رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانبازیابی فاجعهگزارش تحلیلی· 5 دقیقه مطالعه· در متا

چگونه RPO و RTO تحمل از دست دادن داده‌ها را از هزینه قطعی سیستم جدا می‌کنند

دو شاخص بنیادین در برنامه‌ریزی بازیابی فاجعه، هزینه از دست رفتن اطلاعات را از هزینه زمان عملیاتی جدا می‌کنند. درک این تفاوت مانع از آن می‌شود که سازمان‌ها برای بازیابی فوری هزینه‌های گزافی بپردازند، در حالی که شاید تنها به حفظ یکپارچگی داده‌هایشان نیاز داشته باشند.

به قلم آیدا امینی

معماران زیرساخت 40%برنامه‌ریزان تداوم کسب‌وکار 35%تیم‌های جرم‌شناسی سایبری 25%
معماران زیرساخت
بر محدودیت‌های فیزیکی و شبکه‌ای مورد نیاز برای دستیابی به از دست دادن داده‌ها و زمان قطعی نزدیک به صفر تمرکز دارند.
برنامه‌ریزان تداوم کسب‌وکار
همسو کردن اهداف بازیابی با تأثیرات واقعی بر کسب‌وکار و تحلیل هزینه-فایده را در اولویت قرار می‌دهند.
تیم‌های جرم‌شناسی سایبری
هشدار می‌دهند که باج‌افزارها و رمزنگاری خاموش می‌توانند با آلوده کردن بک‌آپ‌ها، شاخص‌های تئوریک بازیابی را بی‌اثر کنند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • مدیران ارشد مالی که باید بودجه‌های زیرساخت بازیابی فاجعه را تأیید کنند
  • ارزیابان بیمه سایبری که حق بیمه‌ها را بر اساس ممیزی‌های RPO و RTO تعیین می‌کنند

در ۳۱ مه ۲۰۱۰، موسسه ملی استاندارد و فناوری (NIST) نسخه اول نشریه ویژه ۸۰۰-۳۴ را منتشر کرد. در این راهنمای ۱۱۸ صفحه‌ای برنامه‌ریزی اقتضایی برای سیستم‌های اطلاعاتی فدرال، نویسندگان تمایز ریاضیاتی دقیقی را رسم کردند که قرار بود معماری فناوری اطلاعات سازمان‌ها را برای دو دهه آینده هدایت کند. آن‌ها خط زمانی یک فاجعه را به دو متغیر کاملاً مجزا تقسیم کردند: گذشته و آینده.[1]

این سند تثبیت کرد که بازیابی از یک خرابی فاجعه‌بار، یک عملیات واحد نیست. بلکه نیازمند پاسخ به دو پرسش کاملاً متفاوت است: یک سازمان چقدر می‌تواند از دست دادن داده‌ها را تحمل کند، و چقدر می‌تواند آفلاین بودن را تاب بیاورد؟ پاسخ این پرسش‌ها با «هدف نقطه بازیابی» (RPO) و «هدف زمان بازیابی» (RTO) داده می‌شود.[1][5]

با وجود اینکه فروشندگان اغلب این دو را در قالب بسته‌های بازاریابی پر زرق‌وبرق «دسترس‌پذیری بالا» به هم گره می‌زنند، RPO و RTO محدودیت‌های فیزیکی متفاوتی را اندازه‌گیری می‌کنند. شاخص RPO از لحظه وقوع خرابی به عقب نگاه می‌کند و حداکثر داده‌های از دست رفته قابل‌قبول را بر حسب ساعت یا دقیقه می‌سنجد. اما RTO به جلو نگاه می‌کند و حداکثر زمان مجاز قطعی پیش از بازیابی سیستم‌ها را اندازه می‌گیرد.[5][6]

شاخص RPO با نگاه به گذشته، حداکثر داده‌های از دست رفته قابل‌قبول را می‌سنجد، در حالی که RTO با نگاه به آینده، زمان قطعی مجاز را اندازه می‌گیرد.

این تمایز از آن جهت اهمیت دارد که رساندن هر یک از این اعداد به صفر، نیازمند معماری‌های سخت‌افزاری و شبکه‌ای کاملاً متفاوتی است. یک خریدار شکاک باید بداند فروشنده‌ای که وعده «بازیابی فوری» می‌دهد، اغلب این دو مفهوم را با هم می‌آمیزد و در حالی که مشتری شاید تنها به تکرار تهاجمی داده‌ها نیاز داشته باشد، افزونگی پردازشی گران‌قیمتی را به او می‌فروشد.[7][8]

هدف نقطه بازیابی (RPO) زمان‌بندی بک‌آپ‌گیری و معماری ذخیره‌سازی را دیکته می‌کند. واژه‌نامه NIST شاخص RPO را به عنوان «نقطه‌ای از زمان که داده‌ها باید پس از قطعی به آن بازیابی شوند» تعریف می‌کند. اگر یک پایگاه داده دارای RPO چهار ساعته باشد، سیستم باید حداقل هر چهار ساعت یک اسنپ‌شات در حافظه ثانویه ثبت کند. در صورت بروز خرابی کامل در ساعت ۳:۵۹ بعدازظهر، سازمان می‌پذیرد که تمام تراکنش‌های پردازش‌شده از زمان بک‌آپ ظهر به طور دائمی پاک شده‌اند.[3]

کاهش RPO از چهار ساعت به نزدیک صفر، معماری را از بک‌آپ‌های دوره‌ای دسته‌ای به تکرار همزمان تغییر می‌دهد. هر عملیات نوشتن روی دیسک اصلی باید پیش از آنکه برنامه سیگنال موفقیت دریافت کند، همزمان روی یک دیسک ثانویه (اغلب در یک موقعیت جغرافیایی متفاوت) نیز نوشته شود. این امر هزینه‌ها را از طریق پهنای باند شبکه و عملیات ورودی/خروجی ذخیره‌سازی در ثانیه (IOPS) به شدت افزایش می‌دهد.[8]

کاهش RPO از چهار ساعت به نزدیک صفر، معماری را از بک‌آپ‌های دوره‌ای دسته‌ای به تکرار همزمان تغییر می‌دهد.

در مقابل، هدف زمان بازیابی (RTO) بر زیرساخت انتقال به سیستم پشتیبان (Failover) حاکم است. هیئت ارزیابی و صدور گواهینامه حرفه‌ای (PECB) با استناد به ایزو ۲۲۳۰۱، شاخص RTO را به عنوان «مدت زمان پس از یک حادثه که در آن یک محصول یا خدمت باید از سر گرفته شود» تعریف می‌کند. اگر سیستمی دارای RTO دو ساعته باشد، واحد IT دقیقاً ۱۲۰ دقیقه فرصت دارد تا سرورها را آماده کند، سیستم‌عامل‌ها را بارگذاری نماید، داده‌ها را از جدیدترین بک‌آپ بازیابی کرده و ترافیک شبکه را تغییر مسیر دهد.[4]

کاهش RTO به نزدیک صفر نیازمند کلاسترینگ فعال-فعال است. محیط ثانویه نمی‌تواند یک انبار ذخیره‌سازی سرد باشد؛ بلکه باید یک نسخه کاملاً روشن و دارای لایسنس از محیط اصلی باشد که در لحظه آماده به کار است و منتظر می‌ماند تا به محض قطع شدن پینگ ارتباطی، آدرس‌های IP را در اختیار بگیرد. این قابلیت، هزینه‌ها را به دلیل نیاز به سخت‌افزار پردازشی افزونه و لایسنس‌های نرم‌افزاری به شدت بالا می‌برد.[8]

رساندن هر یک از این شاخص‌ها به صفر نیازمند سرمایه‌گذاری تصاعدی در لایه‌های مختلف پشته فناوری است.

سازمان بین‌المللی استانداردسازی (ISO) این تعاریف را در سطح جهانی در استانداردهای ایزو ۲۲۳۰۱ و ایزو ۲۲۳۱۳ (استانداردهای سیستم‌های مدیریت تداوم کسب‌وکار) تدوین کرده است. این استانداردها سازمان‌ها را وادار می‌کنند تا اهداف خود را به جای قابلیت‌های فنی، بر اساس تأثیرات واقعی بر کسب‌وکار توجیه کنند.[4]

سیستم سوابق بیماران یک بیمارستان ممکن است به RPO صفر نیاز داشته باشد—زیرا از دست دادن به‌روزرسانی یک نسخه دارویی تهدیدکننده حیات است—اما RTO چهار ساعته برای آن کافی باشد، چرا که کارکنان می‌توانند موقتاً از پرونده‌های کاغذی استفاده کنند. برعکس، یک وب‌سایت خبری ممکن است RPO بیست‌وچهار ساعته را تحمل کند و مقالات دیروز را از آرشیو بازنشر دهد، اما برای در دسترس ماندن در زمان یک رویداد فوری، به RTO پنج دقیقه‌ای نیاز داشته باشد. پرداخت هزینه برای معماری RPO صفر در سایت خبری، یا معماری RTO صفر در بیمارستان، صرفاً هدر دادن سرمایه است.[6]

سازمان‌ها باید اهداف بازیابی خود را با الزامات خاص عملیاتی و نظارتی‌شان همسو کنند.

ادبیات بازاریابی ارائه‌دهندگان ابری اغلب این تفکیک را مبهم جلوه می‌دهد. فروشندگان با تبلیغ «۹۹.۹۹۹٪ در دسترس بودن»، تمام تمرکز خود را روی RTO (شاخص زمان آپ‌تایم) می‌گذارند. آن‌ها معمولاً RPO را در میان نوشته‌های ریز قرارداد پنهان می‌کنند و مشتری تازه در زمان قطعی متوجه می‌شود که اگرچه سرور در عرض چند ثانیه ریبوت شده، اما پایگاه داده متصل به آن به اسنپ‌شاتی مربوط به ۱۲ ساعت پیش بازگشته است.[7]

ابهام در بازیابی فاجعه مدرن در این نهفته است که باج‌افزارها چگونه این شاخص‌ها را تغییر می‌دهند. محاسبات سنتی RTO فرض را بر این می‌گذارند که دیتاسنتر اصلی در اثر یک رویداد فیزیکی از بین رفته و سایت ثانویه جایگزین بدیهی آن است. با این حال، باج‌افزارها اغلب شبکه را در سکوت آلوده می‌کنند، به این معنی که بک‌آپ‌های مورد نیاز برای تحقق RPO نیز ممکن است رمزنگاری شده باشند.[7]

وقتی داده‌های بک‌آپ به خطر می‌افتند، در حالی که تیم‌های امنیتی به دنبال یافتن یک اسنپ‌شات سالم می‌گردند، تیک‌تاک ساعت RTO ادامه دارد. اهداف تئوریکی که در جلسات برنامه‌ریزی مدیران تعیین شده‌اند، در اینجا با واقعیت‌های جرم‌شناختی یک حمله سایبری برخورد می‌کنند.[8]

آزمون واقعی این شاخص‌ها زمانی رخ می‌دهد که یک سازمان مجبور می‌شود برنامه اقتضایی خود را تحت فشار اجرا کند. اگر داده‌های بک‌آپ مورد نیاز برای برآورده کردن RPO خودشان آلوده شده باشند، زمان RTO به پایان می‌رسد در حالی که تیم‌های امنیتی هنوز در جستجوی یک اسنپ‌شات پاک هستند—و این ثابت می‌کند که اگر چیزی برای بازیابی باقی نمانده باشد، بازیابی سریع هیچ فایده‌ای ندارد.[8]

نکات کلیدی

  1. شاخص RPO با نگاه به عقب از لحظه وقوع خرابی، میزان قابل‌قبول از دست رفتن داده‌ها را اندازه‌گیری می‌کند.
  2. شاخص RTO با نگاه به جلو از لحظه وقوع خرابی، زمان قطعی قابل‌قبول را می‌سنجد.
  3. کاهش RPO به صفر نیازمند فضای ذخیره‌سازی گران‌قیمت و پهنای باند شبکه برای تکرار همزمان داده‌ها است.
  4. کاهش RTO به صفر نیازمند سخت‌افزار پردازشی افزونه و لایسنس‌های نرم‌افزاری پرهزینه است.
  5. باج‌افزارها با آلوده کردن احتمالی بک‌آپ‌های مورد نیاز برای تحقق RPO، این شاخص‌ها را پیچیده‌تر می‌کنند.

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

معماران IT سازمانی

بر محدودیت‌های فیزیکی سخت‌افزار و شبکه مورد نیاز برای دستیابی به اهداف تهاجمی بازیابی تمرکز دارند.

برای معماران زیرساخت، RPO و RTO صرفاً اهداف تجاری نیستند؛ بلکه مسائل فیزیک‌اند. دستیابی به RPO نزدیک به صفر نیازمند تکرار همزمان است، به این معنی که سرعت نور و تأخیر فیبر نوری تعیین می‌کنند دیتاسنترهای اصلی و ثانویه چقدر می‌توانند از هم فاصله داشته باشند. اگر سایت‌ها خیلی دور باشند، تأخیر ناشی از دو بار نوشتن داده‌ها، سرعت برنامه اصلی را تا حد غیرقابل‌قبولی کاهش می‌دهد. دستیابی به RTO نزدیک به صفر نیز نیازمند کلاسترینگ فعال-فعال است که هزینه‌های پردازش و لایسنس سازمان را دو برابر می‌کند، زیرا یک محیط کپی کاملاً روشن باید ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته در حالت آماده‌به‌کار باشد.

ارائه‌دهندگان خدمات ابری

بر شاخص‌های آپ‌تایم و در دسترس بودن تأکید می‌کنند، در حالی که اغلب مکانیک‌های زیربنایی تکرار داده‌ها را پنهان می‌سازند.

فروشندگان ابری اغلب «دسترس‌پذیری بالا» و «۹۹.۹۹۹٪ آپ‌تایم» را به عنوان یک راه‌حل یکپارچه بازاریابی می‌کنند و به شدت روی بخش RTO معادله مانور می‌دهند. آن‌ها با انتزاعی کردن سخت‌افزار زیربنایی، راه‌اندازی سرورهای جایگزین در چند ثانیه را بسیار ساده جلوه می‌دهند. با این حال، این بازاریابی می‌تواند حس امنیت کاذبی در مورد RPO ایجاد کند. مگر اینکه مشتری صراحتاً تکرار پایگاه داده در مناطق مختلف را پیکربندی کرده و هزینه‌اش را بپردازد، در غیر این صورت سرور جایگزینی که سریع بوت می‌شود ممکن است به یک حجم ذخیره‌سازی متصل شود که ساعت‌ها یا روزها قدیمی است.

تیم‌های جرم‌شناسی سایبری

استدلال می‌کنند که شاخص‌های سنتی بازیابی در در نظر گرفتن پیچیدگی‌های حملات باج‌افزاری مدرن ناتوان‌اند.

متخصصان امنیت محاسبات سنتی RPO و RTO را به طرز خطرناکی منسوخ می‌دانند، زیرا فرض این محاسبات بر این است که فاجعه یک رویداد فیزیکی مانند قطعی برق یا خرابی سخت‌افزار است. در سناریوی باج‌افزار، شبکه طی هفته‌ها در سکوت آلوده می‌شود. بک‌آپ‌های مورد نیاز برای تحقق RPO ممکن است حاوی بدافزار مهاجم باشند یا به طور کامل رمزنگاری شده باشند. در نتیجه، زمان RTO بی‌معنی می‌شود؛ تیم‌ها نمی‌توانند به سادگی به یک سایت ثانویه منتقل شوند، زیرا این کار صرفاً یک محیط آلوده دیگر را بوت می‌کند. زمان بازیابی در اینجا توسط تحلیل‌های جرم‌شناسی دیکته می‌شود، نه سرعت آماده‌سازی سرور.

چرا مهم است

بودجه‌های بازیابی فاجعه اغلب به دلیل اشتباه گرفتن حفظ داده‌ها با زمان در دسترس بودن سیستم هدر می‌روند. با تفکیک این دو شاخص، سازمان‌ها می‌توانند بدون پرداخت هزینه برای افزونگی غیرضروری سرورهای فعال-فعال، از حیاتی‌ترین دارایی‌های خود محافظت کنند.

اصطلاحات کلیدی

هدف نقطه بازیابی (RPO)
حداکثر مقدار قابل‌قبول از دست رفتن داده‌ها که بر حسب زمان اندازه‌گیری می‌شود و تعیین می‌کند بک‌آپ‌گیری باید با چه فرکانسی انجام شود.
هدف زمان بازیابی (RTO)
حداکثر مقدار قابل‌قبول زمان قطعی پیش از آنکه یک سیستم باید بازیابی و عملیاتی شود.
تکرار همزمان (Synchronous Replication)
یک فرآیند ذخیره‌سازی که در آن داده‌ها پیش از آنکه تراکنش کامل تلقی شود، همزمان در دو مکان اصلی و ثانویه نوشته می‌شوند.
کلاسترینگ فعال-فعال (Active-Active Clustering)
معماری خاصی که در آن چندین محیط سرور کاملاً یکسان به طور همزمان اجرا می‌شوند و در صورت آفلاین شدن یکی، امکان انتقال فوری به دیگری را فراهم می‌کنند.

منابع

پوشش منابع

8 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

معماران زیرساخت 40%برنامه‌ریزان تداوم کسب‌وکار 35%تیم‌های جرم‌شناسی سایبری 25%
  1. [1]NIST CSRCمعماران زیرساخت

    SP 800-34 Rev. 1, Contingency Planning Guide for Federal Information Systems

    مطالعه در NIST CSRC
  2. [2]NIST CSRCمعماران زیرساخت

    Recovery Time Objective - Glossary - NIST CSRC

    مطالعه در NIST CSRC
  3. [3]NIST CSRCمعماران زیرساخت

    Recovery Point Objective - Glossary - NIST CSRC

    مطالعه در NIST CSRC
  4. [4]PECBبرنامه‌ریزان تداوم کسب‌وکار

    Key Definitions Used in ISO 22301 and ISO 22313

    مطالعه در PECB
  5. [5]Adviseraبرنامه‌ریزان تداوم کسب‌وکار

    RTO vs. RPO: Key Differences Explained

    مطالعه در Advisera
  6. [6]MHA Consultingبرنامه‌ریزان تداوم کسب‌وکار

    RTO and RPO in Practice: How to Set Defensible Targets

    مطالعه در MHA Consulting
  7. [7]SentinelOneتیم‌های جرم‌شناسی سایبری

    RTO vs RPO: Key Differences in Disaster Recovery Planning

    مطالعه در SentinelOne
  8. [8]تیم سردبیری کوهستانمعماران زیرساخت

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.