شش مرحله پذیرش که «پنجره اورتون» را تعریف میکنند
پنجره اورتون محدوده باریکی از سیاستها را توصیف میکند که در یک زمان مشخص برای جریان اصلی جامعه از نظر سیاسی قابلقبول هستند. یک طبقهبندی ششمرحلهای نشان میدهد که چگونه ایدهها از حالت «غیرقابلتصور» به «سیاست» مدون تبدیل میشوند.
به قلم ایمان شریعتی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- نهادگرایان توصیفی
- پنجره اورتون را صرفاً بهعنوان یک ابزار اندازهگیری برای درک جایگاه فعلی اجماع عمومی در نظر میگیرند.
- استراتژیستهای تاکتیکی
- با این چارچوب مانند یک کتابچه راهنما برخورد کرده و از پیشنهادهای افراطی برای جابهجایی مصنوعی مرزهای بحثهای قابلقبول استفاده میکنند.
- منتقدان چارچوب
- استدلال میکنند که تلاش برای دستکاری این پنجره اغلب نتیجه معکوس میدهد و این مدل، تغییرات پیچیده اجتماعی را بیش از حد ساده میانگارد.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- مقامات منتخبی که فعالانه تلاش میکنند خارج از این پنجره کمپین انتخاباتی برگزار کنند.
- فعالان مردمی که کاملاً خارج از چارچوبهای نهادی فعالیت میکنند.
نکات کلیدی
- پنجره اورتون محدوده باریکی از ایدهها را که عموم مردم میپذیرند، تعریف میکند.
- سیاستمداران معمولاً بهجای تلاش برای جابهجایی این پنجره، در داخل آن عمل میکنند.
- ایدهها از شش مرحله عبور میکنند: غیرقابلتصور، رادیکال، قابلقبول، معقول، محبوب و سیاست.
- این چارچوب در ابتدا یک ابزار توصیفی برای اندیشکدهها بود، نه یک کتابچه راهنمای تاکتیکی.
- استراتژیستهای مدرن اغلب تلاش میکنند با معرفی ایدههای افراطی، ایدههای رادیکال را عادیسازی کرده و پنجره را جابهجا کنند.
در ۱ آوریل ۲۰۰۶، جاشوا تروینو (Joshua Treviño)، مفسر سیاسی، یادداشت کوتاهی در وبلاگ خود با نام Swords Crossed منتشر کرد و در آن شش درجه متمایز از پذیرش عمومی برای هر ایده سیاسی را ترسیم کرد. این طبقهبندی، مراحلی را که یک سیاست باید برای تبدیل شدن به قانون طی کند، مدون کرد؛ مسیری که از حاشیههای جامعه آغاز شده و به مرکز اقدامات قانونگذاری میرسد.[2]
تروینو در واقع در حال فرمولبندی مفهومی بود که در اواسط دهه ۱۹۹۰ توسط جوزف اورتون (Joseph Overton)، معاون ارشد مرکز سیاستگذاری عمومی مکیناک در میشیگان، توسعه یافته بود. اورتون که در سال ۲۰۰۳ درگذشت، در ابتدا از یک بروشور مقوایی با یک پنجره کشویی استفاده کرد تا به حامیان مالی نشان دهد که این اندیشکدهها هستند که دیکته میکنند چه سیاستهایی واقعاً قابلیت اجرا دارند، نه سیاستمداران. مرکز مکیناک همچنان تاکید دارد که این مدل توضیح میدهد چگونه «ایدهها در جامعه در طول زمان تغییر کرده و بر سیاست تاثیر میگذارند.»[1][3]
سازوکار اصلی این مفهوم، یک طیف عمودی از ایدهها را فرض میگیرد که از آزادترین تا کنترلشدهترین حالت متغیر است. این «پنجره» نشاندهنده نوار باریکی از سیاستهاست که یک سیاستمدار میتواند بدون به خطر انداختن جایگاه خود و شکست در انتخابات، از آنها حمایت کند. سیاستمداران بهندرت خودشان این پنجره را جابهجا میکنند؛ بلکه برای تضمین بقای سیاسیشان، صرفاً به جایگاه فعلی آن واکنش نشان میدهند.[1][4][6]
طبقهبندی ششمرحلهای تروینو ردیابی میکند که چگونه یک ایده وارد این منطقه امن میشود. همهچیز از مرحله «غیرقابلتصور» آغاز میشود، جایی که یک سیاست کاملاً خارج از گفتمان جریان اصلی قرار دارد. از طریق حمایتگری یا شوکهای خارجی، این ایده ممکن است به مرحله «رادیکال» تغییر وضعیت دهد و جای پایی در میان گروههای حاشیهای پیدا کند، اما همچنان توسط عموم مردم بهطور گسترده طرد میشود.[2][3]
طبقهبندی ششمرحلهای تروینو ردیابی میکند که چگونه یک ایده وارد این منطقه امن میشود.
آستانه بحرانی، مرحله سوم است: «قابلقبول». در اینجا، ایده وارد بحثهای مشروع میشود بدون اینکه فوراً اعتبار حامی خود را زیر سوال ببرد. پس از پذیرش، یک ایده میتواند به مرحله «معقول» برسد و توسط بخش قابلتوجهی از رایدهندگان بهعنوان یک رویکرد منطقی در نظر گرفته شود. سپس به مرحله «محبوب» پیش میرود، جایی که سیاستمداران برای کسب رای فعالانه روی آن مانور میدهند. در نهایت، به مرحله «سیاست» میرسد و به قانون مدون تبدیل میشود.[2]
در حالی که اورتون این پنجره را بهعنوان یک ابزار توصیفی برای توضیح دوامپذیری سیاستها طراحی کرده بود، استراتژیستهای سیاسی مدرن اغلب با آن مانند یک کتابچه راهنمای تاکتیکی برخورد میکنند. حامیان یک جریان با طرح عمدی ایدههای «غیرقابلتصور» در لبههای افراطی گفتمان، تلاش میکنند تا ایدههایی که پیشتر «رادیکال» بودند، در مقایسه با آنها «قابلقبول» به نظر برسند. در سال ۲۰۱۹، نیویورک تایمز مستند کرد که چگونه این پویایی اجازه میدهد تا آنچه «از نظر سیاسی غیرقابلتصور» است، به جریان اصلی تبدیل شود.[4][5]
این کاربرد تاکتیکی، شک و تردید تحلیلگران سیاسی را برانگیخته است. در سال ۲۰۱۶، نشریه نیو ریپابلیک (The New Republic) با تاکید بر اینکه این نظریه پویاییهای پیچیده اجتماعی را بیش از حد سادهسازی میکند، به نقصهای برخورد با آن بهعنوان یک اهرم مکانیکی اشاره کرد. علاوه بر این، مرکز نئولیبرالیسم خاطرنشان میکند که تلاش برای باز کردن زوری این پنجره با لفاظیهای افراطی، اغلب نتیجه معکوس داده و بهجای گسترش فضای قابلقبول، آن را کوچکتر میکند.[5][8]
کاربرد این چارچوب فراتر از سیاست داخلی آمریکاست. یک تحلیل در سال ۲۰۲۱ در رسانه OpIndia، پنجره اورتون را برای توصیف یک تغییر هفتساله در آگاهی سیاسی هندوها به کار برد و نشان داد که چگونه این مدل در سطح جهانی برای توضیح تغییر آرایشهای فرهنگی و ایدئولوژیک پذیرفته شده است.[7]
پنجره اورتون بیشتر بهعنوان یک ابزار اندازهگیری عمل میکند تا یک اهرم. این مدل مرزهای اجماع عمومی را ردیابی کرده و نشان میدهد که قدرت واقعی برای تغییر سیاستها نه در مانورهای قانونگذاری، بلکه در تغییر دادن چیزی است که افکار عمومی مایل به شنیدن آن است. مرکز مکیناک همچنان تاکید میکند که این پنجره بر اساس تغییرات اجتماعی حرکت میکند و سیاستمداران را وا میدارد تا مدتها پس از آنکه مردم مرزها را بازتعریف کردند، به دنبال آنها بدوند.[1][6]
چرا مهم است
درک پنجره اورتون نشان میدهد که چرا سیاستمداران بهندرت از ایدههای جدید و رادیکال حمایت میکنند، و چگونه اندیشکدهها و رسانهها با تغییر دادن آنچه که افکار عمومی قابلقبول میداند، در واقعیت محرک تغییرات سیاستی بلندمدت هستند.
بررسی عمیق دیدگاهها
دیدگاه توصیفی
نهادهایی مانند مرکز مکیناک این پنجره را بهعنوان ابزاری برای سنجش احساسات عمومی میبینند.
برای نهادگرایان، پنجره اورتون یک دماسنج است، نه یک ترموستات. این مدل وجود دارد تا به اندیشکدهها و پژوهشگران کمک کند بفهمند چرا برخی سیاستها با وجود منطقی بودن، مورد توجه قرار نمیگیرند. در این دیدگاه، این مردم هستند که مرزهای پنجره را از طریق تغییرات تدریجی فرهنگی و اجتماعی دیکته میکنند و سیاستمداران صرفاً این مرزها را بررسی میکنند تا تعیین کنند از چه چیزی میتوانند با خیال راحت و بدون از دست دادن انتخابات بعدی حمایت کنند.
دیدگاه تاکتیکی
استراتژیستهای سیاسی با این چارچوب مانند یک کتابچه راهنما برای تغییر فعالانه گفتمان عمومی برخورد میکنند.
کمپینهای سیاسی مدرن و چهرههای رسانهای اغلب تلاش میکنند این پنجره را به یک سلاح تبدیل کنند. آنها با تزریق عمدی ایدههای «غیرقابلتصور» به عرصه عمومی، قصد دارند ایدههایی را که پیشتر «رادیکال» بودند، در مقایسه با آنها «قابلقبول» جلوه دهند. این رویکرد فرض میکند که مرزهای اجماع عمومی کشسان هستند و میتوان آنها را از طریق تکرار محض و اشباع رسانهای بسط داد و مرکز ثقل را به سمت مسیر جدیدی سوق داد.
دیدگاه انتقادی
منتقدان استدلال میکنند که تلاش برای دستکاری این پنجره اغلب نتیجه معکوس میدهد و سیاست را بیش از حد ساده میانگارد.
منتقدان اشاره میکنند که عموم مردم ظرفی منفعل برای پذیرش ایدههای افراطی نیستند. زمانی که بازیگران سیاسی تلاش میکنند با لفاظیهای رادیکال این پنجره را بهطور مصنوعی باز کنند، این کار اغلب باعث ایجاد یک واکنش تدافعی شده و بهجای گسترش، باعث کوچک شدن پنجره گفتمان قابلقبول میشود. علاوه بر این، منتقدان استدلال میکنند که برخورد با پنجره اورتون بهعنوان یک اهرم مکانیکی، راههای پیچیده و غیرخطی را که جوامع بشری در واقعیت ارزشهای خود را در طول زمان تغییر میدهند، نادیده میگیرد.
اصطلاحات کلیدی
- پنجره اورتون
- مدلی برای درک محدوده سیاستهایی که در یک زمان مشخص برای اکثریت جامعه از نظر سیاسی قابلقبول هستند.
- اندیشکده
- یک موسسه تحقیقاتی که در زمینه موضوعاتی مانند سیاست اجتماعی، استراتژی سیاسی، اقتصاد و فناوری به پژوهش و حمایتگری میپردازد.
- طیف سیاستی
- محدوده نظری تمام مداخلات ممکن دولتی در یک موضوع خاص، از صفر بودن مقررات تا کنترل کامل.
منابع
[1]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[2]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[3]Britannicaنهادگرایان توصیفیOverton window
مطالعه در Britannica →
[4]The New York Timesاستراتژیستهای تاکتیکیHow the Politically Unthinkable Can Become Mainstream
مطالعه در The New York Times →
[5]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[6]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[7]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[8]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
[9]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در متا
مشاهده همه →نشر علمی
چگونه ساختار IMRaD زمینه، اجرا، یافتهها و تفسیر را در گزارشهای علمی تفکیک میکند
5 منبع
امنیت ابری
آمازون: حملات پهپادی به مراکز داده در امارات و بحرین منجر به از دست رفتن دائمی دادهها شد
5 منبع
امنیت شناختی
چگونه «اثر حقیقت واهی» آشناپنداری را به جای دقت علمی در حافظه جا میزند
8 منبع
زنجیره تأمین
پایان کهنگی برنامهریزیشده: گذرنامه دیجیتال محصولات اتحادیه اروپا چگونه تولید جهانی را بازنویسی میکند
2 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





