مشکل اساسی استنتاج علی: چرا واقعیت جایگزین همیشه غایب است
هر الگوریتمی که تلاش میکند علت و معلول را بسنجد، گرفتار یک محدودیت سخت ریاضی است: واقعیت فقط یک بار اتفاق میافتد. از آنجا که پیامد جایگزین هرگز قابلمشاهده نیست، استنتاج علی همچنان یک مسئله دادههای گمشده باقی میماند که هیچ مقدار از توان پردازشی نمیتواند آن را کاملاً حل کند.
به قلم دلناز نورانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- توسعهدهندگان هوش مصنوعی علی
- باور دارند که یادگیری ماشینی میتواند ساختارهای علی را از مجموعهدادههای مشاهدهای بزرگ کشف کند.
- مدلسازان علی ساختاری
- تأکید بر استفاده از گرافهای علی و دانش تخصصی انسانی برای هدایت الگوریتمها.
- آماردانان کلاسیک
- تمرکز بر کارآزماییهای تصادفی کنترلشده بهعنوان تنها روش قابلاعتماد برای استنتاج علی.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- خریداران نرمافزارهای سازمانی که ابزارهای هوش مصنوعی علی را بدون درک مفروضات آماری زیربنایی آنها خریداری میکنند.
- بیماران و مصرفکنندگانی که دادههایشان برای تعیین درمانها یا توصیههایشان در معرض استنتاج علی مشاهدهای قرار میگیرد.
محدودیت الزامآور در اندازهگیری هر اثری این است که باید آنچه رخ داده را با آنچه در صورت انتخاب مسیری متفاوت رخ میداد، مقایسه کنید. برای اینکه بدانید آیا یک کمپین بازاریابی جدید باعث افزایش ۱۵ درصدی فروش شده است، یا اینکه آیا دوز ۲۰۰ میلیگرمی ایبوپروفن سردرد را درمان کرده است، باید دقیقاً همان سوژه را در همان لحظه و تحت هر دو شرایط مشاهده کنید. این شرایط هرگز محقق نمیشود. زمان تنها در یک جهت حرکت میکند و واقعیت فقط یک بار اتفاق میافتد. شما یا قرص را میخورید یا نمیخورید. واقعیت جایگزین به محض انجام یک انتخاب برای همیشه پاک میشود.[1][4]
این دوراهی صرفاً یک معمای فلسفی نیست؛ بلکه یک محدودیت سخت ریاضی است که با عنوان «مشکل اساسی استنتاج علی» شناخته میشود. این عبارت که توسط آماردانی به نام پل دبلیو. هالند در مقالهای در سال ۱۹۸۶ ابداع شد، غیرممکن بودن مشاهده یک اثر علی در سطح واحد را توصیف میکند. از آنجا که یکی از پیامدهای بالقوه همیشه غایب است، علیت اساساً یک مسئله دادههای گمشده است. هر الگوریتم، هر تست A/B و هر مدل یادگیری ماشینی که تلاش میکند علت و معلول را بسنجد، در نهایت در تلاش است تا جای خالیای را پر کند که واقعیت از ارائه آن امتناع میورزد.[2]
صنعت فناوری اغلب «هوش مصنوعی علی» و «یادگیری ماشینی علی» را بهعنوان ابزارهایی بازاریابی میکند که در نهایت میتوانند همبستگی را از علیت تفکیک کنند. فروشندگان وعده میدهند که پلتفرمهایشان میتوانند مجموعهدادههایی با ۱۰۰,۰۰۰ یا ۱,۰۰۰,۰۰۰ سطر را دریافت کرده و محرکهای واقعی رفتار مشتری یا پیشرفت بیماری را استخراج کنند. اما این سیستمها هیچ لنز جادویی برای دیدن خطوط زمانی جایگزین ندارند. آنها دقیقاً گرفتار همان محدودیتهای ریاضی هستند که یرژی نیمن برای اولین بار در پایاننامه کارشناسی ارشد خود در سال ۱۹۲۳ فرمولبندی کرد و دونالد روبین در سال ۱۹۷۴ با مدل علی روبین آن را بسط داد.[1][5]
بر اساس مدل علی روبین، هر سوژه دو پیامد بالقوه دارد: وای(۱) در صورتی که درمان را دریافت کند، و وای(۰) در صورتی که دریافت نکند. اثر علی بهسادگی برابر است با وای(۱) منهای وای(۰). اما از آنجا که ما تنها میتوانیم یکی از این حالتها را مشاهده کنیم، محاسبه اثر واقعی فردی غیرممکن است. استف فان بورن، آماردان، خاطرنشان میکند: «حداقل ۵۰ درصد از اطلاعات مورد نیاز برای محاسبه [اثر علی فردی] غایب است.» در عوض، آماردانان و دانشمندان داده تمرکز خود را از فرد به گروه معطوف کرده و تلاش میکنند تا میانگین اثر درمان را محاسبه کنند.[3]
برای محاسبه یک اثر میانگین، محققان باید یک فرض بزرگ و غیرقابلآزمون را در نظر بگیرند: اینکه گروهی که درمان را دریافت کرده کاملاً با گروهی که دریافت نکرده قابلمقایسه است. در یک کارآزمایی تصادفی کنترلشده — که استاندارد طلایی استنتاج علی است — این فرض توسط طراحی مطالعه اعمال میشود. با تخصیص تصادفی درمان به، مثلاً، ۵,۰۰۰ شرکتکننده در حالی که به ۵,۰۰۰ نفر دیگر دارونما داده میشود، محققان اطمینان حاصل میکنند که تنها تفاوت سیستماتیک بین دو گروه خود دارو است. گروه کنترل بهعنوان جایگزینی برای واقعیتهای جایگزین غایب گروه درمانشده عمل میکند.[1][4]
برای محاسبه یک اثر میانگین، محققان باید یک فرض بزرگ و غیرقابلآزمون را در نظر بگیرند: اینکه گروهی که درمان را دریافت کرده کاملاً با گروهی که دریافت نکرده قابلمقایسه است.
اما بیشتر دادههایی که توسط شرکتها و دولتهای مدرن جمعآوری میشوند، مشاهدهای هستند نه آزمایشی. یک شرکت میداند کدام ۲۵,۰۰۰ کاربر روی یک تبلیغ کلیک کردهاند، اما آن تبلیغ را بهطور تصادفی به آنها اختصاص نداده است. یک بیمارستان میداند کدام ۴۰۰ بیمار یک دارو را مصرف کردهاند، اما بیمارانی که به دنبال آن دارو رفتهاند ممکن است بهطور میانگین بیمارتر، ثروتمندتر یا ۱۰ سال مسنتر از کسانی باشند که آن را مصرف نکردهاند. وقتی دانشمندان داده الگوریتمهای استنتاج علی را روی دادههای مشاهدهای اعمال میکنند، در واقع تلاش میکنند تا یک کارآزمایی تصادفی را پس از وقوع رویداد بهصورت ریاضی شبیهسازی کنند.[4]
اینجاست که هیاهوی تبلیغاتی از قابلیتهای واقعی پیشی میگیرد. برای استخراج علیت از دادههای مشاهدهای، الگوریتمها به مفروضاتی مانند «نادیدهانگاری» یا «عدممخدوششدگی» تکیه میکنند. این اصطلاحات به این معناست که مدل فرض میکند هر متغیری را که میتواند هم بر درمان و هم بر پیامد تأثیر بگذارد، اندازهگیری و لحاظ کرده است. اگر یک متغیر پنهان وجود داشته باشد — مثلاً یک استعداد ژنتیکی ثبتنشده در بیمار که خطر را تا ۳۰ درصد افزایش میدهد — برآورد مدل از واقعیت جایگزین اشتباه خواهد بود و نتیجهگیری «علی» آن صرفاً یک همبستگی بزکشده است.[2][5]
مدلهای علی ساختاری که توسط یودیا پرل در دهه ۱۹۹۰ پایهگذاری شدند، با استفاده از گرافهای جهتدار غیرمدور برای ترسیم روابط فرضی بین متغیرها، رویکرد متفاوتی را ارائه میدهند. اما این مدلها نیز نیازمند آن هستند که محقق پیش از تحلیل دادهها، ساختار علی را بهصراحت بیان کند. الگوریتم قوانین علی را از صفر کشف نمیکند؛ بلکه صرفاً اثرات را بر اساس مفروضات ساختاری انسان محاسبه میکند. اگر انسان نقشه اشتباهی بکشد، مدل یادگیری ماشینی با اطمینان کامل اثر علی اشتباهی را ارائه خواهد داد.[1][5]
مشکل اساسی استنتاج علی با افزودن توان پردازشی بیشتر یا مجموعهدادههای بزرگتر حل نمیشود. یک مجموعهداده با ۱۰ میلیارد سطر از دادههای مشاهدهای همچنان فاقد واقعیتهای جایگزین است. در شرایطی که یادگیری ماشینی علی در حال تبدیل شدن به یک ویژگی استاندارد در نرمافزارهای سازمانی است، این خطر وجود دارد که سازمانها تعدیلهای پیچیده آماری را با قطعیت واقعی علی اشتباه بگیرند.[4][5]
به دلیل همین محدودیت است که استنتاج علی به همان اندازه که یک حوزه محاسباتی است، یک رشته علمی نیز باقی میماند. الگوریتمها قدرتمند هستند، اما کاملاً به کیفیت طراحی مطالعه و اعتبار مفروضات انسانی وابستهاند. وقتی یک فروشنده ادعا میکند که هوش مصنوعی آنها میتواند علیت را از دادههای خام با دقت ۹۹ درصد کشف کند، در واقع این حقیقت را پنهان میکند که ماشین صرفاً در حال اجرای یک راهحل آماری برای یک مسئله علمی است.[5]
غیبت واقعیت جایگزین، تواضعی همیشگی را به علم داده تحمیل میکند. ما میتوانیم ارتباطات را با دقت کامل اندازهگیری کنیم، اما علیت همیشه نیازمند یک جهش ایمانی از روی شکافِ چیزهایی است که نمیتوانیم مشاهده کنیم. دفعه بعد که یک مدل دقیقاً پیشبینی کرد در صورت اتخاذ یک تصمیم متفاوت چه اتفاقی میافتاد، به یاد داشته باشید که آن مدل در حال گزارش یک واقعیت نیست. ریاضیات میتواند تخمین بزند که چه چیزی ممکن بود رخ دهد، اما اثر واقعی فردی در واقعیتی که هرگز اتفاق نیفتاده، محبوس میماند.[5]
نکات کلیدی
- مشکل اساسی استنتاج علی بیان میکند که ما هرگز نمیتوانیم هر دو پیامد بالقوه را برای یک سوژه واحد مشاهده کنیم.
- از آنجا که واقعیت جایگزین همیشه غایب است، اندازهگیری علیت اساساً یک مسئله دادههای گمشده است.
- کارآزماییهای تصادفی کنترلشده با استفاده از یک گروه کنترل بهعنوان جایگزینی برای واقعیتهای جایگزین غایب، از این مشکل عبور میکنند.
- الگوریتمهای یادگیری ماشینی علی که روی دادههای مشاهدهای اعمال میشوند، به مفروضات غیرقابلآزمونی مانند نادیدهانگاری تکیه دارند.
- هیچ مقدار از توان پردازشی یا مقیاس داده نمیتواند یک واقعیت جایگزین را که هرگز رخ نداده است، تولید کند.
بررسی عمیق دیدگاهها
آماردانان کلاسیک
تمرکز بر کارآزماییهای تصادفی کنترلشده بهعنوان تنها روش قابلاعتماد برای استنتاج علی.
آماردانان کلاسیک استدلال میکنند که بدون تصادفیسازی، مفروضات مورد نیاز برای تخمین واقعیتهای جایگزین بیش از حد قوی هستند. آنها تأکید میکنند که دادههای مشاهدهای ذاتاً به دلیل مخدوشکنندههای پنهان ناقص هستند و هیچ سطحی از پیچیدگی الگوریتمی نمیتواند جایگزین عمل فیزیکی تخصیص تصادفی شود. برای این گروه، استنتاج علی در خارج از یک کارآزمایی تصادفی کنترلشده همیشه تمرینی در تقریبزدن است.
توسعهدهندگان هوش مصنوعی علی
باور دارند که یادگیری ماشینی میتواند ساختارهای علی را از مجموعهدادههای مشاهدهای بزرگ کشف کند.
طرفداران یادگیری ماشینی علی استدلال میکنند که اگرچه مشکل اساسی وجود دارد، اما میتوان آن را از طریق مقیاسپذیری و مدلسازی ساختاری کاهش داد. آنها بر این باورند که با ترکیب مجموعهدادههای عظیم با الگوریتمهایی که استقلالهای شرطی را آزمایش میکنند، نرمافزار میتواند گراف علی یک سیستم را ترسیم کند. این گروه واقعیت جایگزین غایب را نه بهعنوان یک مانع غیرقابلعبور، بلکه بهعنوان یک مسئله دادههای گمشده میبیند که جایگذاری پیشرفته و مفروضات ساختاری میتوانند آن را حل کنند.
مدلسازان علی ساختاری
تأکید بر استفاده از گرافهای علی و دانش تخصصی انسانی برای هدایت الگوریتمها.
پیروان چارچوب یودیا پرل استدلال میکنند که دادهها بهتنهایی هرگز نمیتوانند به سؤالات علی پاسخ دهند، صرفنظر از اینکه چقدر یادگیری ماشینی به کار گرفته شود. آنها اصرار دارند که محققان باید پیش از تحلیل دادهها، روابط علی را بهصراحت در یک گراف جهتدار غیرمدور ترسیم کنند. برای این گروه، راهحل واقعیت جایگزین غایب، استدلال شفاف انسانی است که با استفاده از حسابگر do بهصورت ریاضی ثابت میکند آیا یک اثر از دادههای موجود قابلشناسایی است یا خیر.
چرا مهم است
در شرایطی که کسبوکارها و سیستمهای درمانی برای تصمیمگیریهای حساس روزبهروز بیشتر به «هوش مصنوعی علی» تکیه میکنند، درک محدودیتهای ریاضی این ابزارها حیاتی است. هیچ الگوریتمی نمیتواند یک واقعیت جایگزین را مشاهده کند؛ این یعنی هر ادعای علی در نهایت بهجای دادههای خام، بر پایه مفروضات غیرقابلآزمون انسانی بنا شده است.
منابع
[1]Wikipediaمدلسازان علی ساختاریRubin causal model
مطالعه در Wikipedia →
[2]Brady Nealمدلسازان علی ساختاریThe fundamental problem of causal inference
مطالعه در Brady Neal →
[3]Stef van Buurenآماردانان کلاسیکProblem of causal inference
مطالعه در Stef van Buuren →
[4]IBMتوسعهدهندگان هوش مصنوعی علیWhat is causal inference?
مطالعه در IBM →
[5]تیم سردبیری کوهستانتوسعهدهندگان هوش مصنوعی علیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در متا
مشاهده همه →مدیریت ریسک
محاسبه تخصیص بهینه: معیار کلی چگونه برتری آماری را در برابر ترمز نوسانات متوازن میکند
9 منبع
اصالت دیجیتال
چگونه نشانهگذاری ClaimReview در Schema.org واقعاً درستیسنجیها را برای ماشینها ترجمه میکند
4 منبع
پلتفرمهای انتشار
ارزیابی گوست در برابر ساباستک: نقطه تقاطع درآمدی برای ناشران مستقل
6 منبع
تجارت جهانی
سازوکار پنهان توافقنامههای تجارت آزاد: قواعد مبدأ چگونه تعیین میکنند کدام کالاها واقعاً از تعرفه ترجیحی معاف میشوند؟
6 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





