سه استراتژی متمایز در سازماندهی محلی: توسعه محلی، برنامهریزی اجتماعی و کنش اجتماعی
چارچوب بنیادین جک روثمن، مداخله در جامعه محلی را به سه مدل مجزا تقسیم میکند و نشان میدهد که آیا یک محله باید به دنبال اجماعسازی باشد، به کارشناسان فنی تکیه کند، یا علیه قدرتهای نهادی بسیج شود.
به قلم شیرین کریمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- سنتگرایان ساختاری
- برای آموزش سازماندهندگان و برنامهریزی کمپینها به دستهبندی دقیق این سه مدل تکیه میکنند.
- اصلاحگران تقاطعی
- مدافع از بین بردن سلسلهمراتب درون این مدلها هستند، به ویژه ماهیت تخصصمحور برنامهریزی اجتماعی.
- متخصصان بهداشت عمومی
- این مدلها را عمدتاً به عنوان سازوکاری برای بهبود شاخصهای سلامت محله و تخصیص منابع به کار میگیرند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- سازماندهندگان مردمی که کاملاً خارج از چارچوبهای آکادمیک فعالیت میکنند
- مقامات دولت محلی که معمولاً هدف کمپینهای کنش اجتماعی قرار میگیرند
هرگونه مداخله در جامعه محلی برای اثربخشی، نیازمند تعریف مشترکی از مشکل در میان مشارکتکنندگان است. اگر ساکنان نتوانند به توافق برسند که آیا با کمبود منابع، ناکارآمدی فنی دولت یا سرکوب فعال توسط ساختارهای قدرت مواجهاند، هیچ استراتژی سازماندهی پا نخواهد گرفت. در حال حاضر، این اجماع اولیه اغلب به دلیل فضای دوقطبی اطلاعاتی از هم میپاشد و سازماندهندگان مجبورند ماهها زمان صرف کنند تا پیش از هر اقدامی، صرفاً یک واقعیت مشترک بسازند. در سال ۱۹۶۸، جک روثمن، پژوهشگر، روشهای غلبه بر این موانع را در سه مدل عملیاتی مجزا تدوین کرد: توسعه محلی، برنامهریزی اجتماعی و کنش اجتماعی.[4]
این سه استراتژی بر اساس مفروضات کاملاً متفاوتی درباره قدرت و تغییر عمل میکنند. «توسعه محلی» جامعه را به عنوان یک کل یکپارچه میبیند که صرفاً فاقد ظرفیت یا ارتباطات لازم است. «برنامهریزی اجتماعی» فرض را بر این میگذارد که جامعه با مشکلات فنی پیچیدهای روبهروست که نیازمند دادههای تخصصی و عبور از موانع بوروکراتیک است. در مقابل، «کنش اجتماعی» بر این مبنا استوار است که بخش محروم جامعه به طور فعال توسط صاحبان قدرت به حاشیه رانده شده و برای تحمیل تغییرات ساختاری، نیازمند بسیج نیروها و رویارویی مستقیم است.[2][4]
توسعه محلی به شدت بر فرآیند و اجماعسازی تمرکز دارد. «جعبهابزار جامعه محلی» دانشگاه کانزاس، این رویکرد را روشی تعریف میکند که ظرفیت اقدام یک جامعه را از طریق تقویت روابط و هویت مشترک میسازد. در این مدل، سازماندهنده بیشتر نقش یک تسهیلگر یا کاتالیزور را ایفا میکند تا یک رهبر. یک طرح معمول توسعه محلی ممکن است بین ۶ تا ۱۲ ماه زمان ببرد تا صرفاً یک کمیته راهبری نماینده تشکیل دهد. نمونههای رایج شامل روزهای پاکسازی محله، باغهای اشتراکی یا تشکیل انجمنهای تاریخ محلی است. هدف در اینجا ایجاد سرمایه اجتماعی و ظرفیت مدنی است، با این فرض که همه طرفها منافع مشترکی دارند و میتوانند به توافقی هماهنگ دست یابند.[1]
برنامهریزی اجتماعی تمرکز را از اجماع محلی به حل فنی مسئله تغییر میدهد. در اینجا، بازیگران اصلی اغلب کارشناسان معتبر مانند برنامهریزان شهری، مقامات بهداشت عمومی یا مددکاران اجتماعی هستند که برای طراحی راهحلهای منطقی برای مشکلات پیچیدهای چون کمبود مسکن یا شیوع بیماریها، داده جمعآوری میکنند. تحلیل سال ۲۰۲۴ در «ژورنال ارتباطات سلامت» نشان میدهد که این مدل چطور به طور مکرر در طرحهای سلامتمحور محلی به کار میرود؛ جایی که دادههای اپیدمیولوژیک نحوه تخصیص منابع برای رفاه محله را تعیین میکنند. این مداخلات اغلب مجموعه دادههای مربوط به ۱۰ تا ۱۵ سال تغییرات جمعیتی را برای پیشبینی نیازهای آینده تحلیل میکنند. سازماندهنده در این سناریو به عنوان گردآورنده و تحلیلگر حقایق عمل کرده و نتایج کارآمد را بر مشارکت مردمی ترجیح میدهد.[2][5]
برنامهریزی اجتماعی تمرکز را از اجماع محلی به حل فنی مسئله تغییر میدهد.
زمانی که اجماع شکست میخورد و راهحلهای فنی توسط صاحبان قدرت نادیده گرفته میشوند، جوامع به کنش اجتماعی روی میآورند. این مدل به صراحت نابرابریهای قدرت و بیعدالتی سیستماتیک را به رسمیت میشناسد. همانطور که دانشگاه برشا اشاره میکند، کنش اجتماعی فرض میکند که «بخش محروم جامعه باید سازماندهی شود» تا برای دریافت منابع بیشتر یا رفتار برابر، از جامعه بزرگتر مطالبهگری کند. تاکتیکها شامل تحریم، اعتصاب، اعتراض و لابیگری مستقیم است. یک کمپین موفق کنش اجتماعی اغلب رأیگیریهای تقنینی خاصی را هدف قرار میدهد و برای اختلال مؤثر در جلسه شورای شهر، به حداقل ۵۰ تا ۱۰۰ نفر از ساکنان بسیجشده نیاز دارد. سازماندهنده در اینجا نقش مدافع و محرک را بازی میکند و حاشیهنشینان را برای به چالش کشیدن وضع موجود و گرفتن امتیاز از نهادهای هدف بسیج میکند.[2]
اگرچه روثمن در ابتدا این موارد را به عنوان دستههایی مجزا معرفی کرد، اما رویههای مدرن نیازمند ادغام آنها هستند. روثمن در بهروزرسانی سال ۲۰۰۱ چارچوب خود، به ضرورت درهمتنیدگی این رویکردها برای دستیابی به تغییرات پایدار اذعان کرد. یک سازماندهنده ممکن است از توسعه محلی برای ایجاد یک اتحادیه منسجم متشکل از ۲۰۰ مستأجر استفاده کند، سپس به سراغ برنامهریزی اجتماعی برود تا ۵۰ صفحه از قوانین منطقهبندی را تحلیل کرده و سیاستهای جایگزین مسکن را تدوین کند، و در نهایت اگر مالکان و شوراهای شهر حاضر به مذاکره نشدند، کنش اجتماعی را از طریق اعتصاب در پرداخت اجاره به کار گیرد.[3]
این چارچوب سنتی بدون منتقد هم نیست. یک نقد فمینیستی به درهمتنیدگی رویکردهای روثمن استدلال میکند که مدلهای اولیه، به ویژه در مدل برنامهریزی اجتماعی، بیش از حد بر مفاهیم مردسالارانه قدرت و سلسلهمراتب مبتنی بر تخصص تکیه دارند. منتقدان مدافع رویکردی تقاطعیتر هستند که تجربه زیسته را به همان سطح از اعتبار دادههای فنی ارتقا دهد و تضمین کند که صداهای به حاشیه رانده شده نه تنها برای اقدام بسیج میشوند، بلکه در مراحل برنامهریزی و توسعه نیز در مرکز توجه قرار دارند.[6]
اثربخشی هر استراتژی واحد، به شدت به بافت خاص جامعه محلی و ماهیت مشکل بستگی دارد. محلهای که با یک تهدید فوری زیستمحیطی مانند نشت مواد سمی مواجه است، نمیتواند منتظر روند کند اجماعسازی در توسعه محلی بماند؛ بلکه نیازمند کنش اجتماعی فوری و برنامهریزی اجتماعی تخصصی است. در مقابل، جامعهای که با انزوای اجتماعی دستوپنجه نرم میکند، از برگزاری اعتراضات سودی نخواهد برد، بلکه به شبکهسازی و ایجاد روابط که ذات توسعه محلی است نیاز دارد.[1][4]
انتخاب مدل، مسیر حرکت جنبش را تعیین میکند. سازماندهندگان باید به طور مداوم ارزیابی کنند که آیا استراتژی فعلی آنها با نیازهای در حال تحول جامعه و پویایی متغیر قدرت محلی همخوانی دارد یا خیر. اگر یک رویکرد برنامهریزی فنی در پیچوخمهای بوروکراتیک متوقف شود، ظرفیت ایجاد شده از طریق توسعه محلی در مراحل قبل، پایه و اساس لازم را برای چرخش به سمت کنش اجتماعی مستقیم فراهم میکند. این چارچوب همچنان به عنوان یک ابزار تشخیصی عمل میکند و تضمین میدهد که تاکتیکهای یک جامعه با واقعیت محدودیتهای آن مطابقت دارد.[3][7]
نکات کلیدی
- چارچوب سال ۱۹۶۸ جک روثمن سه مدل اصلی برای سازماندهی محلی تعریف میکند: توسعه محلی، برنامهریزی اجتماعی و کنش اجتماعی.
- توسعه محلی بر ظرفیتسازی، اجماع و ایجاد سرمایه اجتماعی از طریق شبکهسازی تمرکز دارد.
- برنامهریزی اجتماعی برای حل مشکلات پیچیده لجستیکی یا بوروکراتیک به کارشناسان فنی و تحلیل دادهها متکی است.
- کنش اجتماعی گروههای محروم را بسیج میکند تا ساختارهای قدرت را به چالش بکشند و از طریق رویارویی مستقیم خواستار تغییرات سیستماتیک شوند.
- سازماندهندگان امروزی اغلب این مدلها را با هم ترکیب میکنند؛ مثلاً ابتدا با اجماعسازی پایگاه خود را میسازند و سپس به سراغ برنامهریزی یا کنش میروند.
بررسی عمیق دیدگاهها
مدافعان چارچوب سنتی
سه مدل روثمن را به عنوان طبقهبندی بنیادین برای درک مداخله در جامعه محلی میبینند.
طرفداران مدل کلاسیک استدلال میکنند که دستهبندی مداخلات به توسعه محلی، برنامهریزی اجتماعی و کنش اجتماعی، شفافیت ضروری را برای سازماندهندگان فراهم میکند. این چارچوب با تعریف نقش فرد عملکننده - چه به عنوان کاتالیزور، تحلیلگر متخصص یا محرک - از انحراف مأموریت جلوگیری کرده و تضمین میکند که تاکتیکها با واقعیت ساختاری و اهداف فوری جامعه همسو هستند.
منتقدان فمینیست و تقاطعی
استدلال میکنند که مدلهای سنتی سلسلهمراتب مردسالارانه را تقویت کرده و تجربه زیسته را از تخصص فنی جدا میکنند.
منتقدان اشاره میکنند که مدل برنامهریزی اجتماعی اغلب کارشناسان معتبر را بر اعضای جامعه ترجیح میدهد و همان نابرابریهای قدرتی را تقویت میکند که سازماندهی به دنبال از بین بردن آنهاست. آنها مدافع یک رویکرد یکپارچه هستند که در آن شبکهسازی در توسعه محلی و تجربیات زیسته گروههای حاشیهنشین، فرآیندهای جمعآوری داده و برنامهریزی استراتژیک را هدایت کند، نه اینکه با آنها به عنوان مراحل عملیاتی جداگانه رفتار شود.
چرا مهم است
انتخاب مدل اشتباه برای سازماندهی میتواند یک طرح محلی را پیش از آغاز به شکست بکشاند. رهبران محلی با تشخیص اینکه آیا یک مشکل به اجماع، تخصص فنی یا رویارویی مستقیم نیاز دارد، میتوانند تاکتیکهای خود را با اهداف واقعیشان همسو کرده و از فرسودگی نیروهای داوطلب جلوگیری کنند.
منابع
[1]University of Kansasسنتگرایان ساختاریChapter 5., Section 2. Community (Locality) Development
مطالعه در University of Kansas →
[2]Brescia Universityسنتگرایان ساختاریUnderstanding Community Organizing Models
مطالعه در Brescia University →
[3]Taylor & Francis Onlineاصلاحگران تقاطعیThe Interweaving of Community Intervention Approaches
مطالعه در Taylor & Francis Online →
[4]e-PG Pathshalaسنتگرایان ساختاریMODULE 32: JACK ROTHMAN'S MODELS OF COMMUNITY PRACTICE
مطالعه در e-PG Pathshala →
[5]Emerald Publishingمتخصصان بهداشت عمومیCommunity-centric health: exploring models and communication strategies for neighborhood development and well-being
مطالعه در Emerald Publishing →
[6]Taylor & Francis Onlineاصلاحگران تقاطعیA Feminist Response to Rothman's ''The Interweaving of Community Intervention Approaches''
مطالعه در Taylor & Francis Online →
[7]تیم سردبیری کوهستانمتخصصان بهداشت عمومیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در جامعه
مشاهده همه →مدیریت مصرف
نتایج نظرسنجی ایسپا: ۶۶ درصد ایرانیها نگران کمبود انرژیاند، اما پویش «۲۵ درجه» را راهحل میدانند
3 منبع
کارآمدی جمعی
چگونه اعتماد متقابل و تمایل به مداخله، کارآمدی جمعی ایجاد میکنند
8 منبع
روششناسی نظرسنجی
تاثیر ترتیب سوالات در نظرسنجیها: چگونه اثرات تضاد و همسانسازی نتایج را تغییر میدهند
5 منبع
روانشناسی گروهی
دو سازوکار روانشناختی که باعث قطبیشدن گروهی در بحثهای کاربران میشود
6 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت جامعه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





