۱۱ دسته و ۴ سطح ریسک: چارچوب GARM چگونه درآمد تبلیغاتی تولیدکنندگان محتوا را دیکته میکند
چارچوب استاندارد ایمنی برند که توسط «اتحاد جهانی برای رسانههای مسئول» (GARM) طراحی شده، قرار بود سپر بلای شرکتهای تبلیغاتی باشد، اما ۱۱ دستهبندی محتوایی آن عملاً به قانون نانوشتهای تبدیل شده که درآمد تولیدکنندگان محتوا را کنترل میکند.
به قلم شاهین زند
این خبر را به اشتراک بگذارید
- مدافعان ایمنی برند
- برندها به ابزارهای استانداردی نیاز دارند تا مطمئن شوند بودجههای بازاریابیشان ناخواسته بودجه محتوای مضر یا غیرقانونی را تامین نمیکند.
- منتقدان اقتصاد تولید محتوا
- تولیدکنندگان محتوا استدلال میکنند که دستهبندیهای کلی این چارچوب، محتوای ظریف، آموزشی یا ژورنالیستی را به طور نامتناسبی مجازات میکند.
- پژوهشگران حقوق دیجیتال
- دانشگاهیان هشدار میدهند که دستورالعملهای تناسب برند عملاً حاکمیت پلتفرمها را به شرکتهای تبلیغاتی برونسپاری میکند.
دیدگاههایی که این گزارش پوشش نداده
- شرکتهای تاییدکننده شخص ثالث که الگوریتمها را میسازند
- تبلیغکنندگان کوچک و متوسط که فاقد ابزارهای سفارشی برای سنجش تناسب برند هستند
در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۲، فدراسیون جهانی تبلیغکنندگان (WFA) سندی را منتشر کرد که بیسروصدا واقعیتهای مالی اقتصاد تولید محتوا را از نو نوشت. نه خبری از آپدیت الگوریتم بود و نه یک قانون بینالمللی پرطمطراق. فقط یک فایل PDF استاندارد با عنوان «کف ایمنی برند و چارچوب تناسب GARM». در لابهلای صفحات این سند، اینترنت تر و تمیز به ۱۱ دسته محتوایی تقسیم شده بود که هر کدام در چهار سطح ریسک درجهبندی میشدند. برای یک برند چندملیتی، این چارچوب مثل یک سپر شرکتی عمل میکرد؛ راهی استاندارد برای اینکه مطمئن شوند لوگوی آنها هرگز کنار یک فاجعه روابط عمومی سبز نمیشود. اما برای یک تولیدکننده محتوای مستقل که ویدیویی را در یوتیوب، توییچ یا تیکتاک آپلود میکند، این ۱۱ دسته تبدیل به دفتر کل نامرئی شد که دیکته میکند آیا کارشان به اندازه یک حقوق بخور و نمیر میارزد یا اینکه قرار است هیچچیز دشت نکنند.[1]
«اتحاد جهانی برای رسانههای مسئول» (GARM) به عنوان یک ابتکار فراصنعتی شکل گرفت تا یک مشکل چند میلیارد دلاری خاص را حل کند: دور نگه داشتن دلارهای تبلیغاتی شرکتها از محتوای مضر آنلاین. همانطور که Marketing Edge در اکتبر ۲۰۲۰ گزارش داد، این اتحاد، بازاریابان، آژانسهای رسانهای و پلتفرمها را دور هم جمع کرد تا یک «محیط رسانه دیجیتال امنتر» بسازند. مشکل اصلی این بود که پلتفرمها و تبلیغکنندگان زبان مشترکی نداشتند. بدون یک تعریف جهانشمول از کلمه «مضر»، برندها عادت کرده بودند با کوچکترین جنجالی، کل بودجه تبلیغاتی خود را از پلتفرمها بیرون بکشند. راهحل GARM ساخت یک طبقهبندی استاندارد بود تا کل صنعت تبلیغات بتواند ریسک دیجیتال را «به شکلی یکپارچه و همهجانبه» دستهبندی کند. این رویکرد نتایج ملموسی برای تبلیغکنندگان داشت؛ فدراسیون جهانی تبلیغکنندگان بعداً گزارش داد که نمایش تبلیغات در کنار محتوای مضر در پلتفرمهای مورد بررسی، از ۶.۱ درصد در سال ۲۰۲۰ به تنها ۱.۷ درصد در سال ۲۰۲۳ کاهش یافته است.[1][3]
چارچوبی که از این تلاشها بیرون آمد، تمام رسانههای دیجیتال را به ۱۱ دسته مشخص تقسیم میکند. این دستهها از موارد کاملاً ممنوعه - مثل سوءاستفاده از کودکان و تروریسم - تا حوزههای ظریفتری مثل «محتوای بزرگسالان و جنسی صریح»، «سلاح و مهمات» و «مسائل اجتماعی حساس و بحثبرانگیز» را شامل میشود. WFA هنگام تشریح هدف این چارچوب خاطرنشان کرد: «چالش محتوای مضر آنلاین قابل حل نیست اگر نتوانیم آن را با زبانی ثابت و قابل فهم توصیف کنیم.» در دل این ۱۱ دسته، GARM یک مرز سفت و سخت به نام «کف ایمنی برند» (Brand Safety Floor) تعیین کرد. محتوایی که به زیر این کف سقوط کند، برای دریافت تبلیغات کاملاً نامناسب تلقی شده و عملاً در کل زنجیره تامین برنامهریزیشده در لیست سیاه قرار میگیرد. اگر ویدیوی یک تولیدکننده محتوا از این کف پایینتر برود، شیر فلکه تبلیغات کاملاً بسته میشود.[1]
بالاتر از این کف، «چارچوب تناسب» (Suitability Framework) قرار دارد که مفهوم اشتها برای ریسکهای مختلف را معرفی میکند. در اینجا، محتوا به سه سطح طبقهبندی میشود: ریسک پایین، ریسک متوسط و ریسک بالا. اینجاست که چارچوب از ایمنی عینی به ترجیح ذهنی برند تغییر فاز میدهد. همانطور که Internet Policy Review در تحلیلی در سال ۲۰۲۲ اشاره کرد، این تغییر از «ایمنی برند» به «تناسب برند» به تبلیغکنندگان اجازه میدهد تا با تصمیمگیری درباره اینکه چه فضاهایی با ارزشهای شرکتی آنها همخوانی دارد، حاکمیت پلتفرم را دیکته کنند. مثلاً نقد یک بازی ویدیویی که در آن خشونت شبیهسازی شده وجود دارد، ممکن است برای یک برند نوشابه انرژیزا با تحمل ریسک متوسط کاملاً قابل قبول باشد، اما برای یک تولیدکننده اسباببازی کودکان که به محیطی با ریسک پایین نیاز دارد، کاملاً نامناسب تلقی شود.[1][2]
بالاتر از این کف، «چارچوب تناسب» (Suitability Framework) قرار دارد که مفهوم اشتها برای ریسکهای مختلف را معرفی میکند.
برای تولیدکنندگان محتوا، ظرافتهای تئوریک سیستم چهارسطحی GARM اغلب توسط پلتفرمهایی که آن را اجرا میکنند، فشرده و لهولورده میشود. یوتیوب، یکی از اعضای موسس GARM، این استانداردهای صنعتی را به «دستورالعملهای محتوای مناسب برای تبلیغکنندگان» خودش ترجمه میکند. وقتی یک تولیدکننده محتوا ویدیویی آپلود میکند، باید از یک پرسشنامه خوداظهاری عبور کند که آینهوار همان ۱۱ دسته GARM را بازتاب میدهد و باید فاش کند که آیا محتوایش حاوی زبان نامناسب، خشونت یا رویدادهای حساس هست یا خیر. سپس سیستمهای خودکار پلتفرم وضعیت درآمدزایی را تعیین میکنند. به جای چهار سطح ریسک ظریف، تولیدکنندگان محتوا معمولاً با یک واقعیت صفر و یکی روبهرو میشوند: یک آیکون سبز برای درآمدزایی کامل، یا یک آیکون زرد که نشاندهنده تبلیغات محدود یا قطع کامل آن است.[5]
این فشردهسازی به این معناست که محتوای «ریسک متوسط» و «ریسک بالا» اغلب به یک سرنوشت مالی واحد دچار میشوند. اگر یک تولیدکننده محتوا درباره یک «مسئله اجتماعی حساس و بحثبرانگیز» - یکی از ۱۱ دسته GARM - صحبت کند، اغلب آیکون زرد را فعال میکند که درآمد تبلیغاتی او را به شدت محدود میکند، حتی اگر محتوایش آموزشی یا ژورنالیستی باشد. Internet Policy Review خاطرنشان میکند که این پویایی «پیامدهای عمدهای برای آزادی رسانههای آنلاین» دارد، زیرا تلاش برای تناسب برند، پلتفرمها را تشویق میکند تا درآمدزایی از پوشش رویدادهای حساس جاری را قطع کنند و عملاً تولیدکنندگانی را که به موضوعات جدی یا بحثبرانگیز میپردازند، مجازات کنند.[1][2][5]
اجرای این قوانین تا حد زیادی به شرکتهای شخص ثالث تاییدکننده برونسپاری میشود. شرکتهای فعال در حوزه فناوری تبلیغات از چارچوب GARM برای ساخت الگوریتمهایی استفاده میکنند که محتوا را در مقیاس وسیع اسکن، نشانهگذاری و مسدود میکنند. به گفته Coinis، این فروشندگان زیرساخت فناوری لازم را فراهم میکنند تا برندها بتوانند تعاریف GARM را به صورت برنامهریزیشده در میلیونها مزایده تبلیغاتی روزانه اعمال کنند. از آنجا که این سیستمهای خودکار باید حجم عظیمی از ویدیو و متن را در کسری از ثانیه پردازش کنند، اغلب ظرفیت درک بافت و زمینه را ندارند. یک مستند درباره تاریخچه سلاحهای گرم به راحتی با ویدیویی که فروش سلاح را تبلیغ میکند اشتباه گرفته میشود و نتیجه آن قطع فوری درآمد برای تولیدکننده محتواست.[4]
برای کاهش این خطاهای ماشینی، پلتفرمها سعی کردهاند استثنائاتی برای زمینه و بافتار محتوا قائل شوند. دستورالعملهای یوتیوب صراحتاً بیان میکنند که محتوای هنری، موزیکویدیوها و مطالب آموزشی ممکن است حاوی عناصری مانند زبان نامناسب یا مضامین جنسی غیرصریح باشند و همچنان برای تبلیغات مناسب بمانند. با این حال، بار اثبات کاملاً بر دوش تولیدکننده محتواست. اگر الگوریتم زمینه یک ویدیو را اشتباه تفسیر کند و آن را به عنوان نقض کف ایمنی برند علامتگذاری کند، تولیدکننده باید به صورت دستی درخواست بازبینی انسانی بدهد. در طول روزهایی که پردازش این درخواست تجدیدنظر طول میکشد، ویدیو معمولاً بخش عمدهای از بازدیدهای طول عمر خود را به دست میآورد - بازدیدهایی که هیچ درآمدی برای خالقش به همراه ندارند.[5]
اگرچه فدراسیون جهانی تبلیغکنندگان در آگوست ۲۰۲۴ در پی فشارهای قانونی و مالی رسماً به کار ابتکار GARM پایان داد، اما چارچوبی که بنا کرد همچنان در تار و پود اکوسیستم دیجیتال تنیده شده است. اثر نهایی این ماجرا، یک همگنسازی نامحسوس اما فراگیر در محتوای تولیدکنندگان است. وقتی انگیزههای مالی دقیقاً با سطح «ریسک پایین» همسو میشوند، تولیدکنندگان محتوا تحت فشار اقتصادی قرار میگیرند تا مطالبی کاملاً بیخطر و خنثی تولید کنند. همانطور که Internet Policy Review مشاهده کرد، در حالی که ابزارهای تناسب برند به تبلیغکنندگان وعده شخصیسازی بیشتری میدهند، اما «در واقع به شدت استاندارد شدهاند و احتمالاً همگنسازی بیشتری را در پلتفرمهای اصلی ترویج میکنند.» ۱۱ دسته و چهار سطح ریسک برای محافظت از اعتبار برندهای چندملیتی طراحی شده بودند، اما در عمل، به عنوان دستورالعملهای سردبیری اینترنت مدرن عمل میکنند.[1][2]
نکات کلیدی
- چارچوب GARM محتوای دیجیتال را به ۱۱ دسته تقسیم میکند تا ایمنی برند را استاندارد کند.
- محتوا در چهار سطح درجهبندی میشود: ریسک پایین، ریسک متوسط، ریسک بالا و کف ایمنی برند.
- مطالبی که پایینتر از کف ایمنی قرار میگیرند، به طور سراسری از دریافت حمایت تبلیغاتی محروم میشوند.
- پلتفرمهایی مانند یوتیوب از این استانداردهای صنعتی برای ساخت دستورالعملهای درآمدزایی خود استفاده میکنند.
- تغییر رویه به سمت «تناسب برند»، پلتفرمها را ترغیب میکند تا درآمدزایی از موضوعات بحثبرانگیز یا حساس را قطع کنند.
- اگرچه GARM در سال ۲۰۲۴ متوقف شد، اما چارچوب آن همچنان به عنوان یک ابزار بنیادین برای شرکتهای فناوری تبلیغات باقی مانده است.
بررسی عمیق دیدگاهها
تبلیغکنندگان چندملیتی
برندها به ابزارهای استانداردی نیاز دارند تا مطمئن شوند بودجههای بازاریابیشان ناخواسته بودجه محتوای مضر یا غیرقانونی را تامین نمیکند.
برای برندهای جهانی که میلیاردها دلار صرف تبلیغات برنامهریزیشده میکنند، اینترنت یک میدان مین از فجایع بالقوه روابط عمومی است. چارچوب GARM یک لایه ضروری از استانداردسازی را فراهم میکند و به یک برند اجازه میدهد تا یک قانون پایه - مانند «هیچ تبلیغی کنار محتوای صریح نباشد» - تعیین کند و مطمئن باشد که شرکتهای تاییدکننده آن را به طور یکنواخت در یوتیوب، تیکتاک و وبسایتهای مستقل اجرا میکنند. تبلیغکنندگان استدلال میکنند که بدون این کف ایمنی، خطرات بازاریابی دیجیتال از مزایای آن بیشتر میشود و به خروج گسترده سرمایه از اقتصاد تولید محتوا میانجامد.
تولیدکنندگان محتوای مستقل
تولیدکنندگان محتوا استدلال میکنند که دستهبندیهای کلی این چارچوب، محتوای ظریف، آموزشی یا ژورنالیستی را به طور نامتناسبی مجازات میکند.
از نگاه تولیدکننده محتوا، اجرای این چارچوب مثل یک ابزار زمخت و بیدقت است. از آنجا که قوانین توسط سیستمهای خودکاری اعمال میشوند که به دنبال کلمات کلیدی و نشانههای بصری میگردند، بافتار و زمینه اغلب نادیده گرفته میشود. تولیدکنندهای که یک مستند با تحقیق دقیق درباره درگیریهای تاریخی میسازد، ممکن است ویدیوی خود را تحت دسته «مرگ، جراحت یا درگیری نظامی» علامتگذاری شده ببیند که منجر به قطع فوری درآمد میشود. تولیدکنندگان محتوا استدلال میکنند که این سیستم آنها را مجبور میکند تا محتوای خود را پاستوریزه کنند و صرفاً برای حفظ منبع درآمدشان، از موضوعات مهم اما حساس دوری کنند.
پژوهشگران حقوق دیجیتال
دانشگاهیان هشدار میدهند که دستورالعملهای تناسب برند عملاً حاکمیت پلتفرمها را به شرکتهای تبلیغاتی برونسپاری میکند.
پژوهشگرانی که از دریچه سیاستگذاری به این چارچوب نگاه میکنند، متوجه تغییر نگرانکنندهای از ایمنی عینی به تناسب ذهنی میشوند. وقتی پلتفرمها الگوریتمهای درآمدزایی خود را با اشتهای ریسک شرکتهای فورچون ۵۰۰ همسو میکنند، آن شرکتها به طور غیرمستقیم دیکته میکنند که چه نوع بیانی در فضای آنلاین از نظر مالی دوام میآورد. مدافعان حقوق دیجیتال هشدار میدهند که این پویایی اثری بازدارنده بر آزادی رسانهها دارد، زیرا پلتفرمها ترغیب میشوند تا پوشش مسائل اجتماعی بحثبرانگیز را سرکوب کنند تا محیط تبلیغاتی خود را بکر و دستنخورده نگه دارند.
چرا مهم است
هر بار که یک تولیدکننده محتوا ویدیویی آپلود میکند، شانس او برای کسب درآمد با یک ماتریس ریسک شرکتی سنجیده میشود که خودش هیچ نقشی در نوشتنش نداشته است. درک چارچوب GARM دقیقاً نشان میدهد که مرز بین درآمدزایی کامل و قطع درآمد کجاست.
منابع
[1]World Federation of Advertisersمدافعان ایمنی برندGARM Brand Safety Floor + Suitability Framework
مطالعه در World Federation of Advertisers →
[2]Internet Policy Reviewپژوهشگران حقوق دیجیتالFrom brand safety to suitability: advertisers in platform governance
مطالعه در Internet Policy Review →
[3]Marketing Edgeمدافعان ایمنی برندGARM Sets Brand Safety Floor and Suitability Framework for Digital Media
مطالعه در Marketing Edge →
[4]Coinisمدافعان ایمنی برندBrand Safety: Definition, GARM Framework & Vendors
مطالعه در Coinis →
[5]Google SupportAdvertiser-friendly content guidelines
مطالعه در Google Support →
[6]تیم سردبیری کوهستانمنتقدان اقتصاد تولید محتواتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
بیشتر در سرگرمی
مشاهده همه →سینمای مستقل
تشکیل پرونده قضایی برای رضا درمیشیان؛ درخواست سپاه برای توقیف اموال این کارگردان سینما
3 منبع
سینمای زیرزمینی
جشنواره تورنتو: نمایش جهانی «سر به سر»، طنز ایرانی درباره کنترل دولتی و نقشهای جنسیتی
2 منبع
سازوکار نشر
پشتپرده حراج کتاب: از پیشنهادهای پیشدستانه تا حسابوکتابهای بیرحمانه ناشران
2 منبع
رکوردهای گیشه
«مرد عنکبوتی: روزی کاملاً نو» با افتتاحیه تاریخی ۳۶۰ میلیون دلاری، رکوردهای گیشه را در هم شکست
7 منبع
هر زاویه. هر روز.
دریافت سرگرمی اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.





