رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
پژوهش کوهستانمدل‌های آب و هوای هوش مصنوعیبسته شواهد۱۲ شهریور ۱۴۰۵، ۱۴:۳۲· 7 دقیقه مطالعه· در تحلیل داده

بسته شواهد: دقت و محدودیت‌های مدل‌های پیش‌بینی آب و هوای مبتنی بر هوش مصنوعی

مدل‌های هوش مصنوعی اکنون می‌توانند الگوهای آب و هوای جهانی را ۱۰,۰۰۰ برابر سریع‌تر از معادلات فیزیکی سنتی پیش‌بینی کنند. با این حال، داده‌های محلی نشان می‌دهند که این سیستم‌ها همچنان در تطابق با مدل‌های مرسوم در مورد متغیرهای سطحی خاص مانند سرعت باد مشکل دارند.

به قلم ندا وزیری

آزمایشگاه‌های تحقیقاتی هوش مصنوعی 45%آژانس‌های ملی پیش‌بینی 35%فیزیکدانان جوی 20%
آزمایشگاه‌های تحقیقاتی هوش مصنوعی
استدلال می‌کنند که معماری‌های یادگیری عمیق مبتنی بر داده، دقت برتر و سرعت بی‌سابقه‌ای را در مقایسه با معادلات فیزیکی قدیمی ارائه می‌دهند.
آژانس‌های ملی پیش‌بینی
برای تولید مجموعه‌های عظیم، سرعت هوش مصنوعی را ارج می‌نهند، اما بر حفظ مدل‌های مبتنی بر فیزیک برای تشخیص رویدادهای شدید بی‌سابقه اصرار دارند.
فیزیکدانان جوی
هشدار می‌دهند که مدل‌های هوش مصنوعی از هموارسازی غیرفیزیکی رنج می‌برند و نمی‌توانند آب و هوای شدیدی را که خارج از داده‌های آموزشی تاریخی آن‌ها قرار می‌گیرد، به طور قابل اعتماد پیش‌بینی کنند.

نکات کلیدی

  • مدل‌های آب و هوای هوش مصنوعی مانند Pangu-Weather و GraphCast اکنون در معیارهای استاندارد دقت میان‌مدت، بهتر از مدل‌های سنتی مبتنی بر فیزیک عمل می‌کنند.
  • مدل‌های هوش مصنوعی با کنار گذاشتن معادلات فیزیکی به نفع تشخیص الگو، پیش‌بینی‌های جهانی را به جای ساعت‌ها، در عرض چند ثانیه تولید می‌کنند.
  • کاهش عظیم در هزینه محاسباتی به آژانس‌ها اجازه می‌دهد تا مجموعه‌های بزرگ‌تری را اجرا کنند و محاسبات احتمالی برای آب و هوای شدید را بهبود بخشند.
  • مدل‌های هوش مصنوعی همچنان با «هموارسازی غیرفیزیکی» مشکل دارند و اغلب شدت رویدادهای رکوردشکنی را که در داده‌های آموزشی آن‌ها دیده نشده است، دست کم می‌گیرند.
  • آژانس‌های هواشناسی به سمت سیستم‌های ترکیبی حرکت می‌کنند که سرعت هوش مصنوعی را با محدودیت‌های فیزیکی سنتی ترکیب می‌کند.

چرا مهم است

زمانی که مدل‌های آب و هوا به جای ساعت‌ها در عرض چند ثانیه اجرا می‌شوند، آژانس‌های هواشناسی می‌توانند مجموعه‌های احتمالی عظیمی ایجاد کنند که احتمال دقیق مسیر یک طوفان یا موج گرما را محاسبه می‌کنند. این امر مستقیماً به صدور دستورات تخلیه و هشدارهای زودتر و مطمئن‌تر برای جوامعی که در مسیر آب و هوای شدید قرار دارند، منجر می‌شود.

هر شش ساعت، هواشناسان در آژانس‌های ملی پیش‌بینی با انتخابی روبرو هستند که دستورات تخلیه، لغو پروازها و برنامه‌ریزی کشاورزی را تعیین می‌کند. آن‌ها باید تصمیم بگیرند که آیا هشدارهای آب و هوای شدید را بر اساس آخرین اجرای مدل‌ها صادر کنند یا خیر. از لحاظ تاریخی، این تصمیم کاملاً متکی بر مدل‌های پیش‌بینی عددی آب و هوا (NWP) مبتنی بر فیزیک بود که روی ابررایانه‌های عظیم اجرا می‌شدند. اما زمانی که چرخه عملیاتی بعدی در ۰۰Z یا ۱۲Z آغاز می‌شود، پیش‌بینی‌کنندگان در مرکز اروپایی پیش‌بینی‌های میان‌مدت آب و هوا (ECMWF) و سازمان جهانی هواشناسی (WMO) به طور فزاینده‌ای ورودی کاملاً متفاوتی را در نظر می‌گیرند: پیش‌بینی‌هایی که در عرض چند ثانیه توسط هوش مصنوعی تولید می‌شوند. این نشان‌دهنده یک تغییر ساختاری در نحوه پیش‌بینی جو توسط بشر است، که از حل معادلات به سمت شناسایی الگوها حرکت می‌کند.[3][6]

برای درک اینکه چرا این تغییر در حال وقوع است، باید به نحوه عملکرد پیش‌بینی سنتی نگاه کرد. مدل‌های NWP مانند سیستم با وضوح بالا (HRES) مرکز ECMWF یا سیستم پیش‌بینی جهانی (GFS) آمریکا، جو را به یک شبکه سه‌بعدی تقسیم می‌کنند. آن‌ها از معادلات دیفرانسیل پیچیده — دینامیک سیالات و ترمودینامیک — برای محاسبه نحوه حرکت هوا، گرما و رطوبت از یک جعبه شبکه به جعبه دیگر استفاده می‌کنند. این امر نیازمند قدرت محاسباتی فوق‌العاده‌ای است؛ اجرای یک پیش‌بینی جهانی ۱۰ روزه ساعت‌ها طول می‌کشد و این موضوع به شدت تعداد سناریوهایی را که یک آژانس می‌تواند قبل از رسیدن طوفان به خشکی شبیه‌سازی کند، محدود می‌کند. فیزیک دقیق است، اما گلوگاه محاسباتی مطلق است.[1][6]

مدل‌های آب و هوای هوش مصنوعی، مانند GraphCast گوگل دیپ‌مایند، Pangu-Weather هوآوی، و سیستم پیش‌بینی هوش مصنوعی (AIFS) خود ECMWF، معادلات فیزیکی را به طور کامل کنار می‌گذارند. در عوض، آن‌ها از معماری‌های یادگیری عمیق — مانند شبکه‌های عصبی گرافی (GNNs) یا ترانسفورماتورهای بینایی سه‌بعدی — استفاده می‌کنند که بر اساس دهه‌ها داده‌های آب و هوایی تاریخی آموزش دیده‌اند. این مدل‌ها روابط آماری بین حالت‌های جوی را یاد می‌گیرند. وقتی شرایط آب و هوایی فعلی به آن‌ها داده می‌شود، الگو را تشخیص داده و فوراً حالت بعدی را خروجی می‌دهند. آن‌ها محاسبه نمی‌کنند که باد چگونه خواهد وزید؛ بلکه به یاد می‌آورند که آخرین باری که جو دقیقاً این شکلی بود، چگونه وزید.[1][2][3]

مدل‌های هوش مصنوعی مانند Pangu-Weather در معیارهای کلیدی جوی، نرخ خطای کمتری نسبت به مدل‌های سنتی مبتنی بر فیزیک به دست آورده‌اند.

مکانیسم کاملاً مبتنی بر داده است. به عنوان مثال، Pangu-Weather سطوح فشار جوی را به داده‌های مکعبی تبدیل کرده و یک الگوریتم تجمیع زمانی سلسله‌مراتبی را برای پیش‌بینی آب و هوا در مراحل مختلف اعمال می‌کند. از آنجایی که در زمان اجرا معادلات فیزیکی را محاسبه نمی‌کند، هزینه استنتاج آن ناچیز است. Pangu-Weather می‌تواند یک پیش‌بینی جهانی ۲۴ ساعته را در ۱٫۴ ثانیه روی یک GPU انویدیا Tesla-V100 تولید کند — که بیش از ۱۰,۰۰۰ برابر سریع‌تر از IFS عملیاتی است. این سرعت، امکان اجرای مجموعه‌های عظیم را روی سخت‌افزار استاندارد فراهم می‌کند و دسترسی به راهنمایی‌های هواشناسی با کیفیت بالا را دموکراتیزه می‌سازد.[1]

اگر دقت پایین بود، سرعت به تنهایی یک نوآوری محسوب می‌شد، اما داده‌ها عکس این را نشان می‌دهند. در پیش‌بینی‌های قطعی، مدل‌های هوش مصنوعی اکنون بهترین سیستم‌های مبتنی بر فیزیک را در معیارهای استاندارد هواشناسی شکست می‌دهند. معیار اصلی برای پیش‌بینی میان‌مدت، خطای میانگین مربع ریشه (RMSE) ارتفاع ژئوپتانسیل ۵۰۰ هکتوپاسکال (Z500) است — که اساساً نشان می‌دهد مدل چقدر دقیق الگوهای فشاری را که سیستم‌های آب و هوایی جهانی را هدایت می‌کنند، پیش‌بینی می‌کند. اعداد کمتر نشان‌دهنده پیش‌بینی‌ای هستند که با واقعیت انطباق بیشتری دارد.[1][2]

اگر دقت پایین بود، سرعت به تنهایی یک نوآوری محسوب می‌شد، اما داده‌ها عکس این را نشان می‌دهند.

بر اساس معیارهای بررسی‌شده توسط همتایان که در نشریه Nature منتشر شده است، مدل سنتی HRES مرکز ECMWF دارای خطای RMSE Z500 پنج روزه ۳۳۳٫۷ متر مربع بر ثانیه مربع است. Pangu-Weather این خطا را به ۲۹۶٫۷ متر مربع بر ثانیه مربع کاهش می‌دهد. این نشان‌دهنده کاهش ۱۱٫۱ درصدی خطا در مقایسه با مدل فیزیکی پیشرو جهان، و بهبود ۳۵٫۸ درصدی نسبت به تکرارهای قبلی هوش مصنوعی مانند FourCastNet است که امتیاز ۴۶۲٫۵ متر مربع بر ثانیه مربع را کسب کرده بود. این مدل‌ها صرفاً با سیستم‌های قدیمی برابری نمی‌کنند؛ بلکه فعالانه در حال گسترش شکاف عملکرد در زمان‌های پیش‌بینی میان‌مدت هستند.[1][5][6]

مدل‌های هوش مصنوعی پیش‌بینی‌ها را هزاران برابر سریع‌تر از سیستم‌های سنتی مبتنی بر ابررایانه تولید می‌کنند.

GraphCast تسلط مشابهی را نشان داد. در یک معیار مقایسه‌ای رودررو که در دسامبر ۲۰۲۳ در نشریه Science منتشر شد، مدل دیپ‌مایند در ۹۰ درصد از ۱,۳۸۰ هدف تأیید، عملکرد بهتری نسبت به HRES مرکز ECMWF داشت. این مدل به ویژه در پیش‌بینی باد سطح بالا و ارتفاع ژئوپتانسیل در زمان‌های پیش‌بینی ۵ تا ۱۰ روزه مهارت بالایی از خود نشان داد. این مدل که روی یک Google TPU v4 اجرا می‌شد، یک پیش‌بینی جهانی ۱۰ روزه کامل را در کمتر از یک دقیقه تولید کرد و مسیر طوفان‌های شدید را روزها قبل از آنکه مدل‌های سنتی خطر را تشخیص دهند، پیش‌بینی کرد.[2]

این جهش در دقت و سرعت، اساساً اقتصاد و دسترسی به سیستم‌های هشدار اولیه را تغییر می‌دهد. هنگامی که یک مدل در عرض چند ثانیه روی یک GPU اجرا می‌شود، نه ساعت‌ها روی یک ابررایانه، آژانس‌های هواشناسی می‌توانند مجموعه‌های عظیمی تولید کنند — مدل را صدها بار با تغییرات جزئی در شرایط اولیه اجرا کرده تا احتمال دقیق مسیر یک طوفان یا موج گرما را محاسبه کنند. این امر مستقیماً به هشدارهای زودتر و مطمئن‌تر برای جوامعی که در مسیر آب و هوای شدید قرار دارند، منجر می‌شود و تمرکز عملیاتی را از محاسبه پیش‌بینی به سمت اطلاع‌رسانی ریسک تغییر می‌دهد.[4][6]

با این حال، مکانیسمی که مدل‌های هوش مصنوعی را بسیار سریع می‌کند، محدودیت اصلی آن‌ها را نیز معرفی می‌کند: هموارسازی غیرفیزیکی (unphysical smoothing). از آنجایی که آن‌ها برای به حداقل رساندن خطای میانگین در یک مجموعه داده عظیم بهینه‌سازی شده‌اند، مدل‌های هوش مصنوعی تمایل دارند پیش‌بینی‌های خود را هنگام عدم قطعیت محو کنند. یک پروژه مقایسه‌ای WMO در سال ۲۰۲۶ اشاره کرد که در حالی که سیستم‌های هوش مصنوعی پیش‌بینی‌های ۱۰ روزه بسیار دقیقی تولید می‌کنند، آن‌ها به طور سیستماتیک شدت رویدادهای شدید رکوردشکن — مانند بارندگی بی‌سابقه یا طوفان‌های شدید محلی — را که خارج از داده‌های آموزشی تاریخی آن‌ها قرار می‌گیرند، دست کم می‌گیرند. وقتی جو کاری را انجام می‌دهد که قبلاً هرگز انجام نداده است، هوش مصنوعی برای پیش‌بینی آن دچار مشکل می‌شود.[6]

برخلاف مدل‌های سنتی که معادلات فیزیکی را محاسبه می‌کنند، مدل‌های هوش مصنوعی از یادگیری عمیق برای شناسایی الگوهای جوی استفاده می‌کنند.

شواهد در مورد متغیرهای سطحی با مقیاس دقیق هنوز کم است. در حالی که مدل‌های هوش مصنوعی در الگوهای جوی گسترده برتری دارند، ممکن است با فیزیک محلی باد و بارش مشکل داشته باشند. به عنوان مثال، در حالی که پیش‌بینی‌های دمای Pangu-Weather از مدل‌های سنتی بهتر است، ارزیابی‌های مستقل نشان داده‌اند که عملکرد آن در مورد سرعت‌های خاص باد سطحی گاهی اوقات کمی از خط پایه ECMWF عقب می‌ماند. مدل‌های هوش مصنوعی می‌دانند که آب و هوا معمولاً چه می‌کند، اما ذاتاً قوانین فیزیکی را که بر آنچه آب و هوا باید انجام دهد، حاکم است، نمی‌دانند.[1][6]

برای پر کردن این شکاف، مرز بعدی پیش‌بینی ترکیبی (هیبریدی) است. پروژه مقایسه مدل پیش‌بینی آب و هوا (WP-MIP) سازمان جهانی هواشناسی که در اواخر ۲۰۲۴ آغاز شد، در حال ارزیابی نحوه ترکیب راهنماهای هوش مصنوعی با مدل‌های مبتنی بر فیزیک است. با استفاده از هوش مصنوعی برای تولید سریع الگوهای گسترده جوی و NWP سنتی برای حل فیزیک دقیق رویدادهای شدید، آژانس‌ها امیدوارند مزایای هر دو الگو را به دست آورند. هدف این رویکرد حذف هموارسازی غیرفیزیکی هوش مصنوعی خالص و در عین حال دور زدن گلوگاه‌های محاسباتی فیزیک خالص است.[6]

مدل‌های سنتی مبتنی بر فیزیک نیازمند ساعت‌ها زمان پردازش روی ابررایانه‌های عظیم هستند.

ECMWF قبلاً مدل AIFS خود را به وضعیت عملیاتی رسانده و خروجی‌های آن را در کنار پیش‌بینی‌های سنتی منتشر می‌کند. پیش‌بینی‌کنندگان اکنون تشخیص الگوی سریع هوش مصنوعی را در برابر محاسبات دقیق مدل فیزیکی مقایسه می‌کنند. همانطور که تیم پالمر، مدال‌آور IMO سازمان جهانی هواشناسی، در مورد این تغییر اشاره کرد: «من معتقدم که در آینده، پیش‌بینی آب و هوا ترکیبی از هوش مصنوعی مبتنی بر داده و پیش‌بینی عددی آب و هوای مبتنی بر فیزیک خواهد بود.» همانطور که آژانس‌های ملی به ادغام این ابزارها ادامه می‌دهند، تصمیم‌گیری در مورد صدور هشدار به طور فزاینده‌ای بر اجماع بین تخصص انسانی، دینامیک سیالات و هوش مصنوعی متکی خواهد بود.[3][6]

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

آزمایشگاه‌های تحقیقاتی هوش مصنوعی

تمرکز بر سرعت بی‌سابقه و دقت معیار معماری‌های یادگیری عمیق.

برای شرکت‌های فناوری و محققان هوش مصنوعی، گذار از معادلات فیزیکی یک تحول ضروری برای غلبه بر گلوگاه‌های محاسباتی است. آن‌ها به داده‌های معیار اشاره می‌کنند: مدل‌هایی مانند GraphCast و Pangu-Weather به طور مداوم نرخ خطای کمتری را در معیارهای استاندارد مانند RMSE Z500 نسبت به بهترین مدل‌های مبتنی بر ابررایانه به دست می‌آورند. با در نظر گرفتن جو به عنوان یک الگوی داده عظیم به جای یک مسئله دینامیک سیالات، این آزمایشگاه‌ها استدلال می‌کنند که توانسته‌اند قابلیت تولید پیش‌بینی‌های جهانی ۱۰ روزه بسیار دقیق را در عرض چند ثانیه باز کنند و دسترسی به داده‌های هواشناسی نجات‌بخش را دموکراتیزه کنند.

آژانس‌های ملی پیش‌بینی

اولویت‌دهی به ادغام عملیاتی هوش مصنوعی برای تولید مجموعه‌های احتمالی عظیم.

آژانس‌هایی مانند ECMWF و WMO هوش مصنوعی را نه به عنوان جایگزینی برای هواشناسی سنتی، بلکه به عنوان ابزاری برای گسترش رادیکال پیش‌بینی گروهی می‌بینند. از آنجایی که مدل‌های هوش مصنوعی در عرض چند ثانیه اجرا می‌شوند، آژانس‌ها می‌توانند آن‌ها را صدها بار با شرایط اولیه کمی مختل شده اجرا کنند و تصویر بسیار واضح‌تری از احتمال و ریسک ایجاد کنند. با این حال، این آژانس‌ها در مورد جایگزینی کامل سیستم‌های قدیمی محتاط هستند و رویکرد ترکیبی را ترجیح می‌دهند که در آن هوش مصنوعی گسترش احتمالی سریع را فراهم می‌کند و مدل‌های سنتی محدودیت‌های فیزیکی را تأیید می‌کنند.

فیزیکدانان جوی

هشدار در مورد تکیه بر مدل‌هایی که ذاتاً قوانین فیزیک را درک نمی‌کنند.

هواشناسان و فیزیکدانان سنتی تأکید می‌کنند که مدل‌های هوش مصنوعی اساساً درون‌یاب هستند: آن‌ها آنچه را که معمولاً بر اساس داده‌های تاریخی اتفاق می‌افتد، پیش‌بینی می‌کنند. این امر آن‌ها را به شدت مستعد «هموارسازی غیرفیزیکی» می‌کند، جایی که مدل شدت رویدادهای شدید بی‌سابقه را دست کم می‌گیرد زیرا هرگز آن‌ها را قبلاً ندیده است. این گروه استدلال می‌کند که با توجه به اینکه تغییرات آب و هوایی جو را به قلمروهای ناشناخته سوق می‌دهد، تکیه بر مدل‌هایی که قوانین اساسی ترمودینامیک و دینامیک سیالات را رمزگذاری نمی‌کنند، خطر جدی برای ایمنی عمومی در طول رویدادهای پرت ایجاد می‌کند.

آنچه نمی‌دانیم

  • اینکه آیا مدل‌های هوش مصنوعی می‌توانند برای پیش‌بینی دقیق رویدادهای آب و هوایی شدید بی‌سابقه‌ای که کاملاً خارج از داده‌های آموزشی تاریخی آن‌ها قرار می‌گیرند، آموزش داده شوند یا خیر.
  • اینکه مدل‌های ترکیبی که تشخیص الگوی هوش مصنوعی را با محدودیت‌های مبتنی بر فیزیک ترکیب می‌کنند، چقدر سریع می‌توانند توسط آژانس‌های ملی به طور کامل عملیاتی شوند.
  • شکاف عملکرد دقیق بین مدل‌های هوش مصنوعی و فیزیکی در مورد متغیرهای سطحی بسیار محلی و مقیاس دقیق مانند شدت بارش.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

آزمایشگاه‌های تحقیقاتی هوش مصنوعی 45%آژانس‌های ملی پیش‌بینی 35%فیزیکدانان جوی 20%
  1. [1]Natureآزمایشگاه‌های تحقیقاتی هوش مصنوعی

    Accurate medium-range global weather forecasting with 3D neural networks

    مطالعه در Nature
  2. [2]Scienceآزمایشگاه‌های تحقیقاتی هوش مصنوعی

    Learning skillful medium-range global weather forecasting

    مطالعه در Science
  3. [3]arXivآژانس‌های ملی پیش‌بینی

    AIFS-ECMWF's data-driven forecasting system

    مطالعه در arXiv
  4. [4]Natureآزمایشگاه‌های تحقیقاتی هوش مصنوعی

    GenCast: Diffusion-based ensemble forecasting for medium-range weather

    مطالعه در Nature
  5. [5]arXivآژانس‌های ملی پیش‌بینی

    FourCastNet: A Global Data-driven High-resolution Weather Model using Adaptive Fourier Neural Operators

    مطالعه در arXiv
  6. [6]تیم سردبیری کوهستانآژانس‌های ملی پیش‌بینی

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت تحلیل داده اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.