چگونه «پرده جهل» در حال شکلدهی به قوانین هوش مصنوعی است
یک آزمایش فکری فلسفی متعلق به جان رالز در سال ۱۹۷۱، اکنون به یک طرح اولیه و زیربنایی برای برنامهریزی عدالت در سیستمهای نوین هوش مصنوعی تبدیل شده است.
به قلم سلین خسروشاهی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اخلاقگرایان رویهای
- استدلال میکنند که عدالت در هوش مصنوعی تنها با کور کردن سیستم نسبت به متغیرهای جمعیتی در طول آموزش قابل دستیابی است.
- مهندسان فایدهگرا
- بر به حداکثر رساندن نتایج مثبت کلی و به حداقل رساندن آسیب تمرکز میکنند و اغلب به دادههای ترجیحی جمعآوری شده از طریق برونسپاری مردمی متکی هستند.
- شکاکان الگوریتمی
- هشدار میدهند که تقریبهای ریاضی عدالت همچنان منعکسکننده سوگیریهای توسعهدهندگانی است که قوانین را مینویسند.
نکات کلیدی
- توسعهدهندگان هوش مصنوعی به طور فزایندهای از «پرده جهل» جان رالز برای طراحی محدودیتهای رفتاری عادلانه برای سیستمهای خودران استفاده میکنند.
- این مفهوم مستلزم آن است که تصمیمگیرندگان بدون اطلاع از هویت جمعیتی خود، قوانینی را وضع کنند، که به طور طبیعی انگیزه محافظت از گروههای آسیبپذیر را ایجاد میکند.
- تکنیکهایی مانند هوش مصنوعی مشروط، این ایده را با استفاده از یک «داور هوش مصنوعی» کور برای اجرای اصول سطح بالا در طول مرحله یادگیری تقویتی به کار میگیرند.
- منتقدان هشدار میدهند که در حالی که این رویه از عدالت فلسفی تقلید میکند، قوانین زیربنایی همچنان توسط گروه کوچکی از مهندسان شرکتی نوشته میشوند.
وقتی مهندسان در آزمایشگاههای بزرگ هوش مصنوعی مینشینند تا محدودیتهای رفتاری مدلهای خود را بنویسند، دیگر صرفاً در حال کدنویسی نیستند. آنها در حال تصمیمگیری هستند که در هنگام انتخاب ماشین، ارزشهای چه کسی برنده شود، و این کار را در شرایطی انجام میدهند که استقرار جهانی این سیستمها در خطر است. برای یافتن اینکه این قوانین چه باید باشند، توسعهدهندگان به طور فزایندهای به یک آزمایش فکری روی میآورند که توسط جان رالز، فیلسوف سیاسی، در سال ۱۹۷۱ منتشر شد.[1][2]
رالز مفهوم «وضعیت اولیه» (Original Position) را معرفی کرد؛ سناریویی فرضی که برای حذف سوگیریهای انسانی طراحی شده است. او از خوانندگان خواست تا تصور کنند قوانین یک جامعه را از پشت «پرده جهل» طراحی میکنند—حالتی که در آن هیچکس از نژاد، ثروت، جنسیت یا استعدادهای طبیعی خود آگاه نیست. اگر ندانید که ثروتمند به دنیا خواهید آمد یا فقیر، به احتمال زیاد سیستمی را طراحی خواهید کرد که از آسیبپذیرترین افراد محافظت کند. همانطور که دایرةالمعارف فلسفه استنفورد اشاره میکند، این وضعیت «اطلاعاتی مانند سن، جنسیت، یا باورهای مذهبی افراد اصلی را مسدود میکند» و مسئله انتخاب را قطعی میسازد.[1]
از لحاظ تاریخی، این مفهوم صرفاً یک تمرین آکادمیک باقی ماند. اما ظهور سیستمهای خودران، پرده جهل را به یک الزام مهندسی عملی تبدیل کرده است. هنگامی که مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) آزمایش «ماشین اخلاقی» (Moral Machine) را در ژانویه ۲۰۱۶ راهاندازی کرد، تصمیمات انسانی در مورد چگونگی تخصیص ریسک توسط خودروهای خودران در تصادفات اجتنابناپذیر را جمعآوری کرد و پاسخدهندگان را در بیش از ۲۰۰ کشور مورد آزمایش قرار داد. دادهها سوگیریهای عمیق فرهنگی را آشکار کردند و ثابت کردند که اخلاق جمعآوری شده از طریق برونسپاری مردمی (Crowdsourcing) بسیار ذهنی و نسبی است.[3]
برای جلوگیری از اینکه هوش مصنوعی صرفاً این سوگیریهای جمعیتی را حفظ و تقویت کند، محققان تکنیکی به نام «هوش مصنوعی مشروط» (Constitutional AI یا CAI) را ابداع کردهاند. همانطور که توسط تیم تحریریه فکتلن خلاصه شده است، این فرآیند دقیقاً در دو مرحله عمل میکند: یادگیری تحت نظارت (SL-CAI) و یادگیری تقویتی (RL-CAI). به جای اینکه برچسبگذاران انسانی هر پاسخ ممکن را درجهبندی کنند، توسعهدهندگان یک قانون اساسی متشکل از اصول سطح بالا مینویسند. سپس هوش مصنوعی خروجیهای خود را بر اساس آن قانون اساسی درجهبندی میکند.[5]
برای جلوگیری از اینکه هوش مصنوعی صرفاً این سوگیریهای جمعیتی را حفظ و تقویت کند، محققان تکنیکی به نام «هوش مصنوعی مشروط» (Constitutional AI یا CAI) را ابداع کردهاند.
در اینجا، پرده جهل از تئوری به معماری منتقل میشود. در طول مرحله یادگیری تقویتی، داور هوش مصنوعی که رفتار مدل را ارزیابی میکند، کاملاً نسبت به هویت کاربر کور عمل میکند. این داور فقط اصول موجود در قانون اساسی خود را میداند. مدلها بر اساس «امتیاز ثبات» (Stability Score) بین ۰ و ۱ ارزیابی میشوند که دقیقاً سه بُعد اصلی رفاه را در خود جمع میکند: بهرهوری، بقا و تعارض.[5]
اهمیت درست انجام دادن این کار بسیار زیاد است. تا سپتامبر ۲۰۲۵، محققان دانشگاه هاروارد در حال آزمایش «هوش مصنوعی مشروط معکوس» (Inverse Constitutional AI) بودند؛ روشی که تلاش میکند با استفاده از الگوریتمهای رأیگیری تأییدی، یک قانون اساسی عادلانه را از ترجیحات متنوع انسانی مهندسی معکوس کند. هدف این است که ارزشهای انسانی به صورت ریاضی در مجموعهای از قوانین فشرده شوند که یک ماشین بتواند از آنها پیروی کند، بدون اینکه اجازه داده شود اکثریت بر اقلیت ستم کند.[5]
با این حال، این رویکرد محدودیتهای عمیقی دارد. ماشینی که پشت پرده جهل عمل میکند، همچنان در حال اجرای قانون اساسی است که توسط گروه کوچکی از توسعهدهندگان نوشته شده است. در حالی که برخی آزمایشگاهها با برونسپاری مردمی این قوانین از طریق پروژهای به نام «هوش مصنوعی مشروط جمعی» (Collective Constitutional AI) آزمایش کردهاند، منتقدان اشاره میکنند که ورودی دموکراتیک به طور خودکار تعارضات اخلاقی را حل نمیکند. رویکردهای مشارکتی اغلب از مسائل مربوط به قابلیت اجرا غافل میشوند و داوری نهایی را به مهندسان واگذار میکنند.[5]
ترجمه فلسفه سیاسی به شبکههای عصبی نشاندهنده یک تغییر اساسی در نحوه تنظیم فناوری توسط جامعه است. ما دیگر به «سه قانون رباتیک» آیزاک آسیموف در سال ۱۹۴۲، که قوانین زبان طبیعی را برای رباتهای فیزیکی تصور میکرد، تکیه نمیکنیم. در عوض، ما در حال کدگذاری عدالت رویهای وضعیت اولیه به طور مستقیم در وزنهای مدل هستیم. دفعه بعد که یک مدل زبان از پذیرش یک فرمان امتناع کند، این تصمیم بر اساس یک تقریب ریاضی از عدالت خواهد بود.[2][5]
چرا مهم است
از آنجایی که سیستمهای هوش مصنوعی به طور فزایندهای در مورد مراقبتهای بهداشتی، استخدام و مسیریابی تصمیمگیری میکنند، چارچوبهای اخلاقی که در مدلهای آنها کدگذاری شدهاند، تعیین خواهند کرد که چه کسی سود میبرد و چه کسی عقب میماند. درک فلسفهی پشت این سیستمها، رمز و راز چگونگی آموزش اخلاق انسانی به ماشینها را آشکار میسازد.
بررسی عمیق دیدگاهها
اخلاقگرایان رویهای
استدلال میکنند که عدالت در هوش مصنوعی تنها با کور کردن سیستم نسبت به متغیرهای جمعیتی در طول آموزش قابل دستیابی است.
این گروه، که به شدت تحت تأثیر فلسفه رالزی قرار دارد، معتقد است تنها راه ساختن یک هوش مصنوعی واقعاً عادلانه، تمرکز بر رویه است نه نتیجه. آنها استدلال میکنند که اگر یک مدل هوش مصنوعی در پشت پرده جهل آموزش داده شود—بدون اطلاع از هویت، ثروت یا وضعیت خاص کاربری که با آن تعامل دارد—به طور طبیعی به اصولی روی خواهد آورد که از آسیبپذیرترین افراد محافظت میکند. برای این اخلاقگرایان، یکپارچگی محیط آموزشی مهمتر از تلاش برای کدگذاری دستی پاسخها برای هر معضل اخلاقی ممکن است.
مهندسان فایدهگرا
بر به حداکثر رساندن نتایج مثبت کلی و به حداقل رساندن آسیب تمرکز میکنند و اغلب به دادههای ترجیحی جمعآوری شده از طریق برونسپاری مردمی متکی هستند.
این دیدگاه، با الهام از سنت جان استوارت میل، رفاه کلی جامعه را در اولویت قرار میدهد. مهندسان فایدهگرا استدلال میکنند که اصول فلسفی انتزاعی کمتر از دادههای تجربی در مورد آنچه انسانها واقعاً ترجیح میدهند، مفید هستند. آنها طرفدار پروژههای بزرگ مقیاسی مانند ماشین اخلاقی MIT هستند که تصمیمات اخلاقی را از طریق برونسپاری مردمی جمعآوری میکنند تا اجماع آماری در مورد کاهش آسیب را بیابند. از این منظر، یک هوش مصنوعی زمانی همتراز است که تصمیماتش بیشترین خیر را برای بیشترین تعداد افراد به ارمغان آورد، حتی اگر رویه رسیدن به آن نامنظم یا تحت تأثیر حکومت اکثریت باشد.
شکاکان الگوریتمی
هشدار میدهند که تقریبهای ریاضی عدالت همچنان منعکسکننده سوگیریهای توسعهدهندگانی است که قوانین را مینویسند.
شکاکان استدلال میکنند که «پرده جهل» در هوش مصنوعی یک توهم است. آنها اشاره میکنند که حتی اگر یک داور هوش مصنوعی در طول مرحله یادگیری تقویتی کور باشد، قانون اساسی که آن را اجرا میکند، همچنان توسط گروه کوچکی از توسعهدهندگان همگن از نظر جمعیتی نوشته شده است. این گروه تأکید میکند که تصمیمگیری در مورد اینکه چه چیزی «آسیب» یا «مفید بودن» تلقی شود، ذاتاً یک عمل سیاسی است. آنها هشدار میدهند که پیچیدن این تصمیمات ذهنی در زبان فلسفه سطح بالا یا ریاضیات پیچیده، این واقعیت را پنهن میکند که مهندسان شرکتی به طور یکجانبه در حال تعیین استانداردهای اخلاقی برای زیرساختهای جهانی هستند.
منابع
[1]Stanford Encyclopedia of Philosophyاخلاقگرایان رویهایOriginal Position
مطالعه در Stanford Encyclopedia of Philosophy →
[2]Stanford Encyclopedia of Philosophyاخلاقگرایان رویهایJohn Rawls
مطالعه در Stanford Encyclopedia of Philosophy →
[3]Wikipediaمهندسان فایدهگراMoral Machine
مطالعه در Wikipedia →
[4]Wikipediaمهندسان فایدهگراTrolley problem
مطالعه در Wikipedia →
[5]تیم سردبیری کوهستانشکاکان الگوریتمیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت فرهنگ اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

