تمرکز جدید بانک جهانی بر «شکاف رفاه» چگونه محاسبات فقر جهانی را بازنویسی میکند؟
با جایگزینی آستانههای درآمدی دلخواه با یک ضریب حساس به توزیع، یک معیار اقتصادی جدید نشان میدهد که پیشرفت جهانی به طور قابل توجهی کندتر از آن چیزی بوده که خطوط فقر سنتی نشان میدهند.
به قلم آزاده ابراهیمی
این خبر را به اشتراک بگذارید
- اقتصاددانان توسعه
- استدلال میکنند که معیارهای حساس به توزیع، مانع از آن میشود که دولتها با تمرکز صرف بر افراد درست زیر خط فقر، آمار فقر را دستکاری کنند.
- سازمانهای کمک جهانی
- تأکید میکنند که اگرچه این معیار از نظر ریاضی برتر است، اما مقیاس عظیم شکاف، نیاز فوری به افزایش گسترده در تأمین مالی توسعه را برجسته میکند.
- روششناسان داده
- اشاره میکنند که اتکای این معیار به دادههای مصرف برآوردی و تبدیلهای برابری قدرت خرید، حاشیه خطای قابل توجهی را در مناطق کمدرآمد ایجاد میکند.
وقتی میخوانید که فقر جهانی طی سه دهه گذشته به شدت کاهش یافته است، صحت این ادعا کاملاً به این بستگی دارد که خط پایان کجا ترسیم شده باشد. برای دههها، توسعه بینالمللی بر اساس یک منحنی دوتایی ارزیابی میشد: یک فرد یا زیر خط فقر شدید – که اخیراً ۲.۱۵ دلار در روز تعیین شده بود – قرار داشت یا نداشت. این چارچوب دوتایی نحوه تخصیص تریلیونها دلار کمک خارجی و وامهای توسعه را شکل داد، اما یک توهم آماری ایجاد کرد.[1]
اگر یک برنامه دولتی درآمد روزانه یک شهروند را از ۲.۱۴ دلار به ۲.۱۶ دلار افزایش میداد، معیارهای سنتی این را یک پیروزی ثبت میکردند. یک نفر کمتر در فقر شدید. با این حال، از نظر مادی، زندگی آن شهروند به سختی تغییر کرده بود. آستانه دوتایی نتوانست عمق محرومیت زیر خط را ثبت کند و فاصله زیادی را که بین بقای صرف و امنیت اقتصادی واقعی باقی مانده بود، نادیده گرفت.[2][3]
در اینجا «شکاف رفاه» مطرح میشود، یک رویکرد ریاضیاتی اساساً جدید برای اندازهگیری رفاه انسانی که توسط بانک جهانی پذیرفته شده است. شکاف رفاه به جای پرسیدن اینکه آیا کسی از یک آستانه دلخواه عبور کرده است، یک سؤال حساس به توزیع میپرسد: درآمد یک فرد باید در چه عاملی ضرب شود تا به استاندارد رفاه با درآمد بالا برسد؟[1][2]
این استاندارد در حال حاضر ۲۵ دلار برای هر نفر در روز تعیین شده است که بر اساس برابری قدرت خرید سال ۲۰۱۷ تعدیل شده است. این رقم به طور تصادفی انتخاب نشده است؛ بلکه تقریباً منعکسکننده میانگین درآمد یک فرد معمولی است که در کشوری زندگی میکند که در حال گذار به وضعیت درآمد بالا است. برخی مجموعهدادهها، با تعدیل برای قدرت خرید سال ۲۰۲۱، این هدف را ۲۸ دلار تعیین میکنند.[1]
سازوکار این شاخص به طرز زیبایی ساده است اما انگیزههای توسعه اقتصادی را عمیقاً تغییر میدهد. اگر فردی روزانه ۱۲.۵۰ دلار درآمد داشته باشد، شکاف رفاه شخصی او ۲ است – درآمد او باید دو برابر شود تا به استاندارد ۲۵ دلاری برسد. اگر فرد دیگری فقط ۲.۵۰ دلار در روز درآمد داشته باشد، شکاف او ۱۰ است.[2][3]
از آنجایی که شکاف رفاه به عنوان یک ضریب عمل میکند، ذاتاً وزن بیشتری به فقیرترین افراد میدهد. افزایش یک دلاری در درآمد روزانه برای فردی که ۲.۵۰ دلار درآمد دارد، شکاف او را از ۱۰ به ۷.۱ کاهش میدهد. همان افزایش یک دلاری برای فردی که ۱۲.۵۰ دلار درآمد دارد، شکاف او را تنها از ۲ به ۱.۸۵ کاهش میدهد.[2]
این ویژگی ریاضی یکی از پایدارترین نقصها در اقتصاد توسعه را حل میکند. در سیستم قدیمی، دولتها تشویق میشدند که منابع را بر کسانی متمرکز کنند که درست زیر خط فقر زندگی میکنند – «میوههای در دسترس» – زیرا عبور دادن آنها از آستانه، سریعترین بهبود را در آمار ملی به همراه داشت. فقیرترینِ فقرا اغلب نادیده گرفته میشدند، زیرا بالا بردن آنها به سرمایه زیادی نیاز داشت در ازای پاداش آماری اندک.[2][3]
شکاف رفاه این انگیزه منحرف را از بین میبرد. برای بهبود نمره کلی یک کشور، سیاستگذاران باید رشد اقتصادی فراگیری ایجاد کنند که به پایینترین سطح مطلق توزیع درآمد برسد. این معیار، عدالت گسترده را به همان اندازه که رشد خام تولید ناخالص داخلی (GDP) را پاداش میدهد، ارج مینهد.[1][4]
برای بهبود نمره کلی یک کشور، سیاستگذاران باید رشد اقتصادی فراگیری ایجاد کنند که به پایینترین سطح مطلق توزیع درآمد برسد.
هنگامی که این معیار در مورد جمعیت جهانی اعمال میشود، دادهها واقعیت تلخی را در مورد سرعت پیشرفت بشری آشکار میکنند. شکاف رفاه جهانی کنونی ۴.۹ است. این بدان معناست که به طور متوسط، درآمدها در سراسر جهان باید تقریباً پنج برابر افزایش یابد تا همه به استاندارد ۲۵ دلاری در روز برسند.[1]
نابرابریهای منطقهای پنهان در این میانگین جهانی بسیار شدید هستند. در آفریقای زیر صحرا، شکاف رفاه ۱۲.۲ است، به این معنی که میانگین درآمدها باید بیش از ۱۲ برابر ضرب شوند تا به آستانه رفاه برسند. با وجود اینکه این منطقه تنها ۱۶٪ از جمعیت جهان را تشکیل میدهد، تقریباً ۴۰٪ از کمبود جهانی را به خود اختصاص داده است.[1][4]
آسیای جنوبی با شکاف ۶.۲ و آمریکای لاتین و کارائیب با ۳.۲ در رتبههای بعدی قرار دارند. این ارقام نقشهای با وضوح بسیار بالاتر از نابرابری جهانی نسبت به ابزار خام شمارش فقر شدید ارائه میدهند، که اغلب واقعیتهای اقتصادی بسیار متفاوت را در یک سطل واحد «در حال توسعه» قرار میدهد.[1]
تغییر در روششناسی همچنین بازنگری در پیشرفت تاریخی را ایجاب میکند. بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۴، سهم جمعیت جهانی که در فقر شدید زندگی میکردند از ۳۸٪ به ۸.۵٪ کاهش یافت – کاهشی عظیم معادل ۷۷٪ که اغلب به عنوان یک پیروزی تاریخی جهانیسازی ذکر میشود.[5]
با این حال، هنگامی که با شکاف رفاه اندازهگیری میشود، روایت تغییر میکند. شکاف جهانی از ۱۰.۹ در سال ۱۹۹۰ به ۴.۹ در سال ۲۰۲۴ کاهش یافت. اگرچه این هنوز یک بهبود قابل توجه است، اما تنها نشاندهنده کاهش ۵۵٪ است. معیار سنتی شمارش افراد، پیشرفت اقتصادی جهانی را تقریباً ۴۰٪ نسبت به شکاف حساس به توزیع، بیش از حد نشان میدهد.[1][5]
این اختلاف به این دلیل وجود دارد که معیار شمارش افراد، عبور میلیونها نفر از خط ۲.۱۵ دلاری را یک موفقیت آماری کامل در نظر میگرفت، در حالی که این واقعیت را نادیده میگرفت که بسیاری از آن افراد در ۳ یا ۴ دلار در روز متوقف شدند. آنها همچنان در برابر شوکهای اقتصادی بسیار آسیبپذیر بودند و از رفاه واقعی فاصله داشتند، واقعیتی که ضریب جدید به خوبی آن را ثبت میکند.[2][5]
با وجود ظرافت ریاضیاتی، شکاف رفاه همچنان توسط واقعیت جمعآوری دادههای جهانی محدود میشود. در کشورهای با درآمد بالا، این معیار به دادههای مالیاتی و مزایای قوی متکی است. اما در کشورهای با درآمد پایین و متوسط، به شدت به نظرسنجیهای مصرف خانوار وابسته است.[4]
از آنجایی که بسیاری از مردم در اقتصادهای در حال توسعه غذای خود را کشت میکنند یا به مبادله کالا به کالا میپردازند، آمارگیران باید تخمین بزنند که آن کالاها در بازار محلی چقدر هزینه داشتند و آن ارزش را به «درآمد» خانوار نسبت دهند (برآورد کنند). این امر لایهای از تخمین را معرفی میکند که میتواند نتایج را تحریف کند، به ویژه در دورههای تورم سریع محلی.
علاوه بر این، کل چارچوب بر تبدیلهای برابری قدرت خرید (PPP) استوار است – فرمولهای پیچیدهای که برای برابر کردن قدرت خرید ارزهای مختلف استفاده میشوند. هنگامی که بانک جهانی خطوط پایه PPP خود را بهروزرسانی میکند، همانطور که با انتقال از دادههای سال ۲۰۱۷ به ۲۰۲۱ انجام داد، شکافهای تاریخی میتوانند به صورت گذشتهنگر تغییر کنند و تجزیه و تحلیل روند بلندمدت را پیچیده سازند.[1]
نکات کلیدی
- بانک جهانی «شکاف رفاه» را جایگزین خطوط فقر شدید دوتایی کرده است.
- این معیار، ضریب میانگینی را محاسبه میکند که درآمدها باید در آن ضرب شوند تا به ۲۵ دلار در روز برسند.
- از آنجایی که این شاخص به صورت ضریب عمل میکند، افزایش درآمد در میان فقیرترین افراد مطلق، وزن بیشتری پیدا میکند.
- آفریقای زیر صحرا با بزرگترین کمبود مواجه است و نیازمند افزایش ۱۲.۲ برابری در میانگین درآمدها است.
- معیار جدید نشان میدهد که پیشرفت اقتصادی جهانی از سال ۱۹۹۰ به طور قابل توجهی کندتر از آنچه قبلاً گزارش شده بود، بوده است.
چرا مهم است
نحوه اندازهگیری فقر توسط نهادها، محل تخصیص تریلیونها دلار کمکهای بینالمللی، وامهای توسعه و سرمایهگذاریهای مالی اقلیمی را تعیین میکند. با تغییر از یک آستانه دوتایی به یک ضریب پیوسته، معیار جدید مانع از آن میشود که دولتها صرفاً به دلیل عبور شهروندان از خط دلخواه ۲.۱۵ دلاری در روز، اعلام پیروزی کنند.
منابع
[1]World Bankسازمانهای کمک جهانیPoverty, Prosperity, and Planet Report 2024
مطالعه در World Bank →
[2]World Bank Policy Researchاقتصاددانان توسعهA New Distribution Sensitive Index for Measuring Welfare, Poverty, and Inequality
مطالعه در World Bank Policy Research →
[3]RePEcاقتصاددانان توسعهA New Distribution Sensitive Index for Measuring Welfare, Poverty, and Inequality
مطالعه در RePEc →
[4]Poverty and Inequality Platformسازمانهای کمک جهانیPoverty and Inequality Platform (PIP)
مطالعه در Poverty and Inequality Platform →
[5]تیم سردبیری کوهستانتحلیل تیم سردبیری کوهستان
مطالعه در تیم سردبیری کوهستان →
نظرات
هر زاویه. هر روز.
دریافت تحلیل داده اخبار همراه با پوشش کامل منابع و تحلیل دیدگاهها، مستقیم در صندوق ورودی شما.



