رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانفیزیک فتوولتائیکگزارش تشریحی· 6 دقیقه مطالعه· در انرژی

پیوند P-N و میدان الکتریکی که فوتون را به الکترون آزاد تبدیل می‌کند

سلول خورشیدی صرفاً نور را جذب نمی‌کند؛ بلکه برای جداسازی فیزیکی جفت‌های الکترون-حفره پیش از ترکیب مجدد، به یک مرز میکروسکوپی به نام پیوند P-N متکی است. درک این میدان الکتریکی درونی، فیزیک بنیادی حاکم بر تمام تولید انرژی فتوولتائیک را آشکار می‌سازد.

به قلم بهنام امینی

اصلاح‌گران معماری سیلیکون 40%توسعه‌دهندگان مواد جایگزین 35%حامیان چندپیوندی 25%
اصلاح‌گران معماری سیلیکون
مهندسانی که بر به حداقل رساندن تلفات ترکیب مجدد و به حداکثر رساندن بازدهی پیوند P-N سیلیکونی استاندارد تمرکز دارند.
توسعه‌دهندگان مواد جایگزین
پژوهشگرانی که در حال بررسی پروسکایت‌ها و لایه‌های نازک هستند تا با استفاده از شکاف‌های باند و دینامیک پیوند متفاوت، هزینه‌های تولید را کاهش دهند.
حامیان چندپیوندی
فیزیکدانانی که چندین پیوند P-N از مواد مختلف را روی هم قرار می‌دهند تا محدودیت‌های بازدهی نظری یک سلول سیلیکونی منفرد را بشکنند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • مهندسان یکپارچه‌سازی شبکه که فرآیند تبدیل جریان مستقیم (DC) به متناوب (AC) را مدیریت می‌کنند.
  • اقتصاددانان حوزه تولید که هزینه آلایش سیلیکون با خلوص بالا را ارزیابی می‌کنند.

چرا مهم است

کل گذار جهانی به سمت انرژی خورشیدی بر پایه فیزیک مرزی استوار است که تنها چند میکرومتر ضخامت دارد. درک اینکه چگونه پیوند P-N الکترون‌ها را وادار به انجام کار می‌کند، توضیح می‌دهد که چرا پنل‌های خورشیدی برای دهه‌ها بدون قطعات متحرک کار می‌کنند و چرا با محدودیت‌های نظری سختی در بازدهی خود مواجه‌اند.

هر متر مربع از سطح زمین که رو به خورشید است، در هنگام ظهر تقریباً ۱۰۰۰ وات انرژی خام خورشیدی دریافت می‌کند—توانی که برای روشن نگه‌داشتن مداوم یک مایکروویو استاندارد کافی است. با این حال، جذب این انرژی و تبدیل آن به یک جریان الکتریکی قابل استفاده، نیازمند چیزی بیش از قرار دادن یک ماده در معرض نور است. این فرآیند به یک محیط میکروسکوپی با مهندسی دقیق نیاز دارد که قادر باشد یک فوتون را به دام بیندازد، انرژی آن را به یک بار الکتریکی متحرک تبدیل کند و آن بار را پیش از ناپدید شدن، وادار به حرکت در یک جهت واحد نماید. این محیط همان پیوند P-N است؛ معماری بنیادینی که تقریباً در تمام سلول‌های خورشیدی تولید شده در جهان امروز به کار می‌رود.[1][6]

چالش اصلی انرژی خورشیدی تولید نیست، بلکه جداسازی است. هنگامی که فوتونی با انرژی کافی—به‌طور دقیق، هر مقداری بیشتر از ۱٫۱ الکترون‌ولت (eV) که برای سیلیکون استاندارد نیاز است—به یک سلول خورشیدی برخورد می‌کند، یک الکترون را از مدار اتمی خود خارج می‌سازد. این امر دو موجودیت مجزا ایجاد می‌کند: یک الکترون آزاد با بار منفی، و یک فضای خالی با بار مثبت که در شبکه اتمی به جا می‌ماند و در فیزیک حالت جامد به عنوان «حفره» شناخته می‌شود.[3][4]

اگر این جفت الکترون-حفره تازه‌تولیدشده به حال خود رها شوند، تنها برای چند میکروثانیه دوام خواهند آورد. از آنجا که بارهای مخالف یکدیگر را جذب می‌کنند، الکترون به سرعت دوباره به درون حفره سقوط کرده و انرژی تازه‌به‌دست‌آمده خود را به شکل یک فوران میکروسکوپی گرما آزاد می‌کند. برای تولید الکتریسیته، سلول خورشیدی باید پیش از آنکه الکترون و حفره بتوانند دوباره ترکیب شوند، آن‌ها را به صورت فیزیکی از هم جدا کرده و الکترون را برای انجام کار به یک مدار خارجی براند.[1]

این جداسازی از طریق یک میدان الکتریکی دائمی و درونی به دست می‌آید که با آلایش (دوپینگ) یک ویفر سیلیکونی توسط ناخالصی‌های خاص ایجاد می‌شود. سیلیکون کریستالی خالص رسانای ضعیفی برای الکتریسیته است، زیرا تمام الکترون‌های ظرفیت آن به شدت در یک شبکه صلب پیوند خورده‌اند. برای تغییر این وضعیت، تولیدکنندگان مقادیر ناچیزی از عناصر دیگر را به ساختار سیلیکون وارد می‌کنند و دو لایه متمایز با خواص الکتریکی کاملاً متفاوت می‌سازند.[5]

سیلیکون با ناخالصی‌های خاصی آلایش می‌شود تا عدم تعادل الکترونی ایجاد کند و پایه و اساس پیوند P-N را شکل دهد.

لایه بالایی معمولاً با فسفر آلایش می‌شود؛ عنصری که یک الکترون ظرفیت بیشتر از سیلیکون دارد. این الکترون اضافی نمی‌تواند با شبکه سیلیکونی اطراف پیوند برقرار کند و به صورت سست متصل باقی می‌ماند و آزادانه حرکت می‌کند. از آنجا که این لایه دارای فراوانی حامل‌های بار منفی است، به عنوان سیلیکون نوع N طبقه‌بندی می‌شود.[2]

لایه پایینی با بور آلایش می‌شود؛ عنصری که یک الکترون ظرفیت کمتر از سیلیکون دارد. این امر یک نقص ساختاری ایجاد می‌کند—یک الکترون از دست رفته، یا یک حفره، که به عنوان حامل بار مثبت عمل می‌کند. از آنجا که این لایه دارای فراوانی حامل‌های بار مثبت است، به عنوان سیلیکون نوع P طبقه‌بندی می‌شود.[2]

لایه پایینی با بور آلایش می‌شود؛ عنصری که یک الکترون ظرفیت کمتر از سیلیکون دارد.

فیزیک حیاتی در مرز دقیقی رخ می‌دهد که این دو لایه به هم می‌رسند: پیوند P-N. هنگامی که سیلیکون نوع N و نوع P به هم متصل می‌شوند، الکترون‌های آزاد از سمت N به طور طبیعی در طول مرز پخش می‌شوند تا حفره‌های سمت P را پر کنند. این مهاجرت یک عدم تعادل الکتریکی موضعی ایجاد می‌کند. سمت N، با از دست دادن الکترون‌های منفی، کمی مثبت می‌شود. سمت P، با به دست آوردن الکترون‌ها، کمی منفی می‌شود.[4]

این عدم تعادل بار، یک میدان الکتریکی دائمی و میکروسکوپی در سراسر مرز ایجاد می‌کند که جهت آن از سمت N به سمت P است. این منطقه به عنوان ناحیه تخلیه شناخته می‌شود، زیرا از حامل‌های بار متحرک تخلیه شده است. میدان الکتریکی درونی به عنوان یک دریچه یک‌طرفه، یا یک شیب میکروسکوپی عمل می‌کند که دیکته می‌کند بارهای تازه‌تولیدشده در هنگام قرار گرفتن در معرض نور چگونه باید رفتار کنند.[1]

مهاجرت بارها در طول مرز، یک میدان الکتریکی دائمی ایجاد می‌کند که به عنوان ناحیه تخلیه شناخته می‌شود.

هنگامی که نور خورشید به سلول خورشیدی برخورد می‌کند و یک فوتون به این ناحیه تخلیه نفوذ می‌کند، یک جفت الکترون-حفره تولید می‌کند. میدان الکتریکی درونی بلافاصله بر روی آن‌ها عمل می‌کند. الکترون منفی در طول شیب به سمت لایه نوع N رانده می‌شود، در حالی که حفره مثبت به سمت لایه نوع P کشیده می‌شود.[2][3]

به محض اینکه الکترون به لایه نوع N رانده شد، میدان الکتریکی از عبور مجدد آن از روی پیوند و ترکیب با حفره جلوگیری می‌کند. اکنون الکترون در سطح بالایی سلول به دام افتاده است. از آنجا که در هر ثانیه میلیون‌ها فوتون به سلول برخورد می‌کنند، میلیون‌ها الکترون به طور پیوسته به لایه نوع N پمپ می‌شوند و یک ولتاژ منفی ایجاد می‌کنند.[5]

برای بازگرداندن تعادل، الکترون‌ها باید راهی برای بازگشت به لایه نوع P پیدا کنند. از آنجا که میدان الکتریکی داخلی مسیر بازگشت مستقیم آن‌ها را مسدود می‌کند، آن‌ها مجبور می‌شوند یک مسیر خارجی را طی کنند. اتصال‌های فلزی چاپ‌شده در بالا و پایین سلول خورشیدی این مسیر را فراهم می‌کنند. الکترون‌ها از لایه نوع N خارج می‌شوند، از طریق یک سیم حرکت می‌کنند، یک بار الکتریکی—مانند یک اینورتر شبکه یا یک شارژر باتری—را تغذیه می‌کنند و در نهایت به لایه نوع P بازمی‌گردند تا با حفره‌های منتظر ترکیب شوند.[1][6]

میدان الکتریکی درونی، الکترون را مجبور می‌کند تا برای ترکیب مجدد از یک مدار خارجی عبور کند و جریان الکتریکی تولید نماید.

این جریان پیوسته الکترون‌ها، که توسط جذب مداوم فوتون‌ها هدایت شده و توسط میدان الکتریکی دائمی پیوند P-N از هم جدا می‌شوند، همان الکتریسیته جریان مستقیم (DC) است که انرژی همه‌چیز از یک ماشین‌حساب جیبی گرفته تا یک مزرعه خورشیدی در مقیاس نیروگاهی را تامین می‌کند. بازدهی این فرآیند توسط مهندسی دقیق ناحیه تخلیه تعیین می‌شود، تا اطمینان حاصل شود که میدان به اندازه کافی قوی و گسترده است که بتواند حداکثر تعداد جفت‌های الکترون-حفره را پیش از هدر رفتن به صورت گرما، به دام بیندازد.[3][4]

درک این مکانیسم روشن می‌سازد که چرا سلول‌های خورشیدی دارای محدودیت‌های بازدهی نظری سختی هستند که به عنوان حد شاکلی-کوایسر شناخته می‌شود. فوتون‌هایی با انرژی کمتر از ۱٫۱ الکترون‌ولت (eV) بدون تولید جفت الکترون-حفره مستقیماً از سیلیکون عبور می‌کنند. فوتون‌هایی با انرژی بیشتر از حد نیاز نیز همچنان تنها یک جفت تولید می‌کنند و انرژی اضافی به صورت گرما هدر می‌رود. پیوند P-N تنها می‌تواند بارهایی را جدا کند که با موفقیت در داخل یا بسیار نزدیک به میدان الکتریکی درونی آن تولید شده باشند.[5]

در حالی که سیستم انرژی جهانی به سمت تولید تجدیدپذیر در حال گذار است، فیزیک بنیادی پیوند P-N همچنان لنگرگاه این گذار باقی می‌ماند. اگرچه معماری‌های پیشرفته‌ای مانند سلول‌های تاندوم پروسکایت و سلول‌های ناهمگون (هتروجانکشن) به دنبال به حداقل رساندن تلفات ترکیب مجدد و جذب طیف وسیع‌تری از نور هستند، اما همه آن‌ها بر همان اصل هسته‌ای تکیه دارند: یک میدان الکتریکی درونی که یک برانگیختگی کوانتومی لحظه‌ای را به یک جریان پیوسته و قابل استفاده تبدیل می‌کند.[6]

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

اصلاح‌گران معماری سیلیکون

تمرکز بر کمال‌بخشی به پیوند P-N سیلیکونی استاندارد.

برای دهه‌ها، رویکرد غالب در تولید تجهیزات خورشیدی، اصلاح پیوند P-N سیلیکونی استاندارد بوده است. این اردوگاه بر به حداقل رساندن «ترکیب مجدد» تمرکز دارد—مواردی که در آن یک الکترون و حفره موفق می‌شوند پیش از رانده شدن توسط میدان الکتریکی، دوباره به هم بپیوندند. با بهبود خلوص شبکه سیلیکونی و طراحی ساختارهای اتصال پیشرفته مانند فناوری سلول با ساطع‌کننده و پشت غیرفعال‌شده (PERC)، این مهندسان قصد دارند سلول‌های سیلیکونی تک‌پیوندی را تا حد امکان به حداکثر بازدهی نظری خود یعنی حدود ۳۲ درصد، که قوانین فیزیک اجازه می‌دهد، نزدیک کنند.

توسعه‌دهندگان مواد جایگزین

کاوش در ترکیبات غیرسیلیکونی برای ایجاد میدان‌های الکتریکی همه‌کاره‌تر.

به جای تکیه بر شبکه صلب سیلیکون کریستالی، این دیدگاه از موادی مانند پروسکایت‌ها، تلورید کادمیوم و پلیمرهای آلی حمایت می‌کند. این مواد دارای «شکاف‌های باند» متفاوتی هستند—مقدار انرژی خاصی که برای آزاد کردن یک الکترون نیاز است. از آنجا که آن‌ها نور را با شدت بیشتری نسبت به سیلیکون جذب می‌کنند، ناحیه تخلیه مورد نیاز می‌تواند بسیار نازک‌تر باشد، که این امر امکان ساخت سلول‌های انعطاف‌پذیر و سبکی را فراهم می‌کند که می‌توانند با استفاده از فرآیندهای چاپ رول‌به‌رول در دمای پایین، به جای برش‌های انرژی‌بر ویفر، تولید شوند.

حامیان چندپیوندی

روی هم قرار دادن چندین پیوند برای جذب طیف وسیع‌تری از انرژی خورشیدی.

از آنجا که یک پیوند P-N منفرد تنها می‌تواند فوتون‌هایی را که با انرژی شکاف باند خاص آن مطابقت دارند به طور موثر تبدیل کند، این اردوگاه استدلال می‌کند که آینده در روی هم قرار دادن چندین پیوند نهفته است. با قرار دادن یک ماده با شکاف باند عریض در بالا برای جذب نور آبی پرانرژی، و یک پیوند سیلیکونی با شکاف باند باریک در زیر برای جذب نور قرمز و فروسرخ باقی‌مانده، سلول‌های تاندوم می‌توانند از محدودیت‌های ترمودینامیکی یک میدان الکتریکی منفرد عبور کرده و بازدهی کلی ماژول را به مراتب از ۳۰ درصد فراتر ببرند.

نکات کلیدی

  1. سلول خورشیدی برای تبدیل نور خورشید به الکتریسیته قابل استفاده، به پیوند P-N متکی است.
  2. فوتون‌هایی با انرژی کافی، الکترون‌ها را از شبکه سیلیکونی جدا کرده و جفت‌های الکترون-حفره ایجاد می‌کنند.
  3. آلایش (دوپینگ) سیلیکون با فسفر و بور، یک میدان الکتریکی دائمی و درونی در محل پیوند ایجاد می‌کند.
  4. این میدان الکتریکی، الکترون و حفره را پیش از آنکه بتوانند دوباره ترکیب شوند، به صورت فیزیکی از هم جدا می‌کند.
  5. الکترون‌های جداشده مجبور می‌شوند برای بازگشت به حفره‌ها از یک مدار خارجی عبور کنند که این امر جریان الکتریکی مستقیم (DC) تولید می‌کند.

اصطلاحات کلیدی

پیوند P-N
مرز بین دو نوع مختلف از مواد نیمه‌رسانا که یک میدان الکتریکی درونی ایجاد می‌کند.
جفت الکترون-حفره
ترکیب یک الکترون آزاد با بار منفی و فضای خالی با بار مثبتی که هنگام برانگیخته شدن توسط یک فوتون از خود به جا می‌گذارد.
آلایش (دوپینگ)
وارد کردن عمدی ناخالصی‌ها به یک نیمه‌رسانای بسیار خالص برای تغییر خواص الکتریکی آن.
ناحیه تخلیه
منطقه‌ای در اطراف پیوند P-N که حامل‌های بار متحرک از آن مهاجرت کرده‌اند و یک میدان الکتریکی دائمی به جا گذاشته‌اند.
شکاف باند (گاف انرژی)
حداقل مقدار انرژی مورد نیاز برای خارج کردن یک الکترون از مدار اتمی خود در یک ماده خاص.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

اصلاح‌گران معماری سیلیکون 40%توسعه‌دهندگان مواد جایگزین 35%حامیان چندپیوندی 25%
  1. [1]PVEducationاصلاح‌گران معماری سیلیکون

    The photovoltaic effect

    مطالعه در PVEducation
  2. [2]TU Grazاصلاح‌گران معماری سیلیکون

    Solar Cells

    مطالعه در TU Graz
  3. [3]IntechOpenتوسعه‌دهندگان مواد جایگزین

    Introductory Chapter: Introduction to Photovoltaic Effect

    مطالعه در IntechOpen
  4. [4]World Scientific Publishingحامیان چندپیوندی

    The Physics of Solar Cells

    مطالعه در World Scientific Publishing
  5. [5]Wileyحامیان چندپیوندی

    Physics of Solar Cells: From Basic Principles to Advanced Concepts

    مطالعه در Wiley
  6. [6]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت انرژی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.