معاهده آبهای آزاد سازمان ملل اجرایی شد؛ ایجاد رژیم حکمرانی جهانی برای دو سوم اقیانوسهای زمین
پس از دو دهه مذاکره، معاهده آبهای آزاد سازمان ملل اکنون به قانون بینالمللی تبدیل شده است و اولین چارچوب قانونی را برای ایجاد مناطق حفاظتشده دریایی در آبهای بینالمللی فراهم میکند.
به قلم غزل بختیاری
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان حفاظت و جاهطلبی بالا
- استدلال میکنند که این معاهده ابزاری حیاتی برای دستیابی به هدف جهانی حفاظت ۳۰ در ۳۰ و توقف از دست رفتن تنوع زیستی است.
- طرفداران جنوب جهانی و برابری
- بر سازوکارهای معاهده برای انتقال فناوری و تقسیم عادلانه سود حاصل از منابع ژنتیکی دریایی تمرکز دارند.
- بخش دریایی تجاری
- با احتیاط نظارت میکند که چگونه ارزیابیهای جدید تأثیرات زیستمحیطی و مناطق حفاظتشده بر دسترسی به ماهیگیری و استخراج معادن در اعماق دریا در آینده تأثیر خواهد گذاشت.
نسخه کوتاه و صریح این است: معاهده آبهای آزاد سازمان ملل اکنون قانون بینالمللی است. پس از بیست سال بنبست دیپلماتیک، این توافقنامه—که رسماً معاهده تنوع زیستی فراتر از صلاحیت ملی (BBNJ) نامیده میشود—در ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶ اجرایی شد. این معاهده اولین سازوکار قانونی را برای ایجاد مناطق حفاظتشده دریایی در آبهای بینالمللی فراهم میکند که دو سوم اقیانوسهای جهانی را پوشش میدهند.
اما با وجود بیانیههای مطبوعاتی شادمانهای که آن را «شریان حیاتی برای اقیانوس» میخوانند، خود این معاهده امروز حتی یک سانتیمتر مربع از آبها را حفاظت نمیکند. آنچه به اجرا درآمد، یک چارچوب بوروکراتیک است—یک دفترچه قوانین و یک سازوکار رأیگیری. حفاظتهای واقعی، اجرا و تأمین مالی هنوز فقط اعلامیههایی هستند که منتظرند اولین کنفرانس طرفین (COP) معاهده آنها را نهایی کند.
برای درک اینکه این معاهده واقعاً چه چیزی را تغییر میدهد، باید به خلأ قانونی که جایگزین آن شده است، نگاه کنید. قبل از این هفته، «آبهای آزاد»—آبهایی که ۲۰۰ مایل دریایی فراتر از خط ساحلی هر کشوری قرار دارند—توسط مجموعهای پراکنده از سازمانهای منطقهای مدیریت شیلات و سازمان بینالمللی بستر دریا اداره میشدند.[3]
آن سیستم به این معنی بود که هیچکس اختیار قانونی نداشت که در برابر استخراج در کل اکوسیستمها «نه» بگوید. اگر ائتلافی از کشورها میخواستند یک پشته میانی اقیانوس را برای استخراج معادن در اعماق دریا یا ماهیگیری صنعتی ممنوع اعلام کنند، به سادگی فاقد یک مسیر قانونی شناختهشده برای اجرای جهانی آن بودند.[1]

توافقنامه BBNJ با معرفی «ابزارهای مدیریت مبتنی بر منطقه» این وضعیت را تغییر میدهد. این قابلیت اصلی است که اکنون فعال شده است. این ابزار به کشورهای عضو اجازه میدهد تا مناطق حفاظتشده دریایی (MPA) را در آبهای بینالمللی پیشنهاد دهند. اگر پیشنهادی رأی بیاورد، حفاظت برای همه کشورهایی که معاهده را تصویب کردهاند، الزامآور میشود.[2]
گروههای زیستمحیطی و سازمان ملل به شدت این امر را به عنوان کلید هدف «۳۰ در ۳۰» تبلیغ میکنند—تعهد جهانی برای حفاظت از ۳۰ درصد از خشکی و اقیانوسهای سیاره تا سال ۲۰۳۰. از نظر ریاضی، دستیابی به این هدف بدون حفاظت از آبهای آزاد، که ۹۵ درصد از فضای قابل سکونت زمین را از نظر حجمی تشکیل میدهند، غیرممکن است.
با این حال، سازوکار ایجاد این مناطق حفاظتشده دریایی هنوز آزمایش نشده است. این معاهده قبل از شروع فعالیتهای تجاری جدید در آبهای بینالمللی، ارزیابیهای دقیق تأثیرات زیستمحیطی (EIA) را الزامی میکند. با این وجود، متن معاهده تا حد زیادی بر عهده کشورهای منفرد گذاشته است که ارزیابیهای خود را انجام دهند، که این امر یک خلأ بالقوه ایجاد میکند که در آن کشورها میتوانند به سادگی ناوگانهای صنعتی خود را تأیید کنند.[1]
با این حال، سازوکار ایجاد این مناطق حفاظتشده دریایی هنوز آزمایش نشده است.
دومین ستون اصلی معاهده—و عاملی که بیشترین اصطکاک دیپلماتیک را در طول دو دهه گذشته ایجاد کرد—مدیریت منابع ژنتیکی دریایی (MGRs) است.[2]

شرکتهای دارویی و بیوتکنولوژی به طور فزایندهای به دنبال ارگانیسمهای اعماق دریا، مانند باکتریهای مقاوم در برابر شرایط سخت که در نزدیکی منافذ هیدروترمال زندگی میکنند، برای توسعه داروهای جدید و آنزیمهای صنعتی هستند. کشورهای در حال توسعه استدلال کردند که چون آبهای آزاد متعلق به همه است، سود حاصل از این اکتشافات باید به صورت جهانی به اشتراک گذاشته شود.[3]
متن نهایی شامل یک سازوکار تقسیم منافع است، اما از نظر جزئیات مالی به طور قابل توجهی مبهم است. این سازوکار یک «سازوکار اتاق تسویه» (Clearing-House Mechanism) را برای به اشتراکگذاری دادههای علمی و انتقال فناوری دریایی به کشورهای در حال توسعه ایجاد میکند. اما نرخهای حق امتیاز واقعی یا کمکهای مالی اجباری از محصولات تجاریشده به مذاکرات آینده موکول شده است.[2]
اینجاست که شکاف بین آنچه به اجرا درآمد و آنچه اعلام شد، بیشتر آشکار میشود. این معاهده یک کمیته برای رسیدگی به مسائل مالی در آینده تأسیس میکند. در حال حاضر، «تقسیم عادلانه و منصفانه» یک وعده دیپلماتیک است تا یک موتور مالی فعال.[2][3]
اجرا، دیگر ابهام بزرگ است. آبهای آزاد بسیار گسترده هستند و نظارت بر ماهیگیری غیرقانونی یا استخراج غیرمجاز نیازمند نظارت ماهوارهای، گشتهای دریایی و بودجههای هنگفت است. این معاهده یک نیروی پلیس جهانی برای اقیانوس ایجاد نمیکند.[1]

در عوض، بر کشورهای صاحب پرچم—کشورهایی که کشتیها در آنجا ثبت شدهاند—تکیه میکند تا قوانین را بر روی شناورهای خود اعمال کنند. با توجه به شیوع «پرچمهای مصلحتی»، که در آن ناوگانهای تجاری در کشورهایی با نظارت ضعیف ثبت میشوند، موفقیت معاهده به شدت به خودداری کشورهای بندری از پذیرش شناورهایی که مناطق حفاظتشده دریایی جدید را نقض میکنند، بستگی خواهد داشت.[1]
آمار تصویب نیز تأثیر فوری معاهده را محدود میکند. برای اجرایی شدن، ۶۰ کشور باید آن را تصویب میکردند، آستانهای که در سپتامبر ۲۰۲۵ عبور شد. تا ژانویه ۲۰۲۶، بیش از ۸۰ کشور به آن پیوستهاند. اما قوانین فقط برای کشورهایی اعمال میشود که آن را تصویب کردهاند.[2]
اگر یک قدرت بزرگ ماهیگیری یا معدنی از پیوستن به معاهده خودداری کند، مناطق حفاظتشده دریایی جدید آنها را ملزم نمیکند. این امر یک مشکل «استفاده رایگان» (free-rider) ایجاد میکند که دیپلماتها باید با دقت آن را مدیریت کنند تا از تضعیف کل چارچوب جلوگیری شود.[1]
در نهایت، معاهده آبهای آزاد یک سند قانون اساسی برای اقیانوس است. این معاهده عرصه را میسازد، قوانین بحث را تعیین میکند و چراغها را روشن میکند. اما کار واقعی نجات تنوع زیستی دریایی—کشیدن خطوط روی نقشه، تأمین مالی گشتها و مجبور کردن ناوگانهای صنعتی به تبعیت—اکنون آغاز میشود.

چرا مهم است
آبهای آزاد ۹۵ درصد از فضای قابل سکونت زمین را از نظر حجمی پوشش میدهند و برای تنظیم آب و هوای جهانی حیاتی هستند. این معاهده اولین مسیر قانونی را برای محافظت از این آبها در برابر ماهیگیری صنعتی کنترلنشده و استخراج معادن در اعماق دریا ایجاد میکند و مستقیماً بر آینده تنوع زیستی دریایی جهانی و اقتصاد دریایی چند میلیارد دلاری تأثیر میگذارد.
بررسی عمیق دیدگاهها
حامیان حفاظت و جاهطلبی بالا
استدلال میکنند که این معاهده ابزاری حیاتی برای دستیابی به هدف جهانی حفاظت ۳۰ در ۳۰ و توقف از دست رفتن تنوع زیستی است.
سازمانهای غیردولتی محیط زیست و ائتلاف جاهطلبی بالا به رهبری اتحادیه اروپا، اجرایی شدن این معاهده را یک پیروزی تاریخی بر دههها رکود میدانند. آنها استدلال میکنند که بدون یک سازوکار قانونی برای ایجاد مناطق حفاظتشده دریایی در آبهای بینالمللی، دستیابی به هدف جهانی حفاظت از ۳۰ درصد از سیاره تا سال ۲۰۳۰ از نظر ریاضی غیرممکن خواهد بود. در حالی که اذعان دارند این چارچوب در حال حاضر فقط مجموعهای از قوانین است، معتقدند ایجاد معماری قانونی سختترین گام بوده و راه را برای پیشنهادات تهاجمی مناطق حفاظتشده دریایی در اولین کنفرانس طرفین هموار میکند.
طرفداران جنوب جهانی و برابری
بر سازوکارهای معاهده برای انتقال فناوری و تقسیم عادلانه سود حاصل از منابع ژنتیکی دریایی تمرکز دارند.
برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه، این معاهده کمتر در مورد کشیدن خطوط روی نقشه است و بیشتر در مورد جلوگیری از «هجوم طلای دریایی» توسط کشورهای ثروتمند و شرکتهای دارویی. آنها جنگیدند تا اطمینان حاصل کنند که توالیهای ژنتیکی ارگانیسمهای اعماق دریا به عنوان یک کالای مشترک جهانی تلقی شوند. این گروه، سازوکار اتاق تسویه که به تازگی تأسیس شده است را به عنوان اولین گام حیاتی برای تضمین دریافت دادههای علمی، انتقال فناوری و در نهایت، حق امتیازهای مالی از اکتشافات تجاریشده دریایی توسط جنوب جهانی میبینند.
بخش دریایی تجاری
با احتیاط نظارت میکند که چگونه ارزیابیهای جدید تأثیرات زیستمحیطی و مناطق حفاظتشده بر دسترسی به ماهیگیری و استخراج معادن در اعماق دریا در آینده تأثیر خواهد گذاشت.
صنایع ماهیگیری صنعتی و استخراج معادن احتمالی در اعماق دریا، اجرای این معاهده را با ترکیبی از شک و لابیگری دفاعی زیر نظر دارند. آنها استدلال میکنند که آبهای آزاد در حال حاضر توسط سازمانهای منطقهای مدیریت شیلات اداره میشوند و نگرانند که معاهده جدید باعث ایجاد حوزههای قضایی همپوشان و گلوگاههای نظارتی شود. نگرانی اصلی آنها این است که چگونه ارزیابیهای جدید تأثیرات زیستمحیطی استانداردسازی خواهند شد و آیا تعیین مناطق حفاظتشده دریایی تهاجمی، آنها را از دسترسی به آبهای بینالمللی سودآور قبل از درک کامل تأثیرات اقتصادی محروم خواهد کرد.
آنچه نمیدانیم
- نحوه محاسبه و توزیع واقعی حق امتیازهای مالی حاصل از منابع ژنتیکی دریایی.
- اینکه آیا قدرتهای بزرگ ماهیگیری و معدنی که هنوز معاهده را تصویب نکردهاند، از مناطق حفاظتشده دریایی جدید تبعیت خواهند کرد یا خیر.
- اینکه کشورهای منفرد تا چه حد الزامات ارزیابی تأثیرات زیستمحیطی را بر ناوگانهای تجاری خود به طور سختگیرانه اعمال خواهند کرد.
منابع
[1]SeafoodSourceبخش دریایی تجاری
High Seas Treaty officially enters into force
مطالعه در SeafoodSource →[2]SDG Knowledge Hubطرفداران جنوب جهانی و برابری
With 60 Ratifications, BBNJ Agreement to Enter into Force in January 2026
مطالعه در SDG Knowledge Hub →[3]European Commissionحامیان حفاظت و جاهطلبی بالا
UN High Seas Treaty, ratified by 60 countries, to enter into force in January 2026
مطالعه در European Commission →
نظرات
بیشتر در متا
مشاهده همه 5 خبر →حکمرانی جهانی هوش مصنوعی
چین سازمان جهانی همکاری هوش مصنوعی را با ۲۹ کشور تأسیس کرد؛ بلوک جدیدی برای حکمرانی جهانی هوش مصنوعی
6 منبع
نوسان جستجو
چگونه نوسانات تأیید نشده الگوریتم گوگل رتبهبندی جهانی وب را بازنویسی میکنند
3 منبع
زنجیرههای تأمین غذا
کالبدشکافی قیمتهای جهانی غذا: چگونه گلوگاهها و اقلیم، شاخص فائو را شکل میدهند
3 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت متا اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.








