پایان حمایت بیقید و شرط: چگونه تغییر تاریخی افکار عمومی آمریکا در مورد فلسطین، سیاست این کشور را بازنویسی میکند
تغییر نسلها و جابجاییهای حزبی، اجماع دوحزبی چندین دههای در مورد سیاست خارجی ایالات متحده را از بین برده است. در حالی که همدردی عمومی با فلسطینیها در میان رأیدهندگان جوان به بالاترین حد تاریخی خود میرسد، کمپینهای سیاسی و استراتژیهای قانونگذاری آمریکا اساساً در حال بازتعریف هستند.
به قلم ایمان شریعتی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- تحلیلگران تحول مترقی و جمعیتی
- بر تأثیر انتخاباتی و ایدئولوژیک بلوکهای رأیدهنده جوانتر و متنوع که خواستار سیاست خارجی مبتنی بر حقوق بشر هستند، تمرکز دارد.
- نهاد سنتی سیاست خارجی
- اینرسی نهادی و استدلالهای استراتژیک امنیت ملی برای حفظ ائتلافهای ژئوپلیتیکی دیرینه را تحلیل میکند.
- ناظران بیطرف داده و تحریریه
- ردیابی عینی دادههای نظرسنجی را ارائه میدهد و پیامدهای گستردهتر برای ثبات سیاسی آمریکا را ترکیب میکند.
برای بیش از نیم قرن، سیاست خارجی آمریکا در قبال خاورمیانه بر پایه یک اجماع دوحزبی استوار بود: حمایت دیپلماتیک و نظامی بیقید و شرط از اسرائیل. این موضع واحد به عنوان یک خط قرمز سیاسی تلقی میشد و دولتها از هر دو حزب اصلی رویکردی هماهنگ نسبت به ائتلافهای منطقهای داشتند. با این حال، تا اواسط دهه ۲۰۲۰، این پایه و اساس به وضوح شکسته شده است. یک همسویی مجدد عمیق جمعیتی و حزبی، نحوه نگرش افکار عمومی آمریکا به درگیری اسرائیل و فلسطین را تغییر داده و آنچه زمانی یک ستون سیاست خارجی بیچون و چرا بود، به یک بحث محوری و شدیداً رقابتی در انتخابات ایالات متحده تبدیل شده است. دورانی که سیاستمداران میتوانستند بدون مواجهه با پیامدهای سیاسی داخلی، بر موضع پیشفرض حمایت بیقید و شرط تکیه کنند، عملاً به پایان رسیده و جای خود را به چشماندازی پیچیده از خواستههای مردمی متضاد و محاسبات انتخاباتی در حال تغییر داده است.[2]
این تغییر عمدتاً ناشی از چرخش سریع نسلها و اکوسیستمهای اطلاعاتی در حال دگرگونی است. دادههای نظرسنجی از مرکز تحقیقات پیو نشان میدهد که بزرگسالان زیر سی سال اکنون به طور قابل توجهی بیشتر از نسلهای قبلی تمایل به ابراز دیدگاههای مثبت نسبت به مردم فلسطین دارند، در حالی که همدردی آنها با دولت اسرائیل به طور پیوسته کاهش یافته است. این گروه جوانتر که در دورهای با تمرکز شدید جهانی بر حقوق بشر، نابرابری سیستمی و روایتهای استعمارزدایی به بلوغ رسیدهاند، چارچوب تحلیلی اساساً متفاوتی را نسبت به پارادایمهای دوران جنگ سرد که جهانبینی رأیدهندگان مسنتر آمریکایی را شکل داده بود، در مورد این درگیری به کار میبرند. آنها به طور فزایندهای این وضعیت را نه به عنوان یک معمای پیچیده امنیتی ژئوپلیتیکی، بلکه به عنوان یک مسئله ساده حقوق مدنی و قوانین بشردوستانه میبینند.
این شکاف نسلی در حزب دموکرات شدیدترین و پرپیامدترین است و ائتلاف داخلی آن را اساساً تغییر داده است. ردیابیهای بلندمدت گالوپ نشان میدهد که برای اولین بار در تاریخ این سازمان، اکثریت رأیدهندگان دموکرات اکنون همدردی بیشتری با فلسطینیها نسبت به اسرائیلیها ابراز میکنند. این نشاندهنده یک تغییر لرزهای نسبت به تنها یک دهه پیش است، زمانی که احساسات طرفدار اسرائیل تقریباً به طور مساوی بر هر دو حزب اصلی حاکم بود. امروز، شکاف حزبی گستردهترین شکاف ثبت شده است، در حالی که رأیدهندگان جمهوریخواه همچنان به شدت از دولت اسرائیل حمایت میکنند و تا حد زیادی از تغییرات جمعیتی که در حال بازشکلدهی چپ سیاسی هستند، مصون ماندهاند. این قطبیسازی به این معنی است که سیاست خارجی در مورد خاورمیانه دیگر یک موضع ملی متحد نیست، بلکه یک مسئله تفرقهانگیز است که رأیدهندگان آمریکایی را عمیقاً بر اساس خطوط حزبی تقسیم میکند.[1]
سازوکار هدایتکننده این تغییر ایدئولوژیک شامل یک محیط رسانهای بسیار غیرمتمرکز و ظهور بیسابقه حمایتگری دیجیتال مردمی است. رأیدهندگان جوانتر به طور فزایندهای اخبار و فیلمهای منبع اصلی را از طریق پلتفرمهای دیجیتال مستقل و شبکههای اجتماعی مصرف میکنند و روایتهای نهادی سنتی و دروازهبانان را دور میزنند. این دسترسی مستقیم به واقعیتهای میدانی به دیدگاههای جایگزین اجازه داده است تا شکوفا شوند و درگیری را عمدتاً از دریچه حقوق بشر جهانی، حق تعیین تعیین سرنوشت و عدالت اجتماعی، به جای ائتلافهای امنیتی ژئوپلیتیکی سنتی که ثبات در سطح دولت را بر شرایط غیرنظامی اولویت میدهند، چارچوببندی کنند. دموکراتیزه شدن اطلاعات، گروههای حمایتگری را قادر ساخته است تا حامیان را به سرعت بسیج کنند و یک کارزار فشار پایدار ایجاد کنند که ساختارهای سیاسی سنتی برای مدیریت آن با مشکل مواجه هستند.
سازوکار هدایتکننده این تغییر ایدئولوژیک شامل یک محیط رسانهای بسیار غیرمتمرکز و ظهور بیسابقه حمایتگری دیجیتال مردمی است.
این تکامل ایدئولوژیک فعالانه در حال بازنویسی محاسبات انتخاباتی آمریکا است، به ویژه در مناطق بسیار رقابتی که نتیجه انتخابات ملی را تعیین میکنند. در ایالتهای کلیدی نوساندار مانند میشیگان، پنسیلوانیا و جورجیا، که دارای جمعیتهای قابل توجهی از اعراب-آمریکایی، مسلمانان و جوانان مترقی هستند، جنبشهای رأیدهندگان سازمانیافته توانایی خود را برای جلوگیری از کسب آرای حیاتی نشان دادهاند. ظهور استراتژی رأیدهنده «متعهد نشده» (uncommitted) ثابت کرده است که این بلوکها مایلند از قدرت انتخاباتی خود برای مطالبه تغییرات ملموس در سیاست خارجی، به ویژه در مورد مشروطسازی کمک نظامی و اجرای قوانین بشردوستانه بینالمللی، استفاده کنند. سیاستمداران دیگر نمیتوانند این بلوکهای رأیدهنده را بدیهی فرض کنند، که این امر مستلزم تنظیم مجدد پیامرسانی کمپین و پلتفرمهای سیاستی است.
در نتیجه، کمپینهای سیاسی در سراسر کشور مجبور به سازگاری با این واقعیت جدید هستند. نامزدهایی که در انتخابات مقدماتی رقابتی دموکراتها شرکت میکنند، اکنون اغلب با آزمونهای سختگیرانهای در مورد تشکیل کشور فلسطین، حقوق بشر و تأمین مالی نظامی مواجه میشوند – پویاییای که عملاً در چرخههای انتخاباتی قبلی که اظهارات کلی در مورد اتحاد کافی بود، وجود نداشت. سیاستمداران به طور فزایندهای ملزم به بیان مواضع دقیق و متعادلی هستند که رنج فلسطینیان را تأیید کند، بدون اینکه به طور کامل حوزههای انتخابیه سنتی طرفدار اسرائیل را بیگانه سازد؛ یک بندبازی بلاغی که اغلب نبردهای مقدماتی مدرن را تعریف میکند. چشمانداز مالی کمپینها نیز تغییر کرده است، به طوری که شبکههای جمعآوری کمک مالی مردمی فعالانه به نامزدهایی که مواضع سیاست خارجی مترقی اتخاذ میکنند، پاداش میدهند.[2]
ساختار نهادی واشنگتن نیز فشار عظیمی را از این تغییر افکار عمومی احساس میکند. در حالی که گروههای لابیگری سنتی طرفدار اسرائیل همچنان نیروهای مالی و سیاسی قدرتمندی در داخل کنگره باقی ماندهاند، یک اکوسیستم جدید و قوی از سازمانهای سیاست خارجی مترقی برای ایجاد تعادل در برابر نفوذ آنها ظهور کرده است. این گروههای حمایتگری جدیدتر با موفقیت مکانیسمهای قانونگذاری را پیش میبرند که زمانی حاشیهای تلقی میشدند، مانند مطالبه نظارت دقیق بر نحوه استقرار کمکهای نظامی ایالات متحده و استناد به شرایط حقوق بشری مرتبط با بستههای عظیم کمک خارجی. بحثهای کنگره اکنون به طور منظم شامل بررسی شدید انتقال تسلیحات است که منعکسکننده اولویتهای در حال تغییر پایگاه دموکرات است.
با وجود این جریانات در حال تغییر در افکار عمومی، لفاظیهای کمپین و مانورهای قانونگذاری، تغییرات سیاستی واقعی در بالاترین سطوح اجرایی به طور قابل توجهی کند باقی مانده است. اینرسی نهادی ائتلاف استراتژیک ایالات متحده و اسرائیل عمیقاً در دههها قراردادهای دفاعی، توافقنامههای تبادل اطلاعات و ساختار امنیتی گستردهتر خاورمیانه ریشه دوانده است. این چارچوب بوروکراتیک و نظامی ریشهدار به عنوان یک نیروی تثبیتکننده قدرتمند عمل میکند و تصمیمات اصلی سیاست خارجی را از نوسانات فوری افکار عمومی داخلی و فشار انتخاباتی مردمی به شدت مصون نگه میدارد. علاوه بر این، دموکراتهای میانهرو و پایگاه متحد جمهوریخواهان همچنان به شدت استدلال میکنند که حفظ حمایت قوی و بیقید و شرط از اسرائیل برای منافع امنیت ملی کلی ایالات متحده در یک منطقه بسیار بیثبات کاملاً ضروری است.[2]
نکات کلیدی
- چرخش نسلها، اجماع دوحزبی چندین دههای در مورد حمایت آمریکا از اسرائیل را شکسته است.
- بزرگسالان زیر ۳۰ سال و اکثریت رأیدهندگان دموکرات اکنون همدردی بیشتری با فلسطینیها ابراز میکنند.
- حمایتگری دیجیتال مردمی، درگیری را به جای ائتلافهای امنیتی سنتی، حول محور حقوق بشر بازتعریف کرده است.
- جنبش رأیدهنده «متعهد نشده» از حاشیههای انتخاباتی در ایالتهای نوساندار کلیدی برای مطالبه تغییرات سیاستی استفاده میکند.
- با وجود تغییر افکار عمومی، سیاست خارجی اصلی اجرایی و کمک نظامی به دلیل اینرسی نهادی مصون باقی ماندهاند.
چرا مهم است
این تغییر جمعیتی و ایدئولوژیک در حال دگرگون کردن شیوه کمپینزنی و قانونگذاری سیاستمداران آمریکایی است، به این معنی که سیاست خارجی و بستههای کمک نظامی آتی ایالات متحده با نظارت داخلی بیسابقه و مشروطسازی مواجه خواهند شد.
بررسی عمیق دیدگاهها
حامیان مترقی
استدلال میکند که سیاست خارجی آمریکا باید با استانداردهای بینالمللی حقوق بشر و تغییرات جمعیتی داخلی همسو شود.
این دیدگاه معتقد است که حمایت نظامی بیقید و شرط دیگر از نظر سیاسی قابل دوام یا از نظر اخلاقی قابل توجیه نیست. حامیان استدلال میکنند که ایالات متحده باید از کمک مالی و نظامی خود برای اجرای قوانین بشردوستانه بینالمللی و حمایت از حق تعیین سرنوشت فلسطینیان استفاده کند. آنها به تغییر محاسبات انتخاباتی در ایالتهای نوساندار به عنوان شاهدی اشاره میکنند که نادیده گرفتن این خواستهها پیامدهای سیاسی مرگباری برای نامزدها دارد.
مدافعان ائتلاف سنتی
معتقد است که حمایت قوی و بیقید و شرط از اسرائیل برای امنیت ملی کلی آمریکا ضروری است.
طرفداران این دیدگاه استدلال میکنند که اسرائیل یک متحد دموکراتیک حیاتی در یک منطقه بسیار بیثبات است که با درگیریهای نیابتی و قدرتهای جهانی رقیب مشخص میشود. آنها تأکید میکنند که مشروطسازی کمک، ثبات منطقهای را تضعیف میکند، دشمنان را جسور میسازد و ساختار امنیتی گستردهتر ایالات متحده در خاورمیانه را تضعیف میکند و استدلال میکنند که ائتلافهای استراتژیک باید فراتر از نوسانات سیاسی داخلی باشند.
استراتژیستهای انتخاباتی
بر چالشهای عملگرایانه مدیریت یک رأیدهنده عمیقاً تقسیم شده برای تضمین پیروزیهای سیاسی تمرکز دارد.
استراتژیستها تغییر افکار عمومی را به عنوان یک مسئله پیچیده ریاضی میبینند. آنها قدرت رو به رشد پایگاه مترقی و رأیدهندگان عرب-آمریکایی در ایالتهای نوساندار حیاتی را تأیید میکنند، اما همچنین نفوذ مالی و انتخاباتی پایدار حوزههای انتخابیه سنتی طرفدار اسرائیل را به رسمیت میشناسند. نگرانی اصلی آنها تدوین پیامرسانی کمپین دقیق است که بین این جناحهای رقیب تعادل برقرار کند بدون اینکه هیچ یک از بلوکهای رأیدهنده حیاتی را بیگانه سازد.
منابع
[1]Gallupنهاد سنتی سیاست خارجیDemocrats' Sympathies in Middle East Shift Further
مطالعه در Gallup →
[2]تیم سردبیری کوهستانناظران بیطرف داده و تحریریهتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

