رفتن به محتوای اصلی
Koohestun
توضیح کوهستانمرز لبنانمقایسه سیاست‌ها· 5 دقیقه مطالعه· در جهان

مقایسه دو چارچوب امنیتی برای جنوب لبنان: قطعنامه ۱۷۰۱ سازمان ملل در برابر توافق ژوئن ۲۰۲۶

در حالی که مذاکرات سپتامبر ۲۰۲۶ رم در میان درگیری‌های مجدد به تعویق افتاده است، دو چارچوب رقیب در تلاشند تا خروج اسرائیل از جنوب لبنان را ساختاردهی کنند. قطعنامه قدیمی ۱۷۰۱ سازمان ملل بر حفظ صلح بین‌المللی متکی است، در حالی که توافق جدید با میانجی‌گری آمریکا، خروج را به خلع سلاح تاییدشده حزب‌الله مشروط می‌کند.

به قلم حامد فخری

طرفداران امنیت مشروط 40%حامیان اجماع بین‌المللی 35%مدافعان حاکمیت لبنان 25%
طرفداران امنیت مشروط
تاکید دارند که هرگونه خروج باید برای جلوگیری از حملات آینده، کاملاً به خلع سلاح تاییدشده حزب‌الله گره بخورد.
حامیان اجماع بین‌المللی
استدلال می‌کنند که بازگشت به پارامترهای تثبیت‌شده قطعنامه ۱۷۰۱ سازمان ملل، تنها مسیر قانونی و منطقی برای کاهش تنش است.
مدافعان حاکمیت لبنان
استدلال می‌کنند که حملات نظامی مداوم، توانایی دولت لبنان برای اعمال کنترل و اجرای الزامات هرگونه چارچوبی را فعالانه تضعیف می‌کند.

دیدگاه‌هایی که این گزارش پوشش نداده

  • منطق رهبری داخلی حزب‌الله برای رد چارچوب ژوئن
  • غیرنظامیان آواره از جنوب لبنان و شمال اسرائیل

نکات کلیدی

  • مذاکرات با میانجی‌گری آمریکا در رم در خصوص خروج اسرائیل از جنوب لبنان تا ماه اکتبر به تعویق افتاده است.
  • تهاجم زمینی اسرائیل در مارس ۲۰۲۶ باعث شد نیروهای آن کنترل حدود ۲۰ درصد از خاک لبنان را در دست بگیرند.
  • توافق ژوئن ۲۰۲۶ با میانجی‌گری آمریکا پس از رد شرط اصلی آن مبنی بر خلع سلاح تاییدشده توسط حزب‌الله، متوقف شد.
  • دبیرکل سازمان ملل متحد خواستار بازگشت به قطعنامه ۱۷۰۱ است که به جای خروج مشروط، بر یونیفل و ارتش لبنان تکیه دارد.
  • حملات اخیر اسرائیل، از جمله تصرف خط‌الرأس علی الطاهر، ناتوانی نیروهای مسلح لبنان در وادار کردن حزب‌الله به خلع سلاح را برجسته می‌کند.

چرا مهم است

سازوکار انتخاب‌شده برای تامین امنیت جنوب لبنان تعیین خواهد کرد که آیا این منطقه شاهد یک آتش‌بس پایدار خواهد بود یا یک اشغال نظامی دائمی. با آوارگی بیش از یک میلیون غیرنظامی و کنترل ۲۰ درصد از خاک لبنان توسط نیروهای اسرائیلی، ناکامی در تطبیق این دو چارچوب، تداوم جنگ‌های مرزی را تضمین می‌کند.

خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان اکنون کاملاً به این بستگی دارد که کدام یک از دو چارچوب امنیتی رقیب، شرایط خلع سلاح حزب‌الله را دیکته کند. پس از تهاجم زمینی مارس ۲۰۲۶ که منجر به کنترل نیروهای اسرائیلی بر حدود ۲۰ درصد از خاک لبنان شد، سازوکار خروج آن‌ها به نقطه اصلی اصطکاک دیپلماتیک تبدیل شده است. انتخاب میان قطعنامه قدیمی ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل و توافق متوقف‌شده ژوئن ۲۰۲۶ با میانجی‌گری آمریکا، تعیین می‌کند که آیا خلع سلاح به عنوان یک هدف آرمانی تحت مدیریت نیروهای حافظ صلح در نظر گرفته می‌شود یا یک پیش‌شرط سخت‌گیرانه که با اشغال نظامی تحمیل می‌گردد.[5][6]

این نقطه اصطکاک در این هفته زمانی به اوج خود رسید که وزارت امور خارجه آمریکا دور بعدی مذاکرات با میانجی‌گری در رم را که در ابتدا برای اواسط سپتامبر برنامه‌ریزی شده بود، به تعویق انداخت و به ماه اکتبر موکول کرد. این تاخیر در پی تشدید شدید خشونت‌های مرزی و اعتراف صریح جوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان، مبنی بر اینکه «در حال حاضر هیچ مذاکره جدیدی با اسرائیل وجود ندارد» صورت می‌گیرد.[1]

در میدان نبرد، فروپاشی جدول زمانی دیپلماتیک پیامدهای نظامی فوری در پی داشته است. نیروهای اسرائیلی عملیات خود را در سراسر جنوب لبنان تشدید کرده‌اند و تنها در شهر المنصوری بیش از ۳۰ انفجار انجام داده و اهدافی را در مناطق صور، نبطیه، بنت جبیل و مرجعیون هدف قرار داده‌اند. نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) تاکید دارند که این حملات برای انهدام زیرساخت‌های شبه‌نظامیان ضروری است، به‌ویژه پس از آنکه حزب‌الله پهپادهای انفجاری را به سمت مواضع اسرائیل در نزدیکی خط‌الرأس علی الطاهر پرتاب کرد.[2][5]

مقیاس انسانی و سرزمینی درگیری‌های جاری در جنوب لبنان.

حمله به خط‌الرأس علی الطاهر، شکست ساختاری اصلی مسیر دیپلماتیک فعلی را نشان می‌دهد. این پایگاه که توسط تحلیلگران منطقه‌ای به عنوان «پنتاگون کوچک» برای حزب‌الله توصیف می‌شود، در پیشروی نیروهای اسرائیلی تصرف شد؛ اقدامی که عملاً شتاب توافق ژوئن را از بین برد. این عملیات نشان داد که نیروهای مسلح لبنان همچنان قادر به وادار کردن حزب‌الله به خلع سلاح نیستند و همین امر باعث شد اسرائیل به جای انتظار برای اعمال حاکمیت دولت لبنان، به اقدام نظامی یک‌جانبه بازگردد.[3]

در واکنش به ویرانی‌های فزاینده، جامعه بین‌المللی تا حد زیادی به پارامترهای آشنای قطعنامه ۱۷۰۱ سازمان ملل عقب‌نشینی کرده است. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، با صدور بیانیه‌ای شدیداللحن، تشدید خشونت‌ها را محکوم کرد و به‌طور خاص به افزایش تلفات غیرنظامیان و هدف قرار دادن زیرساخت‌های بهداشتی در اطراف نبطیه اشاره نمود. گوترش خواستار توقف فوری درگیری‌ها شد و از اسرائیل خواست نیروهای خود را خارج کند و از همه طرف‌ها تقاضا کرد تا به تعهدات خود بر اساس قطعنامه سال ۲۰۰۶ عمل کنند.[4]

در واکنش به ویرانی‌های فزاینده، جامعه بین‌المللی تا حد زیادی به پارامترهای آشنای قطعنامه ۱۷۰۱ سازمان ملل عقب‌نشینی کرده است.

با این حال، استناد به قطعنامه ۱۷۰۱ دقیقاً همان محدودیت‌هایی را برجسته می‌کند که ایالات متحده را بر آن داشت تا در ماه ژوئن میانجی‌گر یک چارچوب جدید شود. قطعنامه سال ۲۰۰۶ از نظر تئوری الزامی می‌کند که منطقه جنوب رودخانه لیتانی عاری از هرگونه پرسنل مسلح به جز دولت لبنان و نیروهای حافظ صلح یونیفل (UNIFIL) باشد. در عمل، این قطعنامه نه توانست از تثبیت مواضع حزب‌الله در دو دهه گذشته جلوگیری کند و نه مانع حملات موشکی شد که از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون حدود ۹۶ هزار اسرائیلی را از شمال آواره کرده است.[5][6]

توافق ژوئن ۲۰۲۶ با میانجی‌گری آمریکا تلاش کرد تا این شکاف اجرایی را با مشروط کردن خروج اسرائیل به «خلع سلاح تاییدشده گروه‌های مسلح غیردولتی» اصلاح کند. این چارچوب که توسط دولت لبنان، اسرائیل و ایالات متحده امضا شد، یک رویکرد مرحله‌ای را پایه‌گذاری کرد که در آن اسرائیل در مناطق آزمایشی مشخصی، قلمرو را به ارتش لبنان واگذار می‌کرد.[1]

چارچوب متوقف‌شده ژوئن ۲۰۲۶: خروج‌های اولیه از مناطق آزمایشی که با حملات نظامی مجدد دنبال شد.

در این رویکرد مرحله‌ای، در ابتدا اسرائیل نیروهای خود را از سه منطقه آزمایشی خارج کرد و به ارتش لبنان اجازه ورود داد. با این حال، حزب‌الله و متحدان سیاسی آن شرط خلع سلاح را قاطعانه رد کردند. زمانی که مشخص شد نیروهای مسلح لبنان نمی‌توانند یا نمی‌خواهند شبه‌نظامیان را در مناطق اطراف خلع سلاح کنند، اسرائیل هرگونه خروج بیشتر را متوقف کرد. بن‌بست ناشی از این وضعیت، نیروهای اسرائیلی را در جنوب لبنان مستقر نگه داشته و بیش از یک میلیون غیرنظامی لبنانی را آواره کرده است.[1][5]

فلج دیپلماتیک اکنون با فشارهای سیاسی داخلی در دو سوی مرز تشدید شده است. در اورشلیم، مقامات امتناع حزب‌الله از پایبندی به چارچوب ژوئن را به عنوان توجیهی برای ادامه اشغال ذکر می‌کنند، در حالی که کاهش شتاب نیز به انتخابات پیش‌روی اسرائیل نسبت داده می‌شود. در بیروت، مقامات استدلال می‌کنند که حملات بی‌رویه اسرائیل هرگونه تلاش واقع‌بینانه برای خلع سلاح حزب‌الله را فعالانه تضعیف می‌کند و چرخه‌ای را ایجاد می‌کند که در آن اقدام نظامی، مانع از همان کنترل حاکمیتی می‌شود که ظاهراً خواستار آن است.[1]

واقعیت ساختاری این است که در حال حاضر هیچ‌یک از این دو چارچوب دارای سازوکار اجرایی نیستند که بتواند شکاف میان خواسته‌های امنیتی اسرائیل و ظرفیت دولت لبنان را پر کند. تا زمانی که سازوکاری پدیدار نشود که بتواند حزب‌الله را وادار به خلع سلاح کند یا اسرائیل را متقاعد سازد که تضمین امنیتی کمتری را بپذیرد، اشغال نظامی جنوب لبنان همچنان حقایق روی زمین را دیکته خواهد کرد.[6]

بررسی عمیق دیدگاه‌ها

چارچوب الف: قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل (۲۰۰۶)

چارچوب بین‌المللی قدیمی که برای حفظ منطقه غیرنظامی بر یونیفل و نیروهای مسلح لبنان متکی است.

دلایل موافقت: مشروعیت بین‌المللی گسترده و مأموریتی به رسمیت شناخته‌شده برای استقرار نیروهای مسلح لبنان در جنوب رودخانه لیتانی فراهم می‌کند، بدون اینکه نیازی به یک معاهده جدید و پرهزینه از نظر سیاسی باشد. این همان خط پایه‌ای است که دبیرکل سازمان ملل برای توقف خشونت‌های فعلی خواستار آن است. دلایل مخالفت: فاقد یک سازوکار اجرایی قهری است. این چارچوب کاملاً به تمایل نیروهای مسلح لبنان برای مقابله با حزب‌الله متکی است، که از نظر تاریخی به دلیل توازن شکننده داخلی لبنان، ثابت شده که وجود ندارد. شواهد: با وجود اینکه این قطعنامه نزدیک به دو دهه اجرایی بوده است، نتوانست از انباشت زرادخانه‌ای توسط حزب‌الله که منجر به آوارگی ۹۶ هزار اسرائیلی و در نهایت آغاز تهاجم مارس ۲۰۲۶ شد، جلوگیری کند. مناسب است زمانی که: هدف اصلی، تامین اجماع فوری بین‌المللی و فراهم کردن یک مسیر خروج دیپلماتیک برای آتش‌بس باشد. نامناسب است زمانی که: یکی از طرفین پیش از واگذاری کنترل سرزمینی، نیازمند برچیدن فیزیکی و تاییدشده زیرساخت‌های شبه‌نظامیان باشد.

چارچوب ب: توافق ژوئن ۲۰۲۶ با میانجی‌گری آمریکا

یک سازوکار خروج مرحله‌ای و مشروط که پیش از خروج نیروهای اسرائیلی، نیازمند خلع سلاح تاییدشده حزب‌الله است.

دلایل موافقت: با پیوند دادن خروج سرزمینی به معیارهای ملموس و قابل‌تایید خلع سلاح، مستقیماً به ناکامی‌های امنیتی دو دهه گذشته می‌پردازد. این چارچوب «مناطق آزمایشی» را برای سنجش میزان پایبندی پیش از تعهد به خروج کامل ایجاد می‌کند. دلایل مخالفت: شرطی را تعیین می‌کند - خلع سلاح داوطلبانه یا اجباری حزب‌الله توسط دولت - که در حال حاضر با توجه به توازن قوا در داخل لبنان غیرممکن است. این امر عملاً اشغال طولانی‌مدت توسط اسرائیل را در صورت شکست اجتناب‌ناپذیر این شرط، تضمین می‌کند. شواهد: این چارچوب تنها پس از سه منطقه آزمایشی متوقف شد. حزب‌الله شرایط را رد کرد، نیروهای مسلح لبنان در خلع سلاح شبه‌نظامیان ناکام ماندند و اسرائیل متعاقباً حملات جدیدی را آغاز کرد، مانند تصرف خط‌الرأس علی الطاهر، که عملاً توافق را بی‌اثر کرد. مناسب است زمانی که: قدرت اشغالگر دارای اهرم نظامی و صبر سیاسی برای حفظ نامحدود قلمرو تا زمان برآورده شدن خواسته‌های حداکثری امنیتی خود باشد. نامناسب است زمانی که: دولت میزبان فاقد انحصار استفاده از زور برای اجرای شرط اصلی توافق باشد.

آنچه نمی‌دانیم

  • آیا وزارت امور خارجه آمریکا پیش از مذاکرات برنامه‌ریزی‌شده اکتبر در رم، تلاشی برای بازنگری در چارچوب ژوئن خواهد کرد یا خیر.
  • در صورت ادامه امتناع حزب‌الله از خلع سلاح، نیروهای مسلح لبنان چگونه قصد دارند حاکمیت خود را در مناطق آزمایشی اعمال کنند.
  • اسرائیل چه معیارهای مشخصی را به عنوان «خلع سلاح تاییدشده» برای از سرگیری خروج مرحله‌ای خود می‌پذیرد.

منابع

پوشش منابع

6 منبع

3 دیدگاه شناسایی‌شده

طرفداران امنیت مشروط 40%حامیان اجماع بین‌المللی 35%مدافعان حاکمیت لبنان 25%
  1. [1]The Times of Israelطرفداران امنیت مشروط

    Lebanese president confirms 'no new talks with Israel at the present time'; as Israel prepares for elections and Hezbollah vows not to disarm, Israeli official cites scheduling conflict

    مطالعه در The Times of Israel
  2. [2]Anadolu Agencyمدافعان حاکمیت لبنان

    Israel intensifies attacks in southern Lebanon with more than 30 blasts in one town

    مطالعه در Anadolu Agency
  3. [3]The Soufan Centerطرفداران امنیت مشروط

    Repercussions of Intensified Fighting in Lebanon

    مطالعه در The Soufan Center
  4. [4]United Nationsحامیان اجماع بین‌المللی

    Deeply Concerned by Escalating Israeli Military Operations in Southern Lebanon, Secretary-General Condemns Mounting Civilian Causalities

    مطالعه در United Nations
  5. [5]Council on Foreign Relations

    Hezbollah Launches Explosive Drones at Ali al-Taher Ridge

    مطالعه در Council on Foreign Relations
  6. [6]تیم سردبیری کوهستان

    تحلیل تیم سردبیری کوهستان

    مطالعه در تیم سردبیری کوهستان

نظرات

همیشه در جریان باشید

هر زاویه. هر روز.

دریافت جهان اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاه‌ها، مستقیم در صندوق ورودی شما.