آمریکا به کشتیسازان خارجی اجازه ساخت ناوهای نیروی دریایی را میدهد
یک دستورالعمل اجرایی جدید به کارخانههای کشتیسازی متحد اجازه میدهد تا ناوهای جنگی پیشرو را برای نیروی دریایی ایالات متحده بسازند و با دور زدن یک قرن سیاست حمایتگرایی داخلی، کمبود شدید ظرفیت ناوگان را برطرف کنند.
به قلم پریسا مرادی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- دولت دفاعی
- استدلال میکند که دور زدن حمایتگرایی داخلی یک اقدام اضطراری ضروری برای بستن سریع شکاف ظرفیت دریایی با چین است.
- کشتیسازان متحد
- این دستورالعمل را فرصتی تاریخی برای ادغام عمیق بهرهوری تولید خود با مهندسی سیستمهای آمریکایی میدانند.
- منتقدان کنگره
- هشدار میدهند که برونسپاری ساخت ناوهای جنگی، نیروی کار داخلی را تهدید میکند و آسیبپذیریهای خطرناکی در زنجیره تأمین در زمان جنگ ایجاد مینماید.
روند رویداد
October 2025
گارد ساحلی ایالات متحده «مدل فنلاند» را برای ساخت شناورهای امنیتی قطب شمال خود تأیید میکند.
August 2026
پرزیدنت ترامپ یادداشت امنیت ملی را امضا میکند که ساخت شناورهای نیروی دریایی ایالات متحده توسط خارجیها را مجاز میسازد.
September 2026
نیروی دریایی ایالات متحده ارزیابیهای رسمی طرحهای ناوچه از ژاپن، کره جنوبی و ترکیه را آغاز میکند.
یک فرض رایج در مورد قدرت دریایی آمریکا این است که قانون اساسی ساخت ناوهای جنگی ایالات متحده را به طور دائم به کارخانههای کشتیسازی داخلی محدود میکند و یک دژ نفوذناپذیر از تولید داخلی ایجاد مینماید. در واقع، یک دستورالعمل اجرایی جدید یک قرن سیاست حمایتگرایی را دور زده و به کشورهای متحد اجازه داده است تا برای رسیدگی فوری به یک گلوگاه شدید صنعتی، ناوهای رزمی خط مقدم را برای نیروی دریایی ایالات متحده طراحی و بسازند. یادداشت ریاست جمهوری امنیت ملی اوت ٢٠٢٦ مستقیماً تأخیرهای مداوم در برنامههای اصلی کشتیسازی داخلی را هدف قرار میدهد. دولت با استناد به معافیت منافع امنیت ملی، مسیری را برای رقابت کارخانههای کشتیسازی بینالمللی برای ساخت ناوهای رزمی سطحی، سکوهای کمکی و شناورهای حمل و نقل نظامی باز کرده و اساساً نحوه تدارک ناوگان توسط پنتاگون را بازسازی میکند.[1]
سازوکار اصلی این تغییر سیاست، گسترش «مدل فنلاند» است؛ چارچوب تدارکاتی که در ابتدا برای شناورهای امنیتی قطب شمال گارد ساحلی ایالات متحده پیشگام شد. تحت این سیستم، وزارت دفاع به پیمانکاران خارجی اجازه میدهد تا حداکثر دو شناور اول از یک کلاس جدید را در کارخانههای کشتیسازی مادر خود در خارج از کشور تولید کنند. این رویکرد برای تزریق سریع ظرفیت بدنه عملیاتی و بالغ به ناوگان ایالات متحده طراحی شده است، بدون اینکه منتظر بماند تا تأسیسات داخلی برای یک طراحی کاملاً جدید آماده شوند. پس از اتمام ساخت اولیه در خارج از کشور، کل فرآیند تولید، از جمله تکنیکهای اختصاصی کشتیسازی و زنجیرههای تأمین، باید برای تمام تولیدات انبوه بعدی به خاک آمریکا منتقل شود.[1]
برای واجد شرایط شدن در این مسیر تدارکاتی بیسابقه، پیمانکاران دفاعی متحد باید الزامات زیرساختی سختگیرانهای را برآورده کنند که در نهایت منجر به بازسازی سرمایه صنعتی آمریکا میشود. تأمینکنندگان خارجی موظفند یا یک کارخانه کشتیسازی جدید در ایالات متحده از پایه بسازند یا سهم مالکیت اکثریتی در یک تأسیسات داخلی موجود به دست آورند. علاوه بر این، این شرکای بینالمللی باید متعهد شوند که کارگران کشتیسازی آمریکایی را استخدام و آموزش دهند تا اطمینان حاصل شود که پایداری بلندمدت و ساختهای بعدی شناورها در داخل کشور باقی میماند. این امر یک سیستم حلقه بسته ایجاد میکند که در آن از ظرفیت فوری خارج از کشور برای بذرپاشی و نوسازی زیرساختهای تولید داخلی استفاده میشود و یک اقدام برونسپاری کوتاهمدت را به یک استراتژی بلندمدت بازسازی سرمایه صنعتی تبدیل میکند.[1][3]
با حرکت سریع برای اجرای این دستورالعمل، هانگ کائو، سرپرست وزارت نیروی دریایی، دستور بررسی رسمی پلتفرمهای خارجی موجود را صادر کرده و مهلت ١٢ نوامبر ٢٠٢٦ را برای ارزیابی جامع تعیین نموده است. چارچوب ارزیابی نیروی دریایی، ٨٥/١ میلیارد دلار بودجه سال مالی ٢٠٢٧ را برای خرید حداکثر دو کشتی پیشرو ساخته شده در خارج از کشور اختصاص میدهد. این دستورالعمل به طور خاص یک ناو رزمی سطحی سبک چندمنظوره را هدف قرار میدهد که برای جنگ ضد زیردریایی، جنگ ضد سطحی و وظایف اسکورت کاروان بهینهسازی شده است. نیروی دریایی با تمرکز بر ناوهای جنگی بالغ و با طراحی مادر که قبلاً توسط کشورهای متحد در تولید انبوه هستند، قصد دارد از تغییرات تکراری طراحی و افزایش هزینههایی که به طور تاریخی برنامههای داخلی را درگیر کردهاند، اجتناب کند.[2][3]
چارچوب ارزیابی نیروی دریایی، ٨٥/١ میلیارد دلار بودجه سال مالی ٢٠٢٧ را برای خرید حداکثر دو کشتی پیشرو ساخته شده در خارج از کشور اختصاص میدهد.
ارزیابی بینالمللی، حوزه را به سه نامزد اصلی محدود کرده است که هر کدام منعکس کننده فلسفههای طراحی دریایی متحدان در اندازه، اتوماسیون و معماری رزمی هستند. وزارت دفاع در حال حاضر ناوچههای کلاس موگامی ژاپن، ناوچههای موشکانداز کلاس چونگنام کره جنوبی و ناوچههای کلاس استانبول ترکیه را ارزیابی میکند. کلاس موگامی ارتقا یافته ژاپن با ٥,٥٠٠ تن متریک، بزرگترین بدنه را نشان میدهد و دارای یک معماری بسیار خودکار است که نیازهای خدمه را به طور قابل توجهی کاهش میدهد. کلاس ٤,٣٠٠ تنی چونگنام کره جنوبی یک پایگاه کشتیسازی توزیع شده با فواصل تحویل سریع اثبات شده ارائه میدهد، در حالی که کلاس ٣,١٠٠ تنی استانبول ترکیه یک پلتفرم فشرده و به شدت مسلح را فراهم میکند که در حال حاضر به طور همزمان در چندین کارخانه خصوصی در حال تولید است.[2][3]
محرک استراتژیک پشت این تغییر شدید در سیاست تدارکات، گسترش سریع عددی ناوگان سطحی چین است که در حال حاضر تقریباً پنجاه ناوچه را در مقایسه با صفر ناوچه نیروی دریایی ایالات متحده عملیاتی میکند. فوریت پنتاگون با توقف اخیر برنامه داخلی ناوچه کلاس کُنستلیشن تشدید شد، برنامهای که از بیثباتی شدید طراحی، افزایش وزن بیش از ده درصد و گلوگاههای جدی نیروی کار در کارخانههای داخلی رنج میبرد. نیروی دریایی با وارد کردن یک طرح متحد در حال تولید، به دنبال پر کردن شکافهای حیاتی قابلیت در نیروهای سطحی خود است و مصالحه فنی انطباق دکترینها و زنجیرههای تأمین خارجی را میپذیرد تا کشتیهای آماده رزم را در یک جدول زمانی بسیار تسریع شده به میدان بیاورد.[2]
زیرساختهای صنعتی برای این انتقال از قبل توسط شرکتهای بزرگ دفاعی متحد که پیشبینی این تغییر سیاست را داشتند، در حال آمادهسازی است. گروه هانوا کره جنوبی اخیراً کشتیسازی فیلادلفیا (Philly Shipyard) در پنسیلوانیا را خریداری کرده و متعهد به سرمایهگذاری ٥ میلیارد دلاری برای گسترش این تأسیسات شده است. بر اساس استانداردهای دستورالعمل جدید، این خرید، هانوا را در موقعیتی مطلوب قرار میدهد تا الزامات مالکیت زیرساخت داخلی را برآورده کند و در صورت انتخاب، به طور بالقوه به عنوان مرکز تولید محلی برای کلاس چونگنام عمل نماید. یک مرکز همکاری کشتیسازی جدید ایالات متحده و جمهوری کره در واشنگتن دیسی، این ادغام را بیشتر تثبیت میکند و به عنوان مجرایی برای توسعه نیروی کار، تحقیقات مشترک و همسویی بهرهوری کشتیسازی کره جنوبی با مهندسی سیستمهای آمریکایی عمل میکند.[1][3]
با وجود تلاش تهاجمی شاخه اجرایی، این طرح با مقاومت نهادی شدیدی از سوی کنگره ایالات متحده روبرو است و زمینهساز درگیری بر سر آینده تولید دریایی آمریکا شده است. پیشنویسهای لایحه سیاست دفاعی سال مالی ٢٠٢٧ در هر دو مجلس نمایندگان و سنا به دنبال حذف معافیت اجرایی و محدود کردن صریح بودجه برای ناوهای جنگی تولید شده در خارج هستند. قانونگذاران همچنان نگرانند که اتکا به قطعات خارجی میتواند پایداری در زمان جنگ را پیچیده کند و نیروی کار داخلی را جابجا سازد. موفقیت نهایی این برنامه بستگی به این دارد که آیا نیروی دریایی میتواند ثابت کند که واردات یک کشتی پیشرو خارجی واقعاً تولید انبوه داخلی را تسریع خواهد کرد، قبل از اینکه موانع قانونی پنجره فرصت را ببندند.[2]
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه دولت دفاعی
گسترش فوری ناوگان را بر انحصارات تولید داخلی اولویت میدهد.
برای پنتاگون، محاسبات بیرحمانه است: خروجی دریایی چین به شدت از تولید آمریکا پیشی گرفته و کارخانههای کشتیسازی داخلی به دلیل تأخیرها و کمبود نیروی کار فلج شدهاند. دولت ممنوعیت قانونی صد ساله ساخت ناوهای جنگی خارجی را یک تجمل دوران صلح میداند که ایالات متحده دیگر توان پرداخت آن را ندارد. برنامهریزان دفاعی معتقدند که با وارد کردن طرحهای بالغ و در حال تولید، میتوانند از بازطراحیهای تکراری که ناوچه کلاس کُنستلیشن را به نابودی کشاند، اجتناب کرده و فوراً فولاد را در آب قرار دهند.
دیدگاه کشتیسازان متحد
این دستورالعمل را مسیری برای ادغام دائمی در بازار دفاعی ایالات متحده میبیند.
شرکتهای بزرگ در کره جنوبی و ژاپن تشخیص میدهند که بحران ظرفیت نیروی دریایی ایالات متحده فرصت صنعتی آنهاست. این شرکتها با پذیرش هزینه سنگین اولیه بازسازی سرمایه کارخانههای کشتیسازی آمریکایی—مانند تعهد ٥ میلیارد دلاری هانوا برای کشتیسازی فیلادلفیا—قصد دارند خود را به طور دائمی در زنجیره تأمین دفاعی ایالات متحده تثبیت کنند. آنها استدلال میکنند که ترکیب کارایی کشتیسازی آسیایی با سیستمهای رزمی آمریکایی، یک شبکه صنعتی ترکیبی ایجاد میکند که به عنوان یک ضریب نیروی حیاتی برای بازدارندگی در اقیانوس آرام عمل میکند.
دیدگاه منتقدان کنگره
از فرسایش پایگاه صنعتی داخلی و ایجاد خطرات زنجیره تأمین در زمان جنگ میترسد.
قانونگذاران در هر دو مجلس کنگره، معافیت اجرایی را یک سابقه خطرناک میدانند که نیروی کار و امنیت ملی آمریکا را تضعیف میکند. زبان پیشنویس در لوایح سیاست دفاعی آتی به دنبال مسدود کردن صریح بودجه برای ناوهای جنگی تولید شده در خارج است. منتقدان استدلال میکنند که اتکا به قطعات خارجی، حتی فقط برای کشتیهای پیشرو، آسیبپذیریهای حیاتی ایجاد میکند؛ در یک درگیری طولانی، ایالات متحده نمیتواند برای پایداری یا تعمیر ناوهای رزمی خط مقدم خود به خطوط تأمین فرامنطقهای وابسته باشد.
چرا مهم است
این دستورالعمل با شکستن ممنوعیت صد ساله ساخت ناوهای جنگی در خارج، ساختار پایه صنعتی دفاعی آمریکا را به طور اساسی بازسازی میکند. هدف آن این است که کارخانههای کشتیسازی داخلی را وادار به ادغام با شبکههای تولید متحدان کند تا شکاف فزاینده ظرفیت دریایی با چین به سرعت پر شود.
منابع
[1]Indo-Pacific Defense FORUMدولت دفاعیU.S. directive calls for foreign building of Navy vessels
مطالعه در Indo-Pacific Defense FORUM →
[2]Army Recognitionمنتقدان کنگرهUS Navy eyes three foreign frigate designs to rapidly match China's growing production rates
مطالعه در Army Recognition →
[3]Seoul Economic Dailyکشتیسازان متحدU.S. Navy Weighs Korean, Japanese, Turkish Frigates for Overseas Order
مطالعه در Seoul Economic Daily →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دفاع و امنیت اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.
