رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
تحلیل کوهستانتئوری پورتفولیوبررسی شواهد· 5 دقیقه مطالعه· در دیدگاه

مرز ۱۷۴ سهم: چرا مالیه مدرن برای حذف ریسک غیرسیستماتیک به سبد بسیار بزرگ‌تری نیاز دارد؟

از نظر تاریخی، به سرمایه‌گذاران آموزش داده می‌شد که نگهداری ۲۰ تا ۳۰ سهم برای از بین بردن ریسک‌های خاص یک شرکت کافی است. اما تحقیقات تجربی جدید نشان می‌دهد که در بازارهای به‌شدت هم‌بسته امروزی، تنوع‌بخشی واقعی به چیزی نزدیک به ۱۷۴ سهم مجزا نیاز دارد.

به قلم بابک ناصری

تجربه‌گرایان مدرن 50%متمرکزسازان فعال 25%مدیران ثروت 25%
تجربه‌گرایان مدرن
استدلال می‌کنند که چولگی مثبت و هم‌بستگی متقابل بالا، تنوع‌بخشی گسترده را برای اطمینان از شکار معدود برنده‌های بزرگ الزامی می‌کند.
متمرکزسازان فعال
استدلال می‌کنند که نگهداری ۱۷۴ سهم، بازدهی شبیه به شاخص منهای کارمزدها را تضمین کرده و امکان تولید آلفا را از بین می‌برد.
مدیران ثروت
بر چالش عملیِ نقد کردن موقعیت‌های متمرکز موروثی بدون ایجاد بدهی‌های مالیاتی سنگین تمرکز دارند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • معامله‌گران روزانه خرد
  • تخصیص‌دهندگان سرمایه خطرپذیر

اگر یک سرمایه‌گذار خرد ۱۰۰ هزار دلار را بین ۳۰ سهم مجزا تخصیص دهد، تقریباً ۴۰ درصد نوسان بدون پاداش بیشتری را نسبت به زمانی که همان سرمایه را در کل بازار پخش می‌کرد، متحمل می‌شود. این اختلاف — یعنی شکاف بین ریسکی که سرمایه‌گذار فکر می‌کند حذف کرده و ریسکی که در واقعیت به دوش می‌کشد — مسئله ریاضی تعیین‌کننده در سبدهای سهام مدرن است. زمانی قانون بنیادین سرمایه‌گذاری خرد این بود که سبدی متشکل از ۲۰ تا ۳۰ سهمِ به‌دقت انتخاب‌شده، برای از بین بردن ریسک‌های خاص شرکت‌ها کفایت می‌کند. اما بیایید صریح باشیم؛ این اجماع اکنون زیر بار داده‌های بازار مدرن در حال فروپاشی است و جای خود را به الزام بسیار سخت‌گیرانه‌تری داده است.[1][4]

تغییر در این اجماع حول یک عدد مشخص و به‌طرز شگفت‌آوری بالا می‌چرخد: ۱۷۴. بر اساس یک بررسی جامع از مقالات منتشر شده در نشریه Risks، تعداد بهینه سهام مورد نیاز برای دستیابی به ۹۹ درصد از مزایای تنوع‌بخشی ساده، دیگر مشتی از سهام شرکت‌های تراز اول نیست، بلکه فهرستی گسترده از ۱۷۴ شرکت متمایز است.[1]

موسسه CFA در تحلیل اخیر خود از تمرکز سبد سرمایه‌گذاری می‌نویسد: «قواعد سرانگشتی قدیمی برای قرن دیگری ساخته شده بودند. زمانی که بازارها هم‌بستگی کمتری داشتند و اقتصادهای داخلی منزوی‌تر بودند، ۳۰ سهم نمایانگر برشی واقعی از فعالیت‌های اقتصادی بود. اما امروز، آن‌ها تنها برشی از یک فاکتور ریسک جهانی و به‌شدت درهم‌تنیده را ارائه می‌دهند.»

برای درک اینکه چرا این مرز تا این حد جابه‌جا شده است، باید ادعای اولیه را بررسی کنیم. در سال ۱۹۶۸، جان ایوانز و استیون آرچر مقاله تأثیرگذاری منتشر کردند که نشان می‌داد انحراف معیار یک سبد با افزایش تعداد سهام از یک به ۱۰ به‌شدت کاهش می‌یابد، اما پس از ۱۵ سهم تغییر چندانی نمی‌کند. این یافته برای نسل‌ها به کتاب مقدس کارگزاران و برنامه‌ریزان مالی تبدیل شد.

منحنی تنوع‌بخشی مدرن نشان می‌دهد که برای حذف ۹۹ درصد از ریسک غیرسیستماتیک به ۱۷۴ سهم نیاز است.

شواهد علیه قانون ایوانز-آرچر سال‌هاست که در حال انباشته شدن است، اما داده‌های اخیر، استدلال متقابل را غیرقابل‌انکار می‌کند. موسسه تجارت و مالیه خاطرنشان می‌کند که مطالعه اصلی در سال ۱۹۶۸ بر دوره‌ای از نوسانات اقتصاد کلان که به‌طور غیرمعمولی پایین بود تکیه داشت و ریسک را صرفاً با انحراف معیار می‌سنجید، در حالی که ماهیت نامتقارن بازده سهام مدرن را نادیده می‌گرفت.

بازار مدرن با چولگی مثبت تعریف می‌شود — پویایی خاصی که در آن کسر کوچکی از سهام، اکثریت قریب‌به‌اتفاق خلق ثروت را ایجاد می‌کنند. گزارش سال ۲۰۲۶ مورنینگ‌استار تأکید کرد که در دهه گذشته، تنها ۴ درصد از شرکت‌های سهامی عام، تمام خلق ثروت خالص در بازار سهام ایالات متحده را به خود اختصاص داده‌اند.

از دست دادن همین معدود برنده‌های بزرگ، ریسک اصلی یک سبد متمرکز است. اگر یک سرمایه‌گذار تنها ۳۰ سهم داشته باشد، احتمال ریاضیِ جا انداختن آن چند شرکت فناوری با ارزش بازار غول‌پیکر که محرک بازده شاخص هستند، به‌طرز خطرناکی بالاست. تحلیلگران مورنینگ‌استار در نهایت به این نتیجه رسیدند: «تمرکز، شرط‌بندی علیه ریاضیات سرمایه‌داری است.»

از دست دادن همین معدود برنده‌های بزرگ، ریسک اصلی یک سبد متمرکز است.

این پویایی، دلیل مرز ۱۷۴ سهم را توضیح می‌دهد. رسیدن به این عدد برای هموار کردن نوسانات روزانه قیمت نیست؛ بلکه برای تضمین مشارکت در منتهی‌الیه سمت راستِ توزیع بازده است. بدون داشتن توری به اندازه کافی پهن، از نظر ریاضی قطعی است که سرمایه‌گذار داده‌های پرت و استثنایی را که عملکرد بازار مدرن را تعریف می‌کنند، از دست خواهد داد.[1][4]

تنها ۴ درصد از شرکت‌های سهامی عام، تمام خلق ثروت خالص در بازار سهام ایالات متحده را به خود اختصاص می‌دهند.

نشریه حسابداری اخیراً به نحوه برخورد برنامه‌ریزان مالی با این تغییر پرداخته و خاطرنشان کرده است که «مشتریانی که موقعیت‌های متمرکز موروثی دارند — که اغلب از طریق پاداش‌های مدیریتی یا دارایی‌های بلندمدت خانوادگی انباشته شده‌اند — از نظر بازده تعدیل‌شده با ریسک، با یک نقطه‌ضعف ساختاری مواجه‌اند.»[3]

قوی‌ترین استدلال متقابل در برابر قانون ۱۷۴ سهم از سوی طرفداران مدیریت فعال مطرح می‌شود؛ کسانی که استدلال می‌کنند نگهداری این تعداد سهم، تضمین‌کننده یک عملکرد متوسط و معمولی است. اگر یک سرمایه‌گذار مالک ۱۷۴ سهم باشد، اساساً در حال نگهداری یک صندوق شاخصی با کارمزد بالاست و بهترین ایده‌های خود را با ده‌ها ایده متوسط رقیق می‌کند.[2]

فایننس‌آنلاین این تنش را به‌روشنی خلاصه می‌کند: «بحث دیگر بر سر این نیست که آیا ۳۰ سهم ریسک را از بین می‌برد یا خیر — چون نمی‌برد. بحث بر سر این است که آیا پیگیری تنوع‌بخشی مطلق، امکان دستیابی به آلفا را از بین می‌برد یا خیر.»[2]

اما شواهد تجربی نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران خرد از همان ابتدا در تولید آلفا به‌شدت ضعیف هستند. تحلیل تیم سردبیری فکتلن از مقالات یادشده، یک مبادله تلخ را آشکار می‌کند: تلاش برای غلبه بر بازار با ۳۰ سهم، سرمایه‌گذار را در معرض احتمال ۶۵ درصدیِ عملکرد ضعیف‌تر نسبت به یک شاخص کل در یک افق ۱۰ ساله قرار می‌دهد که تماماً به دلیل بار سنگین ریسک غیرسیستماتیک است.[4]

مکانیک معاملات مدرن نیز به این مرز بالاتر کمک می‌کند. معاملات الگوریتمی و جریان‌های سرمایه صندوق‌های غیرفعال، هم‌بستگی میان سهام در یک بخش واحد را به‌طرز چشمگیری افزایش داده‌اند. وقتی یک بخش کامل هماهنگ با هم حرکت می‌کند، داشتن سه سهم فناوری هیچ تنوع بیشتری نسبت به داشتن تنها یک سهم ارائه نمی‌دهد.

معاملات الگوریتمی و جریان‌های سرمایه صندوق‌های غیرفعال، هم‌بستگی میان سهام در یک بخش واحد را به‌طرز چشمگیری افزایش داده‌اند.

برای دستیابی به عدم هم‌بستگی واقعی، یک سرمایه‌گذار باید از مرزهای جغرافیایی، ارزش بازار و بخش‌های صنعتی عبور کند. بررسی MDPI نشان داد که وقتی محققان این هم‌بستگی‌های متقابل مدرن را در نظر گرفتند، حداقل اندازه سبد مورد نیاز برای حذف ۹۰ درصد از ریسک خاص، از ۳۰ به بیش از ۱۰۰ سهم جهش کرد و در نهایت برای مرز ۹۹ درصد، روی ۱۷۴ سهم تثبیت شد.[1]

این واقعیت ریاضی، محرک رشد انفجاری نمایه‌سازی مستقیم است. با استفاده از سهام کسری و معاملات بدون کارمزد، سرمایه‌گذاران خرد اکنون می‌توانند به‌صورت برنامه‌ریزی‌شده ۱۷۴ سهم مجزا یا بیشتر را خریداری کنند و در این مسیر از زیان‌های مالیاتی بهره‌برداری کنند، در حالی که پروفایل ریسک آن‌ها با یک صندوق سرمایه‌گذاری مشترک مطابقت دارد.[3][4]

مرز ۱۷۴ سهم، کمتر هدفی برای انتخاب دستی سهام و بیشتر یک اثبات ریاضی برای ضرورت استفاده از ابزارهای سرمایه‌گذاری کل بازار است. داده‌ها صریح و بی‌پرده‌اند: سبد ۳۰ سهمی یادگاری از دورانی با کارایی و هم‌بستگی کمتر است. مرز بعدی برای مالیه خرد، یافتن ۳۰ شرکت بی‌نقص نیست، بلکه استقرار نرم‌افزارهایی برای مدیریت ۱۷۴ سهمی است که برای بقا در ریاضیات سرمایه‌داری مدرن به آن‌ها نیاز داریم.[1][4]

نکات کلیدی

  • قانون سنتی که می‌گفت ۲۰ تا ۳۰ سهم تنوع کامل را فراهم می‌کند، از نظر ریاضی منسوخ شده است.
  • بازارهای سهام مدرن چولگی مثبت شدیدی دارند؛ به این معنا که کسر کوچکی از سهام، تقریباً تمام بازده بازار را تولید می‌کنند.
  • داشتن یک سبد متمرکز، خطر از دست دادن معدود سهام‌های برنده با ارزش بازار غول‌پیکر را که محرک عملکرد شاخص هستند، به‌شدت افزایش می‌دهد.
  • معاملات الگوریتمی هم‌بستگی متقابل بین سهام را افزایش داده‌اند و سرمایه‌گذاران را مجبور می‌کنند برای رسیدن به عدم هم‌بستگی واقعی، دارایی‌های بیشتری در سبد خود داشته باشند.
  • نرم‌افزارهای نمایه‌سازی مستقیم در حال تبدیل شدن به ابزار اصلی سرمایه‌گذاران خرد برای مدیریت سبدهایی با ۱۷۴ سهم یا بیشتر هستند.

چرا مهم است

اگر در حال انتخاب تک‌سهم‌ها هستید و کمتر از ۵۰ سهم در سبد خود دارید، احتمالاً بدون اینکه متوجه باشید، در حال تحمل ریسکی هستید که هیچ بازده اضافه‌ای برایتان به همراه ندارد. درک ریاضیات جدید تنوع‌بخشی به‌روشنی توضیح می‌دهد که چرا صندوق‌های شاخصی کل بازار در دهه گذشته، به‌طور ساختاری عملکرد بهتری نسبت به مدیران فعال با سبدهای متمرکز داشته‌اند.

منابع

پوشش منابع

4 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

تجربه‌گرایان مدرن 50%متمرکزسازان فعال 25%مدیران ثروت 25%
  1. [1]MDPIتجربه‌گرایان مدرن

    How Many Stocks Are Sufficient for Equity Portfolio Diversification? A Review of the Literature

    مطالعه در MDPI
  2. [2]FinanceOnlineمتمرکزسازان فعال

    How Many Stocks Do You Really Need for Optimal Diversification?

    مطالعه در FinanceOnline
  3. [3]Journal of Accountancyمدیران ثروت

    Ways to de-risk concentrated stock portfolios

    مطالعه در Journal of Accountancy
  4. [4]تیم سردبیری کوهستانتجربه‌گرایان مدرن

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.