چگونه «عملیات طرد اقتصادی» بازارهای جهانی را مجبور میکند بین دلار و ایران یکی را انتخاب کنند
کارزار جدید تحریمهای ثانویه وزارت خزانهداری آمریکا علیه ایران، دسترسی به دلار آمریکا را عملاً به یک سلاح تبدیل کرده و کشورهای ثالث و نهادهای مالی را مجبور میکند که روابط خود را با تهران قطع کنند یا با انزوای جهانی روبرو شوند.
به قلم یاسمن قربانی
این خبر را به اشتراک بگذارید
روند تحول این خبر
این گزارش بخشی از یک خبر در حال توسعه است — فصلهای پیشین را در زیر بخوانید.
- چگونه «عملیات طرد اقتصادی» بازارهای جهانی را مجبور میکند بین دلار و ایران یکی را انتخاب کنند (همین مطلب)
- سازوکار تحریمهای دارایی دیجیتال: چگونه آمریکا دلار را به سلاحی علیه رمزارزها تبدیل میکند؟
- دولت آمریکا و متحدان
- استفاده تهاجمی از تحریمهای ثانویه را گامی ضروری برای قطع بودجه یک رژیم متخاصم و پایان دادن به جنگ میدانند.
- شرکای تجاری غیرمتعهد
- این سیاست را تجاوز به حاکمیت اقتصادی و سوءاستفاده از جایگاه دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره میدانند.
- تحلیلگران اقتصادی و ژئوپلیتیک
- بر خطرات سیستمی بلندمدت مسلح کردن نظام مالی جهانی، از جمله تسریع دلارزدایی، تمرکز دارند.
نظام مالی جهانی بر پایه دلار آمریکا بنا شده است، ارزی که قرار است از لحاظ نظری به عنوان یک واسطه خنثی و بدون اصطکاک برای تجارت بینالمللی عمل کند. برای دههها، این سلطه ساختاری مزایای اقتصادی بینظیری را برای ایالات متحده فراهم کرده و در عین حال یک دارایی ذخیره باثبات به بقیه جهان ارائه داده است. اما این هفته، ایالات متحده رسماً آن زیرساخت مالی بنیادی را به ابزاری برای جنگ تمامعیار اقتصادی تبدیل کرد. واشنگتن با مسلح کردن دسترسی به سیستم تسویه دلاری، کشورهای بیطرف و شرکتهای چندملیتی را در موقعیتی غیرممکن قرار میدهد و قوانین تجارت جهانی را به طور اساسی تغییر میدهد.
کاتالیزور این تغییر، «عملیات طرد اقتصادی» است؛ یک کارزار تحریمی بیسابقه و فراگیر که توسط اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، اعلام شد. پس از شش ماه درگیری نظامی شدید و مذاکرات کاملاً متوقف شده آتشبس بین آمریکا، اسرائیل و ایران، واشنگتن اکنون به دنبال انزوای کامل تهران از دنیای خارج است. دولت آمریکا به این نتیجه رسیده است که حملات نظامی به تنهایی اهداف استراتژیک آنها را محقق نکرده است، و این امر باعث شده تا به قدرتمندترین سلاح غیرجنبشی در زرادخانه آمریکا روی آورند: نظام بانکداری جهانی.[1]
هدف صریح اعلام شده وزارت خزانهداری، «قطع کردن هرگونه شریان حیاتی اقتصادی» است که در حال حاضر رژیم ایران را سرپا نگه داشته است. اما اهداف واقعی و عملی این کارزار تنها نهادهای ایرانی نیستند؛ بلکه کشورهای ثالث و مؤسسات مالی در سراسر «جنوب جهانی» هستند که همچنان روابط تجاری خود را با ایران حفظ کردهاند. واشنگتن با تهدید به تحریمهای ثانویه تهاجمی و با تحمل صفر، کشورهای غیرمتعهد را مجبور میکند که بین حفظ حق حاکمیتی خود برای تجارت با یک شریک منطقهای و حفظ دسترسی حیاتی خود به دلار آمریکا، یک انتخاب دوگانه انجام دهند.[2][3][4]
سازوکار این عملیات کاملاً متکی بر سلطه ساختاری و عمیقاً ریشهدار نظام مالی آمریکاست. از آنجا که بخش عمده تجارت بینالمللی – به ویژه کالاهای انرژی مانند نفت و گاز طبیعی – با دلار قیمتگذاری و تسویه میشود، بانکهای خارجی برای فعالیت در مقیاس جهانی باید حسابهای کارگزاری در ایالات متحده داشته باشند. اگر بانکی امتیازات بانکداری کارگزاری خود را در نیویورک از دست بدهد، عملاً توانایی پردازش تراکنشهای فرامرزی را از دست میدهد و در اقتصاد جهانیشده مدرن فوراً فلج میشود.
بسنت در جریان اعلام این سیاست، خطرات حیاتی آن را به صراحت روشن کرد و هشدار داد که هر نهادی که تراکنشها یا پولشویی را به نمایندگی از ایران تسهیل کند، «از سیستم دلاری آمریکا حذف خواهد شد.» وزیر خزانهداری با مقایسه مقیاس عظیم این حمله مالی با عملیات پیادهسازی متفقین در نرماندی (D-Day) در جنگ جهانی دوم، اعلام کرد که ایالات متحده دیگر صرفاً در حال مدیریت تهدید ایران نیست، بلکه فعالانه و برای همیشه در حال «پایان دادن» به آن است. این لحن نشاندهنده خروج کامل از دورانهای پیشین مهار دیپلماتیک است.[1][3][7]
این چارچوب نشاندهنده تشدید عمیق در بهکارگیری ابزارهای اقتصادی دولتی است. تحریمهای اولیه صرفاً شهروندان و شرکتهای آمریکایی را از تجارت با یک کشور هدف منع میکنند. اما تحریمهای ثانویه بسیار گستردهتر و بحثبرانگیزتر هستند: آنها هر کسی در جهان را از تجارت با آن هدف منع میکنند، تحت تهدید صریح تلافیجویی آمریکا. این یک اجرای فراسرزمینی قانون آمریکاست که عملاً هر بانک خارجی را به عنوان بازوی اجرایی وزارت خزانهداری آمریکا منصوب میکند.[2]
این چارچوب نشاندهنده تشدید عمیق در بهکارگیری ابزارهای اقتصادی دولتی است.
برای کشورهایی مانند چین، ترکیه و امارات متحده عربی – که از لحاظ تاریخی بزرگترین و حیاتیترین شرکای تجاری ایران بودهاند – این سیاست به عنوان یک چالش مستقیم و غیرقابل قبول برای حاکمیت ملی آنها تلقی میشود. واشنگتن به آنها دستور میدهد که یک شریک اقتصادی منطقهای را رها کنند، زنجیرههای تأمین انرژی خود را مختل سازند، یا خطر نابودی کامل بخشهای بانکی داخلی خود را بپذیرند. این یادآوری آشکاری از قدرت مالی تکقطبی است که آمریکا همچنان بر «جنوب جهانی» اعمال میکند.[4]
قویترین استدلال متقابل از سوی واشنگتن این است که ایالات متحده هیچ تعهد قانونی، اخلاقی یا عملی ندارد که اجازه دهد ساختار مالی اختصاصیاش توسط کسانی که بازیگران متخاصم را تأمین مالی میکنند، مورد استفاده قرار گیرد. جنگ ششماهه جاری منجر به اختلال تقریباً کامل در محمولههای حیاتی نفتی از طریق تنگه هرمز شده است، که اقتصاد جهانی را به لرزه درآورده و هزینههای انرژی را در سراسر جهان افزایش داده است. از این دیدگاه، دسترسی به دلار یک امتیاز است، نه یک حق جهانی.[6]
از دیدگاه وزارت خزانهداری آمریکا، مجبور کردن طرفهای ثالث به انتخاب طرف، یک تاکتیک ضروری و غیرخشونتآمیز برای پایان دادن به درگیری ویرانگری است که عملیات نظامی به تنهایی نتوانستهاند آن را حل کنند. بسنت اشاره کرد که آمریکا یک «دوره اصلاح» کوتاه و کاملاً مشخص را برای نهادهای خارجی فراهم میکند تا رفتار خود را اصلاح کرده و عملیات خود با ایران را قبل از اجرای کامل تحریمها متوقف سازند، و استدلال کرد که این امر ثابت میکند آمریکا قصد ندارد بیرویه نظام مالی جهانی را منفجر کند.[1][4]
با این حال، مقیاس عظیم، تهاجمی بودن و ماهیت یکجانبه «عملیات طرد اقتصادی» خطر تسریع همان نتیجهای را در پی دارد که به دنبال جلوگیری از آن است: دلارزدایی سریع از اقتصاد جهانی. اگر دلار آمریکا دیگر به عنوان یک پناهگاه امن و قابل اعتماد برای کشورهای غیرمتعهد تلقی نشود، انگیزه «جنوب جهانی» برای ساخت و پذیرش تهاجمی ساختارهای مالی جایگزین – مانند سیستمهای پرداخت بریکس یا ارزهای دیجیتال بانک مرکزی – به جای صرفاً یک نظریه اقتصادی، به یک ضرورت امنیتی ملی حیاتی تبدیل میشود.[5]
ما در حال حاضر شاهد موجهای اولیه و ملموس این سیاست تهاجمی جدید هستیم که در بازارهای منطقهای در حال گسترش است. در پیشبینی آشکار اقدامات گسترده آمریکا، امارات متحده عربی – متحد نزدیک آمریکا و یک مرکز مالی بزرگ در خاورمیانه – پیشگیرانه روابط تجاری خود با ایران را به حالت تعلیق درآورد. این تبعیت فوری و پیشگیرانه، اثربخشی وحشتناک تهدید تحریمهای ثانویه را علیه کشورهایی نشان میدهد که عمیقاً در نظام مالی غرب ادغام شدهاند و توانایی از دست دادن دسترسی به دلار را ندارند.[4]
با این حال، آزمون نهایی و تعیینکننده این جنگ اقتصادی بدون شک واکنش چین خواهد بود. پکن سال گذشته تخمیناً ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری کرد و نهادهای چینی، به ویژه بانکهای منطقهای کوچکتر و شرکتهای لجستیکی، مدتهاست که شبکههای پیچیده دور زدن تحریمهای تهران را تسهیل کردهاند. وزارت خزانهداری آمریکا صراحتاً اعلام کرده است که هیچ کشوری فراتر از دسترس این تحریمهای جدید نیست، و زمینه را برای یک رویارویی عظیم ژئوپلیتیکی بر سر انرژی و امور مالی فراهم کرده است. جهان نظارهگر است تا ببیند چه کسی اول عقبنشینی میکند.[4]
اگر ایالات متحده تهدید خود مبنی بر تحریم مؤسسات مالی بزرگ چین را عملی کند، خطر ایجاد یک جدایی فاجعهبار و غیرقابل کنترل بین دو اقتصاد بزرگ جهان را به دنبال دارد که شوکهایی را به تمام زنجیرههای تأمین جهانی وارد خواهد کرد. اما اگر واشنگتن عقبنشینی کند و برای جلوگیری از آن پیامدهای اقتصادی، معافیتهای پنهانی به پکن بدهد، تهدید تحریمهای ثانویه قدرت بازدارندگی خود را به طور کامل از دست میدهد و «عملیات طرد اقتصادی» را به یک تمرین روابط عمومی توخالی تبدیل میکند.[5]
در نهایت، «عملیات طرد اقتصادی» یک قمار تاریخی و پرمخاطره توسط دولت فعلی است. آمریکا به شدت شرط بسته است که نیروی جاذبه اقتصادش و ضروری بودن دلار به اندازهای قوی است که بتواند تبعیت جهانی را بدون فروپاشی خود سیستم تحمیل کند. اما واشنگتن با مسلح کردن آشکار ارز ذخیره جهانی علیه کشورهای بیطرف، ممکن است ناخواسته اولین فصل از افول نهایی خود را به عنوان هژمون مالی بلامنازع جهان بنویسد و متحدان و دشمنان را به طور یکسان به سمت استقلال مالی سوق دهد.[3]
چرا مهم است
با تبدیل صریح دسترسی به دلار آمریکا به یک سلاح، واشنگتن هر کشور و بانک چندملیتی را مجبور میکند که بین تبعیت از سیاست خارجی آمریکا یا مواجهه با ورشکستگی مالی یکی را انتخاب کند. این استفاده تهاجمی از تحریمهای ثانویه نه تنها اقتصادهای بزرگی مانند چین را تهدید به جدایی میکند، بلکه میتواند اساساً پایان سلطه دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره خنثی جهانی را تسریع بخشد.
نکات کلیدی
- وزارت خزانهداری آمریکا «عملیات طرد اقتصادی» را برای قطع کردن پیوندهای باقیمانده ایران با اقتصاد جهانی آغاز کرده است.
- این کارزار متکی بر تحریمهای ثانویه است و تهدید میکند که هر نهاد خارجی را که با تهران تجارت کند، از سیستم دلاری آمریکا محروم خواهد کرد.
- این سیاست، کشورهای غیرمتعهد در «جنوب جهانی» را مجبور میکند که بین حاکمیت اقتصادی خود و دسترسی به امور مالی جهانی یکی را برگزینند.
- چین، که تقریباً ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری میکند، با چالشی مستقیم برای بخش بانکی خود روبرو است.
- تحلیلگران هشدار میدهند که مسلح کردن دلار به این شکل تهاجمی میتواند تلاشهای جهانی برای ایجاد سیستمهای مالی جایگزین را تسریع کند.
منابع
[1]CBS Newsدولت آمریکا و متحدانTreasury Secretary Scott Bessent announces Operation Economic Outcast
مطالعه در CBS News →
[2]Anadolu Agencyشرکای تجاری غیرمتعهدFACTBOX - What to know about US 'Operation Economic Outcast' sanctions against Iran
مطالعه در Anadolu Agency →
[3]U.S. Department of the Treasuryدولت آمریکا و متحدانTreasury Launches Unprecedented Campaign Against Iranian Regime on Economic D-Day
مطالعه در U.S. Department of the Treasury →
[4]The Guardianدولت آمریکا و متحدانUS threatens severe sanctions against countries with economic ties to Iran
مطالعه در The Guardian →
[5]Atlantic Councilتحلیلگران اقتصادی و ژئوپلیتیکExperts react: The US just launched 'Operation Economic Outcast' against Iran. Will it work?
مطالعه در Atlantic Council →
[6]Wikipediaتحلیلگران اقتصادی و ژئوپلیتیکEconomic D-Day
مطالعه در Wikipedia →
[7]Voice of Americaدولت آمریکا و متحدانOperation Economic Outcast
مطالعه در Voice of America →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

