رفتن به محتوای اصلی
توضیح کوهستاناقتصاد کلانتوضیح و تحلیل۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ۹:۲۳· 7 دقیقه مطالعه· #2 از 2 در متا

چرا انعطاف‌پذیری اقتصاد جهانی، بحران تورم در کشورهای در حال توسعه را پنهان می‌کند؟

در حالی که اقتصادهای پیشرفته تا حد زیادی شوک‌های اخیر عرضه را جذب کرده‌اند، آسیب‌پذیری‌های ساختاری باعث شده است که نرخ تورم پیش‌بینی‌شده ۵٫۲ درصدی در سراسر جهان در حال توسعه افزایش یابد.

به قلم کاوه کردی

بانک‌های مرکزی بازارهای نوظهور 35%اقتصاددانان توسعه 35%سیاست‌گذاران اقتصاد پیشرفته 30%
بانک‌های مرکزی بازارهای نوظهور
بر اقدامات دفاعی مورد نیاز برای مبارزه با تورم وارداتی و کاهش ارزش پول تمرکز می‌کنند.
اقتصاددانان توسعه
نابرابری‌های ساختاری و هزینه انسانی شدید تورم در جنوب جهانی را برجسته می‌کنند.
سیاست‌گذاران اقتصاد پیشرفته
بر اجتناب موفقیت‌آمیز از رکود جهانی و تثبیت بازارهای غربی تأکید می‌کنند.

چرا مهم است

در حالی که داده‌های کلان اقتصادی نشان می‌دهد جهان از رکود اجتناب کرده است، واقعیت یک سیستم دو لایه است که در آن کشورهای در حال توسعه بار اصلی شوک‌های عرضه جهانی را متحمل می‌شوند. درک این پویایی برای تشخیص این که چرا قدرت خرید محلی در بازارهای نوظهور در حال فروپاشی است، حتی در شرایطی که بازارهای مالی غربی تثبیت می‌شوند، حیاتی است.

نکات کلیدی

  • سازمان ملل پیش‌بینی می‌کند که رشد اقتصادی جهانی در سال ۲۰۲۶ به ۲٫۵٪ کاهش یابد، و از یک رکود همزمان جلوگیری کند.
  • انتظار می‌رود تورم در اقتصادهای پیشرفته تنها اندکی به ۲٫۹٪ افزایش یابد.
  • کشورهای در حال توسعه با نرخ تورم پیش‌بینی‌شده ۵٫۲٪ مواجه هستند که ناشی از آسیب‌پذیری‌های ساختاری است.
  • هزینه‌های انرژی وارداتی و کاهش ارزش پول، فشار تورمی را در بازارهای نوظهور تشدید می‌کند.
  • نرخ‌های بهره بالا در غرب، کشورهای در حال توسعه را مجبور به سخت‌گیری پولی دفاعی می‌کند که رشد محلی را خفه می‌سازد.

اقتصاد جهانی در حال حاضر به دلیل انعطاف‌پذیری غیرمنتظره کلان اقتصادی‌اش در پایتخت‌های مالی مورد تحسین قرار می‌گیرد. مؤسسات بزرگ و بازارهای سهام اغلب به سیستمی اشاره می‌کنند که با وجود اختلالات شدید در زنجیره تأمین، چندپارگی ژئوپلیتیکی و نوسانات مداوم بازار انرژی، «خم می‌شود اما نمی‌شکند». با این حال، در زیر این چارچوب خوش‌بینانه و کلی، واقعیتی کاملاً متفاوت و بسیار سخت‌تر برای اکثریت جمعیت جهان نهفته است. در حالی که اقتصادهای پیشرفته تا حد زیادی شوک‌های اخیر را بدون لغزش به سمت یک رکود همزمان جذب کرده‌اند، کشورهای در حال توسعه با نرخ تورم پیش‌بینی‌شده ۵٫۲ درصدی مواجه هستند که فعالانه تهدید می‌کند درآمدهای واقعی را از بین ببرد، اهداف توسعه را متوقف کند و بازارهای مصرف‌کننده محلی را بی‌ثبات سازد.[1][3]

این واگرایی تصادفی جغرافیایی نیست، بلکه یک ویژگی ساختاری از نحوه عملکرد تورم جهانی در عصر بسیار به هم پیوسته است. گزارش «وضعیت و چشم‌انداز اقتصادی جهان» سازمان ملل در اواسط سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که در حالی که پیش‌بینی می‌شود رشد کلی تولید ناخالص داخلی جهانی به ۲٫۵ درصد متوسط کاهش یابد، درد این کاهش به شدت متمرکز است. اقتصادهای پیشرفته، که توسط بازارهای کار قوی و سرمایه‌گذاری‌های متمرکز در هوش مصنوعی و فناوری تقویت شده‌اند، شاهد افزایش جزئی تورم تا ۲٫۹ درصد هستند. در مقابل، کشورهای در حال توسعه فاقد فضای مالی و قدرت ارزی برای محافظت از جمعیت خود در برابر دقیقاً همان شوک‌های خارجی هستند.[1][2]

برای درک این نابرابری، باید به مکانیسم‌های قیمت‌گذاری انرژی و حمل و نقل نگاه کرد. هنگامی که تنش‌های ژئوپلیتیکی – مانند اختلالات اخیر در خاورمیانه و مسدود شدن آبراه‌های حیاتی مانند تنگه هرمز – هزینه نفت و گاز طبیعی را افزایش می‌دهند، اثرات موجی آن به شدت نامتقارن است. کشورهای ثروتمند اغلب ذخایر استراتژیک، شبکه‌های انرژی متنوع یا ظرفیت مالی برای یارانه دادن به هزینه‌های مصرف‌کننده را دارند. اقتصادهای در حال توسعه، که به شدت به محصولات نفتی تصفیه‌شده وارداتی برای تولید صنعتی و حمل و نقل تجاری متکی هستند، این افزایش قیمت‌ها را مستقیماً و بلافاصله در زنجیره‌های تأمین داخلی خود جذب می‌کنند.[3]

سازمان ملل واگرایی شدیدی را در نرخ‌های تورم سال ۲۰۲۶ بین کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه پیش‌بینی می‌کند.
سازمان ملل واگرایی شدیدی را در نرخ‌های تورم سال ۲۰۲۶ بین کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه پیش‌بینی می‌کند.

این وضعیت به شدت توسط پویایی‌های ارزی تشدید می‌شود. کالاهایی مانند نفت، گاز طبیعی و کود در سطح جهانی به دلار آمریکا قیمت‌گذاری می‌شوند. هنگامی که عدم قطعیت جهانی افزایش می‌یابد، سرمایه معمولاً از بازارهای نوظهور به سمت امنیت درک‌شده دارایی‌های دلاری فرار می‌کند و در این فرآیند، ارزهای محلی را تضعیف می‌نماید. در نتیجه، یک کشور در حال توسعه نه تنها قیمت پایه بالاتری برای انرژی وارداتی می‌پردازد، بلکه آن را با یک ارز کاهش‌یافته نیز پرداخت می‌کند. این مجازات مضاعف، تورم داخلی را بسیار فراتر از افزایش پایه در قیمت‌های جهانی کالاها تسریع می‌کند و یک چرخه معیوب ایجاد می‌کند که شکستن آن دشوار است.[2][4]

فراتر از انرژی، فوری‌ترین پیامد این تورم ساختاری، امنیت غذایی است. داده‌های سازمان ملل نشان می‌دهد که عرضه کود به شدت مختل شده و هزینه‌های کشاورزی را بالا برده و عملکرد محصولات را در سراسر جهان تهدید می‌کند. برای یک خانوار در یک اقتصاد توسعه‌یافته، غذا درصد نسبتاً کمی از کل هزینه‌ها را تشکیل می‌دهد. در یک اقتصاد در حال توسعه، غذا و انرژی می‌تواند بیش از نیمی از کل بودجه یک خانواده را به خود اختصاص دهد. بنابراین، نرخ تورم کلی ۵٫۲ درصدی اغلب افزایش قیمت‌های دو رقمی برای کالاهای ضروری روزانه را پنهان می‌کند که مستقیماً بر بقا تأثیر می‌گذارد.[1][4]

فراتر از انرژی، فوری‌ترین پیامد این تورم ساختاری، امنیت غذایی است.

هنگامی که تحلیلگران مالی «انعطاف‌پذیری» اقتصاد جهانی را ستایش می‌کنند، بسیار مهم است که بپرسیم اقتصاد چه کسی را اندازه‌گیری می‌کنند. رقم رشد کلی جهانی ۲٫۵ درصد به شدت تحت تأثیر عملکرد ایالات متحده و تعداد انگشت‌شماری از سایر کشورهای با درآمد بالا قرار دارد. زبان بازاریابی «فرود نرم» یا «بازار انعطاف‌پذیر» در درجه اول تثبیت بازارهای سهام غربی و اجتناب از یک رکود جهانی همزمان را توصیف می‌کند. این امر منعکس‌کننده رکود تورمی محلی (stagflation) نیست که در سراسر آسیای غربی، بخش‌هایی از آفریقا و آمریکای لاتین در حال وقوع است.[1]

بانک‌های مرکزی در کشورهای در حال توسعه اکنون در یک دوراهی سیاست‌گذاری شدید گرفتار شده‌اند. برای مبارزه با تورم وارداتی و دفاع از ارزهای خود در برابر دلار قوی، آنها مجبورند نرخ‌های بهره بالا را حفظ یا افزایش دهند. با این حال، سخت‌گیری سیاست پولی در محیطی که رشد از قبل کند شده است، خطر تحریک رکودهای عمیق داخلی را به همراه دارد. برخلاف فدرال رزرو ایالات متحده یا بانک مرکزی اروپا، که می‌توانند نرخ‌ها را عمدتاً بر اساس داده‌های کار و تقاضای داخلی تنظیم کنند، بانک‌های مرکزی بازارهای نوظهور اغلب مجبورند به طور دفاعی به فشارهای خارجی واکنش نشان دهند و در این فرآیند، رشد محلی را قربانی کنند.[2]

کاهش ارزش پول، هزینه انرژی وارداتی را برای کشورهای در حال توسعه تشدید می‌کند.
کاهش ارزش پول، هزینه انرژی وارداتی را برای کشورهای در حال توسعه تشدید می‌کند.

عامل دیگری که شکنندگی زیربنایی را پنهان می‌کند، رونق متمرکز در هوش مصنوعی و فناوری‌های پیشرو است. جریان‌های سرمایه در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ به شدت به سمت زیرساخت‌های هوش مصنوعی، تولید نیمه‌رسانا و مراکز داده متمایل شده است. این افزایش سرمایه‌گذاری به طور مصنوعی ارقام رشد کلی جهانی را متورم کرده و یک بالشتک آماری ایجاد کرده است که رکود در بخش‌های سنتی تولید و صادرات را پنهان می‌کند. کشورهای در حال توسعه، که عمدتاً خارج از این حلقه سرمایه‌گذاری فناوری خاص قرار دارند، هیچ سرریز اقتصادی از رونق هوش مصنوعی دریافت نمی‌کنند، با این حال همچنان از پیامدهای کلان اقتصادی نرخ‌های بهره بالای جهانی همراه با آن رنج می‌برند.[1][4]

تغییر گسترده‌تر به سمت چندپارگی تجاری، بحران تورم را بیشتر تشدید می‌کند. از آنجایی که اقتصادهای پیشرفته به طور فزاینده‌ای سیاست‌های حمایت‌گرایانه را اتخاذ می‌کنند، تعرفه‌های پایه را اجرا می‌کنند و «دوست‌محوری» (friend-shoring) را برای زنجیره‌های تأمین حیاتی در اولویت قرار می‌دهند، هزینه تجارت جهانی افزایش می‌یابد. برای کشورهای در حال توسعه که به رشد مبتنی بر صادرات متکی هستند، این موانع دسترسی به بازار را محدود کرده و درآمدهای ارزی را کاهش می‌دهد. داده‌های آنکتاد (UNCTAD) نشان می‌دهد که در حالی که تجارت جهانی در اوایل سال ۲۰۲۵ به دلیل محموله‌های پیش‌رو، کمی بهتر از حد انتظار عمل کرد، روند بلندمدت به سمت اصطکاک بالاتر، هزینه‌های افزایش‌یافته و محیطی دشوارتر برای صادرکنندگان نوظهور اشاره دارد.[2][4]

گفتگو در مورد تورم ساختاری بدون پرداختن به بدهی‌های دولتی ناقص است. بسیاری از کشورهای در حال توسعه در طول همه‌گیری و مراحل بازیابی بعدی، بدهی قابل توجهی انباشته کردند. با توجه به این که نرخ‌های بهره جهانی برای مبارزه با تورم در غرب بالا باقی مانده است، هزینه خدمات‌دهی به این بدهی سر به فلک کشیده است. دولت‌ها مجبورند سهم فزاینده‌ای از بودجه ملی خود را از خدمات عمومی، زیرساخت‌ها و یارانه‌های انرژی، به سمت بازپرداخت بدهی منحرف کنند. این فقدان فضای مالی، آنها را کاملاً در معرض خطر قرار می‌دهد هنگامی که شوک خارجی بعدی رخ می‌دهد.[1][2]

چگونه شوک‌های عرضه خارجی به تورم داخلی مضاعف برای بازارهای نوظهور تبدیل می‌شوند.
چگونه شوک‌های عرضه خارجی به تورم داخلی مضاعف برای بازارهای نوظهور تبدیل می‌شوند.

پیش‌بینی سازمان ملل مبنی بر بهبود متوسط جهانی تا ۲٫۸ درصد در سال ۲۰۲۷، به این فرض بستگی دارد که جریان‌های انرژی عادی شوند و تنگناهای زنجیره تأمین کاهش یابند. با این حال، آسیب‌پذیری‌های ساختاری که توسط داده‌های ۲۰۲۶ آشکار شده‌اند، حل نشده باقی می‌مانند. تا زمانی که اقتصادهای در حال توسعه نتوانند ذخایر مالی بیشتری بسازند، زیرساخت‌های انرژی خود را متنوع کنند و وابستگی خود را به واردات دلاری کاهش دهند، اقتصاد جهانی همچنان در دو مسیر متمایز عمل خواهد کرد – یکی که خم می‌شود و دیگری که می‌شکند.[1][4]

در نهایت، روایت «خم شدن اما نشکستن» اقتصاد جهانی، گواهی بر دوام سیستم‌های مالی پیشرفته است، نه بازتابی از ثبات جهانی. پیش‌بینی تورم ۵٫۲ درصدی برای جهان در حال توسعه صرفاً یک آمار کلان اقتصادی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده فرسایش ملموس استانداردهای زندگی، توقف تلاش‌های ریشه‌کنی فقر و افزایش خطر ناآرامی‌های اجتماعی است. به رسمیت شناختن این واقعیت دو لایه، اولین گام به سوی تدوین سیاست‌های بین‌المللی است که به جای صرفاً جشن گرفتن انعطاف‌پذیری کلی، به آسیب‌پذیری‌های ساختاری رسیدگی کنند.[1][3]

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

سیاست‌گذاران اقتصاد پیشرفته

بر انعطاف‌پذیری کلی و اجتناب موفقیت‌آمیز از یک رکود جهانی تمرکز دارند.

برای بانکداران مرکزی و سیاست‌گذاران در کشورهای با درآمد بالا، داده‌های کلان اقتصادی کنونی نشان‌دهنده یک پیروزی سخت به دست آمده است. با افزایش شدید نرخ‌های بهره در طول چند سال گذشته، آنها توانستند تقاضای داخلی را خنک کرده و نرخ‌های تورم خود را بدون ایجاد یک افزایش فاجعه‌بار در بیکاری تثبیت کنند. از این منظر، توانایی اقتصاد جهانی برای جذب شوک‌های اخیر انرژی خاورمیانه بدون فرو رفتن در یک رکود همزمان، ثابت می‌کند که سیستم مالی بین‌المللی قوی است و سخت‌گیری پولی آنها به درستی کالیبره شده بود.

بانک‌های مرکزی بازارهای نوظهور

در حال دست و پنجه نرم کردن با تورم وارداتی و سخت‌گیری دفاعی سیاست پولی.

مقامات در کشورهای در حال توسعه، اقتصاد جهانی «انعطاف‌پذیر» را یک تجمل می‌بینند که توانایی پرداخت آن را ندارند. برای این مؤسسات، تورم ناشی از تقاضای داخلی بیش از حد گرم نیست، بلکه ناشی از شوک‌های عرضه خارجی و کاهش ارزش پول است. آنها مجبور به اتخاذ یک موضع دفاعی هستند – افزایش نرخ‌های بهره محلی نه برای خنک کردن اقتصاد خود، بلکه صرفاً برای جلوگیری از فرار سرمایه و دفاع از ارزهای خود در برابر دلار قوی ایالات متحده. این سخت‌گیری دفاعی، سرمایه‌گذاری و رشد محلی را خفه می‌کند و آنها را مجبور می‌کند تا پیامدهای رکود تورمی را مدیریت کنند در حالی که اقتصادهای پیشرفته فرود نرم را جشن می‌گیرند.

اقتصاددانان توسعه

برجسته کردن نابرابری‌های ساختاری و فرسایش تلاش‌های ریشه‌کنی فقر.

کارشناسان توسعه و تحلیلگران سازمان ملل استدلال می‌کنند که آمارهای کلی جهانی فعالانه گمراه‌کننده هستند. آنها تأکید می‌کنند که نرخ تورم ۵٫۲ درصدی در یک کشور در حال توسعه، هزینه انسانی بسیار متفاوتی نسبت به نرخ ۲٫۹ درصدی در یک کشور ثروتمند دارد، زیرا غذا و انرژی سهم بسیار بزرگ‌تری از بودجه خانوارها در جنوب جهانی را تشکیل می‌دهند. این گروه هشدار می‌دهد که محیط اقتصادی کنونی به طور سیستماتیک در حال معکوس کردن دهه‌ها پیشرفت در اهداف توسعه پایدار است و میلیون‌ها نفر را دوباره به فقر سوق می‌دهد در حالی که ارقام رشد کلی جهانی از نظر فنی مثبت باقی می‌مانند.

آنچه نمی‌دانیم

  • این که اختلالات کنونی در بازارهای انرژی خاورمیانه تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و همچنان هزینه‌های حمل و نقل و بیمه را افزایش خواهد داد.
  • این که آیا بانک‌های مرکزی اقتصادهای پیشرفته به اندازه کافی سریع نرخ‌های بهره را کاهش خواهند داد تا تسکین معناداری برای ارزهای بازارهای نوظهور فراهم کنند.
  • تأثیر بلندمدت تورم پایدار ۵٫۲ درصدی بر ریشه‌کنی فقر و امنیت غذایی در آسیب‌پذیرترین کشورها.

اصطلاحات کلیدی

تورم ساختاری
نوعی تورم پایدار که ناشی از کاستی‌های زیربنایی در ساختار یک اقتصاد است، مانند تنگناهای عرضه یا وابستگی شدید به واردات، نه صرفاً افزایش تقاضای مصرف‌کننده.
فضای مالی
انعطاف‌پذیری که یک دولت در بودجه خود برای تأمین منابع برای یک هدف مورد نظر، مانند یارانه دادن به هزینه‌های انرژی، بدون به خطر انداختن پایداری مالی خود دارد.
رکود تورمی (Stagflation)
شرایط اقتصادی که با رشد کند، بیکاری بالا و افزایش همزمان قیمت‌ها مشخص می‌شود.
بدهی دلاری
بدهی دولتی یا شرکتی که باید به دلار آمریکا بازپرداخت شود، که خدمات‌دهی به آن را هنگامی که پول محلی در برابر دلار تضعیف می‌شود، گران‌تر می‌کند.

پرسش‌های متداول

چرا تورم در کشورهای در حال توسعه بالاتر است؟

کشورهای در حال توسعه اغلب به شدت به انرژی و غذای وارداتی متکی هستند که به دلار آمریکا قیمت‌گذاری می‌شوند. هنگامی که شوک‌های عرضه جهانی رخ می‌دهد، این کشورها هم با قیمت‌های بالاتر کالاها و هم با ارزهای محلی تضعیف‌شده مواجه می‌شوند که تورم را تشدید می‌کند.

منظور سازمان ملل از اقتصاد «خم می‌شود اما نمی‌شکند» چیست؟

این عبارت به توانایی اقتصاد جهانی برای اجتناب از یک رکود همزمان با وجود شوک‌های شدید اشاره دارد. با این حال، این انعطاف‌پذیری عمدتاً توسط اقتصادهای پیشرفته هدایت می‌شود و فشار اقتصادی عمیق در کشورهای فقیرتر را پنهان می‌کند.

نرخ‌های بهره بالا در غرب چگونه بر بازارهای نوظهور تأثیر می‌گذارد؟

نرخ‌های بالا در اقتصادهای پیشرفته، سرمایه را از کشورهای در حال توسعه دور می‌کند، ارزهای آنها را تضعیف می‌کند و خدمات‌دهی به بدهی‌های دولتی دلاری آنها را بسیار گران‌تر می‌سازد.

منابع

پوشش منابع

4 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

بانک‌های مرکزی بازارهای نوظهور 35%اقتصاددانان توسعه 35%سیاست‌گذاران اقتصاد پیشرفته 30%
  1. [1]United Nations DESAاقتصاددانان توسعه

    World Economic Situation and Prospects as of mid-2026

    مطالعه در United Nations DESA
  2. [2]UNCTADاقتصاددانان توسعه

    Global growth is slowing and remains uneven across regions

    مطالعه در UNCTAD
  3. [3]Associated Pressسیاست‌گذاران اقتصاد پیشرفته

    UN lowers forecast for global economic growth and raises prospects for inflation

    مطالعه در Associated Press
  4. [4]تیم سردبیری کوهستاناقتصاددانان توسعه

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.