدم قطعیتهای قابل توجه و چالشهای ساختاری همچنان باقی هستند. گذار به یک چرخه سوخت غربی کاملاً مستقل نیازمند عبور موفقیتآمیز از قوانین پیچیده تجارت بینالمللی، معاهدات منع گسترش سلاحهای هستهای و محیطهای نظارتی داخلی است. علاوه بر این، فروشندگان تحت کنترل دولت در روسیه و چین با یک مزیت تجاری متمایز عمل میکنند: آنها اغلب ساخت راکتور، تأمین سوخت بلندمدت و تأمین مالی دولتی را در یک بسته واحد و یکپارچه ترکیب میکنند. این مدل «تحویل کلید در دست» (turnkey) برای کشورهای هستهای نوظهور در جنوب جهانی که ممکن است فاقد تخصص داخلی برای مدیریت یک زنجیره تأمین پراکنده باشند، بسیار جذاب است. فروشندگان پراکنده غربی، که به عنوان نهادهای تجاری مستقل فعالیت میکنند، تطبیق با این پیشنهادات جامع و یارانهای دولتی را بسیار دشوار مییابند.[2][5]
کاهش این شکاف مالی و ارائه یک جبهه تجاری واحد برای رقابت جهانی ساپورو پنج ضروری خواهد بود. با مهندسی وابستگی متقابل خود، کشورهای متحد میتوانند جایگزینی مطمئن، شفاف و از نظر سیاسی امن را در برابر سلطه روسیه و چین به بازارهای نوظهور ارائه دهند. در نهایت، محاسبات مربوط به سه برابر کردن ظرفیت جهانی انرژی هستهای تا سال ۲۰۵۰ بدون یک چرخه سوخت بخش جلویی هماهنگ و انعطافپذیر، به سادگی کار نمیکند. ساپورو پنج با تبدیل قابلیتهای پراکنده خود به یک استراتژی عمدی و یکپارچه، قصد دارند سوخت مورد نیاز برای گذار به انرژی پاک را تضمین کرده و اهرم ژئوپلیتیک را برای همیشه از دست دولتهای متخاصم خارج سازند.[1][2][5]
چرا مهم است
تلاش جهانی برای سه برابر کردن ظرفیت انرژی هستهای تا سال ۲۰۵۰ کاملاً به تأمین مطمئن اورانیوم غنیشده وابسته است. با یکپارچهسازی چرخههای سوخت خود، کشورهای متحد میتوانند اطمینان حاصل کنند که نسل بعدی راکتورهای پیشرفته به دلیل کارشکنیهای دشمنان ژئوپلیتیک دچار تنگنا نشوند و در نتیجه هم استقلال انرژی و هم اهداف اقلیمی تأمین گردد.
نکات کلیدی
- از پنج کشور ساپورو خواسته میشود تا زنجیرههای تأمین سوخت هستهای خود را برای مقابله با سلطه روسیه و چین یکپارچه کنند.
- هیچ کشور متحدی به تنهایی مجموعه کاملی از قابلیتهای هستهای بخش جلویی، از استخراج تا غنیسازی، را در اختیار ندارد.
- ایالات متحده برای تأمین تا ۲۵ درصد از اورانیوم غنیشده خود به روسیه وابسته است، وابستگیای که هدف ممنوعیت واردات سال ۲۰۲۸ قرار گرفته است.
- یک بازار متحد متحدان، قراردادهای خرید بلندمدت لازم را برای جذب سرمایهگذاری خصوصی جهت تأسیسات جدید غنیسازی فراهم میکند.
بررسی عمیق دیدگاهها
حامیان یکپارچگی متحدان
استدلال میکنند که تجمیع منابع در میان ساپورو پنج تنها راه عملی برای رقابت با پیشنهادات هستهای دولتی روسیه و چین است.
این گروه، که توسط رهبران صنعت و توسعهدهندگان هستهای پیشرفته نمایندگی میشود، معتقد است که تکرار کل چرخه سوخت در داخل هر کشور غربی از نظر اقتصادی ناکارآمد است. آنها استدلال میکنند که ماهیت پراکنده قابلیتهای متحدان – مانند قدرت استخراج کانادا و ظرفیت غنیسازی فرانسه – باید به عنوان یک مزیت استراتژیک مورد استفاده قرار گیرد. آنها بر این باورند که با ایجاد یک بازار واحد و یکپارچه با زیرساختهای مشترک و استانداردهای هماهنگ، غرب میتواند بستههای تجاری ارائه دهد که با مدلهای یارانهای دولتی روساتم و شرکتهای دولتی چین رقابت کند.
تحلیلگران امنیت ملی
بر آسیبپذیریهای فوری ناشی از ممنوعیت واردات ۲۰۲۸ تمرکز میکنند و بر نیاز فوری به جایگزینی اورانیوم غنیشده روسیه تأکید میورزند.
کارشناسان امنیتی بر محاسبات تلخ وابستگیهای فعلی تأکید میکنند. با توجه به اینکه ایالات متحده برای تأمین تا ۲۵ درصد از اورانیوم غنیشده خود به روسیه وابسته است، این دیدگاه هشدار میدهد که عدم افزایش سریع ظرفیت متحدان میتواند اهرم ژئوپلیتیک قابل توجهی به مسکو بدهد. آنها هشدار میدهند که بدون اقدام هماهنگ و تهاجمی، ممنوعیت واردات ۲۰۲۸ میتواند منجر به کمبود عرضه شود، عملیات ناوگان راکتورهای غیرنظامی موجود را تهدید کند و استقرار نسل بعدی راکتورهای پیشرفته که نیازمند سوختهای تخصصی هستند را به تأخیر اندازد.
طرفداران بازار جهانی
بر ضرورت تجاری یک بازار سوخت غربی متحد برای ارائه قراردادهای خرید بلندمدت و جذب سرمایه خصوصی تأکید میکنند.
این دیدگاه بر مکانیسمهای مالی احیای هستهای تمرکز دارد. از آنجایی که تأسیسات بخش جلویی مانند آبشارهای غنیسازی نیازمند سرمایه اولیه هنگفت هستند، تأمین مالی آنها بدون تقاضای تضمین شده و بلندمدت دشوار است. طرفداران استدلال میکنند که یک چارچوب رسمی ساپورو پنج، دید لازم در زنجیره تأمین و قراردادهای خرید فرامرزی را برای کاهش ریسک سرمایهگذاری خصوصی فراهم میکند. آنها از ابزارهای مالی عمومی هماهنگ برای پر کردن شکاف بین فروشندگان پراکنده متحد و رقبای یکپارچه تحت کنترل دولت حمایت میکنند.
پرسشهای متداول
چرا غرب به سوخت هستهای روسیه وابسته است؟
پس از جنگ سرد، کشورهای غربی به شدت به اورانیوم غنیشده ارزان روسیه متکی بودند، که این امر منجر به کاهش ظرفیت غنیسازی داخلی و وابستگی ساختاری به شرکتهای دولتی روسیه شد.
ضربالاجل سال ۲۰۲۸ چیست؟
«قانون ممنوعیت واردات اورانیوم روسیه» در ایالات متحده، توقف کامل واردات اورانیوم طبیعی و کمغنیشده روسیه را تا سال ۲۰۲۸ الزامی میکند و بازسازی سریع زنجیرههای تأمین متحدان را ایجاب میکند.
آیا ایالات متحده میتواند به تنهایی اورانیوم روسیه را جایگزین کند؟
بر اساس گزارش آزمایشگاه ملی لارنس لیورمور، ایالات متحده در حال حاضر فاقد مقیاس غنیسازی داخلی لازم برای جایگزینی کامل منابع روسیه تا سال ۲۰۲۸ بدون همکاری قابل توجه متحدان است.
ساپورو پنج چگونه قصد دارد با چین و روسیه رقابت کند؟
این پنج کشور با در نظر گرفتن اقتصادهای جمعی خود به عنوان یک بازار واحد، قصد دارند قابلیتهای پراکنده خود در استخراج، تبدیل و غنیسازی را تجمیع کنند و با بستههای تأمین و تأمین مالی یکپارچهای که توسط رقبای تحت کنترل دولت ارائه میشود، برابری کنند.
منابع
[1]NucNetحامیان یکپارچگی متحدان'Sapporo Five' Nations Must Work Together On Nuclear Fuel Cycle To Compete With China and Russia
مطالعه در NucNet →
[2]American Nuclear Societyحامیان یکپارچگی متحدانFront-end nuclear fuel supply cooperation: Turning allied interdependence into strategic advantage
مطالعه در American Nuclear Society →
[3]Lawrence Livermore National Laboratoryتحلیلگران امنیت ملیReducing Reliance: Prospects for the U.S. Decoupling from Russian Uranium by 2028
مطالعه در Lawrence Livermore National Laboratory →
[4]Natural Resources Canadaطرفداران بازار جهانیSapporo 5 Investments for Nuclear Fuel Security
مطالعه در Natural Resources Canada →
[5]تیم سردبیری کوهستانطرفداران بازار جهانیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت انرژی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
