شواهد فرضیه بازار کارا: چرا یک نظریه توصیفی ناقص، همچنان بهترین استراتژی تجویزی است؟
در حالی که اقتصاد رفتاری به طور قطعی ثابت کرده است که بازارهای مالی کاملاً منطقی نیستند، دادههای عملکردی چندین دهه نشان میدهند که رفتار با آنها به گونهای که گویا کارا هستند، مطمئنترین استراتژی برای سرمایهگذاران منفعل باقی میماند.
به قلم شاهین فراهانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- شاخصگرایان عملگرا
- میپذیرند که بازارها گهگاه غیرمنطقی هستند، اما معتقدند که هزینههای بهرهبرداری از این ناکاراییها، سرمایهگذاری منفعل را به استراتژی بهینه تبدیل میکند.
- حامیان اقتصاد رفتاری
- تأکید میکنند که بازارها توسط روانشناسی انسان، سوگیریهای شناختی و هیجانات غیرمنطقی هدایت میشوند که منجر به قیمتگذاریهای نادرست مکرر و قابل بهرهبرداری میشود.
- نظریهپردازان سختگیر بازار کارا
- استدلال میکنند که قیمت داراییها منعکسکننده تمام اطلاعات موجود است و از نظر ریاضی غیرممکن است که به طور مداوم و بدون پذیرش ریسک اضافی، بازده مازاد کسب کرد.
چرا مهم است
درک شکاف بین نحوه عملکرد واقعی بازارها و نحوه رفتار صحیح سرمایهگذاران، تعیین میکند که آیا شما هزاران دلار را صرف هزینههای مدیریتی برای دنبال کردن توهم کنترل میکنید، یا از رشد مرکب بلندمدت اقتصاد جهانی بهرهمند میشوید.
نکات کلیدی
- فرضیه سختگیرانه بازار کارا ادعا میکند که قیمتها کاملاً منعکسکننده تمام اطلاعات هستند؛ نظریهای که توسط حبابها و سقوطهای تاریخی به چالش کشیده شده است.
- اقتصاددانان رفتاری ثابت کردهاند که سوگیریهای شناختی انسانی اغلب باعث جدا شدن بازارها از اصول بنیادی زیربنایی میشوند.
- با وجود این ناکاراییهای بازار، اکثریت قریب به اتفاق مدیران صندوقهای فعال در افقهای بلندمدت، در عملکرد بهتر از صندوقهای شاخصی ساده شکست میخورند.
- هزینه معاملات، تحقیقات و کارمزدهای مدیریتی معمولاً هر سودی را که از شناسایی داراییهای با قیمتگذاری نادرست به دست میآید، از بین میبرد.
- رفتار با بازار به عنوان یک نهاد کارا، همچنان از نظر ریاضی منطقیترین استراتژی تجویزی برای سرمایهگذار عادی است.
در سال ۲۰۰۸، وارن بافت یک میلیون دلار شرط بست که یک صندوق شاخصی ساده و بدون مدیریت (S&P 500) در طول یک دهه، عملکردی بهتر از سبد منتخب صندوقهای پوشش ریسک (Hedge Funds) نخبه خواهد داشت. او با اختلاف فاحشی در این شرطبندی پیروز شد. پیروزی بافت اغلب در محافل مالی عمومی به عنوان تأیید نهایی فرضیه بازار کارا (EMH) تلقی میشود؛ نظریهای که میگوید قیمت داراییها کاملاً منعکسکننده تمام اطلاعات موجود هستند و مدیریت فعال را کاری بیهوده میسازد.[2][4]
اما شواهد آکادمیک داستانی بسیار پیچیدهتر را روایت میکنند. به عنوان یک مدل توصیفی از واقعیت، شکل سختگیرانه EMH به وضوح دارای نقص است. بازارها از انسانها تشکیل شدهاند و انسانها تحت تأثیر ترس، طمع، سوگیریهای شناختی و ذهنیت گلهای قرار دارند. ادعای کارایی کامل بازار به این معناست که قیمت هر دارایی همیشه کاملاً درست تعیین شده است؛ موضعی که در توضیح نوسانات شدید تاریخ مالی به مشکل برمیخورد.[3][6]
اقتصاددانان رفتاری چهل سال گذشته را صرف مستندسازی این ناهنجاریها کردهاند. از حباب داتکام در اواخر دهه ۱۹۹۰ تا جنون سهامهای میم (Meme-Stock) در سال ۲۰۲۱، سوابق تاریخی مملو از دورههایی است که قیمتها به شدت از اصول بنیادی زیربنایی جدا شدهاند. شواهد روشن است: سرمایهگذاران به طور معمول نسبت به اخبار بد واکنش بیش از حد نشان میدهند، نسبت به روندهای کند واکنش کمتری دارند و به جای اطلاعات، بر اساس «نویز» (اطلاعات بیاهمیت) معامله میکنند.[1][7]
این وضعیت یک پارادوکس عمیق در امور مالی مدرن ایجاد میکند. اگر بازار غالباً غیرمنطقی است و قیمتگذاریهای نادرست دارد، چرا اکثریت قریب به اتفاق مدیران صندوقهای فعال که دستمزدهای بالا و تحصیلات عالی دارند، در شکست دادن آن ناکام میمانند؟ پاسخ در تفاوت حیاتی بین یک نظریه توصیفی (نحوه کارکرد جهان) و یک استراتژی تجویزی (نحوه عمل در آن) نهفته است.[2][9]
متقاعدکنندهترین توضیح برای این پارادوکس، قضیه گروسمن-استیگلیتز است. این قضیه بیان میکند که بازارها نمیتوانند کاملاً کارا باشند، زیرا اگر چنین بودند، هیچکس انگیزه مالی برای جمعآوری اطلاعات نداشت. بازارها باید فقط به اندازهای ناکارا باشند که تحلیلگران حرفهای و الگوریتمهایی را که میلیاردها دلار صرف کشف دادهها و معامله بر اساس آنها میکنند، جبران نمایند.[4][8]
متقاعدکنندهترین توضیح برای این پارادوکس، قضیه گروسمن-استیگلیتز است.
با این حال، برای سرمایهگذار عادی – و حتی اکثر متخصصان – این ناکارایی ساختاری یک سراب است. تا زمانی که یک ناهنجاری قیمتگذاری شناسایی شود، هزینه بهرهبرداری از آن از طریق کارمزدهای معاملاتی، شکافهای خرید و فروش (Bid-Ask Spreads) و مالیاتها تقریباً همیشه سود بالقوه را از بین میبرد. بازار کاملاً کارا نیست، اما بسیار رقابتی است و هزینه رقابت در آن سنگین است.[5][6]
اینجاست که «بسته شواهد» به نفع سرمایهگذاری منفعل بسیار قوی میشود. بر اساس کارتهای امتیازی استاندارد صنعت، در افق ۱۵ ساله، تقریباً ۹۰٪ از صندوقهای بزرگ سهام با مدیریت فعال در ایالات متحده، عملکردی ضعیفتر از شاخص معیار خود داشتهاند. مدیران لزوماً بیمهارت نیستند؛ بلکه، محاسبات مدیریت فعال حکم میکند که میانگین سرمایهگذار فعال باید دقیقاً به اندازه کارمزدی که میپردازد، عملکردی پایینتر از میانگین بازار داشته باشد.[2][5][9]
بنابراین، قویترین استدلال برای صندوقهای شاخصی نیازی به باور به این ندارد که بازار همیشه درست میگوید. تنها کافی است باور داشته باشید که شکست دادن بازار پس از احتساب هزینهها، فوقالعاده دشوار است. لازم نیست EMH را به عنوان یک قانون فیزیک بپذیرید تا از آن به عنوان یک مبنای بسیار مؤثر برای ساختاردهی سبد سرمایهگذاری خود استفاده کنید.[3][9]
این دیدگاه عملگرایانه، EMH را به عنوان یک مدل تجویزی در نظر میگیرد. فرض بر این است که اگرچه بازار اشتباهاتی مرتکب میشود، اما بسیار بعید است که سرمایهگذار فردی بتواند با موفقیت از این اشتباهات سرمایهبرداری کند. با پذیرش قیمتگذاری کلی بازار، سرمایهگذاران به صورت «رایگانسوار» از کار پرهزینه کشف قیمت که توسط مدیران فعال انجام میشود، بهره میبرند و بازده سهام را بدون پرداخت عوارض آن به دست میآورند.[4][8]
البته، این چارچوب محدودیتهایی دارد. شواهد کارایی بازار در حوزههای بسیار نقدشونده و به شدت تحت نظارت، مانند سهامهای بزرگ ایالات متحده، قویتر است. در بازارهای با نقدشوندگی کمتر – مانند سهامهای با سرمایه کوچک (Micro-Cap)، بازارهای نوظهور یا سهام خصوصی (Private Equity) – کسب اطلاعات دشوارتر است و بازار به وضوح کارایی کمتری دارد. در این موارد، مدیریت فعال همچنان یک مزیت نظری دارد، هرچند یافتن مدیرانی که بتوانند به طور مداوم از آن بهرهبرداری کنند، همچنان دشوار است.[1][7]
علاوه بر این، ظهور معاملات الگوریتمی و هوش مصنوعی متغیری جدید را معرفی میکند. در حالی که هوش مصنوعی میتواند اطلاعات را سریعتر از تحلیلگران انسانی پردازش کند و به طور بالقوه بازارها را کاراتر سازد، همچنین میتواند باعث سقوطهای ناگهانی همبسته (correlated flash crashes) و غیرمنطقی بودن سیستمی شود، زمانی که الگوریتمها به جای دادههای اقتصادی بنیادی، به یکدیگر واکنش نشان میدهند.[5][6]
در نهایت، بحث بر سر کارایی بازار اغلب «نقشه را با قلمرو» اشتباه میگیرد. فرضیه بازار کارا ممکن است نقشهای ناقص از روانشناسی انسان باشد و نتواند واقعیت آشفته سوگیریهای رفتاری را در بر گیرد. اما به عنوان مجموعهای از دستورالعملها برای ساخت ثروت بلندمدت، عمل کردن به گونهای که گویی بازار کارا است، مطمئنترین راهنمای موجود باقی میماند.[2][9]
روند رویداد
۱۹۷۰
اقتصاددان یوجین فاما فرضیه رسمی بازار کارا را منتشر میکند و استدلال میکند که قیمتها منعکسکننده تمام اطلاعات موجود هستند.
دهه ۱۹۸۰
حوزه اقتصاد رفتاری ظهور میکند و ناهنجاریهای بازار و تأثیر غیرمنطقی بودن انسان بر قیمتگذاری داراییها را برجسته میسازد.
۱۹۹۹
حباب داتکام به اوج خود میرسد و چالشی بزرگ و واقعی برای ایده کارایی کامل بازارها ایجاد میکند.
۲۰۱۳
یوجین فاما و رابرت شیلر به طور مشترک برنده جایزه نوبل اقتصاد میشوند، که نشاندهنده دو طرف مخالف بحث کارایی بازار است.
۲۰۲۴
سرمایهگذاری منفعل رسماً از مدیریت فعال در مجموع داراییهای صندوقهای مشترک و ETFهای ایالات متحده پیشی میگیرد و تسلط تجویزی EMH را تثبیت میکند.
بررسی عمیق دیدگاهها
نظریهپردازان سختگیر بازار کارا
این گروه استدلال میکند که هرگونه تلاش برای شکست دادن بازار اساساً متکی بر شانس است تا مهارت.
طرفداران EMH سختگیر، که اغلب ریشه در مکتب شیکاگو دارند، استدلال میکنند که خرد جمعی میلیونها شرکتکننده در بازار فوراً تمام اطلاعات جدید را در قیمتها لحاظ میکند. آنها معتقدند آنچه اقتصاددانان رفتاری «غیرمنطقی بودن» مینامند، اغلب صرفاً یک محاسبه نادرست از حق بیمه ریسک توسط ناظران بیرونی است. از نظر آنها، بازار یک مکانیسم تنزیل کامل است و هر استراتژی که به نظر میرسد بازار را شکست میدهد، صرفاً در حال پذیرش ریسکهای پنهان و جبراننشدهای است که در نهایت به میانگین باز میگردد.
اقتصاددانان رفتاری
این گروه بر نقصهای روانشناختی سرمایهگذاران انسانی تمرکز دارد که ناهنجاریهای قابل بهرهبرداری در بازار ایجاد میکنند.
کارشناسان امور مالی رفتاری به پدیدههایی مانند معاملات مومنتوم، بیزاری از ضرر و ذهنیت گلهای به عنوان اثباتی بر کارا نبودن کامل بازارها اشاره میکنند. آنها استدلال میکنند که قیمتها میتوانند سالها از واقعیت بنیادی جدا بمانند و توسط روایتها به جای دادهها هدایت شوند. اگرچه آنها میپذیرند که شکست دادن بازار دشوار است، اما معتقدند که قیمتگذاریهای نادرست ساختاری وجود دارد و کسانی که سوگیریهای روانشناختی حاکم بر جمعیت را درک میکنند، میتوانند آنها را شناسایی کنند.
شاخصگرایان عملگرا
این گروه شکاف را پر میکند و استدلال میکند که اگرچه بازارها دارای نقص هستند، اما بهرهبرداری از آن نقصها بسیار پرهزینه است.
دیدگاه عملگرایانه، که توسط چهرههایی مانند جان باگل (بنیانگذار ونگارد) حمایت میشود، میپذیرد که بازار گهگاه غیرمنطقی است. با این حال، آنها استدلال میکنند که کارمزدها، هزینههای معاملاتی و مالیاتهای صنعت مالی به عنوان یک اصطکاک عظیم بر بازده عمل میکنند. از آنجایی که سرمایهگذاری قبل از هزینهها یک بازی با مجموع صفر است، مجموع تمام سرمایهگذاران فعال باید دقیقاً به اندازه کارمزدی که دریافت میکنند، عملکردی پایینتر از بازار داشته باشد. بنابراین، منطقیترین پاسخ به یک بازار غیرمنطقی، خرید کل آن با کمترین هزینه ممکن است.
منابع
[1]UNC Kenan-Flagler Business Schoolحامیان اقتصاد رفتاریA Critique of the Efficient Market Hypothesis *** Preliminary and Incomplete ***
مطالعه در UNC Kenan-Flagler Business School →
[2]Forbesشاخصگرایان عملگراFama Efficient Markets Vs. Asness Active Invest: Can Markets Be Beat?
مطالعه در Forbes →
[3]تیم سردبیری کوهستانشاخصگرایان عملگراتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[4]Britannica Moneyنظریهپردازان سختگیر بازار کاراWhat Is the Efficient-Market Hypothesis? Overview & Criticisms
مطالعه در Britannica Money →
[5]تیم سردبیری کوهستانشاخصگرایان عملگراتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[6]تیم سردبیری کوهستانشاخصگرایان عملگراتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[7]University of West Georgiaحامیان اقتصاد رفتاریTHE EFFICIENT MARKET HYPOTHESIS ON TRIAL
مطالعه در University of West Georgia →
[8]Bravos Researchنظریهپردازان سختگیر بازار کاراEfficient-Market Hypothesis (EMH): Forms, Criticisms, and Real-World Impact
مطالعه در Bravos Research →
[9]تیم سردبیری کوهستانشاخصگرایان عملگراتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

