روششناسی جدید اقتصادی: خسارات اقلیمی بدون در نظر گرفتن همگرایی جهانی، بیش از حد برآورد شده بود
با گنجاندن اصل اقتصاد کلان «همگرایی رشد»، محققان پیشبینیهای مربوط به کاهش درآمد جهانی ناشی از تغییرات اقلیمی تا سال ۲۱۰۰ را از ۲۰ درصد به ۸.۵ درصد کاهش دادهاند. مدلهای بازنگریشده همچنین نشان میدهند که تأثیر این تغییرات بر نابرابری درآمد جهانی به شدت کمتر خواهد بود.
به قلم فرشید جمشیدی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- نظریهپردازان اقتصاد کلان
- تأکید بر رفتارهای ساختاری اقتصادی مانند همگرایی و سازگاری، و پیشبینی خسارات معتدلتر و قابل جبران.
- اقتصادسنجان تجربی
- تمرکز بر دادههای تاریخی که نشان میدهد شوکهای دمایی رشد اقتصادی را کاهش میدهند و خسارات بلندمدت انباشته را پیشبینی میکنند.
- تحلیلگران سیاست اقلیمی
- تمرکز بر مقیاس مطلق خسارات، با این استدلال که حتی با بازنگری رو به پایین، این زیانها اقدامات فوری کاهش اثرات را توجیه میکنند.
نکات کلیدی
- مدلهای تجربی قبلی کاهش ۲۰ درصدی در درآمد جهانی تا سال ۲۱۰۰ را به دلیل تغییرات اقلیمی پیشبینی میکردند.
- یک روششناسی جدید «همگرایی» – تمایل اقتصادهای فقیرتر به رشد سریعتر و جبران پس از شوکها – را در نظر میگیرد.
- در نظر گرفتن همگرایی، کاهش پیشبینی شده در درآمد جهانی را به ۸.۵ درصد میرساند.
- مدل بازنگری شده همچنین افزایش پیشبینی شده در نابرابری درآمد جهانی را از ۱۱۸ درصد به تنها ۸ درصد کاهش میدهد.
- این یافتهها شکاف بین مدلهای تجربی مبتنی بر داده و مدلهای اقتصاد کلان مبتنی بر نظریه را آشتی میدهد.
چرا مهم است
مدلهای اقتصادی دقیق تعیین میکنند که دولتها امروز چقدر مایلند برای مبارزه با تغییرات اقلیمی هزینه کنند. این روششناسی با اثبات اینکه اقتصادها به طور طبیعی بخشی از زیانهای ناشی از اقلیم را جبران میکنند، یک مبنای واقعبینانهتر و قابل دفاع برای سیاستهای جهانی اقلیم و قیمتگذاری کربن فراهم میآورد.
در سال ۲۰۱۵، یک مدل برجسته اقتصادسنجی اقلیمی پیشبینی کرد که گرمایش جهانی بدون تعدیل، درآمد متوسط جهانی را تا پایان قرن به میزان ۲۰ درصد کاهش خواهد داد. این رقم، که همچنین افزایش ۱۱۸ درصدی نابرابری درآمد بین کشورها را پیشبینی میکرد، به سرعت به سنگ بنای بدترین سناریوهای اقتصادی اقلیمی تبدیل شد. این مدل آیندهای را ترسیم میکرد که در آن شکاف اقتصادی بین شمال و جنوب جهانی غیرقابل جبران خواهد بود. اما یک بررسی روششناختی جدید که در مجله «اقتصاد انرژی» (Energy Economics) منتشر شده، نشان میدهد که آن مدلهای تجربی یک سازوکار اساسی اقتصاد کلان را نادیده گرفتهاند: همگرایی رشد جهانی. هنگامی که کشورهای فقیرتر شوکهای اقتصادی را تجربه میکنند، تمایل دارند پس از آن سریعتر رشد کنند تا به کشورهای ثروتمندتر برسند. با نادیده گرفتن این اثر «همگرایی»، مدلهای قبلی عملاً فرض کردند که هرگونه کاهش رشد اقتصادی ناشی از اقلیم، دائمی است و سال به سال به زیانهای فاجعهبار و غیرقابل جبران بلندمدت تبدیل میشود.[1][2]
یک تیم تحقیقاتی به رهبری آنتونی هاردینگ از مؤسسه فناوری جورجیا، به همراه اقتصاددانانی از دانشگاه واترلو و مؤسسه اقتصاد جهانی کیل، تصمیم گرفتند رابطه غیرخطی جهانی بین دما و رشد اقتصادی در سطح کشورها را مجدداً برآورد کنند. با در نظر گرفتن صریح همگرایی رشد درآمد در تحقیقات تجربی خود، یافتههای آنها پیشبینیهای مربوط به زیانهای درآمد جهانی را بیش از نصف کاهش داد. در سناریوی انتشار بالای گازهای گلخانهای، کاهش پیشبینی شده در درآمدهای متوسط جهانی تا سال ۲۱۰۰ از ۲۰ درصد به ۸.۵ درصد کاهش مییابد. این بازنگری گسترده، درک اساسی از اینکه چگونه گرمایش زمین بر اقتصاد جهانی طی هشت دهه آینده تأثیر میگذارد را تغییر میدهد و برآورد واقعبینانهتری را برای سیاستگذارانی که هزینه اجتماعی کربن را محاسبه میکنند، فراهم میآورد.[1][2]
سازوکار پشت این بازنگری در نحوه بازیابی طبیعی اقتصادها از شوکهای دمایی نهفته است. هنگامی که دما از سطوح بهینه فراتر میرود، رشد اقتصادی به طور محسوسی کند میشود و بر همه چیز از بازده کشاورزی گرفته تا بهرهوری نیروی کار تأثیر میگذارد. با این حال، با کند شدن رشد، اثر همگرایی در جهت مخالف فشار میآورد. از آنجا که اقتصادهای فقیرتر یا آنهایی که به طور موقت رشدشان متوقف شده، فضای بیشتری برای پذیرش فناوریهای موجود و بهبود کارایی دارند، به طور طبیعی تمایل دارند سریعتر از اقتصادهای بالغ رشد کنند. این نیروی جبرانکننده، نرخ رشد را افزایش میدهد زیرا کشور آسیبدیده تلاش میکند به مسیر اقتصادی پایه خود بازگردد. با در نظر گرفتن این پویایی، روششناسی جدید نشان میدهد که اقتصادها بخش قابل توجهی از زیانهای اقتصادی را که مدلهای قبلی فرض میکردند برای همیشه از ترازنامه جهانی حذف شدهاند، بازیابی میکنند.[1][3]
بدون در نظر گرفتن همگرایی، مدلهای تجربی یک نتیجه بلندمدت غیرمنطقی و از نظر ریاضی مشکلساز تولید میکنند. آنها منافع تصاعدی را برای کشورهای «برنده» پیشبینی میکنند – معمولاً کشورهای بزرگ شمالی مانند کانادا و روسیه، جایی که دمای گرمتر ممکن است به طور موقت فعالیتهای کشاورزی یا اقتصادی را تقویت کند. در این مدلهای قدیمیتر، رشد تصاعدی برندگان در نهایت از زیانهای متحمل شده توسط کشورهای «بازنده» نزدیکتر به خط استوا پیشی میگیرد. از آنجا که اقتصاد یک کشور بازنده تنها میتواند تا صفر کوچک شود، رشد تصاعدی مهار نشده برندگان در نهایت باعث میشود که مدل نشان دهد تغییرات اقلیمی در بلندمدت بسیار طولانی، یک منفعت اقتصادی خالص دارد – نتیجهای که با علم فیزیکی اقلیم و محدودیتهای اساسی سیارهای در تضاد است.[1][2]
بدون در نظر گرفتن همگرایی، مدلهای تجربی یک نتیجه بلندمدت غیرمنطقی و از نظر ریاضی مشکلساز تولید میکنند.
محققان با گنجاندن همگرایی در مدل، دریافتند که خسارات تجمعی به صورت محدب (Convex) در میآیند. این مدل به طور مداوم کشورها را به سمت یکدیگر سوق میدهد و مانع از آن میشود که برندگان به طور نامحدود از بازندگان پیشی بگیرند. در نتیجه، پیشبینیهای بازنگری شده نشان میدهند که خسارات اقلیمی با گرمایش مداوم، به طور پیوسته در طول زمان افزایش مییابند و آن منفعت بلندمدت متناقض را حذف میکنند. رویکرد سازگار با همگرایی تضمین میکند که مدلهای اقتصادی بازتابدهنده واقعیتی هستند که در آن اقتصاد جهانی به هم پیوسته است و انباشت شدید منافع و زیانهای محلی، به طور طبیعی توسط نیروهای اقتصاد کلان تعدیل میشود.[1][2][3]
این اصلاح روششناختی همچنین پیشبینیهای مربوط به نابرابری جهانی را به طور اساسی تغییر میدهد، که یک معیار حیاتی برای سیاستهای بینالمللی اقلیمی و تأمین مالی سازگاری است. مدلهای قبلی نشان میدادند که تغییرات اقلیمی تا سال ۲۱۰۰ باعث افزایش ۱۱۸ درصدی ضریب جینی – معیار استاندارد نابرابری – خواهد شد و تصویری از جهانی که به شدت توسط تفاوتهای دمایی شکافته شده، ارائه میداد. مدل سازگار با همگرایی، این افزایش پیشبینی شده را به تنها ۸ درصد کاهش میدهد. این نشان میدهد که اگرچه تغییرات اقلیمی بدون شک آسیبرسان خواهد بود، اما تأثیر بسیار کمتری بر نابرابری درآمد بین کشورها نسبت به آنچه قبلاً بیم میرفت، دارد. آسیب به جای تمرکز کامل در جهان در حال توسعه، به طور یکنواختتری در بین همه کشورها توزیع میشود.[1][2]
با وجود بازنگری قابل توجه رو به پایین در خسارات پیشبینی شده، شواهد همچنان واضح است که تغییرات اقلیمی آسیب اقتصادی قابل توجهی وارد خواهد کرد. کاهش ۸.۵ درصدی در درآمدهای متوسط جهانی تا سال ۲۱۰۰ همچنان نشاندهنده دهها تریلیون دلار تولید اقتصادی از دست رفته است و نیازمند تلاشهای فوری و تهاجمی برای کاهش اثرات است. محققان تأکید میکنند که اگرچه همگرایی اثرات را نسبت به مدلهای تجربی قدیمیتر تعدیل میکند، اما مقیاس مطلق خسارت همچنان بزرگ است. این یافتهها تنش مداومی را در اقتصاد اقلیمی بین دادههای تجربی گذشتهنگر و پیشبینیهای آیندهنگر برجسته میکند. در دادههای تاریخی، همگرایی اغلب به عنوان یک پیشبینیکننده آماری معنادار برای رابطه بین دما و رشد اقتصادی کوتاهمدت ظاهر نمیشود.[1][3]
در نهایت، این روششناسی یک پل حیاتی بین دو مکتب فکری متضاد قبلی در اقتصاد اقلیمی ایجاد میکند. سالهاست که محققان در مورد شکاف بین رویکرد اقتصادسنجی اقلیمی، که متکی بر دادههای تاریخی است و اغلب خسارات عظیمی را پیشبینی میکند، و مدلهای ارزیابی یکپارچه (IAMs)، که متکی بر نظریه اقتصاد کلان هستند و معمولاً خسارات معتدلتری در محدوده ۶ تا ۷ درصد پیشبینی میکنند، بحث کردهاند. با گنجاندن یک اصل اصلی اقتصاد کلان در یک مدل تجربی مبتنی بر داده، پیشبینیهای جدید این اختلاف آشکار را حل و فصل میکنند. برآورد خسارت ۸.۵ درصدی حاصل، در حالی که همچنان مبتنی بر دادههای تاریخی مشاهده شده است، بسیار نزدیکتر به مدلهای نظری است و مبنایی شفاف برای سیاستهای اقلیمی آینده ارائه میدهد.[1][3][4]
بررسی عمیق دیدگاهها
اقتصادسنجان تجربی
محققانی که بر دادههای تاریخی تکیه میکنند و قبلاً خسارات اقتصادی عظیم و انباشته را پیشبینی میکردند.
این گروه از نظر تاریخی استدلال کردهاند که شوکهای دمایی مسیر رشد یک کشور را به طور دائمی تغییر میدهند. آنها با بررسی دادههای آب و هوایی تاریخی و تولید ناخالص داخلی، دریافتند که سالهای گرم رشد را کاهش میدهند و این را استنباط کردند که گرمایش مداوم، این زیانها را سال به سال انباشته خواهد کرد. در حالی که آنها ظرافت ریاضی همگرایی را تأیید میکنند، برخی معتقدند که گرمایش بیسابقه آینده ممکن است سازوکارهای بازیابی تاریخی را مختل کند، به این معنی که همگرایی ممکن است در دنیای با دمای ۳+ درجه سانتیگراد به اندازه قرن بیستم قوی عمل نکند.
نظریهپردازان اقتصاد کلان
اقتصاددانانی که از مدلهای ارزیابی یکپارچه (IAMs) استفاده میکنند و خسارات معتدلتر و مبتنی بر نظریه را پیشبینی میکنند.
نظریهپردازان مدتهاست استدلال کردهاند که برآوردهای خسارت ۲۰ درصدی به طور غیرواقعی بالا بودند زیرا رفتارهای اساسی اقتصادی مانند سازگاری، تجارت و همگرایی را نادیده میگرفتند. آنها روششناسی جدید را به عنوان یک اصلاح ضروری میبینند که دادههای تجربی را دوباره با نظریه اقتصادی تثبیت شده هماهنگ میکند. از دیدگاه آنها، اقتصادها سیستمهای انعطافپذیری هستند که به طور طبیعی با شوکها سازگار میشوند، و عدم در نظر گرفتن این رشد جبرانی، نحوه عملکرد بازارهای جهانی در مقیاسهای قرن را به طور اساسی تحریف میکند.
تحلیلگران سیاست اقلیمی
سیاستگذاران و تحلیلگرانی که از این برآوردهای خسارت برای محاسبه هزینه اجتماعی کربن استفاده میکنند.
برای تحلیلگران سیاست، درصد دقیق تولید ناخالص داخلی از دست رفته، میزان تهاجمی بودن مداخلات اقلیمی توصیه شده را تعیین میکند. در حالی که زیان ۸.۵ درصدی کمتر از ۲۰ درصد فاجعهبار است، اما همچنان قیمتگذاری سختگیرانه کربن و سرمایهگذاریهای عظیم در کاهش اثرات را توجیه میکند. این گروه بر اعداد مطلق تمرکز دارند: کاهش ۸.۵ درصدی در طول یک قرن همچنان معادل تریلیونها دلار رفاه از دست رفته است. آنها تأکید میکنند که بازنگری رو به پایین در مدلها نباید به عنوان دلیلی برای به تأخیر انداختن اقدام اقلیمی تفسیر شود، بلکه باید به عنوان یک مبنای دقیقتر برای تحلیلهای هزینه-فایده در نظر گرفته شود.
منابع
[1]Energy Economicsنظریهپردازان اقتصاد کلانDistribution of climate damages in convergence-consistent growth projections
مطالعه در Energy Economics →
[2]EconPapersنظریهپردازان اقتصاد کلانDistribution of climate damages in convergence-consistent growth projections
مطالعه در EconPapers →
[3]EconStorنظریهپردازان اقتصاد کلانClimate Damages in Convergence-Consistent Growth Projections
مطالعه در EconStor →
[4]تیم سردبیری کوهستانتحلیلگران سیاست اقلیمیتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت تحلیل داده اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.

