آیا شکست در توافق بر سر اشتراکگذاری عوامل بیماریزا، پیمان پاندمی سازمان جهانی بهداشت را بیمعنی کرده است؟
پیمان مهم سازمان جهانی بهداشت برای مقابله با پاندمی با هدف جلوگیری از تکرار نابرابریهای کووید-۱۹ تصویب شد، اما بنبست کنونی بر سر سازوکار اصلی آن، یعنی سیستم دسترسی و تقسیم منافع عوامل بیماریزا (PABS)، تهدید میکند که این معاهده را به یک وعده توخالی تبدیل کند.
به قلم سروین سرلک
این خبر را به اشتراک بگذارید
- حامیان جنوب جهانی
- خواستار عدالت الزامآور و ردیابی سختگیرانه دادههای عوامل بیماریزا برای جلوگیری از استثمار هستند.
- طرفداران نوآوری و صنعت
- دسترسی سریع و بدون مانع به دادهها را برای تسریع توسعه اقدامات متقابل پزشکی در اولویت قرار میدهند.
- هماهنگکنندگان حقوقی و چندجانبه
- بر حل اصطکاک حقوقی بین معاهده سازمان جهانی بهداشت و چارچوبهای موجود تنوع زیستی تمرکز دارند.
- تحلیل تحریریه
- ریسکهای ساختاری معاهدهای را که فاقد سازوکار اجرایی عملیاتی است، تحلیل میکند.
چرا مهم است
قوانینی که نحوه اشتراکگذاری ویروسهای مرگبار توسط دانشمندان را تعیین میکنند، سرعت دسترسی جهان به واکسنهای نجاتبخش را مشخص میسازند. اگر کشورها نتوانند بر سر یک سیستم الزامآور برای به اشتراک گذاشتن دادهها و دستاوردهای پزشکی حاصل از آن توافق کنند، بحران بهداشتی جهانی بعدی با همان ابزارهای متفرق و ناعادلانه بحران قبلی مدیریت خواهد شد.
روایت غالب پیرامون پیمان پاندمی سازمان جهانی بهداشت این است که جهان بالاخره درس خود را آموخته است. هنگامی که مجمع جهانی بهداشت متن اصلی این معاهده را در می ۲۰۲۵ (اردیبهشت ۱۴۰۴) تصویب کرد، تیترهای جهانی عصر جدیدی از همکاری بینالمللی را جشن گرفتند—سپری الزامآور از نظر قانونی که برای جلوگیری از شکستهای فاجعهبار دوران کووید-۱۹ طراحی شده است. اما این فرض، نحوه عملکرد واقعی قوانین بهداشت بینالمللی را به طور اساسی نادیده میگیرد. این معاهده، در شکل کنونی خود، صرفاً یک طرح معماری است که موتور خود را کم دارد. بدون سازوکار عملیاتی مرکزی، این توافق در حال حاضر فاقد قدرت قانونی لازم برای تغییر نحوه واکنش کشورها به یک شیوع سریع است.[1][6]
این موتور گمشده، سیستم دسترسی و تقسیم منافع عوامل بیماریزا (PABS) است. بدون این سیستم، پیمان پاندمی عمدتاً مجموعهای از هنجارهای آرمانی در مورد نظارت و تقویت سیستم بهداشتی است. فرض اصلی PABS یک معامله بزرگ تبادلی است: کشورهایی که یک عامل بیماریزای جدید و خطرناک را شناسایی میکنند، باید به سرعت نمونههای فیزیکی و اطلاعات توالی دیجیتال آن را با جامعه علمی جهانی به اشتراک بگذارند. در مقابل، شرکتهای دارویی و کشورهای ثروتمندی که از آن دادهها برای توسعه واکسنها، درمانها و ابزارهای تشخیصی استفاده میکنند، باید دسترسی عادلانه به محصولات حاصله را برای جهان در حال توسعه تضمین کنند.[1][5]
با این حال، با پایان یافتن هفتمین نشست گروه کاری بیندولتی در ژنو در جولای ۲۰۲۶ (تیر ۱۴۰۵)، این معامله بزرگ همچنان به دلیل اختلافات اساسی فلج مانده است. عدم نهاییسازی ضمیمه PABS نه تنها اجرای عملیاتی معاهده را به تأخیر انداخته است، بلکه شکاف ساختاری در حاکمیت بهداشت جهانی را نیز آشکار کرده است. این بنبست تهدید میکند که کل توافق را قبل از لازمالاجرا شدن بیمعنی کند و جامعه بینالمللی را دقیقاً در همان جایی که در اوایل سال ۲۰۲۰ بود رها سازد: متکی بر کمکهای داوطلبانه به جای تعهدات الزامآور.[1][2]
برای درک اهمیت موضوع، باید به واقعیت حقوقی «حاکمیت ویروسی» (Viral Sovereignty) نگاه کرد. بر اساس کنوانسیون تنوع زیستی و پروتکل ناگویا (Nagoya Protocol) وابسته به آن، منابع ژنتیکی—از جمله عوامل بیماریزا—دارایی حاکمیتی کشوری محسوب میشوند که در آن کشف شده است. اگر ویروس جدیدی در یک اکوسیستم گرمسیری ظهور کند، آن کشور حق قانونی تثبیتشدهای دارد که عامل بیماریزا را از جامعه بینالمللی دریغ کند تا زمانی که یک توافق دوجانبه تقسیم منافع با محققان یا شرکتهایی که به دنبال دسترسی هستند، حاصل شود. این چارچوب قانونی در اصل برای حفاظت از تنوع زیستی طراحی شده بود، اما کاربرد آن در حوزه بهداشت عمومی، نحوه ردیابی بیماریهای نوظهور توسط دانشمندان را به طور اساسی تغییر داده است.[4]
در طول یک شیوع سریع، مذاکرات دوجانبه حکم مرگ را برای واکنش سریع دارد. سیستم PABS برای دور زدن این گلوگاه با ایجاد یک سازوکار واحد و چندجانبه طراحی شد. به جای مذاکره کشور به کشور، محققان دادهها را فوراً از طریق شبکههای هماهنگشده سازمان جهانی بهداشت به اشتراک میگذارند. در مقابل، استفادهکنندگان از آن دادهها قراردادهای استاندارد و الزامآور قانونی امضا میکنند که درصدی از تولید یا درآمد خود را به یک صندوق جهانی عدالت اختصاص دهند، و تضمین کنند که منافع نوآوری علمی به مردمی که دادههای اولیه را فراهم کردهاند، میرسد.[4][6]
شواهد حاکی از نیاز به چنین سیستمی بسیار زیاد است. در طول همهگیری کووید-۱۹، محققان در آفریقای جنوبی به سرعت توالی ژنتیکی سویه اومیکرون را تعیین کرده و آن را به اشتراک گذاشتند و به وظیفه علمی خود در قبال جامعه جهانی عمل کردند. در واکنش به این اقدام، کشورشان با ممنوعیتهای فوری سفر مواجه شد، در حالی که همزمان برای تأمین همان واکسنهایی که با استفاده از دادههای منبع باز آنها توسعه یافته بود، به سختی تلاش میکردند. ضمیمه PABS به صراحت برای جلوگیری از تکرار دقیق این سناریوی استثمار تدوین شد.[3][6]
با این حال، مذاکرات به دو دیدگاه رقیب تقسیم شده است. «گروه آفریقا پلاس» (Africa Plus Group)، که نماینده کشورهایی است که اغلب منبع این عوامل بیماریزا هستند اما فاقد ظرفیت تولید داخلی میباشند، از یک مدل «فدرال» حمایت کرده است. این رویکرد خواستار ردیابی دقیق و کامل مواد بیولوژیکی و اطلاعات توالی دیجیتال است. این مدل دسترسی به دادهها را به تعهدات الزامآور و پیشاپیش برای به اشتراک گذاشتن محصولات پزشکی حاصله مشروط میکند و تضمین میکند که هیچ نهادی نمیتواند یک توالی ویروسی را بدون موافقت قانونی با شرایط عدالت بارگیری کند.[2]
این رویکرد خواستار ردیابی دقیق و کامل مواد بیولوژیکی و اطلاعات توالی دیجیتال است.
استدلال زیربنایی مدل فدرال ساده است: سازوکارهای داوطلبانه در طول بحران گذشته، «جنوب جهانی» (Global South) را ناکام گذاشتند و تنها تعهدات قراردادی محکم میتوانند عدالت را تضمین کنند. اگر یک غول دارویی اروپایی از توالی ویروسی آفریقایی برای توسعه واکسنی چند میلیارد دلاری استفاده کند، منطقه منبع باید سهم از پیش تعیینشدهای از آن دوزها را با قیمتهای مقرون به صرفه تضمین کند. برای این کشورها، دادهها یک دارایی حاکمیتی هستند و اهدای رایگان آن دیگر یک سیاست قابل قبول نیست.[2][6]
در طرف دیگر میز، اتحادیه اروپا و کشورهای توسعهیافته متحد، مدل «ترکیبی» (Hybrid) را مطرح کردهاند. این پیشنهاد، اشتراکگذاری اجباری تحت کنترل سازمان جهانی بهداشت را با فرآیندهای ملی داوطلبانه ترکیب میکند. آنها استدلال میکنند که الزامات ردیابی بیش از حد محدودکننده و سهمیههای اجباری سنگین، نوآوریای را که جهان در طول بحران به آن متکی است، خفه خواهد کرد. مدل ترکیبی به دنبال حفظ دسترسی آزاد به اطلاعات توالی دیجیتال است، در حالی که مشارکتهای تقسیم منافع را تشویق میکند، نه اینکه به طور سختگیرانه آن را اجباری سازد.[2][5]
صنعت داروسازی به شدت از این رویکرد ملایمتر حمایت کرده و هشدار میدهد که یک سیستم صرفاً مبتنی بر معامله میتواند شرکتها را از استفاده کامل از شبکه PABS باز دارد. نمایندگان صنعت استدلال میکنند که اگر هزینه دسترسی به یک توالی ویروسی، سلب اجباری مالکیت فکری یا اهدای گسترده محصول باشد، شرکتها ممکن است به سادگی منتظر بمانند تا دادهها از طریق کانالهای دیگر درز کنند یا به طور کامل به نظارت داخلی تکیه کنند، که در نهایت توسعه اقدامات متقابل نجاتبخش را کُند خواهد کرد.[5]
اینجاست که عدم قطعیت به یک خطر سیستمی واقعی تبدیل میشود. اگر ضمیمه PABS قوانین بسیار سختگیرانهای را تحمیل کند، بخش خصوصی ممکن است سر باز زند و توسعه سریع واکسنها را فلج کند. اما اگر قوانین بیش از حد ضعیف باشند، کشورهای در حال توسعه ممکن است به سادگی از به اشتراک گذاشتن عوامل بیماریزای خود امتناع ورزند و به حقوق حاکمیتی خود تحت پروتکل ناگویا استناد کنند. این امر شبکه نظارت جهانی را دقیقاً در لحظهای که یک تهدید جدید ظهور میکند، کور خواهد کرد و از توسعه واکسن توسط هر کسی در وهله اول جلوگیری میکند.[3][6]
پیچیدگی حقوقی با چارچوبهای بینالمللی همپوشان که محققان را تهدید به درگیر شدن در بوروکراسی میکند، بیشتر میشود. به موازات مذاکرات سازمان جهانی بهداشت، طرفهای کنوانسیون تنوع زیستی یک سازوکار چندجانبه برای اطلاعات توالی دیجیتال، معروف به «صندوق کالی» (Cali Fund)، ایجاد کردهاند. این صندوق انتظار دارد شرکتهای بزرگی که از دادههای ژنتیکی در دسترس عموم استفاده میکنند، درصدی از درآمد خود را به یک صندوق جهانی تنوع زیستی واریز کنند، که یک تعهد مالی جداگانه برای همان فعالیتهای علمی تحت نظارت سازمان جهانی بهداشت ایجاد میکند.[4]
اگر سیستم PABS سازمان جهانی بهداشت و صندوق کالی به طور کامل هماهنگ نشوند، محققان و تولیدکنندگان ممکن است با هزارتویی از تعهدات متضاد روبرو شوند. تعیین اینکه آیا یک توالی ویروسی واحد تحت حاکمیت معاهده سازمان جهانی بهداشت، صندوق کالی یا دهها قانون ملی دسترسی است، نیازمند منابع حقوقی عظیمی خواهد بود. کارشناسان هشدار میدهند که این اصطکاک نظارتی تأثیر بازدارندهای بر همکاری سریع علمی خواهد داشت و محققانی را که تلاش میکنند طبق قوانین عمل کنند، مجازات میکند.[4][6]

تمدید مذاکرات PABS تا اواخر سال ۲۰۲۶ (اواخر ۱۴۰۵) نشاندهنده حلناپذیری این مسائل است. در حالی که دیپلماتها به پیشرفتهای تدریجی اشاره میکنند—مانند اجماع فزایندهای مبنی بر اینکه تقسیم منافع باید نه تنها در طول همهگیریهای تمامعیار، بلکه در طول فوریتهای معمول بهداشت عمومی نیز اعمال شود—شکاف اصلی محاسباتی بر سر تخصیص اجباری محصولات همچنان حل نشده باقی مانده است. سؤال اساسی در مورد اینکه چه کسی مالک یک ویروس است و چه کسی از درمان آن سود میبرد، هنوز بیپاسخ مانده است.[2]
در نهایت، یک پیمان پاندمی بدون ضمیمه عملیاتی PABS، بازگشت به وضعیت موجود متزلزل است. این پیمان جهان را متکی به حسن نیت کشورهای ثروتمند و همکاری داوطلبانه صنعت داروسازی میکند—دقیقاً همان الگویی که معاهده برای جایگزینی آن مأموریت یافته بود. بدون یک سازوکار الزامآور برای اجرای عدالت و اجباری کردن توزیع اقدامات متقابل پزشکی، وعدههای بزرگی که در پی کووید-۱۹ داده شد، در معرض خطر تبدیل شدن به پاورقیهای تاریخی هستند و هیچ حمایت واقعی برای آسیبپذیرترین جمعیتهای جهان ارائه نمیدهند.[3][6]
ماههای آتی مذاکرات تعیین خواهد کرد که آیا جامعه بینالمللی میتواند شکاف بین عدالت حاکمیتی و نوآوری سریع را پر کند یا خیر. تا زمانی که آن معامله بزرگ انجام نشود و ضمیمه PABS امضا نگردد، پیمان پاندمی سازمان جهانی بهداشت یک بیانیه عمیق از ارزشهای مشترک باقی میماند، اما هنوز یک ابزار عملیاتی برای بقای جهانی نیست. زمان در حال گذر است و عامل بیماریزای بعدی منتظر نخواهد ماند تا دیپلماتها کاغذبازیهای خود را تمام کنند.[6]
نکات کلیدی
- پیمان پاندمی سازمان جهانی بهداشت که در سال ۲۰۲۵ تصویب شد، بدون ضمیمه دسترسی و تقسیم منافع عوامل بیماریزا (PABS) ناقص باقی مانده است.
- کشورهای در حال توسعه خواستار یک مدل «فدرال» هستند که دسترسی قانونی به واکسنها را در ازای به اشتراک گذاشتن دادههای ویروسی تضمین کند.
- کشورهای توسعهیافته و صنعت داروسازی از یک مدل «ترکیبی» حمایت میکنند تا از کُند شدن نوآوری پزشکی توسط قوانین سختگیرانه جلوگیری شود.
- قوانین بینالمللی همپوشان تنوع زیستی، مانند پروتکل ناگویا، چشمانداز حقوقی محققانی را که توالیهای ژنتیکی را به اشتراک میگذارند، پیچیده کرده است.
آنچه نمیدانیم
- اینکه آیا صنعت داروسازی با مشارکتهای الزامآور و اجباری محصولات یا درآمد خود در یک صندوق جهانی عدالت موافقت خواهد کرد یا خیر.
- سیستم PABS سازمان جهانی بهداشت از نظر قانونی چگونه با «صندوق کالی» جدید کنوانسیون تنوع زیستی برای اطلاعات توالی دیجیتال تعامل خواهد داشت.
- آیا میتوان قبل از ظهور عامل بیماریزای بالقوه پاندمی بعدی، به مصالحه دست یافت و آن را توسط ۶۰ کشور عضو تصویب کرد.
منابع
[1]World Health Organizationهماهنگکنندگان حقوقی و چندجانبه
WHO Member States continue negotiations on the Pathogen Access and Benefit Sharing Annex
مطالعه در World Health Organization →[2]Health Policy Watchحامیان جنوب جهانی
Opposing Proposals for PABS System Tabled at WHO Pandemic Agreement Talks
مطالعه در Health Policy Watch →[3]Georgetown Universityهماهنگکنندگان حقوقی و چندجانبه
The New WHO Pandemic Treaty and Global Health Governance: Incorporating Common but Differentiated Responsibilities into PABS
مطالعه در Georgetown University →[4]National Institutes of Healthهماهنگکنندگان حقوقی و چندجانبه
Pathogen Access and Benefit Sharing (PABS) and the Convention on Biological Diversity
مطالعه در National Institutes of Health →[5]Inside EU Life Sciencesطرفداران نوآوری و صنعت
The WHO Pandemic Treaty and the Pathogen Access and Benefit-Sharing System
مطالعه در Inside EU Life Sciences →[6]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تحریریه
تحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت دیدگاه اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.









