رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستانروانشناسی شهریکالبدشکافی۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۱۱· 6 دقیقه مطالعه· #1 از 2 در زندگی شهری

کالبدشکافی «روانشناسی نشستن»: چگونه طراحی یک نیمکت، رفتار اجتماعی ما را کنترل می‌کند؟

طراحی فضاهای عمومی تصادفی نیست؛ نیمکت‌ها و مبلمان شهری با استفاده از مفاهیم «جامعه‌گرا» و «جامعه‌گریز»، تعاملات ما را شکل می‌دهند یا ما را از یکدیگر دور می‌کنند.

به قلم الناز احمدی

حامیان تعاملات اجتماعی 40%مدافعان حریم فردی 30%منتقدان معماری متخاصم 30%
حامیان تعاملات اجتماعی
معتقدند فضاهای عمومی باید با رویکرد جامعه‌گرا طراحی شوند تا انزوای شهری را کاهش دهند.
مدافعان حریم فردی
تأکید دارند که فضاهای جامعه‌گریز برای حفظ آرامش روانی و جلوگیری از اضافه‌بار شناختی ضروری‌اند.
منتقدان معماری متخاصم
استفاده از طراحی دفاعی را غیرانسانی دانسته و معتقدند این رویکرد به اقشار آسیب‌پذیر صدمه می‌زند.

نکات کلیدی

  1. طراحی مبلمان شهری تصادفی نیست و مستقیماً بر میزان تعاملات اجتماعی شهروندان تأثیر می‌گذارد.
  2. فضاهای جامعه‌گرا (Sociopetal) با تسهیل تماس چشمی، به عنوان پادزهری برای تنهایی شهری عمل می‌کنند.
  3. فضاهای جامعه‌گریز (Sociofugal) برای تأمین حریم خصوصی و کاهش اضافه‌بار شناختی در محیط‌های شلوغ ضروری‌اند.
  4. معماری متخاصم با هدف حذف افراد بی‌خانمان، در نهایت فضای شهر را برای سالمندان و افراد دارای معلولیت نیز غیرقابل استفاده می‌کند.
  5. شهرهای موفق ترکیبی متعادل از فضاهای تعاملی و فضاهای خلوت را بدون استفاده از طراحی‌های طردکننده ارائه می‌دهند.

دفعه بعد که در یک میدان شلوغ شهر یا یک پارک عمومی قدم می‌زنید، به نیمکت‌ها نگاه کنید. یک نیمکت هرگز فقط یک تکه چوب یا فلز برای استراحت نیست؛ بلکه ابزاری قدرتمند برای مهندسی رفتار اجتماعی است. طراحی فضاهای عمومی، یک زبان پنهان دارد که بدون استفاده از کلمات، به ما دیکته می‌کند که آیا اجازه داریم با دیگران ارتباط برقرار کنیم، یا باید در انزوای خود فرو برویم. تنش اصلی در طراحی شهری امروز، تقابل میان فضاهایی است که ما را به هم پیوند می‌دهند و فضاهایی که ما را از یکدیگر دور می‌سازند [6].[6]

برای درک این زبان پنهان، باید به سال ۱۹۵۷ و یک بیمارستان روانی در ساسکاچوان کانادا بازگردیم. همفری آزموند (Humphry Osmond)، روانپزشک بریتانیایی، متوجه شد که چیدمان فیزیکی مبلمان در بخش‌های بیمارستان، تأثیر مستقیمی بر رفتار بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی دارد. او مشاهده کرد که برخی از چیدمان‌ها بیماران را به انزوا و عقب‌نشینی تشویق می‌کنند، در حالی که برخی دیگر باعث شکل‌گیری روابط و گفتگو می‌شوند [2]. آزموند با الهام از تحقیقات جانورشناسی در مورد تأثیر زیستگاه بر رفتار حیوانات، تصمیم گرفت این مفاهیم را در معماری انسانی فرموله کند [2].[2]

آزموند دو واژه کلیدی را ابداع کرد که تا امروز پایه و اساس روانشناسی محیطی را تشکیل می‌دهند: فضاهای «جامعه‌گرا» (Sociopetal) و فضاهای «جامعه‌گریز» (Sociofugal). واژه Sociopetal از ریشه لاتین به معنای «مرکزگرا» گرفته شده است؛ فضاهایی که افراد را به سمت یکدیگر می‌کشند و تماس چشمی و تعامل چهره‌به‌چهره را تسهیل می‌کنند. در مقابل، Sociofugal به معنای «گریز از مرکز» است؛ فضاهایی که افراد را از هم دور کرده و ارتباط را دشوار می‌سازند [1].[1]

مکانیسم یک فضای جامعه‌گرا بر اساس هندسه و زاویه دید کار می‌کند. نیمکت‌هایی که به شکل U یا دایره چیده شده‌اند، صندلی‌های متحرک در یک کافه پیاده‌رو، یا پله‌های عریض یک آمفی‌تئاتر روباز، همگی نمونه‌هایی از طراحی جامعه‌گرا هستند. در این فضاها، هندسه محیط به گونه‌ای است که افراد را به صورت ناخودآگاه در موقعیتی قرار می‌دهد که شروع یک گفتگوی تصادفی برایشان طبیعی و بی‌تکلف جلوه کند [1]. این طراحی، به ویژه در شهرهای مدرن که از اپیدمی تنهایی رنج می‌برند، می‌تواند به عنوان یک پادزهر قدرتمند و بدون هزینه عمل کند [6].[1][6]

ویلیام وایت (William Whyte)، شهرساز برجسته، در پروژه معروف خود با نام «زندگی اجتماعی فضاهای کوچک شهری»، با دوربین‌های تایم‌لپس رفتار مردم را در میدان‌های نیویورک ثبت کرد. او به یک نتیجه شگفت‌انگیز رسید: مردم دوست دارند دقیقاً در مسیر جریان‌های اصلی عابران پیاده بنشینند و گفتگو کنند. برخلاف تصور مهندسان ترافیک که نشستن و عبور و مرور را در تضاد با هم می‌دیدند، وایت ثابت کرد که شلوغی ملایم و امکان تماشای دیگران، جذاب‌ترین ویژگی یک فضای عمومی است [4]. فضاهای جامعه‌گرای موفق، حق انتخاب را به شهروندان می‌دهند؛ صندلی‌های متحرکی که افراد می‌توانند آن‌ها را به دلخواه خود جابه‌جا کنند، بالاترین سطح از راحتی اجتماعی را فراهم می‌آورند [4].[4]

ویلیام وایت (William Whyte)، شهرساز برجسته، در پروژه معروف خود با نام «زندگی اجتماعی فضاهای کوچک شهری»، با دوربین‌های تایم‌لپس رفتار مردم را در میدان‌های نیویورک ثبت کرد.

با این حال، فضاهای جامعه‌گریز (Sociofugal) لزوماً فضاهای بدی نیستند. انسان‌ها موجودات پیچیده‌ای هستند که به حریم خصوصی و زمان‌هایی برای پردازش ذهنی نیاز دارند. ادوارد هال (Edward Hall)، انسان‌شناس و مبدع علم «پراگزمیکس» (Proxemics) یا حریم‌شناسی، استدلال می‌کند که یک فضای کاملاً جامعه‌گرا می‌تواند برای افراد درون‌گرا یا کسانی که دچار اضافه‌بار شناختی شده‌اند، طاقت‌فرسا باشد [3]. صندلی‌های فرودگاه که همگی رو به یک جهت چیده شده‌اند، میزهای مطالعه انفرادی در کتابخانه‌ها، یا نیمکت‌های خطی در ایستگاه‌های مترو، همگی کارکردی حیاتی دارند: آن‌ها به ما اجازه می‌دهند در یک فضای شلوغ حضور داشته باشیم، بدون اینکه مجبور به تعامل اجتماعی شویم [3].[3]

این مفهوم تحت عنوان «حریم خصوصی در عرصه عمومی» شناخته می‌شود. نیمکت‌هایی که دارای پشتی‌های دوطرفه و مخالف هم هستند، سیگنال ظریفی ارسال می‌کنند: «شما می‌توانید اینجا باشید، اما در حباب ذهنی خودتان بمانید». این نوع طراحی به افراد اجازه می‌دهد تا بدون احساس فشار برای برقراری ارتباط، در محیط شهری مکث کنند و خستگی خود را در کنند [3]. بنابراین، یک شهر سالم شهری نیست که تمام فضاهای آن جامعه‌گرا باشد، بلکه شهری است که تنوعی از انتخاب‌ها را برای حالات روانی مختلف شهروندانش فراهم کند [6].[3][6]

اما تنش واقعی زمانی آغاز می‌شود که طراحی جامعه‌گریز، از مرز ایجاد حریم خصوصی عبور کرده و به ابزاری برای طرد و کنترل تبدیل می‌شود؛ پدیده‌ای که به آن «معماری متخاصم» (Hostile Architecture) یا طراحی دفاعی می‌گویند. این استراتژی شهری، از عناصر فیزیکی برای جلوگیری از رفتارهای خاص و حذف گروه‌های «نامطلوب» از فضاهای عمومی استفاده می‌کند [5]. هدف پنهان این نوع معماری، مهندسی اجتماعی از طریق مهندسی عمران است [5].[5]

نمودهای معماری متخاصم اغلب در نگاه اول نامرئی هستند، اما برای کسانی که به فضای عمومی وابسته‌اند، به شدت آزاردهنده‌اند. میخ‌های فلزی نصب شده در طاقچه‌ها، نیمکت‌هایی با شیب تند که نشستن طولانی‌مدت را غیرممکن می‌کنند، دسته‌های فلزی که در وسط نیمکت‌ها قرار داده شده‌اند تا مانع از دراز کشیدن افراد شوند، و حتی استفاده از آب‌پاش‌های زمان‌دار در پیاده‌روها، همگی نمونه‌هایی از این رویکرد هستند [5]. این طراحی‌ها پیام روشنی ارسال می‌کنند: «شما در اینجا خوش‌آمد نیستید» [5].[5]

اگرچه هدف اولیه معماری متخاصم معمولاً دور کردن افراد بی‌خانمان و کارتن‌خواب‌ها از دیدرس عموم است، اما ترکش‌های این طراحی به گروه‌های بسیار وسیع‌تری اصابت می‌کند. این نوع معماری، شهر را برای سالمندان، زنان باردار، افراد دارای معلولیت حرکتی، و والدینی که با کودکان خردسال تردد می‌کنند، به شدت ناامن و غیرقابل استفاده می‌سازد [6]. وقتی یک نیمکت به گونه‌ای طراحی می‌شود که استراحت روی آن ناراحت‌کننده باشد، یک سالمند که در میانه راه نیاز به مکث دارد نیز از حقوق شهروندی خود محروم می‌شود [6].[6]

منتقدان استدلال می‌کنند که معماری متخاصم یک راه‌حل شکست‌خورده است، زیرا ریشه‌های بحران‌هایی مانند بی‌خانمانی را حل نمی‌کند، بلکه تنها آن‌ها را از یک محله به محله‌ای دیگر منتقل می‌کند [5]. این رویکرد، فضای عمومی را که باید نماد دموکراسی و برابری باشد، به یک محیط پولی و خصوصی‌سازی‌شده تبدیل می‌کند که در آن تنها کسانی حق حضور دارند که در حال مصرف یا عبور سریع هستند. در واقع، معماری متخاصم، شهر را از یک «مکان ماندن» به یک «مسیر عبور» تقلیل می‌دهد [5].[5]

در نهایت، کالبدشکافی روانشناسی نشستن در شهرها به ما می‌آموزد که طراحی مبلمان شهری یک انتخاب اخلاقی است. شهرهای پیشرو در جهان در حال بازگشت به اصول طراحی جامعه‌گرا هستند؛ ایجاد فضاهایی با صندلی‌های متحرک، نیمکت‌های چوبی عریض، و چیدمان‌های دایره‌ای که افراد را به مکث و گفتگو دعوت می‌کنند [6]. یک فضای عمومی موفق، فضایی است که با شفقت طراحی شده باشد، نه با کنترل. فضایی که به جای ساختن موانع فیزیکی برای دور کردن انسان‌ها، زیرساخت‌هایی برای پیوند دادن آن‌ها فراهم کند و همزمان، گوشه‌هایی دنج برای خلوت و آرامش در اختیارشان بگذارد [6].[6]

اصطلاحات کلیدی

فضای جامعه‌گرا (Sociopetal Space)
محیطی که طراحی و چیدمان آن، افراد را به دور هم جمع شدن و برقراری ارتباط اجتماعی تشویق می‌کند.
فضای جامعه‌گریز (Sociofugal Space)
محیطی که طراحی آن مانع از تماس چشمی شده و افراد را به حفظ فاصله و انزوای فردی سوق می‌دهد.
معماری متخاصم (Hostile Architecture)
استفاده از عناصر طراحی شهری (مانند میخ‌ها یا نیمکت‌های شیب‌دار) برای جلوگیری از استفاده‌های خاص از فضای عمومی و طرد گروه‌های حاشیه‌نشین.
پراگزمیکس (Proxemics)
شاخه‌ای از علوم رفتاری که به مطالعه چگونگی استفاده انسان‌ها از فضا و فاصله فیزیکی در ارتباطات اجتماعی می‌پردازد.

پرسش‌های متداول

تفاوت اصلی فضای جامعه‌گرا و جامعه‌گریز چیست؟

فضای جامعه‌گرا (Sociopetal) با چیدمان‌های دایره‌ای و روبه‌رو، افراد را به تعامل و گفتگوی چهره‌به‌چهره تشویق می‌کند. در مقابل، فضای جامعه‌گریز (Sociofugal) با چیدمان‌های خطی و پشت‌به‌هم، افراد را از یکدیگر دور کرده و حریم خصوصی ایجاد می‌کند.

آیا فضاهای جامعه‌گریز همیشه مضر هستند؟

خیر. این فضاها برای زمان‌هایی که افراد نیاز به تمرکز، مطالعه، یا استراحت بدون مزاحمت دارند (مانند کتابخانه‌ها یا سالن‌های انتظار) بسیار ضروری و کاربردی هستند.

معماری متخاصم (Hostile Architecture) چه کسانی را بیشتر تحت تأثیر قرار می‌دهد؟

اگرچه هدف اولیه آن دور کردن افراد بی‌خانمان است، اما در عمل باعث آزار سالمندان، زنان باردار، افراد دارای معلولیت و هر کسی می‌شود که در فضای شهری نیاز به استراحت موقت دارد.

چرا صندلی‌های متحرک در فضاهای عمومی اهمیت دارند؟

صندلی‌های متحرک به شهروندان اجازه می‌دهند تا محیط را بر اساس نیاز لحظه‌ای خود (نشستن در گروه، نشستن در آفتاب، یا خلوت کردن) شخصی‌سازی کنند و بالاترین سطح از راحتی روانی را فراهم می‌آورند.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

حامیان تعاملات اجتماعی 40%مدافعان حریم فردی 30%منتقدان معماری متخاصم 30%
  1. [1]Wikipedia (Socio-architecture)حامیان تعاملات اجتماعی

    Socio-architecture

    مطالعه در Wikipedia (Socio-architecture)
  2. [2]Wikipedia (Humphry Osmond)مدافعان حریم فردی

    Humphry Osmond

    مطالعه در Wikipedia (Humphry Osmond)
  3. [3]Wikipedia (Proxemics)مدافعان حریم فردی

    Proxemics

    مطالعه در Wikipedia (Proxemics)
  4. [4]Wikipedia (William H. Whyte)حامیان تعاملات اجتماعی

    William H. Whyte

    مطالعه در Wikipedia (William H. Whyte)
  5. [5]Wikipedia (Hostile architecture)منتقدان معماری متخاصم

    Hostile architecture

    مطالعه در Wikipedia (Hostile architecture)
  6. [6]تیم سردبیری کوهستانمنتقدان معماری متخاصم

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت زندگی شهری اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.