چهار روشی که یک کشور صلاحیت اجباری دیوان بینالمللی دادگستری را میپذیرد
اگرچه دیوان بینالمللی دادگستری رکن اصلی قضایی سازمان ملل متحد است، اما فاقد اقتدار خودکار بر کشورهای مستقل است. در عوض، صلاحیت اجباری آن کاملاً بر پایه رضایت کشورها بنا شده است که از طریق چهار سازوکار حقوقی مشخص ابراز میشود.
به قلم زهرا کیانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حقوقدانان بینالمللی
- تأکید میکنند که اقتدار دیوان بینالمللی دادگستری کاملاً مبتنی بر رضایت است و صلاحیت «اجباری» تنها پس از آن اعمال میشود که یک کشور داوطلبانه ورود به این سیستم را انتخاب کرده باشد.
- چارچوب نهادی
- بر سازوکارهای قانونی و قواعد آیین دادرسی تمرکز دارد که بر چگونگی طرح رسمی پروندهها در پیشگاه دیوان حاکم است.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- کشورهایی که از به رسمیت شناختن صلاحیت دیوان بینالمللی دادگستری امتناع میورزند
هنگامی که نمایندگان در بهار سال ۱۹۴۵ در سانفرانسیسکو گرد هم آمدند تا اساسنامه دیوان بینالمللی دادگستری را تدوین کنند، با یک مشکل بنیادین در حقوق بینالملل مواجه شدند: چگونه میتوان یک دادگاه جهانی ایجاد کرد بدون آنکه برابری حاکمیتی کشورهای مستقل نقض شود. راهحلی که آنها طراحی کردند و در ماده ۳۶ اساسنامه دیوان مدون شد، مدل داخلی اقتدار قضایی خودکار را رد کرد. در عوض، آنها سیستمی ساختند که کاملاً به رضایت کشورها وابسته بود. امروزه، در داخل تالار بزرگ عدالت در کاخ صلح لاهه، پانزده قاضی دیوان بینالمللی دادگستری نمیتوانند صرفاً به دلیل وجود یک مناقشه حقوقی، به یک پرونده ترافعی میان کشورها رسیدگی کنند. آنها تنها در صورتی میتوانند وارد عمل شوند که کشورهای درگیر، صلاحیت اجباری دیوان را از طریق یکی از چهار سازوکار حقوقی مشخص به طور فعال پذیرفته باشند.[1][3]
مستقیمترین روش اعطای صلاحیت، از طریق یک توافق ویژه است که در رویه دیپلماتیک به عنوان موافقتنامه خاص (compromis) شناخته میشود. بر اساس بند ۱ ماده ۳۶ اساسنامه دیوان، دو کشوری که با یک مناقشه فعال روبرو هستند میتوانند درباره یک معاهده دوجانبه مذاکره کنند که صراحتاً همان موضوع واحد را به دیوان ارجاع میدهد. این سازوکار نیازی به تعهد قبلی به قضاوت بینالمللی ندارد. کشورها پرسش حقوقی دقیقی را که قضات باید به آن پاسخ دهند مشخص میکنند و بدین ترتیب اطمینان حاصل میشود که دیوان نمیتواند از مرزهای آنچه طرفین مایل به طرح دعوی درباره آن هستند، فراتر رود. از آنجا که هر دو طرف به طور فعال تصمیم به ارجاع پرونده گرفتهاند، میزان تبعیت از حکم نهایی از نظر تاریخی بالاست.[1]
مسیر دوم که آن نیز بر پایه بند ۱ ماده ۳۶ استوار است، از طریق شروط ارجاعی (compromissory clauses) گنجانده شده در معاهدات بینالمللی گستردهتر عمل میکند. هنگامی که کشورها توافقنامههایی را در موضوعات مختلف از روابط دیپلماتیک گرفته تا پیشگیری از نسلکشی تدوین میکنند، غالباً مادهای را در آن میگنجانند که تصریح میکند هرگونه مناقشه آینده بر سر تفسیر یا اجرای آن معاهده خاص به دیوان بینالمللی دادگستری ارجاع خواهد شد. اگر کشوری معاهدهای حاوی چنین شرطی را امضا و تصویب کند بدون آنکه حق شرطی (reservation) برای آن قائل شود، پیشاپیش رضایت داده است که در مورد آن موضوع مورد پیگرد قرار گیرد. این سازوکار عامل شکلگیری برخی از مهمترین پروندههای اخیر دیوان بوده است، زیرا کشورها از نقض معاهدات خاص برای کشاندن رقبای بیمیل خود به پیشگاه این دادگاه استفاده میکنند.[2]
سومین و پیچیدهترین سازوکار، شرط اختیاری است که در بند ۲ ماده ۳۶ اساسنامه تعریف شده است. این ماده به یک کشور اجازه میدهد تا با صدور یک اعلامیه عمومی یکجانبه، صلاحیت دیوان را به عنوان صلاحیتی اجباری «به خودی خود و بدون توافق ویژه» (ipso facto) برای تمامی مناقشات حقوقی به رسمیت بشناسد. با این حال، این پذیرش کاملاً بر اساس اصل عمل متقابل عمل میکند. کشوری که اعلامیه شرط اختیاری صادر کرده است، تنها میتواند توسط کشور دیگری مورد پیگرد قرار گیرد که اعلامیهای سازگار با آن صادر کرده باشد. علاوه بر این، کشورها مجازند شروطی را به این اعلامیهها ضمیمه کنند و انواع خاصی از مناقشات یا رقبای مشخصی را از دسترس دیوان خارج سازند.[1]
سومین و پیچیدهترین سازوکار، شرط اختیاری است که در بند ۲ ماده ۳۶ اساسنامه تعریف شده است.
سیستم شرط اختیاری به گونهای طراحی شده بود که به تدریج شبکهای از صلاحیت جهانی ایجاد کند، اما رویه کشورها این شبکه را محدود نگه داشته است. تا سال ۲۰۲۶، تنها ۷۵ کشور از ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل متحد اعلامیههای فعال بند ۲ ماده ۳۶ را حفظ کردهاند. قدرتهای بزرگ غالباً در مواجهه با دعاوی نامطلوب، اعلامیههای خود را پس گرفتهاند؛ ایالات متحده در سال ۱۹۸۵ پس از صدور حکم دیوان در پرونده نیکاراگوئه، پذیرش خود را به شکلی معروف لغو کرد. در نتیجه، شرط اختیاری نه به عنوان یک دستورالعمل جهانی، بلکه به عنوان شبکهای از همگسیخته از رضایتهای همپوشان عمل میکند که به شدت توسط احتیاط دیپلماتیک فیلتر شده است.[2][3]
روش چهارم که با عنوان «صلاحیت مبتنی بر رضایت موخر» (forum prorogatum) شناخته میشود، شکلی از رضایت ضمنی یا بعدی را نشان میدهد. اگر کشوری علیه کشور دیگری که پیشتر صلاحیت دیوان را نپذیرفته است دادخواستی ارائه دهد، دیوان نمیتواند به طور خودکار به آن رسیدگی کند. با این حال، اگر کشور خوانده متعاقباً با روند دادرسی موافقت کند - چه از طریق یک بیانیه صریح و چه با مشارکت فعال در دعوی بدون اعتراض به صلاحیت - دیوان اختیار رسیدگی به پرونده را به دست میآورد. این قاعده تضمین میکند که فقدان پذیرش رسمی قبلی، مانع از آن نمیشود که دو کشور مایل، پس از بروز واقعی یک مناقشه، از دیوان استفاده کنند.[1]
واقعیت عملی این چارچوب آن است که بسیاری از شدیدترین مناقشات ژئوپلیتیکی جهان کاملاً خارج از حیطه اختیارات دیوان بینالمللی دادگستری باقی میمانند. هنگامی که یک مناقشه شامل کشوری میشود که شرط اختیاری را نپذیرفته و معاهده مرتبطی حاوی شرط ارجاعی را امضا نکرده است، دیوان بدون توجه به شدت اتهامات یا وضوح حقوق بینالمللِ در معرض خطر، در مداخله ناتوان است. این مانع صلاحیتی غالباً مدافعان حقوق بشر و ناظران بینالمللی را که در طول بحرانهای جهانی برای دریافت احکام قطعی به دیوان چشم دوختهاند، ناامید میکند. با این وجود، پایبندی دقیق دیوان به مرزهای رضایت کشورها دقیقاً همان چیزی است که مشروعیت آن را در میان کشورهایی که تصمیم به استفاده از آن میگیرند، حفظ میکند.[2]
بنابراین، اصطلاح «صلاحیت اجباری» در حقوق بینالملل تا حدودی یک نامگذاری اشتباه است. همانطور که حقوقدانان خاطرنشان میکنند، این صلاحیت تنها پس از آن اجباری است که یک کشور داوطلبانه انتخاب کرده باشد که به آن پایبند بماند. هنگامی که این رضایت اعطا شد و مناقشهای مشمول آن پدیدار گشت، کشور نمیتواند برای اجتناب از یک پرونده خاص به صورت یکجانبه از آن خارج شود. همین تعهد الزامآور است که تنها با انتخاب حاکمیتی قبلی فعال میشود و شالوده اقتدار دیوان بینالمللی دادگستری را تشکیل میدهد. دیوان همچنان رکن اصلی قضایی سازمان ملل متحد باقی میماند، اما دامنه نفوذ آن دقیقاً تا جایی گسترش مییابد که جامعه بینالمللی اجازه میدهد.[4]
نکات کلیدی
- دیوان بینالمللی دادگستری فاقد صلاحیت خودکار بر کشورهای مستقل است؛ اقتدار آن کاملاً به رضایت کشورها بستگی دارد.
- کشورها میتوانند از طریق یک توافق ویژه (موافقتنامه خاص یا compromis) برای حل یک مناقشه مشخص و موجود، به دیوان صلاحیت اعطا کنند.
- صلاحیت دیوان میتواند از پیش و از طریق شروط ارجاعی (compromissory clauses) گنجانده شده در معاهدات بینالمللی برقرار شود.
- بر اساس شرط اختیاری (ماده ۳۶ بند ۲)، کشورها میتوانند به صورت یکجانبه و بر پایه عمل متقابل، صلاحیت اجباری دیوان را بپذیرند.
- در حال حاضر تنها ۷۵ کشور از ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل متحد، اعلامیههای فعال شرط اختیاری را حفظ کردهاند.
- از طریق قاعده «صلاحیت مبتنی بر رضایت موخر» (forum prorogatum)، یک کشور میتواند پس از طرح دعوی علیه خود، به صلاحیت دیوان رضایت دهد.
چرا مهم است
درک چگونگی کسب صلاحیت توسط دیوان بینالمللی دادگستری روشن میسازد که چرا برخی از مناقشات بینالمللی به احکام حقوقی الزامآور ختم میشوند، در حالی که برخی دیگر کاملاً خارج از دسترس دادگاههای جهانی باقی میمانند. محدودیتهای این سیستم مبتنی بر رضایت، مرزهای خود حقوق بینالملل را تعیین میکند.
منابع
[1]International Court of Justiceچارچوب نهادیBasis of the Court's Jurisdiction
مطالعه در International Court of Justice →
[2]Northeastern Universityچارچوب نهادیInternational Court of Justice
مطالعه در Northeastern University →
[3]Wikipediaچارچوب نهادیInternational Court of Justice
مطالعه در Wikipedia →
[4]تیم سردبیری کوهستانچارچوب نهادیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در اخبار و سیاست
مشاهده همه →اجلاس بریکس
تصویب بیانیه مشترک بریکس در دهلینو؛ تاکید بر راهحلهای مسالمتآمیز در خاورمیانه
4 منبع
اصالتسنجی دیجیتال
محدودیتهای ساختاری تشخیص دیپفیک و گذار به اصالتسنجی رمزنگاریشده
5 منبع
بودجه دفاعی
تصویب لایحه ۱.۱۵ تریلیون دلاری دفاعی در مجلس نمایندگان و رأی به تغییر نام پنتاگون به «وزارت جنگ»
6 منبع
دریای خزر
حمله اوکراین به کشتی باری ایران و ناو جنگی روسیه در دریای خزر
7 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





