چگونه نسبت کیوی توبین بالاتر از ۱.۰ سیگنال رشد و سرمایهگذاری شرکتها را صادر میکند
زمانی که ارزش بازاری یک شرکت از هزینه جایگزینی داراییهای فیزیکی آن فراتر میرود، تئوری اقتصاد کلان حکم میکند که شرکت باید ظرفیت خود را توسعه دهد. با این حال، تاخیرهای ساختاری و تعدیلهای مالی اغلب این سیگنال مستقیم را پیچیده میکنند.
به قلم مهلا پارسا
این خبر را به اشتراک بگذارید
- نظریهپردازان اقتصاد کلان
- نسبت کیوی توبین را به عنوان یک سیگنال کارآمد بازار میبینند که سرمایه را به سمت استفادههای مولد هدایت میکند.
- اقتصادسنجیدانان تجربی
- بر اصطکاکها، وقفهها و واقعیتهای دادهای تمرکز میکنند که واکنش تئوریک سرمایهگذاری را تضعیف مینمایند.
- مدیران مالی شرکتی
- ارزشگذاریهای بالای بازار را به جای توسعه فیزیکی فوری، به عنوان فرصتهایی برای بهینهسازی ترازنامه در نظر میگیرند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- سرمایهگذاران خطرپذیر که استارتاپهای نرمافزاری متکی بر داراییهای نامشهود را ارزیابی میکنند.
- اقتصاددانان حوزه کار که تاثیر تاخیر در استقرار سرمایه فیزیکی بر اشتغال را تحلیل میکنند.
نکات کلیدی
- نسبت کیوی توبین، ارزش بازاری یک شرکت را بر هزینه جایگزینی داراییهای فیزیکی آن تقسیم میکند.
- نسبت بالاتر از ۱.۰ از نظر تئوری سیگنالی است که نشان میدهد شرکت باید ظرفیت فیزیکی خود را گسترش دهد.
- وقفههای زمانی در ساختوساز، استقرار واقعی سرمایه را چندین فصل به تاخیر میاندازد.
- شرکتها اغلب از ارزشگذاریهای بالای بازار به جای سرمایهگذاری فیزیکی فوری، برای تجدید ساختار مالی استفاده میکنند.
- رانتهای اقتصادی و داراییهای نامشهود میتوانند بدون اینکه نیازی به ظرفیت فیزیکی را نشان دهند، نسبت کیو را به طور مصنوعی متورم کنند.
چرا مهم است
درک نسبت کیوی توبین به سرمایهگذاران و سیاستگذاران اجازه میدهد تا شرکتهایی را که واقعاً در موقعیت توسعه فیزیکی قرار دارند، از آنهایی که صرفاً سوار بر موج هیجانات بازار هستند، متمایز کنند. عبور این نسبت از مرز ۱.۰، نشاندهنده مقطع حساسی است که در آن تصمیمات تخصیص سرمایه، بقای بلندمدت شرکت را رقم میزند.
هیئتمدیره شرکتهایی که با ارزش بازاری بسیار فراتر از داراییهای دفتری خود مواجه میشوند، تحت فرمانی برای توسعه عمل میکنند و استدلالشان این است که صرف بالای بازار، سیگنالی مستقیم برای ایجاد ظرفیت جدید است. در مقابل، اقتصاددانان ارزشمحور و سهامداران بدبین استدلال میکنند که این صرف قیمتی اغلب بازتابی از هیجانات موقت بازار یا رانتهای نامشهودِ اندازهگیرینشده است، که توسعه فیزیکی را به یک تخصیص مخرب سرمایه تبدیل میکند. تنش میان این دو موضع ناسازگار توسط یک معیار واحد در اقتصاد کلان کمیسازی میشود: نسبت کیوی توبین (Tobin's Q).[8]
این نسبت که توسط برنده جایزه نوبل، جیمز توبین توسعه یافته است، کل ارزش بازاری یک شرکت را بر هزینه جایگزینی داراییهای فیزیکی آن تقسیم میکند. آستانه تئوریک دقیقاً ۱.۰ است. زمانی که نسبت کیو یک شرکت زیر ۱.۰ قرار میگیرد، بازار ارزش شرکت را کمتر از هزینه داراییهای پایه آن ارزیابی میکند، که سیگنالی برای توقف سرمایهگذاری یا حتی انحلال شرکت است.[8]
زمانی که این نسبت از ۱.۰ فراتر میرود، پویایی معکوس میشود. به عنوان مثال، نسبت کیو معادل ۱.۵ نشان میدهد که بازار حاضر است ۵۰ درصد بیشتر از هزینهای که شرکت برای خرید یا ساخت داراییهای جدید میپردازد، پرداخت کند. در یک اقتصاد بدون اصطکاک، این صرف قیمتی انگیزه عظیمی برای شرکت ایجاد میکند تا سهام جدید منتشر کند، سرمایه جذب کند و در توسعه فیزیکی سرمایهگذاری نماید تا زمانی که بازده نهایی سرمایه جدید، نسبت را دوباره به نقطه تعادل بازگرداند.[2]
با این حال، ترجمه یک نسبت کیو بالا به سرمایهگذاری فیزیکی واقعی به ندرت آنی است. تحقیقات فدرال رزرو نقش حیاتی وقفههای زمانی را برجسته میکند؛ یعنی زمان مورد نیاز برای برنامهریزی، اخذ مجوز و ساخت داراییهای سرمایهای جدید.[1]
این وقفههای زمانی بدان معناست که یک شرکت نمیتواند به محض افزایش قیمت سهامش، یک تاسیسات تولیدی جدید را به سادگی خلق کند. تاخیر بین سیگنال بازار و استقرار جریانهای نقدی، دورهای را ایجاد میکند که در آن شرکت سرمایه مازاد در اختیار دارد و این امر رابطه مستقیم بین نسبت کیو بالاتر از ۱.۰ و رشد اقتصادی فوری را پیچیده میکند.[1]
علاوه بر این، مقاله کاری سال ۱۹۹۵ بانک فدرال رزرو بوستون تاکید میکند که نسبت کیو بالا همیشه بازتاب یک فرمان خالص برای توسعه فیزیکی نیست. در بسیاری از موارد، این صرف قیمتی نشاندهنده رانتهای اقتصادی است؛ قدرت انحصاری، ارزش برند یا تسخیر نظارتی که نمیتوان آنها را صرفاً با خرید تجهیزات بیشتر بازتولید کرد.[2]
اگر ارزشگذاری بالای یک شرکت به جای کمبود ظرفیت فیزیکی، ناشی از این رانتهای اقتصادی غیرقابل بازتولید باشد، سرمایهگذاری در کارخانههای جدید بازدهی مورد انتظار بازار را به همراه نخواهد داشت. بنابراین، موجودی بهینه سرمایه توسط ماهیت مزیت رقابتی شرکت محدود میشود.[2]
شواهد تجربی حاصل از دادههای تابلویی شرکتها، مانند مطالعه سال ۱۹۹۲ که در مجله اقتصادسنجی منتشر شد، تایید میکند که اگرچه نسبت کیوی توبین یک پیشبینیکننده از نظر آماری معنادار برای سرمایهگذاری است، اما بزرگی این واکنش اغلب کمتر از پیشبینی مدلهای تئوریک است.[3]
این واکنش ضعیف تا حدی به دلیل تعدیل درونزای ساختار مالی یک شرکت است. همانطور که در مقاله کاری سال ۱۹۸۸ بانک فدرال رزرو کلیولند به تفصیل بیان شده است، شرکتهایی با نسبت کیو بالاتر از ۱.۰ اغلب از سهام با ارزشگذاری بالای خود برای تجدید ساختار بدهی یا تملک رقبا استفاده میکنند، نه اینکه ظرفیت جدیدی را از صفر بسازند.[5]
این واکنش ضعیف تا حدی به دلیل تعدیل درونزای ساختار مالی یک شرکت است.
با انتشار سهام در زمانی که ارزش بازاری آنها بالاست، شرکتها میتوانند ساختار سرمایه خود را بهینه کنند. این مانور مالی بخش عمدهای از سرمایهای را که مدلهای اقتصاد کلان فرض میکنند مستقیماً به سمت سرمایهگذاری فیزیکی جریان مییابد، جذب میکند و توضیح میدهد که چرا نسبت کیو بالا همیشه باعث رونق فوری مخارج سرمایهای نمیشود.[5]
این رابطه با پویاییهای گستردهتر چرخه تجاری پیچیدهتر نیز میشود. بانک فدرال رزرو مینیاپولیس خاطرنشان میکند که نوسانات در بازده داراییها و نسبت کیوی توبین پیامدهای عمیقی برای تحلیل چرخه تجاری دارد، زیرا ارزشگذاریهای بازار اغلب چندین فصل از تولید اقتصادی فیزیکی جلوتر هستند.[6]
در طول یک دوره رونق اقتصادی، افزایش بازده داراییها نسبت کیو را در کل بخشها متورم میکند و یک انگیزه سیستماتیک برای سرمایهگذاری ایجاد مینماید. با این حال، اگر این ارزشگذاریها ناشی از کاهش نرخهای تنزیل باشد تا افزایش جریانهای نقدی مورد انتظار، سرمایهگذاری حاصل ممکن است پس از چرخش چرخه اقتصادی، به ظرفیت مازاد منجر شود.[6]
نرخهای بهره نقش بنیادینی در این پویایی ایفا میکنند. تحقیقات مدرسه کسبوکار کلمبیا نشان میدهد که هزینه سرمایه مستقیماً هم بر مخرج نسبت کیو (هزینه جایگزینی داراییها) و هم بر صورت آن (ارزش فعلی تنزیلشده جریانهای نقدی آینده) تاثیر میگذارد.[7]
زمانی که نرخهای بهره پایین است، ارزش فعلی جریانهای نقدی آینده افزایش مییابد و نسبت کیو را به بالای ۱.۰ سوق میدهد که سیگنالی برای سرمایهگذاری شرکتهاست. برعکس، افزایش نرخهای بهره ارزشگذاریهای بازار را کاهش داده، نسبت کیو را پایین میآورد و سیگنالی برای انقباض در مخارج سرمایهای صادر میکند.[7]
چرخههای سرمایهگذاری ذاتاً ناهموار هستند. همانطور که توسط دپارتمان اقتصاد دانشگاه کوئینز بررسی شده است، شرکتها موجودی سرمایه خود را به طور پیوسته تعدیل نمیکنند. در عوض، آنها منتظر میمانند تا نسبت کیو از یک آستانه خاص (اغلب بسیار بالاتر از ۱.۰) عبور کند تا هزینههای ثابت و ماهیت بازگشتناپذیر سرمایهگذاریهای فیزیکی در مقیاس بزرگ را توجیه کنند.[4]
این رفتار آستانهای، چرخههای سرمایهگذاری متمایزی را ایجاد میکند که در آن دورههای قحطی سرمایه با فورانهای ناگهانی توسعه دنبال میشوند، زمانی که ارزشگذاریهای بازار حاشیه امنیت کافی در برابر رکودهای آینده فراهم کنند.[4]
از آنجا که این مقالات پایه اقتصاد کلان کاملاً بر مدلسازی ریاضی و رگرسیونهای دادههای تابلویی متکی هستند، حاوی نقلقولهای مستقیم و مصاحبه با نویسندگان نیستند. با این حال، واقعیت تجربی که آنها توصیف میکنند در هر چرخه درآمدی شرکتها قابل مشاهده است.[8]
در حالی که نسبت کیوی توبین بالاتر از ۱.۰ همچنان ظریفترین سیگنال تئوریک برای توسعه شرکتی باقی مانده است، اصطکاکهای دنیای واقعی (وقفههای زمانی، رانتهای اقتصادی و تجدید ساختار مالی) تضمین میکنند که مسیر از ارزشگذاری بازار تا سرمایهگذاری فیزیکی هرگز یک خط مستقیم نیست.[8]
بررسی عمیق دیدگاهها
نظریهپردازان اقتصاد کلان
استدلال میکنند که نسبت کیو بالاتر از ۱.۰ یک سیگنال واضح و کارآمد بازار برای استقرار سرمایه است.
از یک دیدگاه کاملاً تئوریک، بازار یک تجمیعکننده کارآمد اطلاعات است. زمانی که سرمایهگذاران حقوق صاحبان سهام و بدهی یک شرکت را بالاتر از هزینه جایگزینی داراییهای فیزیکی آن قیمتگذاری میکنند، در حال ارسال سیگنالی برای تقاضای بیشتر از تولیدات آن شرکت هستند. مدلهای اقتصاد کلان بر این مکانیسم تکیه دارند تا توضیح دهند چگونه سرمایه به سمت مولدترین استفادههای خود جریان مییابد، با این فرض که شرکتها به طور منطقی برای تامین مالی توسعه سهام منتشر میکنند تا زمانی که بازده نهایی با هزینه سرمایه برابر شود.
اقتصادسنجیدانان تجربی
اصطکاکها و وقفههایی را برجسته میکنند که مانع از سرمایهگذاری فیزیکی فوری میشوند.
پژوهشگرانی که دادههای تابلویی را تحلیل میکنند تاکید دارند که دنیای واقعی پر از اصطکاک است. وقفههای زمانی در ساختوساز، ماهیت بازگشتناپذیر سرمایه فیزیکی و وجود داراییهای نامشهودِ اندازهگیرینشده بدان معناست که نسبت کیو بالا به ندرت باعث افزایش فوری و متناسب در مخارج سرمایهای میشود. در عوض، شرکتها رفتار آستانهای از خود نشان میدهند و منتظر میمانند تا ارزشگذاریها به طور قابلتوجهی از ۱.۰ فراتر رود پیش از آنکه به پروژههای فیزیکی بلندمدت متعهد شوند.
مدیران مالی شرکتی
نسبت کیو بالا را به عنوان فرصتی برای بهینهسازی مالی میبینند تا صرفاً توسعه فیزیکی.
برای مدیران اجرایی که در واقع ترازنامه را مدیریت میکنند، صرف بازار اغلب به عنوان یک ابزار مالی در نظر گرفته میشود. مدیران به جای اینکه فوراً کلنگ ساخت یک کارخانه جدید را به زمین بزنند، از سهام با ارزشگذاری بالا برای تجدید ساختار بدهیهای موجود، تملک رقبا یا ایجاد ذخایر نقدی استفاده میکنند. این تعدیل درونزای ساختار مالی، تابآوری ترازنامه را بر توسعه فوری ظرفیت فیزیکی در اولویت قرار میدهد.
منابع
[1]Federal Reserveاقتصادسنجیدانان تجربیGestation Lags for Capital, Cash Flows, and Tobins's Q
مطالعه در Federal Reserve →
[2]Federal Reserve Bank of Bostonمدیران مالی شرکتیTobin's q, Economic Rents, and the Optimal Stock of Capital
مطالعه در Federal Reserve Bank of Boston →
[3]Journal of Econometricsاقتصادسنجیدانان تجربیInvestment and Tobin's Q: Evidence from company panel data
مطالعه در Journal of Econometrics →
[4]Queen's Economics Departmentاقتصادسنجیدانان تجربیInvestment Cycles and Tobin's Q
مطالعه در Queen's Economics Department →
[5]Federal Reserve Bank of Clevelandمدیران مالی شرکتیTobin's Q, Investment, and Endogenous Adjustment of Financial Structure, Working Paper 88-01
مطالعه در Federal Reserve Bank of Cleveland →
[6]Federal Reserve Bank of Minneapolisنظریهپردازان اقتصاد کلانTobin's q and Asset Returns: Implications for Business Cycle Analysis
مطالعه در Federal Reserve Bank of Minneapolis →
[7]Columbia Business Schoolنظریهپردازان اقتصاد کلانInvestment, Tobin's q, and Interest Rates
مطالعه در Columbia Business School →
[8]تیم سردبیری کوهستانمدیران مالی شرکتیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در کسبوکار
مشاهده همه →اثرات شبکهای
رابطه N به توان ۲: قانون متکالف چگونه ارزش اثر شبکهای را کمیتسنجی میکند
9 منبع
بازده اوراق قرضه
عبور بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله خزانهداری آمریکا از مرز ۵ درصد در سایه تشدید نگرانیهای تورمی
6 منبع
بازارهای بدهی
مدرنسازی قوانین خرید بدهی توسط SEC: بازپرداخت بدهی شرکتها در پنج روز
7 منبع
هوش مصنوعی سازمانی
خرید ۱۱.۶ میلیارد دلاری IBM برای تقویت زیرساخت هوش مصنوعی با تصاحب غول جریان داده Confluent
7 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت کسبوکار اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





