گاف رسانههای حکومتی؛ انتشار شعر «تلهگذاریشده» با پیام پنهان علیه خامنهای
رسانههای حکومتی ایران شعری را به عنوان پیشگویی علی خامنهای از مرگ خود منتشر کردند که کاربران متوجه شدند حروف اول مصرعهای آن، پیام «من علی خامنهای زاده شیطانم» را میسازد.
به قلم مریم علوی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- فعالان و کاربران منتقد
- استفاده از طنز و تکنیکهای ادبی برای به چالش کشیدن ماشین تبلیغاتی حکومت و افشای ناکارآمدی آن.
- ناظران و درستیسنجها
- تحلیل فنی چگونگی نفوذ محتوای جعلی به رسانههای رسمی و بررسی آسیبپذیری فیلترهای سردبیری.
چرا مهم است
این رویداد نشاندهنده آسیبپذیری رسانههای رسمی در برابر نفوذ سایبری و طنز انتقادی است و قدرت شبکههای اجتماعی را در به چالش کشیدن روایتهای حکومتی برجسته میکند.
تلاش ماشین تبلیغاتی و رسانههای حکومتی برای اسطورهسازی از علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، با یک گاف بیسابقه و حیرتانگیز رسانهای به یک رسوایی تمامعیار تبلیغاتی تبدیل شد. ماجرا از آنجا آغاز شد که در روزهای گذشته، شبکهای از رسانههای همسو با حاکمیت و کانالهای تلگرامی وابسته به نهادهای امنیتی، مثنوی کوتاهی را با آب و تاب فراوان منتشر کردند. آنها در توضیحات این شعر مدعی شدند که این ابیات، دستنوشتهای به جا مانده و پیشگویی دقیق او از مرگ و «شهادت» خودش بوده است. هدف از این کارزار هماهنگ، ایجاد یک هاله عرفانی و معنوی پیرامون رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی در افکار عمومی بود تا از این طریق، پایگاه اجتماعی متزلزل حکومت را در دوران گذار تقویت کنند.[1]
با این حال، این مرثیه حماسی که قرار بود احساسات مذهبی و ملی را تحریک کند، خیلی زود در فضای بیرحم و شفاف شبکههای اجتماعی به ضد خود تبدیل شد. کاربران تیزبین اینترنت با بررسی دقیقتر متن این شعر و کالبدشکافی ساختار ادبی آن، متوجه شدند که یک پیام پنهان و کاملا متضاد با روایت رسمی در تار و پود این ابیات تعبیه شده است. این کشف ناگهانی، مسیر انتشار خبر را به طور کامل تغییر داد و توجه افکار عمومی را از محتوای ظاهری شعر به سمت نبوغ نهفته در پس این فریب رسانهای جلب کرد. رسانههایی که تا چند ساعت پیش با افتخار این شعر را بازنشر میکردند، ناگهان خود را در مرکز یک بحران اعتبار و تمسخر عمومی یافتند.[1]
پیام مخفی شده در این مثنوی با استفاده از تکنیک ادبی و کلاسیک موشح (آکروستیک) پنهان شده بود؛ روشی که در تاریخ ادبیات فارسی سابقه طولانی دارد و شاعران برای پنهان کردن نام خود یا پیامهای خاص از آن بهره میبردند. به این معنا که با کنار هم قرار دادن حروف اول هر مصرع از این مثنوی به صورت عمودی، یک جمله معنادار و مستقل شکل میگرفت. کاربران شبکههای اجتماعی با استخراج این حروف و کنار هم چیدن آنها، به عبارت صریح «من علی خامنهای زاده شیطانم» رسیدند. این کشف نشان داد که شعر مذکور نه تنها یک دستنوشته عرفانی نبوده، بلکه یک بیانیه تند سیاسی است که با ظرافت تمام در قالب کلمات مذهبی و حماسی بستهبندی شده بود تا از سد سانسور عبور کند.[1][2]
انتشار خبر کشف این پیام پنهان، موجی از واکنشهای طنزآمیز و انتقادی را در فضای مجازی فارسیزبان به همراه داشت و به سرعت به ترند اصلی شبکههای اجتماعی تبدیل شد. شعری که ماشین تبلیغاتی نظام قصد داشت آن را به عنوان یک سند معنوی و الهی در مدح رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی در کتابهای درسی و تاریخ ثبت کند، در کسری از ثانیه به ابزاری قدرتمند برای تمسخر کل سیستم ارتباطی حکومت تبدیل شد. کاربران با ساختن میمهای اینترنتی و بازنشر گسترده اسکرینشاتهایی از خبرگزاریهای رسمی که این شعر را منتشر کرده بودند، ناکارآمدی و فقدان سواد رسانهای در بالاترین سطوح رسانههای دولتی را به رخ کشیدند و این اتفاق را یک پیروزی بزرگ در جنگ روایتها نامیدند.[1]
انتشار خبر کشف این پیام پنهان، موجی از واکنشهای طنزآمیز و انتقادی را در فضای مجازی فارسیزبان به همراه داشت و به سرعت به ترند اصلی شبکههای اجتماعی تبدیل شد.
در پی بالا گرفتن این جنجال، پلتفرمهای مستقل درستیسنجی از جمله «فکتنامه» با ورود تخصصی به این موضوع، ابعاد فنی و تحلیلی دیگری از این رویداد را برای مخاطبان روشن کردند. بررسیهای دقیق این ناظران نشان داد که این شعر در واقع یک «تلهگذاری» هوشمندانه و از پیش طراحیشده بوده است. این محتوا توسط مخالفان یا منتقدان ناشناس تولید شده و سپس با استفاده از تکنیکهای مهندسی اجتماعی، در گروهها و شبکههای اجتماعی نزدیک به حامیان حکومت رها شده بود. هدف طراحان این بود که ببینند آیا میتوانند با استفاده از کلیدواژههای مطلوب حاکمیت، رسانههای رسمی را فریب داده و آنها را به انتشار محتوایی علیه خودشان وادار کنند یا خیر؛ آزمایشی که با موفقیت کامل همراه شد.[2]
سازوکار این فریب رسانهای بر پایه شناخت عمیق و روانشناختی از نیازهای تبلیغاتی و استیصال حکومت در دوران پس از مرگ علی خامنهای استوار بود. طراحان این شعر با هوشمندی تمام، از واژگان، استعارهها و مفاهیمی استفاده کردند که دقیقا با ادبیات رسمی و ایدئولوژی حاکم همخوانی داشت. متنی که آنها تولید کردند، در نگاه اول و خوانش سطحی، کاملا همسو با سیاستهای حاکمیت به نظر میرسید و هیچ نشانه آشکاری از مخالفت در آن دیده نمیشد. این همرنگی با محیط، باعث شد تا سیستمهای هشداردهنده و فیلترهای امنیتی رسانههای دولتی که معمولا نسبت به هرگونه محتوای انتقادی حساس هستند، در برابر این متن کاملا خنثی و فلج عمل کنند و راه را برای انتشار گسترده آن باز بگذارند.[2]
عطش سیریناپذیر رسانههای دولتی و حامیان حکومت برای یافتن و انتشار سریع هرگونه محتوایی که بتواند روایتهای رسمی را تایید و تقویت کند، پاشنه آشیل آنها در این ماجرا بود. سردبیران و مدیران این رسانهها، بدون انجام کمترین راستیآزمایی یا بررسی دقیق ساختار ادبی شعر، آن را به عنوان یک سند تاریخی و کشف مهم منتشر کردند. این شتابزدگی برای پیشگام بودن در انتشار یک خبر «مقدس»، باعث شد تا فیلترهای نظارتی و حرفهای این رسانهها به طور کامل دور زده شود. پس از افشای حقیقت، این رسانهها در اقدامی دستپاچه و هماهنگ شروع به حذف خبر از خروجیهای خود کردند، اما ردپای دیجیتال این گاف بزرگ پیش از آن توسط هزاران کاربر ثبت و بایگانی شده بود.[1][2]
این رویداد فراتر از یک شوخی اینترنتی، نشاندهنده سطح جدید و پیچیدهای از تقابل در فضای دیجیتال ایران است. در شرایطی که حکومت با صرف بودجههای کلان تلاش میکند فضای رسانهای را کنترل و روایتهای خود را تحمیل کند، مخالفان با استفاده از ابزارهای ادبی، طنز و خلاقیت، نه تنها این روایتها را به چالش میکشند، بلکه ماشین تبلیغاتی نظام را به سلاحی علیه خودش تبدیل میکنند. این گاف رسانهای ثابت کرد که در عصر ارتباطات، سانسور و کنترل یکسویه اطلاعات تا چه حد شکننده است و چگونه یک جامعه مدنی هوشمند میتواند با کمترین امکانات، هژمونی رسانهای یک ساختار متصلب را در هم بشکند و آن را در پیشگاه افکار عمومی بیاعتبار سازد.[2]
بررسی عمیق دیدگاهها
کاربران و فعالان شبکههای اجتماعی
این گروه رویداد را یک پیروزی در جنگ روایتها و نشانهای از ناکارآمدی رسانههای دولتی میدانند.
برای بسیاری از کاربران ایرانی، این اتفاق فراتر از یک شوخی ساده اینترنتی بود. آنها این گاف را نمادی از شتابزدگی و فقدان سواد رسانهای در میان بوقهای تبلیغاتی حکومت ارزیابی کردند. فعالان سایبری با بازنشر گسترده این شعر و برجسته کردن حروف اول، توانستند روایتی را که قرار بود به اسطورهسازی از رهبر پیشین کمک کند، به ابزاری برای تمسخر سیستم تبدیل کنند.
ناظران و پلتفرمهای درستیسنجی
تمرکز این گروه بر ردیابی منشأ انتشار و چگونگی فریب خوردن رسانههای رسمی است.
پلتفرمهایی مانند فکتنامه با بررسی مسیر انتشار این شعر، نشان دادند که چگونه محتوای تولید شده توسط مخالفان میتواند با استفاده از کلیدواژههای مورد علاقه حکومت، از فیلترهای سردبیری عبور کند. این ناظران تاکید میکنند که عطش رسانههای دولتی برای یافتن و انتشار هرگونه محتوای تاییدکننده روایتهای رسمی، آنها را در برابر چنین «تلهگذاریهایی» به شدت آسیبپذیر کرده است.
نکات کلیدی
- رسانههای حکومتی شعری را به عنوان دستنوشته و پیشگویی علی خامنهای از مرگ خود منتشر کردند.
- کاربران شبکههای اجتماعی با کنار هم قرار دادن حروف اول مصرعها، پیام پنهان آن را کشف کردند.
- پیام مخفی شده در این مثنوی عبارت «من علی خامنهای زاده شیطانم» بود.
- پلتفرمهای درستیسنجی این اقدام را یک «تلهگذاری» موفق برای فریب رسانههای رسمی توصیف کردند.
منابع
[1]Iran Internationalفعالان و کاربران منتقدپیام پنهان در مثنوی منسوب به خامنهای: «من زاده شیطانم»
مطالعه در Iran International →
[2]Gooya Newsناظران و درستیسنجهادرباره شعر «تلهگذاریشده» منتسب به رهبر پیشین جمهوری اسلامی چه میدانیم؟
مطالعه در Gooya News →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت اخبار و سیاست اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

